﻿1
00:00:00,000 --> 00:01:31,000
<font color="#d26900">= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color="#ff8000">« KoreFa.ir »
</font><font color="#ffac59">≡ مترجم : Tarry ≡</font>

2
00:01:31,610 --> 00:01:32,562
<font color="#ff7d7d">= رویانگ =</font>

3
00:01:34,136 --> 00:01:35,986
<font color="#ff7d7d">= رویانگ =</font>

4
00:01:40,960 --> 00:01:42,599
<font color="#ff7d7d">= رویانگ =</font>
!دروازه شهر رو باز کنید

5
00:01:43,039 --> 00:01:45,239
!سریع دروازه رو باز کنید

6
00:02:02,440 --> 00:02:05,840
!غرب لونگشان پیروز شد! ارتش برمیگرده

7
00:02:06,440 --> 00:02:10,360
!غرب لونگشان پیروز شد! ارتش برمیگرده

8
00:02:10,840 --> 00:02:14,599
!غرب لونگشان پیروز شد! ارتش برمیگرده

9
00:02:15,159 --> 00:02:19,280
!غرب لونگشان پیروز شد! ارتش برمیگرده

10
00:02:19,559 --> 00:02:23,599
<font color="#f2ce00">=</font> <font color="#c4a600">عشقی مانند کهکشان </font><font color="#f2ce00">=</font>

11
00:02:24,880 --> 00:02:27,794
<font color="#f2ce00">≡</font> <font color="#fbd600">قسمت اول </font><font color="#f2ce00">≡</font>

12
00:02:27,820 --> 00:02:30,108
<font color="#ff7d7d">= رویانگ =</font>

13
00:02:31,932 --> 00:02:34,306
<font color="#ff7d7d">= رویانگ =</font>

14
00:02:38,948 --> 00:02:41,847
<font color="#ff7d7d">= رویانگ =</font>

15
00:02:55,507 --> 00:02:58,512
<font color="#0080ff">= لینگ =</font>

16
00:03:08,959 --> 00:03:10,959
<font color="#0080ff">= لینگ =</font>

17
00:03:10,976 --> 00:03:17,500
<font color="#ff7d7d">= رویانگ =</font>

18
00:03:26,934 --> 00:03:29,850
<font color="#ff7d7d">= رویانگ =</font>

19
00:03:49,037 --> 00:03:54,556
<font color="#ff7d7d">= رویانگ =</font>

20
00:03:57,458 --> 00:04:01,421
<font color="#0080ff">= لینگ =</font>

21
00:04:38,920 --> 00:04:41,960
!لینگ بویی فرمان را بپذیر

22
00:04:45,785 --> 00:04:48,920
ژنرال پیشین، لینگ بویی

23
00:04:49,480 --> 00:04:51,000
دشمنان بسیاری را هلاک کرد

24
00:04:51,239 --> 00:04:52,920
و برای وطنش پیروزی به ارمغان آورد

25
00:04:53,440 --> 00:04:55,239
دشمنان را به خاک سیاه نشاند

26
00:04:55,440 --> 00:04:57,360
.و جنگ را به پایان رساند

27
00:04:58,199 --> 00:04:59,639
او با پایان دادن به جنگ

28
00:04:59,639 --> 00:05:01,079
.صلح را به جهان آورد

29
00:05:01,400 --> 00:05:02,920
.خدمات عالی او تا همیشه در یاد ها خواهد ماند

30
00:05:03,800 --> 00:05:07,119
<font color="#dfbe00">(لینگ بویی)</font>
اینک مقام "معاون فرمانده کل" به او تعلق میگیرد

31
00:05:07,639 --> 00:05:10,400
.و نگهبانان یولین تحت امر او خواهند بود

32
00:05:10,880 --> 00:05:15,239
همچنین، فرماندهی نگهبانان یوچی از
.پنج مکتب ارتش شمالی نیز به عهده او خواهد بود

33
00:05:15,559 --> 00:05:17,159
عنوان دیگر "سرپرست قصر سلطنتی" نیز
به او تعلق میگیرد

34
00:05:17,599 --> 00:05:19,400
و اجازه ورود به قصر اندرونی را دارد

35
00:05:19,599 --> 00:05:22,280
او مجاز است با پای پوش و شمشیرش
نزد امپراتور حاضر شود

36
00:05:22,599 --> 00:05:24,039
او اجازه قدم زدن در دربار سلطنتی را دارد

37
00:05:24,360 --> 00:05:26,360
. اجازه حذف کردن اسمش در دربار سلطنتی را دارد

38
00:05:26,960 --> 00:05:27,800
...بنده

39
00:05:28,639 --> 00:05:29,599
از لطف بزرگ شما سپاسگزارم

40
00:05:31,079 --> 00:05:32,400
ژنرال لینگ، برخیزید

41
00:05:33,880 --> 00:05:35,519
ژنرال، لطفا فرمان رو بگیرید

42
00:05:38,320 --> 00:05:39,960
امپراتور وقتی فهمیدن دارین برمیگردین

43
00:05:39,960 --> 00:05:41,840
<font color="#dfbe00">(پیشخدمت سائو)</font>
کل شب رو نخوابیدن

44
00:05:42,440 --> 00:05:44,119
ایشون میخواستن شخصا برای استقبالتون بیان

45
00:05:44,119 --> 00:05:46,199
اما مشاور سلطنتی زو جلوشونو گرفتن

46
00:05:49,159 --> 00:05:50,000
ژنرال لینگ

47
00:05:50,559 --> 00:05:53,440
فورا ردای اعطاییِ امپراتور رو تن کنید

48
00:05:53,599 --> 00:05:55,000
.باید ابتدا به قصر سلطنتی برگردیم

49
00:05:55,199 --> 00:05:57,960
امپراتور دستور دادن
 .به مناسبت بازگشتتون ضیافتی برپا بشه

50
00:06:05,880 --> 00:06:06,840
پیغامم رو به امپراتور برسونین

51
00:06:07,199 --> 00:06:08,679
گزارشی مبنی بر اتفاق مهمی دریافت کردم

52
00:06:09,119 --> 00:06:10,280
پس از رسیدگی به اون مسائل

53
00:06:10,559 --> 00:06:12,199
به قصر میرم و با اعلیحضرت شام میخورم

54
00:06:12,920 --> 00:06:13,760
...بعدش

55
00:06:14,360 --> 00:06:16,559
شخصا از اعلیحضرت طلب بخشش میکنم

56
00:06:18,920 --> 00:06:19,519
راه میفتیم

57
00:06:19,519 --> 00:06:20,360
!اطاعت

58
00:06:24,400 --> 00:06:26,800
چه مسئله ای پیش اومده که اینقدر عجله دارین؟

59
00:06:59,440 --> 00:07:01,159
نکنه اون تو مرده؟

60
00:07:01,239 --> 00:07:02,599
از قدیم گفتن
"آدمای بد هزارسال عمر میکنن"

61
00:07:02,920 --> 00:07:04,320
فقط واسه یک ماه مریض بوده

62
00:07:04,320 --> 00:07:05,840
مگه میشه به این راحتی بمیره؟

63
00:07:07,519 --> 00:07:08,880
بهتون که گفتم

64
00:07:08,880 --> 00:07:10,639
بخاطر اینکه بانوی چهارم رو تو این روستا ول کردین

65
00:07:10,639 --> 00:07:11,880
بشدت بیمار شده

66
00:07:12,079 --> 00:07:14,519
الان هنوز بهبود پیدا نکرده. نمیتونه بیاد

67
00:07:15,480 --> 00:07:17,280
اگه نمیتونه بیاد، بازم بایــــد بیاد

68
00:07:19,719 --> 00:07:20,840
دو هفته ی دیگه

69
00:07:21,000 --> 00:07:22,760
ارباب خونه برمیگرده

70
00:07:23,280 --> 00:07:25,199
الان حتی اگه مریض باشه

71
00:07:25,360 --> 00:07:26,599
یا مرده باشه

72
00:07:27,039 --> 00:07:28,639
!باید باهام برگرده

73
00:07:31,599 --> 00:07:32,599
بانوی چهارم

74
00:07:32,880 --> 00:07:34,280
گمونم این مدت

75
00:07:34,280 --> 00:07:36,320
غذای گرمی نخوردی. درسته؟

76
00:07:36,440 --> 00:07:38,800
امروز یه عالمه غذا آوردم

77
00:07:39,119 --> 00:07:40,440
بعد از اینکه سیر شدی، عازم میشیم

78
00:07:45,280 --> 00:07:46,800
اگه بازم در رو باز نکنی

79
00:07:46,920 --> 00:07:49,480
همه غذاهای تو جعبه رو میریزم دور

80
00:07:53,719 --> 00:07:54,599
...عه

81
00:07:55,280 --> 00:07:56,599
دختره ی بی خاصیت

82
00:08:25,840 --> 00:08:26,760
آرومتر بخورین

83
00:08:26,920 --> 00:08:28,640
مدت زیادی بیمار بودین
برای خوردن عجله نکنین

84
00:08:29,800 --> 00:08:31,600
تو که میدونی چقدر گرسنگی کشیدم

85
00:08:32,159 --> 00:08:33,199
چطور میتونم آروم بخورم

86
00:08:33,600 --> 00:08:36,800
اما اگه با ولع همشو قورت بدین
معده تون آسیب میبینه

87
00:08:36,920 --> 00:08:39,039
اول باید زنده بمونم
بعد به معده ام اهمیت بدم

88
00:08:40,479 --> 00:08:41,680
!فقط در میزنه زنیکه

89
00:08:43,000 --> 00:08:44,079
<font color="#dfbe00">(چنگ شائوشانگ)
</font>!چته انقدر عجله داری

90
00:08:44,097 --> 00:08:45,937
<font color="#dfbe00">(چنگ شائوشانگ)
</font>

91
00:08:49,279 --> 00:08:51,520
این آدمای بی شرم و حیا با چه رویی دوباره اومدن؟

92
00:08:52,000 --> 00:08:54,199
ماه گذشته تو آتش
تقریبا جونتون از دست داده بودین

93
00:08:54,359 --> 00:08:56,079
اما یکبارم افرادشون رو برای پرسیدن ححالتون نفرستادن

94
00:08:56,479 --> 00:08:57,760
حالا که بهبود پیدا کردین

95
00:08:57,760 --> 00:08:58,880
.افرادشون رو فرستادن

96
00:08:58,905 --> 00:09:00,560
<font color="#dfbe00">(لیان فانگ)
</font>مطمئنم نیت خیری ندارن

97
00:09:00,800 --> 00:09:01,960
من یه آدمی ام که پام لب گوره

98
00:09:02,800 --> 00:09:04,239
حتی پدر و مادرمم نگرانم نیستن

99
00:09:05,279 --> 00:09:06,800
الان اینا اومدن ملاقاتم!؟

100
00:09:07,760 --> 00:09:09,119
واقعا غافلگیر شدم

101
00:09:09,399 --> 00:09:10,600
اما تو سالهای گذشته

102
00:09:10,680 --> 00:09:12,680
خانم بزرگ همیشه براتون نامه میفرستاد

103
00:09:12,840 --> 00:09:14,800
که یعنی براشون اهمیت دارین

104
00:09:16,720 --> 00:09:17,840
تو تمام این سالها

105
00:09:18,000 --> 00:09:19,800
.فقط چندتا دونه نامه برام فرستادن

106
00:09:20,239 --> 00:09:22,119
ارزش من براشون همین قدره؟

107
00:09:23,680 --> 00:09:24,680
حیف که سگ جونم

108
00:09:25,119 --> 00:09:27,840
وگرنه ممکن بود نامه فوت منو دریافت کنن

109
00:09:27,920 --> 00:09:29,079
خوردنت تموم نشد؟

110
00:09:29,920 --> 00:09:31,840
به محض اینکه خوردنت تموم شد

111
00:09:31,880 --> 00:09:33,039
باید با ما بیای

112
00:09:33,159 --> 00:09:35,359
!خاندان چنگ نون خور مفت نمیخواد

113
00:10:11,920 --> 00:10:13,479
ارباب جوان، لازمه دستگیرش کنیم؟

114
00:10:18,399 --> 00:10:19,279
عجله ای نیست

115
00:10:23,279 --> 00:10:24,560
هرچیم نباشه، بانوی چهارم

116
00:10:24,560 --> 00:10:25,520
<font color="#dfbe00">(فو دنگ)
</font>ارباب شماهاست

117
00:10:25,560 --> 00:10:28,039
شماها دارین به اربابتون زور میگین

118
00:10:30,640 --> 00:10:32,920
اون فقط یک دخترک بدبخته
که برای هیچکس ذره ای اهمیت نداره

119
00:10:32,920 --> 00:10:34,800
واقعا فکر کرده اربابی چیزیه!؟

120
00:10:35,600 --> 00:10:36,920
در رو باز میکنی یا نه؟

121
00:10:38,159 --> 00:10:40,920
اگه در رو باز نکنی، مشکنمش

122
00:10:42,399 --> 00:10:43,119
چیکار میکنین؟

123
00:10:43,359 --> 00:10:44,680
بکشین کنار

124
00:10:46,520 --> 00:10:47,920
...تو کتم نمیره

125
00:10:48,775 --> 00:10:50,614
<font color="#dfbe00">(سرخدمتکار لی)
</font>که نتونم با خودم ببرمت...

126
00:10:50,639 --> 00:10:51,199
که نتونم با خودم ببرمت...

127
00:10:51,399 --> 00:10:52,199
...من

128
00:10:52,439 --> 00:10:53,359
...الان

129
00:10:53,600 --> 00:10:55,319
!باید با من برگـــــــردی

130
00:11:17,000 --> 00:11:19,359
کی بهتون اجازه داده که داروها رو دم در بذارین؟

131
00:11:19,600 --> 00:11:21,239
عمدا اینکارو کردین تا منو بچزونین؟؟

132
00:11:33,800 --> 00:11:34,720
سرخدمتکار لی؟

133
00:11:37,560 --> 00:11:38,760
گمونم فراموش کردی

134
00:11:39,000 --> 00:11:40,000
چندروز پیش

135
00:11:40,119 --> 00:11:42,479
از لیان فانگ خواستم به زن عموی دوم اطلاع بده

136
00:11:42,920 --> 00:11:45,600
که این اتاق پر از حشره است و غیرقابل سکونته

137
00:11:45,600 --> 00:11:46,520
...زن عموی دوم گفت

138
00:11:47,039 --> 00:11:48,600
که من برای توبه به اینجا اومدم

139
00:11:48,600 --> 00:11:49,960
نه برای خوشگذرونی

140
00:11:50,520 --> 00:11:53,079
پس ازم خواست این خاکسترهای چوب رو آماده کنم

141
00:11:53,159 --> 00:11:54,960
صدای در زدنِ سرخدمتکار لی رو شنیدم

142
00:11:55,079 --> 00:11:56,760
و ترسیدم که یه وقت خاکسترهای چوب خفه تون کنه

143
00:11:56,760 --> 00:11:59,239
پس به لیان فانگ گفتم اینا رو بیاره بیرون

144
00:11:59,399 --> 00:12:00,960
کی میدونست که ادب و شعور نداری

145
00:12:00,960 --> 00:12:02,319
و حجوم میاری داخل

146
00:12:02,600 --> 00:12:04,960
داری کار رو برای منِ نسل جوان سخت میکنی

147
00:12:06,720 --> 00:12:08,319
!ولم کنین

148
00:12:10,880 --> 00:12:11,880
...تو...تو

149
00:12:17,640 --> 00:12:18,680
بانوی چهارم

150
00:12:18,880 --> 00:12:22,279
سعی نکن با این بهونه های غیرقابل باور
منو از سر باز کنی

151
00:12:22,439 --> 00:12:24,520
من که میدونم کینه به دل گرفتی

152
00:12:24,760 --> 00:12:25,640
ولی اگه میخوای کسی رو سرزنش کنی

153
00:12:25,760 --> 00:12:28,439
!فقط باید خودتو سرزنش کنی

154
00:12:28,720 --> 00:12:30,319
خانوم بزرگ اینجا حبست کردن تا توبه کنی

155
00:12:30,319 --> 00:12:31,960
برای اینکه بهت درس بدن

156
00:12:32,079 --> 00:12:34,159
تا درآینده قانون شکنی نکنی

157
00:12:34,159 --> 00:12:35,880
.و کمتر خاندان چنگ رو به دردسر بندازی

158
00:12:40,800 --> 00:12:43,119
...از نیت خیر و زحمات خانوم بزرگ

159
00:12:43,960 --> 00:12:47,560
.باید قدردانی کنی، بانوی چهارم

160
00:12:50,159 --> 00:12:51,720
.البته که قدردانم

161
00:12:52,439 --> 00:12:53,560
...ازتون قدردانم که

162
00:12:54,239 --> 00:12:56,039
.اینجا تا حد مرگ بهم گرسنگی دادین

163
00:13:01,605 --> 00:13:04,000
<font color="#dfbe00">(خانم بزرگ خاندان چنگ)</font>

164
00:13:13,319 --> 00:13:14,159
ببین

165
00:13:14,800 --> 00:13:16,439
گوشواره طلاییمو تازه خریدم

166
00:13:17,000 --> 00:13:20,640
از گوشواره یشمی که سری پیش
خانوم بزرگِ همسایه بغلی انداخته بود

167
00:13:21,319 --> 00:13:22,840
باشکوه تر و قشنگتر نیست؟

168
00:13:24,279 --> 00:13:27,000
از صبح پلکم هی داره میپره

169
00:13:27,319 --> 00:13:29,039
دلم آشوبه

170
00:13:29,359 --> 00:13:31,920
مادرشوهر، بنظرتون قراره اتفاقی بیفته؟

171
00:13:34,000 --> 00:13:35,279
انقدر نرو رو مخم

172
00:13:35,439 --> 00:13:38,319
پسر بزرگم داره از جنگ برمیگرده

173
00:13:38,439 --> 00:13:40,279
چیزی نیست که از پسش برنیاد

174
00:13:40,279 --> 00:13:42,199
دقیقا نگران همین موضوعم

175
00:13:42,720 --> 00:13:43,760
<font color="#dfbe00">(خانوم گه)
</font>...هرکی داخل ماجراست میدونه

176
00:13:43,760 --> 00:13:45,840
...بانوی چهارم رو به روستا فرستادین

177
00:13:46,039 --> 00:13:47,680
.تا یک درسی بهش بدین

178
00:13:47,760 --> 00:13:49,960
...هرکی ندونه فکر میکنه که شما

179
00:13:50,439 --> 00:13:53,079
و من دست به یکی کردیم تا اذیتش کنیم

180
00:13:53,359 --> 00:13:55,159
اگه اون دخترک دوباره به چنگ شی

181
00:13:55,159 --> 00:13:56,920
حرفای نامناسب و بی جا بزنه، چی؟

182
00:13:57,199 --> 00:13:58,760
...اگه شیائو یوان یی بو ببره

183
00:13:58,920 --> 00:14:01,680
فکر میکنه که شما بانوی چهارم رو اینجا نگه داشتین

184
00:14:01,800 --> 00:14:03,880
تا شکنجه اش بدین

185
00:14:04,840 --> 00:14:06,079
طی این مدت

186
00:14:06,199 --> 00:14:09,640
لحظه ای نبوده که خانوم بزرگ نگران سلامتی تو نباشه

187
00:14:10,760 --> 00:14:13,960
امروز بهم دستور ویژه داد تا بیام دنبالت

188
00:14:14,119 --> 00:14:16,079
بانوی من هنوز بهبود پیدا نکرده

189
00:14:16,079 --> 00:14:17,159
نمیتونه سختیِ سفر رو تاب بیاره

190
00:14:17,159 --> 00:14:18,720
بانوی چهارم ضعیف و ناتوان نیست که

191
00:14:18,720 --> 00:14:19,920
یعنی یه سفر رو نمیتونه تحمل کنه؟

192
00:14:19,920 --> 00:14:21,399
انقدر مزاحمت ایجاد نکن

193
00:14:21,600 --> 00:14:22,439
!افراد

194
00:14:22,600 --> 00:14:23,720
بانوی چهارم رو سوار ارابه کنید

195
00:14:25,439 --> 00:14:26,479
لازم نیست

196
00:14:28,479 --> 00:14:29,520
خودم میتونم راه برم

197
00:14:43,800 --> 00:14:45,239
اون پیرزن به زودی سوار ارابه میشه

198
00:14:45,439 --> 00:14:47,680
<font color="#dfbe00">(لیانگ چیوفی)
</font>انگار اون سارق دونگ تو ارابه نیست

199
00:14:47,680 --> 00:14:49,279
باید یکم رو بیناییت کار کنی

200
00:14:49,439 --> 00:14:50,800
کجاش پیرزنه؟

201
00:14:50,800 --> 00:14:52,159
<font color="#dfbe00">(لیانگ چیوچی)</font>
مشخصا یک بانوی جوانه

202
00:14:52,319 --> 00:14:54,960
بانوی جوانِ کدوم خاندان انقدر ژنده میپوشه؟

203
00:15:13,319 --> 00:15:14,560
چیکار میکنی؟

204
00:15:14,960 --> 00:15:16,760
یالا سوار ارابه شو! لفت نده

205
00:15:24,760 --> 00:15:25,119
...تو

206
00:15:25,319 --> 00:15:26,159
!جونت دربیاد بدو دیگه

207
00:15:27,560 --> 00:15:28,520
!بکش کنار

208
00:15:29,119 --> 00:15:29,840
سر راهم وایستادی

209
00:15:29,840 --> 00:15:32,399
چرا تو ارابه بوی عرق میاد؟

210
00:15:34,920 --> 00:15:36,079
اینجا خیلی بو شدیده

211
00:15:36,079 --> 00:15:37,680
نکنه بو مال سرخدمتکار لی ئه؟

212
00:15:38,319 --> 00:15:38,760
راه بیفت

213
00:15:38,760 --> 00:15:40,520
اون خدمتکار هم میدونه چطوری عشق و حال کنه

214
00:15:40,680 --> 00:15:42,239
اصلا برای شما احترام قائل نیست

215
00:15:43,760 --> 00:15:45,319
این بو مال سرخدمتکار لی نیست

216
00:15:45,920 --> 00:15:47,800
بو مال مَردی ئه که چند روز حموم نکرده

217
00:15:47,920 --> 00:15:48,600
مَرد؟

218
00:15:48,960 --> 00:15:49,840
یالا راه بیفت

219
00:15:50,000 --> 00:15:51,119
یالا یالا

220
00:15:52,800 --> 00:15:54,359
مَردها چه بویی میدن؟

221
00:15:55,600 --> 00:15:56,600
.یک بوی گند

222
00:16:22,279 --> 00:16:24,880
امیدوارم ارباب و خانوم ارباب زودتر برگردن

223
00:16:25,199 --> 00:16:26,840
اونموقع، میتونیم هرچی خواستیم بخوریم

224
00:16:27,119 --> 00:16:29,239
کی گفته با برگشتن پدر و مادرم غذا گیر ما میاد؟

225
00:16:30,000 --> 00:16:32,600
هیچکس نمیدونه در آینده چی پیش میاد

226
00:16:33,720 --> 00:16:34,800
. چیزی مشخص نیست

227
00:16:35,560 --> 00:16:38,239
حداقل، مثل الان هرکس از راه رسید بهمون زور نمیگه

228
00:16:38,399 --> 00:16:40,079
برای برگردوندن ما خیلی عجله دارن

229
00:16:40,600 --> 00:16:43,079
خدا میدونه چرا اینهمه عجله دارن

230
00:16:44,239 --> 00:16:45,520
میخوای بخاطر چی باشه؟

231
00:16:46,159 --> 00:16:49,720
معلومه که اتفاقی تو عمارت افتاده
.که از کشتن من، مهمتره

232
00:16:52,720 --> 00:16:56,520
اخلاق و شخصیت بانوی چهارم لنگه مادرشه

233
00:16:57,399 --> 00:16:58,600
!دوتاشون رو مخن

234
00:16:59,840 --> 00:17:02,520
اون شیائو یوان یی یک زن مطلقه است

235
00:17:02,720 --> 00:17:04,039
آخه چیش خوبه؟

236
00:17:04,319 --> 00:17:05,800
چرا شی باید باهاش ازدواج میکرد؟

237
00:17:06,199 --> 00:17:06,880
...عجبا

238
00:17:07,680 --> 00:17:09,079
بیخیال بابا

239
00:17:10,279 --> 00:17:11,079
راستی

240
00:17:11,079 --> 00:17:14,079
مگه امروز صبح
افرادی رو دنبال بانوی چهارم نفرستادی؟

241
00:17:14,079 --> 00:17:14,640
چرا فرستادم

242
00:17:14,640 --> 00:17:17,159
اون سختی میکشه؟ عمرا به اندازه من سختی بکشه

243
00:17:17,840 --> 00:17:19,760
من سه تا بچه رو دست تنها بزرگ کردم

244
00:17:21,960 --> 00:17:23,920
...اون قدیما، پدرشوهرت زود از دنیا رفت

245
00:17:23,920 --> 00:17:25,760
!برگشتن! برگشتن

246
00:17:25,880 --> 00:17:27,399
خانوم بزرگ، برگشتن

247
00:17:27,960 --> 00:17:29,720
خب برگشته که برگشته

248
00:17:29,720 --> 00:17:31,439
چرا خونه رو گذاشتی رو سرت؟

249
00:17:31,439 --> 00:17:33,359
تازه داشتم میرفتم تو حس

250
00:17:33,640 --> 00:17:35,560
به اتاقش ببرش تا دراز بکشه خب

251
00:17:36,560 --> 00:17:38,439
نه، بانوی چهارم برنگشتن

252
00:17:38,439 --> 00:17:39,760
ارباب خاندان برگشتن

253
00:17:41,279 --> 00:17:42,079
کــــی!؟

254
00:17:43,399 --> 00:17:45,279
پسر بزرگم برگشته؟

255
00:17:46,920 --> 00:17:48,960
!پسرم برگشته

256
00:17:49,119 --> 00:17:51,199
چرا انقدر زود؟

257
00:17:51,560 --> 00:17:53,239
!پسر بزرگم برگشته

258
00:17:54,680 --> 00:17:56,800
پسر بزرگ عزیزم برگشته

259
00:17:57,279 --> 00:17:58,840
...پسرم برگشته

260
00:18:00,319 --> 00:18:01,760
.بیشتر از ده سال گذشته

261
00:18:04,199 --> 00:18:05,800
خدایا شکرت

262
00:18:06,119 --> 00:18:09,119
خدایا شکرت! پسرم برگشته

263
00:18:11,954 --> 00:18:13,399
<font color="#ff8080">= عمارت چنگ =</font>

264
00:18:16,312 --> 00:18:17,991
<font color="#ff8080">= عمارت چنگ =</font>

265
00:18:19,125 --> 00:18:21,239
<font color="#dfbe00">(شیائو یوان یی)</font>

266
00:18:21,239 --> 00:18:22,039
مادرشوهر

267
00:18:28,560 --> 00:18:29,479
برگشتی؟

268
00:18:31,359 --> 00:18:32,439
...تو برگشتی

269
00:18:33,199 --> 00:18:34,439
پس پسرم کوش؟

270
00:18:34,840 --> 00:18:35,720
!یوان یی

271
00:18:36,199 --> 00:18:38,279
یوان یی! شیرینی عسلی که دوست داشتی رو گرفتم

272
00:18:38,800 --> 00:18:39,720
...پسرم

273
00:18:40,039 --> 00:18:41,000
.پسرم

274
00:18:41,760 --> 00:18:42,920
.پسرم

275
00:18:43,239 --> 00:18:44,399
...پسرم

276
00:18:44,560 --> 00:18:45,359
یوان یی

277
00:18:46,119 --> 00:18:46,640
...پسرم

278
00:18:46,640 --> 00:18:48,079
بیشتر از 10 سال گذشته

279
00:18:48,239 --> 00:18:49,560
<font color="#dfbe00">(چنگ شی)</font>
اما پیرزن شیرینی فروش هنوز از اینا میپزه

280
00:18:49,840 --> 00:18:50,960
.تا داغه ازش بچش

281
00:18:53,520 --> 00:18:55,520
بعد از برگشتن به شهر نکردی بیای خونه

282
00:18:56,199 --> 00:18:57,760
...عوضش به شیرینی فروشی رفتی

283
00:18:58,079 --> 00:19:00,039
.تا واسه زنت شیرینی بخری

284
00:19:00,439 --> 00:19:02,960
.نکردی برای مادر و برادرهات هم شیرینی بیاری

285
00:19:04,000 --> 00:19:04,960
...پسرم

286
00:19:05,920 --> 00:19:07,159
!پسرم

287
00:19:10,479 --> 00:19:11,399
مادر؟

288
00:19:11,680 --> 00:19:12,720
پسر بزرگ

289
00:19:15,319 --> 00:19:16,279
پسر بزرگم

290
00:19:16,560 --> 00:19:17,439
مادر

291
00:19:19,720 --> 00:19:21,039
پسر بزرگم

292
00:19:25,439 --> 00:19:27,880
مادر، امروز دوباره پیاز خوردین؟

293
00:19:29,119 --> 00:19:30,399
ماشالا یه عالمه هم خوردین

294
00:19:30,920 --> 00:19:32,159
چرا عادتی که تو حومه شهر داشتی رو

295
00:19:32,159 --> 00:19:34,039
بعد 10 سال هنوز عوض نکردی؟

296
00:19:37,720 --> 00:19:39,520
پسرک ناخلف

297
00:19:41,439 --> 00:19:44,520
...من سالها تو حومه شهر کشاورزی کردم

298
00:19:45,199 --> 00:19:48,880
.تا بتونم شما سه تا برادر رو بزرگ کنم

299
00:19:49,960 --> 00:19:52,119
مشتت هنوز قدرت داره ها

300
00:19:52,319 --> 00:19:53,279
عین قدیما

301
00:19:53,680 --> 00:19:54,119
...پسرم

302
00:19:54,119 --> 00:19:54,960
مادر شوهر

303
00:19:55,119 --> 00:19:56,760
ژنرال سالها اون بیرون جنگیده

304
00:19:56,760 --> 00:19:58,239
و همیشه دلواپس سلامتی شما بود

305
00:19:58,520 --> 00:19:59,479
حالا بنظر میاد

306
00:19:59,600 --> 00:20:01,000
قدرتتون مثل قدیماست

307
00:20:01,000 --> 00:20:02,359
مطمئنا در سلامت کامل هستین

308
00:20:02,560 --> 00:20:04,000
حالا خیال ما راحت شد

309
00:20:06,239 --> 00:20:07,039
مادر شوهر

310
00:20:07,399 --> 00:20:08,680
...تو این ده سال گذشته

311
00:20:08,800 --> 00:20:10,880
نیائو نیائو تو خونه بچه خوبی بوده؟

312
00:20:11,680 --> 00:20:13,159
.بابت زحماتتون متشکرم

313
00:20:15,399 --> 00:20:17,199
راست میگیا. نیائو نیائو کجاست؟

314
00:20:17,720 --> 00:20:19,359
چرا نیائو نیائو نیومده استقبالمون؟

315
00:20:22,199 --> 00:20:23,079
...اون

316
00:20:23,760 --> 00:20:24,720
.اینجا نیست

317
00:20:29,119 --> 00:20:31,600
ارابه روبرو، جهت بازرسی متوقف شو

318
00:20:32,359 --> 00:20:33,119
.نگه دار

319
00:20:43,079 --> 00:20:45,279
ژنرال، چرا گفتین باایستیم؟

320
00:20:45,800 --> 00:20:48,079
به دستور دربار دنبال مجرم میگردیم

321
00:20:48,319 --> 00:20:50,119
نگهبانان، ارابه رو بازرسی کنین

322
00:20:50,199 --> 00:20:50,840
صبر کنین

323
00:20:50,840 --> 00:20:53,399
دخترِ سرهنگ چنگ شی و
 بانوی چهارم خاندان چنگ داخل ارابه است

324
00:20:53,399 --> 00:20:54,520
.هیچکس دیگه ای نیست

325
00:20:54,840 --> 00:20:55,760
ژنرال های گرامی

326
00:20:56,039 --> 00:20:58,119
بانوی من هنوز مجرده

327
00:20:58,199 --> 00:21:00,640
مناسب نیست که مردها ارابه اش رو بگردن

328
00:21:00,840 --> 00:21:02,159
.سرخدمتکار لی، خفه شو

329
00:21:02,840 --> 00:21:04,560
.ما از خاندان یک ژنرال هستیم

330
00:21:04,960 --> 00:21:06,560
.به همین دلیل باید بیشتر تابع قوانین باشیم

331
00:21:07,199 --> 00:21:08,960
چطور میتونیم در انجام وظیفه ی
 ژنرال های گرامی وقفه ایجاد کنیم؟

332
00:21:10,920 --> 00:21:11,800
ژنرال های گرامی

333
00:21:12,600 --> 00:21:16,000
ببینین اون احمقه و عین سگ زشته

334
00:21:16,319 --> 00:21:17,279
.پس ببخشیدش

335
00:21:18,742 --> 00:21:21,319
بانوی جوان، واقعا اجازه ی گشتنِ ارابه رو میدین؟

336
00:21:22,279 --> 00:21:23,880
از اون جهت که دربار دنبال یک مجرم فراریه

337
00:21:24,039 --> 00:21:25,800
.بنده طبیعتا پیرو شما هستم

338
00:21:25,800 --> 00:21:27,600
وقتی کار خلافی نکردم، ترسی ندارم

339
00:21:27,760 --> 00:21:29,079
...فقط، لطفا قبل از گشتنِ ارابه

340
00:21:29,399 --> 00:21:31,600
.لطفا برای صحبت کردن کمی نزدیک بشین

341
00:21:45,359 --> 00:21:46,079
حرفتو بزن

342
00:21:47,560 --> 00:21:48,319
ژنرال جوان

343
00:21:48,840 --> 00:21:50,439
گشتنِ ارابه من کیفی نداره

344
00:21:51,199 --> 00:21:54,359
تو توده ی کاهِ بغل خونه من
.یک چیز جالب پنهان شده

345
00:21:59,279 --> 00:22:00,800
هوا خیلی خشکه

346
00:22:01,000 --> 00:22:03,399
اگه اون توده ی کاه اتفاقی آتیش بگیره

347
00:22:03,399 --> 00:22:05,119
شاید بشه یه آدم زنده رو اونجا گیر آورد

348
00:22:05,399 --> 00:22:07,680
.اونموقع، همه چیز جالبتر هم میشه

349
00:22:08,760 --> 00:22:09,560
ژنرال

350
00:22:09,560 --> 00:22:12,000
بانوی من بیشتر از یک ماه تب شدید داشته

351
00:22:12,119 --> 00:22:13,399
.و کل روز هزیون میگه

352
00:22:13,520 --> 00:22:15,640
.ژنرال، لطفا جدی نگیرین

353
00:22:15,640 --> 00:22:18,039
بعد از آتش زدن اون توده ی کاه
میفهمیم که جدی بودم یا نه

354
00:22:19,319 --> 00:22:20,399
ژنرال جوان

355
00:22:20,600 --> 00:22:22,359
بااینکه از خاندان ثروتمندی نیستم

356
00:22:22,640 --> 00:22:24,760
ولی از هزینه آتیش زدنِ یک توده ی کاه برمیایم

357
00:22:25,760 --> 00:22:26,680
!نمیتونین آتیشش بزنین

358
00:22:27,039 --> 00:22:28,520
!نباید بسوزونیدش

359
00:22:28,840 --> 00:22:29,800
!نباید بسوزونیدش

360
00:22:30,840 --> 00:22:33,039
!نباید بسوزونیدش

361
00:22:33,399 --> 00:22:34,319
!نباید بسوزونیدش

362
00:22:34,680 --> 00:22:35,439
ارباب جوان

363
00:22:35,439 --> 00:22:37,159
نمیتونیم به حرف های این دختر اعتماد کنیم

364
00:22:37,159 --> 00:22:38,640
بانوی جوان، لطفا از ارابه پیاده بشین

365
00:22:38,640 --> 00:22:39,960
.تا داخل رو بگردیم

366
00:23:29,760 --> 00:23:30,720
!آتیش گرفته

367
00:23:35,960 --> 00:23:37,039
.سوتفاهم شده، ژنرال

368
00:23:38,319 --> 00:23:39,199
.منو دستگیر نکنین

369
00:23:40,319 --> 00:23:41,319
.سوتفاهمه

370
00:23:46,520 --> 00:23:47,279
.اون رو ول کنین

371
00:23:55,279 --> 00:23:56,039
...این

372
00:23:57,079 --> 00:23:57,920
سرخدمتکار لی

373
00:23:58,640 --> 00:24:00,000
ژنرال گفت که میتونی بری

374
00:24:00,000 --> 00:24:01,439
چرا نمیای؟

375
00:24:02,039 --> 00:24:03,520
...بانوی چهارم! تو

376
00:24:03,840 --> 00:24:06,520
.اگه میخوای زنده بمونی، دهنتو ببند

377
00:24:07,199 --> 00:24:08,319
.بکشیدش و بیاریدش

378
00:24:13,880 --> 00:24:15,079
صـ...صـ...صبر کنین

379
00:24:15,560 --> 00:24:17,000
سوتفاهمی چیزی پیش اومده؟

380
00:24:17,279 --> 00:24:18,760
.از جونم بگذرین! ازم بگذرین

381
00:24:20,880 --> 00:24:22,359
ژنرال، لطفا ازم بگذرین

382
00:24:22,359 --> 00:24:25,920
<font color="#dfbe00">(فرمانده نگهبانان اسلحه دونگ)</font>
من داییِ سرهنگ چنگ شی هستم

383
00:24:26,920 --> 00:24:29,159
بخاطر اینکه هممون همکاریم

384
00:24:29,399 --> 00:24:31,640
.بهم رحم کنین

385
00:24:32,199 --> 00:24:35,720
دخترِ تو ارابه واقعا بانوی چهارم خاندان چنگ بود؟

386
00:24:36,600 --> 00:24:38,279
تو واقعا داییِ پدرش هستی؟

387
00:24:38,399 --> 00:24:39,720
صد در صد

388
00:24:39,720 --> 00:24:40,760
خانوم بزرگ مهربونی کردن

389
00:24:41,039 --> 00:24:43,560
و اشتباه بانوی چهارم رو بخشیدن

390
00:24:43,800 --> 00:24:44,640
اما حالا

391
00:24:45,079 --> 00:24:46,880
.ارباب بزرگ دونگ رو تو دردسر انداختی

392
00:24:47,359 --> 00:24:49,319
.اینبار خانوم بزرگ هم نمیتونه ازت محافظت کنه

393
00:24:49,439 --> 00:24:50,479
درمقایسه با کاری که زن عموی دوم کرد

394
00:24:50,479 --> 00:24:52,680
،و تقریبا خاندان چنگ رو به دردسر انداخت

395
00:24:53,079 --> 00:24:54,239
اینکه من دایی بزرگ دونگ رو فروختم

396
00:24:54,279 --> 00:24:55,680
.یه مسئله جزئی و کوچیکه

397
00:24:55,760 --> 00:24:56,800
بانوی چهارم

398
00:24:57,680 --> 00:25:01,159
پدر و مادرت دو هفته دیگه برمیگردن

399
00:25:01,439 --> 00:25:04,880
درحال حاضر، فقط میتونی به خودت تکیه کنی

400
00:25:05,640 --> 00:25:07,199
!ارباب و خانوم ارباب دارن برمیگردن

401
00:25:07,760 --> 00:25:09,960
الان واسه خوشحالی زوده

402
00:25:10,880 --> 00:25:13,680
اگه اونا واقعا برای دخترشون اهمیت قائل بودن

403
00:25:14,239 --> 00:25:17,239
چطور ممکن بود از لحظه تولدت ولت کنن؟

404
00:25:17,520 --> 00:25:18,479
،چنگ شائوشانگ

405
00:25:19,520 --> 00:25:20,560
همون دخترک نکبت

406
00:25:20,720 --> 00:25:22,199
بی پدر و مادر بزرگ شده

407
00:25:22,279 --> 00:25:23,960
.یک دردسرسازه که هیچکس نمیخوادش

408
00:25:24,239 --> 00:25:26,680
آخه چی از اعضای خانواده اش میدونه؟

409
00:25:26,840 --> 00:25:27,640
...من

410
00:25:28,640 --> 00:25:29,479
ژنرال

411
00:25:29,640 --> 00:25:32,720
میشه بخاطر روی گلِ سرهنگ چنگ ازم بگذرین؟

412
00:26:16,439 --> 00:26:18,159
چنگ شائوشانگ؟

413
00:26:22,239 --> 00:26:23,279
...پسرم

414
00:26:23,640 --> 00:26:25,439
.مادر خیلی دلتنگت بود

415
00:26:26,039 --> 00:26:28,640
...بیا، سریع دهنتو باز کن

416
00:26:28,640 --> 00:26:29,560
.خودم میتونم بخورم

417
00:26:34,159 --> 00:26:34,960
پسرم

418
00:26:36,399 --> 00:26:39,079
حرفایی که خانوم گه زد

419
00:26:39,640 --> 00:26:41,279
خیلیم غیرعقلانی نبود

420
00:26:42,960 --> 00:26:46,039
.بانوی چهارم سرکش و شیطونه

421
00:26:46,600 --> 00:26:48,279
به حومه شهر فرستادیمش

422
00:26:48,439 --> 00:26:50,800
.تا حسابی ادب بشه

423
00:26:51,800 --> 00:26:53,319
...بعدشم، ما

424
00:26:57,399 --> 00:26:58,520
!ایست

425
00:26:58,560 --> 00:27:00,760
!نگه دار. ایست

426
00:27:01,119 --> 00:27:02,319
!یالا بجنب

427
00:27:03,039 --> 00:27:03,720
بدو

428
00:27:06,319 --> 00:27:07,279
!خانوم بزرگ

429
00:27:08,439 --> 00:27:09,439
!خــــانوم بـــــزرگ

430
00:27:10,359 --> 00:27:12,079
!خانوم بزرگ اتفاق بدی افتاده

431
00:27:12,479 --> 00:27:13,600
چه اتفاقی افتاده؟

432
00:27:14,920 --> 00:27:15,800
خانوم بزرگ

433
00:27:16,159 --> 00:27:17,800
!خانوم بزرگ، اتفاق بزرگی افتاده

434
00:27:18,159 --> 00:27:21,079
اون بانوی چهارمِ بی فرهنگ
 که مادرش زاییدتش ولی تربیتش نکرده

435
00:27:21,079 --> 00:27:22,800
...به ارباب بزرگ دونگ صدمه زد

436
00:27:22,800 --> 00:27:24,119
!دهنتو ببند

437
00:27:25,359 --> 00:27:26,880
چرا چرت و پرت میگی؟

438
00:27:28,000 --> 00:27:30,159
ارباب بزرگ دونگ؟ برادرم چی شده؟

439
00:27:30,159 --> 00:27:31,319
...الان گفتی

440
00:27:31,479 --> 00:27:33,279
کی بی فرهنگه و مادرش زاییدتش ولی تربیتش نکرده؟

441
00:27:33,640 --> 00:27:35,000
...همون چنگ شائوشـ

442
00:27:36,239 --> 00:27:37,079
شانگ...

443
00:27:39,720 --> 00:27:40,680
ارباب خاندان!؟

444
00:27:53,239 --> 00:27:54,199
ارباب خاندان، کمک کنین

445
00:27:54,439 --> 00:27:55,680
بانوی جوان تب شدیدی دارن

446
00:27:55,720 --> 00:27:57,600
.و اونا تو روستا ولش کردن تا بمیره

447
00:27:57,600 --> 00:27:58,760
.اون تقریبا جونشو از دست داده بود

448
00:27:58,960 --> 00:28:00,720
امروز، سرخدمتکار لی ناگهان پیداش شد

449
00:28:00,720 --> 00:28:04,520
و گفت حتی اگه بانو مرده باشه
.به زور باید برگردونتش

450
00:28:04,760 --> 00:28:06,399
نیائو نیائو ی من کجاست؟

451
00:28:07,600 --> 00:28:08,399
.پدر

452
00:28:09,239 --> 00:28:10,079
.مادر

453
00:28:18,000 --> 00:28:19,359
...بالاخره برگشتین

454
00:28:19,600 --> 00:28:20,439
نیائو نیائو؟

455
00:28:20,640 --> 00:28:21,560
...نیائو نیائو

456
00:28:36,720 --> 00:28:37,560
نیائو نیائو

457
00:28:38,720 --> 00:28:40,319
این نیائو نیائو ی عزیز منه؟

458
00:28:41,640 --> 00:28:43,279
چرا انقدر خسته و شکسته ای؟

459
00:28:45,800 --> 00:28:46,600
.پدر

460
00:28:50,119 --> 00:28:51,000
.مادر

461
00:28:53,850 --> 00:28:54,720
...نیائو نیائو

462
00:28:57,279 --> 00:28:59,359
.بالاخره تونست تا برگشتن شما زنده بمونه...

463
00:29:08,159 --> 00:29:09,319
...تو این 15 سال گذشته

464
00:29:10,479 --> 00:29:12,159
.بیرون از کشور جون کندم و جنگیدم

465
00:29:13,119 --> 00:29:15,479
فکر میکردم کسی تو خونه از نیائو نیائو
مواظبت میکنه

466
00:29:15,840 --> 00:29:17,279
.و بی دغدغه و خوب زندگی میکنه

467
00:29:18,119 --> 00:29:19,000
کی فکرشو میکرد

468
00:29:19,880 --> 00:29:21,439
که به این روز افتاده باشی؟

469
00:29:21,600 --> 00:29:22,399
پسرم

470
00:29:22,800 --> 00:29:23,720
...این حرفت یعنی

471
00:29:24,600 --> 00:29:26,239
منو مقصر میدونی؟

472
00:29:28,319 --> 00:29:29,279
جای تعجب نداره

473
00:29:29,840 --> 00:29:30,840
...چون پیر شدم

474
00:29:31,600 --> 00:29:33,039
. نفرت انگیزم

475
00:29:34,640 --> 00:29:35,479
پسرم

476
00:29:35,800 --> 00:29:37,720
.سالهای زیادی از خونه دور بودی

477
00:29:38,439 --> 00:29:41,439
،به محض اینکه برگشتی برای زنت شیرینی خریدی

478
00:29:42,159 --> 00:29:44,279
و برای دخترت دنبال اجرای عدالتی

479
00:29:44,600 --> 00:29:45,920
اما مادرت چی؟

480
00:29:46,319 --> 00:29:48,079
اینهمه سال سخت کار کردم

481
00:29:48,079 --> 00:29:49,920
.و بخاطرش مریض و فرتوت شدم

482
00:29:52,079 --> 00:29:52,880
مادر

483
00:29:54,172 --> 00:29:54,800
...بانوی جوان

484
00:29:54,800 --> 00:29:55,600
نیائو نیائو

485
00:29:57,079 --> 00:29:57,960
نیائو نیائو؟

486
00:30:08,000 --> 00:30:10,159
وقتی پدرت از دنیا میرفت

487
00:30:10,159 --> 00:30:12,439
به تو و برادرات چی گفت؟

488
00:30:12,600 --> 00:30:16,600
گفت که وقتی بزرگ شدین و به جایی رسیدین
.خوب از مادرتون مراقبت کنین

489
00:30:16,760 --> 00:30:21,159
.ولی الان واضحه که میخوای من برم بمیرم

490
00:30:21,159 --> 00:30:22,319
برادر شوهر

491
00:30:23,199 --> 00:30:25,720
این قضیه تقصیر منه

492
00:30:25,840 --> 00:30:28,960
من همیشه گوش به فرمان شائوشانگ بودم

493
00:30:28,960 --> 00:30:32,880
.و به همین خاطر، بانوی چهارم یاغی بار اومده

494
00:30:33,800 --> 00:30:36,600
.دفعه قبل تقریبا کوچیکترین برادرزاده منو کشته بود

495
00:30:36,600 --> 00:30:37,079
درسته

496
00:30:37,079 --> 00:30:38,840
ما هم به روستا فرستادیمش

497
00:30:38,960 --> 00:30:39,920
چون امیدوار بودیم

498
00:30:39,920 --> 00:30:41,960
.که اخلاقش رام بشه

499
00:30:41,960 --> 00:30:45,000
انتظار نداشتیم بدنش انقدر ضعیف باشه

500
00:30:45,279 --> 00:30:47,239
.و نتونه اونجا موندن رو تحمل کنه

501
00:30:47,399 --> 00:30:48,800
...تو ده ها سال گذشته

502
00:30:48,800 --> 00:30:54,119
من با زحمت و محبت بسیار
 از بانوی چهارم مواظبت کردم

503
00:30:54,119 --> 00:30:55,319
با زحمت بسیار!؟

504
00:30:55,600 --> 00:30:58,359
پس چطوره که حتی یک لباس مناسب هم بهش ندادین؟

505
00:30:58,800 --> 00:31:00,560
حتی یک خدمتکار احمق و پیر

506
00:31:00,760 --> 00:31:03,039
<font color="#dfbe00">(چینگ سونگ)</font>
.به راحتی میتونه بانوی جوان رو تحقیر کنه

507
00:31:03,600 --> 00:31:04,800
شما کی باشی؟

508
00:31:05,640 --> 00:31:08,479
لازم نکرده یک غریبه تو امور خاندان چنگ دخالت کنه

509
00:31:08,479 --> 00:31:09,319
مادر شوهر

510
00:31:09,640 --> 00:31:11,079
چینگ سونگ غریبه نیست

511
00:31:11,479 --> 00:31:13,039
.اون خواهر قسم خورده منه

512
00:31:13,359 --> 00:31:15,960
.این سالها تو ارتش ازم پیروی میکرد

513
00:31:17,159 --> 00:31:19,479
غریبه ها از خودی ها
 بیشتر دلشون برای اعضای خانواده میسوزه

514
00:31:20,039 --> 00:31:20,840
خدمتکار

515
00:31:20,920 --> 00:31:22,399
.این پیرزن رو به انبار چوب ببرین

516
00:31:22,399 --> 00:31:23,000
...پسرم -
!چشم -

517
00:31:23,079 --> 00:31:24,199
.و بهش ادب یاد بدین

518
00:31:28,359 --> 00:31:30,239
اشتباه کردم

519
00:31:30,560 --> 00:31:31,640
پسرم

520
00:31:31,920 --> 00:31:34,279
...پانزده سال از خونه دور بودی

521
00:31:34,279 --> 00:31:35,159
!خانوم بزرگ

522
00:31:35,920 --> 00:31:36,720
...تو

523
00:31:36,760 --> 00:31:38,640
کی پُرِت کرده؟

524
00:31:38,760 --> 00:31:40,520
به محض برگشتن، قلدر بازی درمیاری

525
00:31:40,520 --> 00:31:42,840
اصلا من رو مادرت به حساب میاری؟

526
00:31:45,840 --> 00:31:48,680
!خانوم بزرگ حمله قلبی بهشون دست داد -
!مادر! مادر -

527
00:31:48,760 --> 00:31:51,920
!یکی بیاد کمک کنه

528
00:31:52,039 --> 00:31:52,720
مادر

529
00:31:52,720 --> 00:31:53,520
<i>الحق که بازیگر خوبی هستی</i>

530
00:31:53,520 --> 00:31:54,640
!یکی بیاد کمک

531
00:31:54,640 --> 00:31:55,960
...من جنسینگ کهنه دارم تو خونه

532
00:31:56,359 --> 00:31:57,720
!بانوی جوان

533
00:31:57,720 --> 00:31:58,800
چی شدین بانوی جوان؟

534
00:31:58,800 --> 00:31:59,520
نیائو نیائو

535
00:31:59,680 --> 00:32:00,439
!نیائو نیائو -
.نیائو نیائو -

536
00:32:00,880 --> 00:32:01,640
...نیائو نیائو

537
00:32:02,159 --> 00:32:03,079
اتاق نیائو نیائو کجاست؟

538
00:32:03,079 --> 00:32:03,920
.طبقه دوم

539
00:32:06,520 --> 00:32:07,359
...من

540
00:32:48,279 --> 00:32:49,159
مادرشوهر

541
00:32:49,600 --> 00:32:51,720
.سریع سوپ جنسینگ رو بخورین تا گرم بشین

542
00:32:52,319 --> 00:32:53,960
هرچقدر هم که نوه تون رو دوست داشته باشین

543
00:32:54,000 --> 00:32:56,600
.نباید سلامتی خودتونو نادیده بگیرین

544
00:32:57,000 --> 00:33:00,159
.پدر و مادرش که فکر نمیکنن من دوستش دارم

545
00:33:13,119 --> 00:33:15,600
اونا گمون میکنن که من و تو، عروس و مادر شوهر

546
00:33:16,680 --> 00:33:18,199
.با دختر عزیزشون بدرفتار بودیم

547
00:33:19,079 --> 00:33:20,840
...به ذهنشون خطور نمیکنه که

548
00:33:20,880 --> 00:33:24,119
بیش از 10 سال دخترشون رو ول کردن و رفتن

549
00:33:24,439 --> 00:33:25,319
و ما

550
00:33:25,439 --> 00:33:28,840
.این نوزاد رو به دندون گرفتیم و بزرگ کردیم

551
00:33:28,840 --> 00:33:30,960
.نه اعتباری بهمون تعلق گرفت نه ازمون تقدیر شد

552
00:33:31,560 --> 00:33:33,960
کدوم بچه ای مریض نمیشه؟

553
00:33:34,079 --> 00:33:35,680
فقط چندروز تب داشته

554
00:33:35,680 --> 00:33:38,560
.ولی ببین چطور آشوب به پا کردن

555
00:33:38,560 --> 00:33:41,119
اگه نگران بچه تون اید، خودتون ازش مراقبت کنین

556
00:33:41,119 --> 00:33:42,800
.خانوم بزرگ، خوب بلدین شوخی کنین

557
00:33:43,119 --> 00:33:45,279
همچین میگین انگار خانوم شیائو
نمیخواسته دخترش رو بزرگ کنه

558
00:33:45,279 --> 00:33:46,359
.برای همین پیش شما گذاشتتش

559
00:33:46,439 --> 00:33:50,279
هیچ مادری تو این دنیا تمایل نداره که
.بچه تو قنداق اش رو رها کنه

560
00:33:50,800 --> 00:33:52,319
.بخاطر اینه که یه بنده خدایی مجبورشون کرد

561
00:33:53,760 --> 00:33:54,560
چینگ سونگ

562
00:33:56,960 --> 00:33:58,000
!نوکر پست

563
00:33:58,399 --> 00:33:59,680
به چه جراتی حاضر جوابی میکنی؟

564
00:34:00,119 --> 00:34:00,920
!خدمتکار

565
00:34:01,399 --> 00:34:02,359
.یه چوب بهم بدین

566
00:34:02,359 --> 00:34:03,439
کی حاضر جوابی کرد؟

567
00:34:03,720 --> 00:34:05,319
مگه چینگ سونگ حرف اشتباهی زد؟

568
00:34:05,520 --> 00:34:06,785
برای اینکه نمیخواستیم از دستور بزرگترها سرپیچی کنیم

569
00:34:06,785 --> 00:34:08,015
.نیائو نیائو رو اینجا گذاشتیم

570
00:34:08,039 --> 00:34:11,439
ولی حالا جوری حرف میزنین
.انگار ما نخواستیم بزرگش کنیم

571
00:34:11,520 --> 00:34:13,920
ما رو فرزندان ناخلفی جلوه دادین
.که برای مادرشون مشکل میتراشن

572
00:34:14,439 --> 00:34:15,319
برادر شوهر

573
00:34:15,600 --> 00:34:19,000
این حرفاتون قلب خانوم بزرگ رو میشکنه

574
00:34:19,000 --> 00:34:21,612
شما فقط دلتون برای بانوی چهارم میسوزه

575
00:34:21,612 --> 00:34:22,760
.که بیمار روی تخت افتاده

576
00:34:22,920 --> 00:34:23,880
اما میدونین که

577
00:34:24,000 --> 00:34:27,399
معمولا بانوی چهارم چه قدر سرکشه؟

578
00:34:27,600 --> 00:34:31,439
خانوم بزرگ از دست اون
.همیشه عصبی و خسته است

579
00:34:33,119 --> 00:34:37,520
همه مردم دنیا فرزندانشون
.رو بیشتر از والدین دوست دارن

580
00:34:37,800 --> 00:34:39,359
.پس من سوالی ازتون دارم

581
00:34:39,840 --> 00:34:40,680
،برادر شوهر

582
00:34:40,840 --> 00:34:42,319
به عنوان فرزند بزرگ

583
00:34:42,359 --> 00:34:45,880
مگه وظیفه ندارین از مادرتون مراقبت کنین؟

584
00:34:52,760 --> 00:34:54,079
نیائو نیائو -
نیائو نیائو -

585
00:34:56,920 --> 00:34:57,760
بیدار شدی

586
00:35:02,640 --> 00:35:03,600
کمکم کن بشینم

587
00:35:12,319 --> 00:35:13,920
.به بزرگترهای جمع ادای احترام میکنم

588
00:35:17,319 --> 00:35:18,439
هنوز مریضی

589
00:35:18,760 --> 00:35:20,399
.بیخیال این تشریفات شو

590
00:35:21,600 --> 00:35:23,199
.متاسفم که باعث نگرانی پدر و مادر شدم

591
00:35:23,880 --> 00:35:25,640
،از زمانی که یادم میاد

592
00:35:26,239 --> 00:35:27,920
.اولین باریه که پدر و مادر منو میبینن

593
00:35:29,800 --> 00:35:31,840
هیچوقت تاحالا بهتون ادای احترام نکرده بودم

594
00:35:32,600 --> 00:35:33,319
...بنابراین، امروز

595
00:35:34,279 --> 00:35:35,760
باید این آداب رو به جا بیارم

596
00:35:36,760 --> 00:35:37,920
.و قدردانیم رو ابراز کنم

597
00:35:40,720 --> 00:35:41,840
!نیائو نیائو

598
00:35:41,840 --> 00:35:42,520
بلند شو

599
00:35:42,720 --> 00:35:43,800
پاشو

600
00:35:49,800 --> 00:35:51,119
خیلی بی ادب بودم

601
00:35:51,760 --> 00:35:53,000
...درواقع حقمه که

602
00:35:53,479 --> 00:35:54,800
.توسط زن عموی دوم تنبیه بشم

603
00:35:55,880 --> 00:35:57,880
دختر خوب. فعلا استراحت کن

604
00:35:58,600 --> 00:36:00,520
نیائو نیائو ی من بشدت بیماره

605
00:36:00,520 --> 00:36:01,960
اما هنوزم مودبه

606
00:36:02,279 --> 00:36:04,359
اونوقت، شماها به سرکش و بی ادب بودن متهمش میکنین

607
00:36:04,760 --> 00:36:06,079
من پدرشم

608
00:36:06,239 --> 00:36:07,680
اما حق اینو ندارم که بفهمم چخبره؟

609
00:36:07,880 --> 00:36:09,279
پس میخوای بمیرم

610
00:36:09,399 --> 00:36:11,119
تا برای اون جبران کنم، خوبه؟

611
00:36:11,119 --> 00:36:11,840
...مادر شوهر

612
00:36:12,439 --> 00:36:15,880
.زن گرفتی و مادرت رو فراموش کردی

613
00:36:16,359 --> 00:36:18,239
این الان چه ربطی به زنم داره؟

614
00:36:18,319 --> 00:36:20,359
مادر، لازم نیست پای اونو بکشین وسط

615
00:36:22,159 --> 00:36:24,399
،از وقتی که تو با خاندان چنگ وصلت کردی

616
00:36:24,840 --> 00:36:28,680
،هر اتفاقی که میفته و تو هر موقعیتی

617
00:36:28,680 --> 00:36:33,079
.پسرم گوش به فرمانته و حرف حرف توئه

618
00:36:33,239 --> 00:36:35,880
اصلا منِ مادرش رو به حساب میاره؟

619
00:36:36,720 --> 00:36:38,119
.بحث رو عوض نکنیم

620
00:36:38,439 --> 00:36:39,600
تو این سالها

621
00:36:39,600 --> 00:36:42,079
اون بیرون، پاداش های بسیار

622
00:36:42,439 --> 00:36:44,079
.و مقام و عناوین زیادی بدست آوردین

623
00:36:44,279 --> 00:36:45,880
.ولی یک کلوم به من نگفتین

624
00:36:46,399 --> 00:36:47,880
.و هیچکس دیگه ای هم بهم خبری نداد

625
00:36:47,880 --> 00:36:50,800
!من یک پیرزن خرفتم

626
00:36:50,800 --> 00:36:53,600
شماها هیچوقت چیزی رو بهم نمیگین

627
00:36:53,600 --> 00:36:54,680
مادر

628
00:36:54,960 --> 00:36:56,119
داره دیروقت میشه

629
00:36:56,119 --> 00:36:58,479
.مادرشوهر، ممنون که به ملاقات نیائو نیائو اومدین

630
00:36:58,880 --> 00:37:01,640
.مادرشوهر، لطفا به اتاقتون برگردین و بخوابین

631
00:37:01,640 --> 00:37:02,560
بخوابم!؟

632
00:37:02,640 --> 00:37:05,239
اگه تو تابوت بخوابم خیالتون راحت میشه؟

633
00:37:08,640 --> 00:37:11,600
...دیگه نفسم بالا نمیاد

634
00:37:11,600 --> 00:37:15,039
.باید برم هوایی تازه کنم

635
00:37:36,199 --> 00:37:37,079
نیائو نیائو

636
00:37:37,319 --> 00:37:38,720
.تو هم خوب بخواب

637
00:37:39,119 --> 00:37:40,560
به آشپز میگم که

638
00:37:40,840 --> 00:37:42,439
.واست غذای مورد علاقه ات رو بپزه

639
00:37:46,640 --> 00:37:48,680
مادر، مگه میدونی غذای موردعلاقه ام چیه؟

640
00:38:08,399 --> 00:38:09,239
ارباب خاندان

641
00:38:10,119 --> 00:38:10,880
خبر بدیه

642
00:38:10,960 --> 00:38:12,199
تعداد زیادی از نگهبانان زره مشکی

643
00:38:12,239 --> 00:38:13,560
.حیاط عمارت رو محاصره کردن

644
00:38:20,479 --> 00:38:21,920
ژنرال لینگ قدم رنجه فرمودن؟

645
00:38:22,119 --> 00:38:23,199
.بله خودمم

646
00:38:23,439 --> 00:38:24,920
سرهنگ چنگ، منو میشناسین؟

647
00:38:25,479 --> 00:38:26,720
ژنرال لینگ، شوخی میکنین؟

648
00:38:26,720 --> 00:38:27,880
بین همه ما ژنرال ها

649
00:38:27,880 --> 00:38:29,119
کیه که اسم پرآوازه ی

650
00:38:29,119 --> 00:38:30,039
،لینگ بویی

651
00:38:30,039 --> 00:38:32,279
ژنرالِ شکست ناپذیر رو نشنیده باشه؟

652
00:38:32,960 --> 00:38:35,680
من دستور دارم که یک سارق رو دستگیر کنم

653
00:38:36,079 --> 00:38:37,520
.که به اختلاس و سرقت سلاح گرم مظنونه

654
00:38:37,800 --> 00:38:39,560
و تصادفی دختر شما رو ترسوندم

655
00:38:39,960 --> 00:38:41,800
.امیدوارم سرهنگ چنگ عفو کنن

656
00:38:42,119 --> 00:38:43,199
اختلاس؟

657
00:38:44,000 --> 00:38:45,800
.نباید بذارین همچین آدم رذلی قسر در بره

658
00:38:46,119 --> 00:38:47,199
ژنرال لینگ، کارتون درسته

659
00:38:50,199 --> 00:38:52,239
الحق که دختر کو ندارد نشان از پدر

660
00:38:52,600 --> 00:38:53,760
با درک بودن شما رو تحسین میکنم

661
00:38:54,319 --> 00:38:55,560
.سرهنگ چنگ

662
00:38:56,439 --> 00:38:58,199
ژنرال لینگ، منظورتون از این حرف چیه؟

663
00:38:58,479 --> 00:39:00,640
یعنی شما با نیائو نیائو ی من آشنایید؟

664
00:39:05,600 --> 00:39:06,520
آشنا نیستیم

665
00:39:08,880 --> 00:39:10,079
...اما نمیشه گفت که

666
00:39:11,439 --> 00:39:12,720
.کاملا غریبه ایم

667
00:39:18,279 --> 00:39:19,359
سریع نگاه کن

668
00:39:19,880 --> 00:39:20,720
اینایی که اومدن

669
00:39:20,880 --> 00:39:22,600
همونایی اند که دنبال دایی بزرگ دونگ بودن؟

670
00:39:22,680 --> 00:39:24,960
صداش برام آشناست

671
00:39:25,439 --> 00:39:27,840
یعنی واقعا ارباب بزرگ دونگ
خاندان چنگ رو به دردسر انداخته؟

672
00:39:31,600 --> 00:39:32,960
.میترسم بیشتر خودم به دردسر افتاده باشم

673
00:39:33,319 --> 00:39:34,159
ژنرال لینگ

674
00:39:34,680 --> 00:39:35,479
.از این طرف بفرمایین

675
00:39:50,920 --> 00:39:52,720
ژنرال لینگ، بفرمایین بشینین

676
00:39:53,079 --> 00:39:54,520
اون آدم رذل رو بیارین

677
00:39:54,960 --> 00:39:56,359
.و نشونِ سرهنگ چنگ بدین

678
00:40:03,760 --> 00:40:06,479
این همون آدم رذلیه که سلاح گرم سرقت کرده؟

679
00:40:06,760 --> 00:40:08,119
.حقشه که مجازات بشه

680
00:40:08,439 --> 00:40:09,760
ما سربازانی هستیم که برای کشورمون میجنگیم

681
00:40:09,840 --> 00:40:11,920
.و بیشتر از همه، از این اراذل نفرت داریم

682
00:40:12,000 --> 00:40:14,720
اونا باعث مرگ سربازان زیادی در خط مقدم هستن

683
00:40:15,439 --> 00:40:16,279
ژنرال لینگ

684
00:40:16,279 --> 00:40:17,439
اگه کمکی از دستم برمیاد

685
00:40:17,600 --> 00:40:18,760
.گوش به فرمانم

686
00:40:19,640 --> 00:40:21,399
سرهنگ چنگ، این شخص رو نمیشناسین؟

687
00:40:30,840 --> 00:40:32,640
!نجاتم بده

688
00:40:33,199 --> 00:40:34,359
شی ار

689
00:40:34,960 --> 00:40:36,159
.منم

690
00:40:38,079 --> 00:40:38,960
دایی!؟

691
00:40:39,079 --> 00:40:40,520
چـ...چه خبره؟

692
00:40:41,119 --> 00:40:41,840
...این

693
00:40:42,279 --> 00:40:44,760
.همش به لطف دختر عزیز جنابعالیه

694
00:40:46,760 --> 00:40:47,960
ژنرال، حتما تشنه هستین

695
00:40:47,960 --> 00:40:49,319
بنده مقداری سوپ گرم براتون پختم

696
00:40:53,880 --> 00:40:55,680
فکر میکنی به قدر کافی بدبخت نیستم؟

697
00:40:55,680 --> 00:40:56,520
ژنرال لینگ

698
00:40:56,720 --> 00:40:57,800
...این

699
00:40:58,119 --> 00:41:00,039
این وسط سوتفاهمی شده؟

700
00:41:00,479 --> 00:41:01,920
...مطمئنم که سرهنگ چنگ

701
00:41:02,880 --> 00:41:04,920
.بهتر از من با اعمال فرمانده نگهبانان اسلحه آشناست

702
00:41:05,279 --> 00:41:07,279
از اختلاس هایی که کرده مدارک محکمی داریم

703
00:41:07,920 --> 00:41:09,000
امروز اومدم

704
00:41:09,439 --> 00:41:11,119
...تا به شما بگم که

705
00:41:12,159 --> 00:41:13,720
...مهم نیست مقامت چقدر بالاست

706
00:41:14,119 --> 00:41:15,640
،اگه به کشورت خیانت کنی

707
00:41:16,600 --> 00:41:18,039
من نمیذارم قسر در بری

708
00:41:23,039 --> 00:41:24,039
چیز دیگه ای هم هست

709
00:41:25,159 --> 00:41:26,680
میخوام تشکر کنم

710
00:41:28,000 --> 00:41:28,800
تشکر؟

711
00:41:28,800 --> 00:41:29,640
درسته

712
00:41:38,920 --> 00:41:41,600
بانوی جوان، پشت سر شما حرف بدی نزدن

713
00:41:41,800 --> 00:41:43,199
.عوضش، قصد دارن ازتون تقدیر کنن

714
00:41:58,479 --> 00:41:59,560
وفاداری به وطن

715
00:41:59,960 --> 00:42:01,119
.از روابط عاطفی خانوادگی مهمتره

716
00:42:01,760 --> 00:42:05,199
اون برای دفاع از عدالت
 از تحویل دادنِ بزرگترش، ابایی نداشت

717
00:42:05,640 --> 00:42:07,319
قلب و روحیه ی بانوی چهارم چنگ رو

718
00:42:07,760 --> 00:42:09,239
چیزیه که من فقط در وجود همکارهام

719
00:42:09,239 --> 00:42:11,680
تو وزارت عدلیه دیدم
.که مجازات ها رو اجرا میکنن

720
00:42:12,319 --> 00:42:15,319
مطمئنا آیند درخشانی در انتظار بانوی چهارم چنگ هست

721
00:42:16,119 --> 00:42:17,399
.توانایی اش رو دست کم نگیرین

722
00:42:19,079 --> 00:42:20,399
.خجالتم میدین

723
00:42:22,199 --> 00:42:23,039
.بدرود

724
00:42:28,960 --> 00:42:30,720
داشت راجع به من حرف میزد؟

725
00:42:37,000 --> 00:42:38,680
اولویت قرار دادنِ وفاداری به کشور چیه؟

726
00:42:40,000 --> 00:42:41,560
.فقط میخواست بگه به خانواده ام پشت کردم

727
00:42:43,840 --> 00:42:45,000
ابا نداشتن از تحویل دادن بزرگتر؟

728
00:42:46,079 --> 00:42:48,720
فقط میخواست بگه که به بزرگترم احترام نمیذارم

729
00:42:49,840 --> 00:42:50,920
دیگه چی گفت؟

730
00:42:51,319 --> 00:42:53,920
من شبیه کارکنان وزارت عدلیه ام!؟

731
00:42:54,760 --> 00:42:56,159
...یعنی میگه که

732
00:42:56,439 --> 00:42:58,520
من تندخو ام و شبیه زن ها نیستم؟

733
00:42:59,920 --> 00:43:01,600
واقعا فکر کرده من خرم و نمیفهمم؟

734
00:43:06,000 --> 00:43:07,279
لینگ بویی؟

735
00:43:09,760 --> 00:43:11,039
نشونت میدم، لینگ بویی

736
00:43:12,479 --> 00:43:13,960
.جواب خوبی منو با بدی دادی

737
00:43:15,039 --> 00:43:16,239
!بی اخلاق

738
00:43:16,263 --> 00:43:50,512
<font color="#d26900">= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color="#ff8000">« KoreFa.ir »
</font><font color="#ffac59">≡ مترجم : Tarry ≡</font>

739
00:43:50,551 --> 00:43:57,590
<font color="#ffc2a6">♪ فانوس دریایی برف سپید را پخش زمین کرده است ♪</font>

740
00:43:59,391 --> 00:44:02,952
<font color="#ffc2a6">♪ زخم هایی که از گذشته برجا مانده اند را ♪</font>

741
00:44:02,952 --> 00:44:07,067
<font color="#ffc2a6">♪ با عطوفت نوازش کرده ام ♪</font>

742
00:44:08,151 --> 00:44:15,471
<font color="#ffc2a6">♪ پشتت به نور است و کهکشان در چشمانت ♪</font>

743
00:44:16,910 --> 00:44:20,384
<font color="#ffc2a6">♪ آهنگی نجوا می کنم ♪</font>

744
00:44:20,384 --> 00:44:24,390
<font color="#ffc2a6">♪ ماه و خورشید نیز آن را زمزمه می کنند ♪</font>

745
00:44:25,031 --> 00:44:28,790
<font color="#ffc2a6">♪ نوری که میان ابروهای توست ♪</font>

746
00:44:29,391 --> 00:44:33,270
<font color="#ffc2a6">♪ توسط این روزگارِ دنیوی خاموش و از نو احیا شد ♪</font>

747
00:44:34,051 --> 00:44:41,391
<font color=#ffc2a6>♪ فلک، کوهستان و اقیانوس را برای چه کسی بهم زنم؟ ♪</font>

748
00:44:43,391 --> 00:44:47,370
<font color="#ffc2a6">♪ هنگامی که در دریای آبی چشم می گشودم ♪</font>

749
00:44:47,370 --> 00:44:51,612
<font color="#ffc2a6">♪ لوح های یادبود سنگی همچو رشته کوه صف کشیده بودند</font>

750
00:44:51,951 --> 00:44:56,269
<font color="#ffc2a6">♪ زیر فانوس، نکوهش ها به سمتم حجوم می آوردند ♪</font>

751
00:44:56,299 --> 00:45:00,528
<font color="#ffc2a6">♪ درِ باریک نمیتوانست احساساتم را در خود نگه دارد ♪</font>

752
00:45:00,990 --> 00:45:05,086
<font color="#ffc2a6">♪ همانطور که رویای آینده را میبینیم ♪</font>

753
00:45:05,086 --> 00:45:09,403
<font color="#ffc2a6">♪ درمورد پستی ها و بلندی های این زندگی فانی هم صحبت میشویم ♪</font>

754
00:45:09,671 --> 00:45:13,350
<font color="#ffc2a6">♪ من و توی فانی در آینده ♪</font>

755
00:45:13,710 --> 00:45:24,570
<font color="#ffc2a6">♪ با خلوص و شرافتمان، به دریای ستارگان روشنایی خواهیم بخشید ♪</font>

756
00:45:26,910 --> 00:45:33,211
<font color="#ffc2a6">♪ خلوص و شرافت ما ♪</font>

757
00:45:33,234 --> 00:45:38,398
<font color="#d26900">= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color="#ff8000">« KoreFa.ir »
</font><font color="#ffac59">≡ مترجم : Tarry ≡</font>

