﻿1
00:00:00,000 --> 00:01:37,120
<font color="#d26900">= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color="#ff8000">« KoreFa.ir »
</font><font color="#ffac59">≡ مترجم : Tarry ≡</font>

2
00:01:37,120 --> 00:01:42,600
<font color="#f2ce00">=</font> <font color="#c4a600">عشقی مانند کهکشان </font><font color="#f2ce00">=</font>

3
00:01:43,120 --> 00:01:46,840
<font color="#f2ce00">≡</font> <font color="#fbd600">قسمت دوم </font><font color="#f2ce00">≡</font>

4
00:01:59,480 --> 00:02:00,319
ارباب جوان

5
00:02:00,439 --> 00:02:02,421
برای اینکه مستقیما جهت گزارش پرونده به قصر نرفتین

6
00:02:02,421 --> 00:02:04,135
امپراتور توبیخ تون نمیکنن؟

7
00:02:04,159 --> 00:02:05,319
چرا باید توبیخ کنن؟

8
00:02:05,560 --> 00:02:07,799
ارباب جوان پسرخوانده امپراتور هستن

9
00:02:07,799 --> 00:02:09,039
امپراتور دل توبیخ کردن ایشون رو ندارن؟

10
00:02:10,560 --> 00:02:11,240
ارباب جوان

11
00:02:11,319 --> 00:02:13,439
مگه اعلیحضرت یک نشان بهتون اعطا نکرده بودن

12
00:02:13,560 --> 00:02:15,560
که بتونیم باهاش بریزیم تو خونه ملت و بگردیم

13
00:02:15,560 --> 00:02:16,479
و آزادی عمل داشته باشیم؟

14
00:02:16,599 --> 00:02:17,840
!خاموشی

15
00:02:21,919 --> 00:02:23,360
بالاخره اون نشان رو بهتون اعطا کردن یا نه؟

16
00:02:23,479 --> 00:02:24,960
فکر کردی هنوز تو میدون جنگیم؟

17
00:02:24,960 --> 00:02:26,319
فقط دنبال خشونتی

18
00:02:27,199 --> 00:02:28,479
امروز ما با پیروزی برگشتیم

19
00:02:28,639 --> 00:02:30,120
اعلیحضرت گفتن دستاوردمون
 برای پوشوندن اشتباهمون کافیه

20
00:02:31,360 --> 00:02:32,759
هرچند، اعلیحضرت خواستن که

21
00:02:33,439 --> 00:02:35,879
.فعلا تحقیقات راجع به پرونده اختلاس اسلحه رو متوقف کنیم

22
00:02:37,319 --> 00:02:39,599
پس، یعنی قرار نیست تحقیقات رو ادامه بدیم؟

23
00:02:43,919 --> 00:02:45,560
من کی گفتم تحقیقات رو ادامه ندیم؟

24
00:02:45,800 --> 00:02:48,560
سرقت اسلحه ها سالهاست که برام مشکل درست کرده

25
00:02:48,719 --> 00:02:49,680
.نمیتونیم تحقیقات رو متوقف کنیم

26
00:02:53,199 --> 00:02:55,039
مگه اعلیحضرت نگفتن که تحقیقات رو متوقف کنیم؟

27
00:02:55,280 --> 00:02:56,439
خیلی احمقی

28
00:03:11,919 --> 00:03:12,759
ارباب جوان

29
00:03:12,919 --> 00:03:14,280
.به عمارت مارکیز چنگ یانگ رسیدیم

30
00:03:15,000 --> 00:03:16,199
از وقتی به پایتخت برگشتیم

31
00:03:16,199 --> 00:03:17,960
.به ملاقات مارکیز چنگ یانگ نرفتیم

32
00:03:18,520 --> 00:03:20,400
وقتی تو میدون جنگ بودیم

33
00:03:20,599 --> 00:03:22,520
.شنیدم که شایعاتی تو دربار سلطنتی پخش شده

34
00:03:23,000 --> 00:03:24,919
<font color="#ff8080">= عمارت مارکیز چنگ یانگ =</font>
.شایعه کردن که من فرزند ناخلفی ام

35
00:03:25,088 --> 00:03:26,879
یه عالمه شایعه درموردم ساختن

36
00:03:27,199 --> 00:03:28,599
.اینم روش

37
00:03:35,400 --> 00:03:36,879
مادرشوهر، باید مواظب سلامتیتون باشین

38
00:03:36,879 --> 00:03:38,960
.نباید مریض بشین

39
00:03:40,319 --> 00:03:41,599
دراصل این قضیه تقصیر منه

40
00:03:41,680 --> 00:03:43,240
که دایی رو به خوبی پنهان نکردم

41
00:03:43,759 --> 00:03:44,879
در ابتدا

42
00:03:45,280 --> 00:03:47,159
تو این فکر بودم که دایی رو داخل روستا قایم کنم

43
00:03:47,360 --> 00:03:48,800
مطمئن بودم که احدی نمیتونه پیداش کنه

44
00:03:49,479 --> 00:03:51,919
انتظار نداشتم بانوی چهارم نکبت انقدر سنگدل باشه

45
00:03:52,560 --> 00:03:54,680
چون من و مادرشوهرم قبلا تنبیهش کرده بودیم
 کینه به دل گرفته بود

46
00:03:55,400 --> 00:03:56,759
!با سنگدلی ازمون انتقام گرفت

47
00:03:56,840 --> 00:03:58,319
.همش بخاطر آماده سازی های نامناسب توئه

48
00:03:58,400 --> 00:03:59,960
!زن احمق غیرقابل اعتماد

49
00:04:00,719 --> 00:04:02,280
چطور جرات کردین یک مجرم رو مخفی کنین؟

50
00:04:02,280 --> 00:04:04,439
میدونین بخاطرش همه اطرافیانتون مجازات میشن؟

51
00:04:05,159 --> 00:04:07,520
اگه به خاطر این قضیه، مادرشوهر درگیر میشد

52
00:04:07,599 --> 00:04:09,159
.واقعا میشدی یک فرزند ناخلف

53
00:04:09,199 --> 00:04:10,439
...پس براساس حرف های جنابعالی

54
00:04:10,680 --> 00:04:12,719
،اینکه دایی بخاطر بانوی چهارم دستگیر شد

55
00:04:12,800 --> 00:04:14,080
نه تنها اشتباه نیست

56
00:04:14,319 --> 00:04:15,879
بلکه یک کار شرافتمندانه است!؟

57
00:04:16,079 --> 00:04:17,519
دایی تسلیحات ارتش رو اختلاس کرده

58
00:04:17,759 --> 00:04:19,519
نیائو نیائو از عدالت دفاع کرده. چیش اشتباهه؟

59
00:04:19,959 --> 00:04:21,240
زن داداش، اگه راضی نیستی

60
00:04:21,399 --> 00:04:22,839
.میتونی تو دفتر دولتی باهاشون درگیر بشی

61
00:04:22,839 --> 00:04:24,959
فکر نکن فقط چون یک خانوم خونه دارم

62
00:04:25,279 --> 00:04:26,680
.میتونی با استفاده از دفتر دولتی منو بترسونی

63
00:04:26,879 --> 00:04:28,680
درسته که نمیفهمم تو دربار سلطنتی چخبره

64
00:04:28,800 --> 00:04:31,600
.ولی میدونم که خون از آب غلیظ تره

65
00:04:31,800 --> 00:04:33,120
چطور میتونیم خانواده خودمونو بفروشیم؟

66
00:04:33,519 --> 00:04:37,160
باید هرچه سریعتر راهی برای نجاتش پیدا کنیم

67
00:04:37,800 --> 00:04:39,279
دلتون میاد ببینین که مادرشوهر

68
00:04:39,480 --> 00:04:42,560
تو این سن و سال
 درد از دست دادن عزیزش رو بچشه؟

69
00:04:44,120 --> 00:04:46,839
اون تسلیحات ارتش رو اختلاس کرده
.و با قوانین ارتش مجازات میشه

70
00:04:46,839 --> 00:04:48,439
من قادر نیستم نجاتش بدم

71
00:04:48,600 --> 00:04:49,759
!برام مهم نیست

72
00:04:49,800 --> 00:04:50,600
پسرم

73
00:04:50,600 --> 00:04:53,439
.باید راهی برای نجاتِ دایی ات پیدا کنی

74
00:04:53,639 --> 00:04:54,560
!پسرم

75
00:04:54,879 --> 00:04:55,959
!پــــسرم

76
00:04:56,759 --> 00:05:00,199
الان از نظرت فقط خانواده زنت برات مهمه

77
00:05:00,199 --> 00:05:02,199
اصلا به دایی ات اهمیت نمیدی

78
00:05:02,199 --> 00:05:03,720
!و منِ مادرت برات مهم نیستم

79
00:05:03,720 --> 00:05:04,399
مادر

80
00:05:04,639 --> 00:05:06,720
دفعه قبل ازت خواستم دوهزار لیانگ پول بدی

81
00:05:06,720 --> 00:05:08,279
تا زن دایی ات عروس بگیره

82
00:05:08,279 --> 00:05:10,600
!ولی پول لعنتی رو ندادی

83
00:05:10,879 --> 00:05:12,639
اما وقتی برادر زنت میخواست ادامه تحصیل بده

84
00:05:12,639 --> 00:05:15,839
!بی تامل هرچقدر پول میخواست گذاشتی کف دستش

85
00:05:16,439 --> 00:05:19,480
!تو اصلا منصف نیستی

86
00:05:19,639 --> 00:05:23,720
برای برادر من اهمیت و احترام قائل نیستی

87
00:05:24,920 --> 00:05:26,759
عروس های خانواده های دیگه

88
00:05:26,759 --> 00:05:29,240
پولِ جهیزیه خونه مادری رو خرجِ خانواده شوهر میکنن

89
00:05:29,360 --> 00:05:31,000
ولی جاری من

90
00:05:31,000 --> 00:05:34,040
.پول شوهرش رو خرج خونه مادری میکنه

91
00:05:34,040 --> 00:05:35,480
نمیخواست عروس بگیره

92
00:05:35,480 --> 00:05:36,759
بلکه میخواست واسش معشوقه بخره

93
00:05:36,879 --> 00:05:38,000
اون جوان کم سن و سالیه

94
00:05:38,439 --> 00:05:40,560
.درس خوندن و زن گرفتن کار درسته

95
00:05:41,120 --> 00:05:41,959
بعدشم

96
00:05:42,199 --> 00:05:43,666
من و یوان یی باهمدیگه اون پول رو

97
00:05:43,666 --> 00:05:46,160
با به خطر انداختن جونمون
 .تو میدون جنگ، بدست آوردیم

98
00:05:46,439 --> 00:05:47,560
چرا نمیتونه از اون پول استفاده کنه؟

99
00:05:47,959 --> 00:05:49,279
ما یک خانواده ایم

100
00:05:49,720 --> 00:05:51,279
چرا باید خانواده شوهر و مادری رو متمایز کرد؟

101
00:05:51,879 --> 00:05:53,814
جاری جون، البته که تو حسابگر بودن

102
00:05:53,839 --> 00:05:55,279
.من به گرد پای تو نمیرسم

103
00:05:55,399 --> 00:05:56,920
نکنه میخوای مادرشوهر رو

104
00:05:57,240 --> 00:05:59,319
بخاطر اینکه گاهی برای خانواده مادریش
 پول خرج میکنه، تحقیر کنی؟

105
00:06:02,879 --> 00:06:03,680
...مادرشوهر

106
00:06:04,360 --> 00:06:05,920
.همچین چیزی نیست

107
00:06:08,759 --> 00:06:12,439
!الهی هیچکدومتون خیر نبینین

108
00:06:14,800 --> 00:06:17,920
!گم شین! از اینجا گورتونو گم کنین

109
00:06:30,240 --> 00:06:31,000
،برادر شوهر

110
00:06:31,439 --> 00:06:32,240
جاری

111
00:06:33,279 --> 00:06:35,000
.اینبار خیلی ناگهانی برگشتین

112
00:06:35,319 --> 00:06:38,000
وقت نکردیم اقامتگاه اصلی رو تمیز کنیم
و سر و سامون بدیم

113
00:06:38,439 --> 00:06:40,120
چندتا اتاق تو حیاط پشتی آب و جارو کردم

114
00:06:40,120 --> 00:06:41,720
.تا خانوادگی باهم اونجا بمونین

115
00:06:41,920 --> 00:06:43,439
این براتون مناسب تره
<font color="#ffff80">(م: داره تحقیر میکنه)</font>

116
00:06:43,680 --> 00:06:46,079
میخوای من و خانواده ام تو اقامتگاه کناری زندگی کنیم؟

117
00:06:46,399 --> 00:06:48,720
این چطوری مناسبه؟

118
00:06:49,000 --> 00:06:51,879
برادر شوهر، بیش از 10 ساله که 
از بانوی چهارم دور بودین. درسته؟

119
00:06:52,279 --> 00:06:55,600
.منم اینطور ترتیب دادم که بهم نزدیکتر بشین

120
00:07:09,560 --> 00:07:11,399
با کمال میل، جاری جون

121
00:07:23,680 --> 00:07:25,360
!زنیکه افاده ایِ متظاهر

122
00:07:27,439 --> 00:07:29,439
عمرا از اقامتگاه اصلی اسباب کشی کنم

123
00:07:29,439 --> 00:07:31,519
. ببینم میخوای چیکارم کنی

124
00:08:12,079 --> 00:08:13,800
ما در حق نیائو نیائو بد کردیم

125
00:08:13,800 --> 00:08:15,160
ببین چقدر رنگ و روش پریده

126
00:08:15,360 --> 00:08:17,000
.اصلا سلامت بنظر نمیاد

127
00:08:17,439 --> 00:08:19,720
نمیدونم تو این خونه چقدر زجر کشیده

128
00:08:30,279 --> 00:08:31,920
خانوم، لیان فانگ اومده

129
00:08:32,480 --> 00:08:33,279
متوجه شدم

130
00:08:50,240 --> 00:08:53,080
خانوم گه تاحالا برای نیائو نیائو طبیب آورده؟

131
00:08:53,399 --> 00:08:55,879
خانوم گه میگفتن که
بچه ها بعد چند روز بیماری، خوب میشن

132
00:08:55,879 --> 00:08:57,200
هیچوقت حالی از بانو نپرسیدن

133
00:08:57,360 --> 00:09:00,000
تو این سالها، هرازگاهی مارو به روستا میفرستادن

134
00:09:00,159 --> 00:09:01,759
پدر و مادرش تو خط مقدم درحال جنگیدن بودن

135
00:09:01,759 --> 00:09:03,600
ولی اونا یک سکه هم برای بانوی جوان خرج نکردن

136
00:09:04,000 --> 00:09:05,080
،نه تنها کمبود غذا و رخت داشتن

137
00:09:05,080 --> 00:09:06,559
.بلکه موقع بیماری هم کسی ازشون مراقبت نمیکرد

138
00:09:06,559 --> 00:09:07,840
بدون توجه به مرگ و زندگیمون، ولمون کرده بودن

139
00:09:08,000 --> 00:09:11,559
خب چرا باید بی دلیل
 نیائو نیائو رو به روستا بفرستن

140
00:09:11,559 --> 00:09:12,639
تا بمیره؟

141
00:09:12,919 --> 00:09:14,185
خانوم دوم بیشتر از 10 ساله که ازدواج کردن

142
00:09:14,185 --> 00:09:15,816
ولی نتونستن پسری بدنیا بیارن

143
00:09:15,840 --> 00:09:18,519
پس میخواست برادر زاده 10 ساله اش، یائو
 رو به فرزندخواندگی بگیرن

144
00:09:18,759 --> 00:09:21,320
چندروز پیش، یائو رو برای زندگی به عمارت آورد

145
00:09:21,799 --> 00:09:23,279
بانوی جوان نیت خیری داشتن

146
00:09:23,440 --> 00:09:25,559
.و یک کوزه عسل بهش دادن

147
00:09:25,840 --> 00:09:27,600
ولی هیچکس انتظار نداشت که

148
00:09:27,600 --> 00:09:28,759
،بعد از باز کردنِ در کوزه
زنبور ها جمع بشتن بشن

149
00:09:29,200 --> 00:09:31,240
زنبور ها تمام سر یائو رو نیش زده بود

150
00:09:31,440 --> 00:09:33,600
خانوم دوم هم به بانوی جوان گفت
 که باید به رفتار بدش فکر کنه

151
00:09:34,080 --> 00:09:35,840
بخاطر همینم تو سردترین فصل سال

152
00:09:35,840 --> 00:09:37,320
.بانو رو تو روستا حبس کرد

153
00:09:37,720 --> 00:09:39,799
خانوم گه خیلی بد ذات و حیله گره

154
00:09:40,000 --> 00:09:41,440
باید به برادر دوم بگم که طلاقش بده

155
00:09:42,000 --> 00:09:43,480
...در کوزه عسل رو

156
00:09:44,200 --> 00:09:46,200
خودِ یائو باز کرد؟

157
00:09:46,399 --> 00:09:48,279
یا نیائو نیائو بازش کرد؟

158
00:09:50,039 --> 00:09:52,080
.بانوی جوان بازش کردن

159
00:09:54,000 --> 00:09:55,279
یعنی یه بچه 10 ساله

160
00:09:55,480 --> 00:09:57,279
خودش نمیتونست در کوزه رو باز کنه؟

161
00:09:58,360 --> 00:10:00,000
و از نیائو نیائو خواست بازش کنه؟

162
00:10:01,679 --> 00:10:04,000
چرا در کوزه عسل رو داخل اتاق باز نکرد

163
00:10:04,159 --> 00:10:07,200
و صاف وسط حیاطِ پرگل و زنبور بازش کرد؟

164
00:10:07,919 --> 00:10:10,039
بهتره بعضی کارها رو یا کلا انجام ندی

165
00:10:10,240 --> 00:10:12,480
.یا درست و بی نقص انجام بدی

166
00:10:12,759 --> 00:10:14,320
.وگرنه، ممکنه مضحکه عام و خاص بشی

167
00:10:17,559 --> 00:10:18,399
ژنرال

168
00:10:19,159 --> 00:10:20,960
من از طبیب سوال کردم

169
00:10:21,559 --> 00:10:24,759
دلیل غش کردن نیائو نیائو سرماخوردگی نبود

170
00:10:25,399 --> 00:10:27,440
...بلکه دلیلش آسیب رسوندن به معده و طحال

171
00:10:28,360 --> 00:10:29,320
.بخاطر پرخوری بود

172
00:10:31,440 --> 00:10:33,279
چون که بانوی جوان خیلی گرسنگی کشیده بودن

173
00:10:33,399 --> 00:10:35,559
معمولا بهش غذای کافی نمیدن

174
00:10:35,879 --> 00:10:37,600
امروز که برای برگردوندنش عجله داشتن

175
00:10:37,600 --> 00:10:38,879
.مقداری غذا آوردن

176
00:10:39,039 --> 00:10:40,480
بانوی جوان چندین روز گرسنگی کشیده بودن

177
00:10:40,919 --> 00:10:42,600
.برای همین، با ولع غذا خوردن

178
00:10:42,600 --> 00:10:44,799
میترسیدن بعد از این، دیگه غذا گیرشون نیاد

179
00:10:45,639 --> 00:10:47,159
وگرنه چرا باید همچین کاری میکردن؟

180
00:10:48,000 --> 00:10:49,279
ما اون بیرون میجنگیدیم

181
00:10:49,519 --> 00:10:52,440
و فکر میکردیم نیائو نیائو تو خونه کم و کاستی نداره

182
00:10:52,639 --> 00:10:53,399
کی میدونست که

183
00:10:53,639 --> 00:10:55,480
از گداهای بی خانمان هم زندگی بدتری داره

184
00:10:56,159 --> 00:10:57,559
خیلی خوب، فهمیدم

185
00:10:57,879 --> 00:10:58,919
مرخصی

186
00:11:00,679 --> 00:11:01,519
چشم

187
00:11:05,399 --> 00:11:07,039
گرچه یک خدمتکار مهربون و قابل اعتماد

188
00:11:07,039 --> 00:11:08,840
کنار بانوی جوان گذاشته بودین

189
00:11:09,559 --> 00:11:11,879
اما به طور غیرقابل انتظاری
 .خانوم گه بازم کار خودشو کرد

190
00:11:12,000 --> 00:11:13,799
حالا که من برگشتم

191
00:11:14,440 --> 00:11:15,279
دیگه نمیذارم

192
00:11:15,759 --> 00:11:17,320
همچین اتفاقاتی دوباره رخ بده

193
00:11:18,200 --> 00:11:19,399
داره دیروقت میشه

194
00:11:19,720 --> 00:11:22,600
ژنرال، میخوای بری دیدن برادر دومت، درسته؟

195
00:11:22,600 --> 00:11:23,600
درسته، میرم دیدنش

196
00:11:34,159 --> 00:11:35,919
همه میگن بیماری تند میاد اما کند میره

197
00:11:36,799 --> 00:11:38,919
سلامتِ بانوی جوان شدیدا تحت تاثیر قرار گرفته

198
00:11:39,480 --> 00:11:41,159
نمیدونیم چقدر زمان میبره

199
00:11:41,159 --> 00:11:42,240
.تا کامل بهبود پیدا کنن

200
00:11:44,039 --> 00:11:45,679
درست به موقع غش کرد

201
00:11:45,960 --> 00:11:47,279
بهمون دلیلی داد

202
00:11:47,600 --> 00:11:49,639
تا از رفتاری که خانوم بزرگ باهاش داره
.انتقاد کنیم

203
00:11:50,080 --> 00:11:51,960
<i>مادرم تیز بینه</i>

204
00:11:52,559 --> 00:11:54,279
<i>.میترسم که فهمیده باشه ادای غش کردن درآوردم</i>

205
00:11:54,559 --> 00:11:57,600
<i>پس چرا از کسی که باهام بدرفتاری کرده
چشم پوشی کرد؟</i>

206
00:11:57,799 --> 00:11:59,279
خانوم، شما بافکر هستین

207
00:11:59,519 --> 00:12:01,960
عمدا بهشون گفتین که دو هفته دیگه برمیگردین

208
00:12:02,200 --> 00:12:03,399
برای همین وقت نکردن لاپوشونی کنن

209
00:12:03,600 --> 00:12:04,799
.و خودشونو لو دادن

210
00:12:05,279 --> 00:12:06,240
این آدما

211
00:12:06,679 --> 00:12:08,000
از شما کینه به دل گرفتن

212
00:12:08,120 --> 00:12:09,639
.و سر بانوی جوان خالی کردن

213
00:12:10,120 --> 00:12:11,240
خیلی باهاش بدرفتاری کردن

214
00:12:12,159 --> 00:12:14,720
<i>پس، میدونست که تو این خونه زجر میکشم</i>

215
00:12:14,960 --> 00:12:16,639
<i>.و عمدا به حال خودم ولم کردم</i>

216
00:12:16,919 --> 00:12:18,759
ارباب خاندان خیلی بانوی جوان رو دوست دارن

217
00:12:19,039 --> 00:12:21,919
فکر نکنم از همه دستورات خانوم بزرگ اطاعت کنن

218
00:12:22,039 --> 00:12:22,799
.خیالت راحت باشه

219
00:12:23,519 --> 00:12:25,559
ژنرال اگه دلرحم بود

220
00:12:25,559 --> 00:12:27,919
.خیلی وقت پیش تو میدون جنگ کشته شده بود

221
00:12:29,440 --> 00:12:30,320
...ژنرال

222
00:12:30,919 --> 00:12:32,519
میتونه درست رو از غلط متمایز کنه

223
00:12:33,440 --> 00:12:34,320
تو این دنیا

224
00:12:34,840 --> 00:12:36,879
هیچ عروسی نیست که
 نتونه دربرابر مادرشوهرش پیروز بشه

225
00:12:37,440 --> 00:12:38,679
فقط بستگی داره که

226
00:12:39,240 --> 00:12:40,879
.شوهرش تمایل به کمک کردن داره یا نه

227
00:12:42,919 --> 00:12:44,840
<i>عمدا گذاشت دختر خودش زجر بکشه</i>

228
00:12:45,200 --> 00:12:47,240
<i>.تا بین پدر و مادربزرگ تخم نفاق بکاره</i>

229
00:12:48,200 --> 00:12:50,159
<i>سبک مادرم زیادی بی رحمانه است</i>

230
00:12:51,879 --> 00:12:53,159
من نگرانِ کمک کردن شوهرم نیستم

231
00:12:53,559 --> 00:12:56,840
فقط نگرانم چون بیش از ده سال ولش کردم

232
00:12:57,519 --> 00:12:59,080
.شکل دادن به شخصیتش سخت باشه

233
00:12:59,519 --> 00:13:01,240
الان فقط میتونم با سختگیری تربیتش کنم

234
00:13:01,720 --> 00:13:04,399
.و تمام تلاشم رو برای جبران اشتباهات بکنم

235
00:13:06,200 --> 00:13:07,919
<i>به جای اینکه کسایی که اذیتم کردن رو ادب کنه</i>

236
00:13:08,039 --> 00:13:10,000
<i>!میخواد خودِ منو ادب کنه</i>

237
00:13:10,639 --> 00:13:12,039
<i>.بهتره به جای اون، به خودم تکیه کنم</i>

238
00:13:12,799 --> 00:13:14,320
<i>.انگاری باید خودم دست به کار بشم</i>

239
00:13:16,440 --> 00:13:20,440
<font color="#ff8080">= زندان نظارت قضایی =</font>

240
00:13:20,840 --> 00:13:22,559
بهت دستور داده بودم به خاندان چنگ نظارت کنی

241
00:13:23,600 --> 00:13:24,679
انجامش دادی؟

242
00:13:24,759 --> 00:13:26,639
خاندان چنگ هرروز خدا درگیر جنجالن

243
00:13:26,639 --> 00:13:28,200
.همش یه سری گیس و گیس کشیِ زنونه است

244
00:13:28,720 --> 00:13:32,440
شنیدم خانوم بزرگ چنگ بخاطر 
خیانتِ بانوی چهارم به برادرش عصبانیه

245
00:13:32,600 --> 00:13:33,679
و میخواد مجازاتش کنه

246
00:13:37,320 --> 00:13:38,240
بنده تحقیق کردم

247
00:13:38,639 --> 00:13:40,519
این چندروز، از  اعضای خاندان چنگ
 رفتار غیرطبیعی سر نزده

248
00:13:40,519 --> 00:13:42,039
.به جز خانوم دوم خاندان جنگ، خانوم گه

249
00:13:42,559 --> 00:13:43,600
.من تایید کردم

250
00:13:43,600 --> 00:13:44,960
کسی که اون رو جلوی تحقیقات رو گرفت

251
00:13:45,279 --> 00:13:46,960
مطیع خانوم دوم، سرخدمتکار لی بود

252
00:13:47,879 --> 00:13:48,600
ارباب جوان

253
00:13:48,799 --> 00:13:50,519
نوکر خاندان چنگ این بقچه رو براتون آورد

254
00:13:50,840 --> 00:13:52,799
.گفت که از طرف بانوی چهارم چنگ ئه

255
00:13:55,960 --> 00:13:58,399
یعنی میخواد با پول به ارباب جوان رشوه بده؟

256
00:14:06,639 --> 00:14:08,879
چرا یک مشت آشغاله؟

257
00:14:23,120 --> 00:14:24,279
...اعضای خاندان چنگ

258
00:14:25,720 --> 00:14:28,120
!واقعا یکی از یکی فرزندان خلف تری اند
<font color="#ffff80">(م: طعنه زد، یعنی همشون ناخلفن)</font>

259
00:14:34,440 --> 00:14:41,080
<font color="#ff8080">= پارچه فروشیِ خاندان گه =</font>

260
00:14:41,960 --> 00:14:42,720
ارباب جوان

261
00:14:42,720 --> 00:14:43,679
همونطور که انتظار داشتین

262
00:14:43,879 --> 00:14:45,960
.دفتر حسابِ پارچه فروشی یه جای کارش میلنگه

263
00:14:50,919 --> 00:14:53,759
فرمانده نگهبانان اسلحه دونگ 8000 لیانگ
 تو این پارچه فروشی سرمایه گذاری کرده بود

264
00:14:54,000 --> 00:14:55,200
اون حقوق کمی داشته

265
00:14:55,480 --> 00:14:57,159
پس قطعا این پول رو از دولت اختلاس کرده

266
00:14:57,360 --> 00:14:59,799
ارباب جوان، هنوز آشغالی که بانوی چهارم

267
00:14:59,799 --> 00:15:01,000
باهاش سر به سرمون گذاشت رو ننداختین دور؟

268
00:15:01,600 --> 00:15:03,399
بانوی چهارم چنگ با فرستادن اینا

269
00:15:03,919 --> 00:15:06,360
میخواست درمورد پارچه فروشی بهمون گزارش بده؟

270
00:15:09,879 --> 00:15:10,799
کاه خشک

271
00:15:11,759 --> 00:15:13,919
به اختفای فرمانده نگهبانان اسلحه دونگ 
.در توده ی کاه اشاره داره

272
00:15:14,600 --> 00:15:16,840
.و تیکه پارچه بیانگر پارچه فروشیه

273
00:15:19,840 --> 00:15:21,159
!واقعا جالبه

274
00:15:21,597 --> 00:15:22,799
بانوی چهارم چنگ

275
00:15:22,799 --> 00:15:24,759
کلی دور خودش چرخید تا حقیقت رو بهمون بگه

276
00:15:25,639 --> 00:15:27,200
یعنی میخواد طرف حق ما قرار بگیره؟

277
00:15:27,440 --> 00:15:28,759
گمونم بانوی چهارم چنگ

278
00:15:28,879 --> 00:15:30,759
.میخواد برای فرار کردن کمکش کنیم

279
00:15:31,399 --> 00:15:33,080
چرا باید کمکش کنیم؟

280
00:15:38,600 --> 00:15:40,279
...میترسم خیلی وقت باشه که

281
00:15:43,080 --> 00:15:44,440
.برای خودش راه فرار طراحی کرده

282
00:15:58,279 --> 00:15:59,840
نمیخورم. ببرش

283
00:16:00,314 --> 00:16:02,720
ارباب از طبیب سلطنتی خواستن 
که این دارو رو براتون تجویز کنه

284
00:16:02,799 --> 00:16:03,879
.خیلی معجزه آساست

285
00:16:03,960 --> 00:16:05,639
بانوی جوان، حداقل یکم بنوشین

286
00:16:07,320 --> 00:16:08,600
بیماریم خوب شده

287
00:16:09,039 --> 00:16:10,679
چرا بازم باید اینو بخورم؟

288
00:16:10,679 --> 00:16:13,080
این دارو فقط شفابخش نیست، تقویتی هم هست

289
00:16:13,440 --> 00:16:15,000
بانوی جوان، سریعتر دارو رو میل کنین

290
00:16:15,200 --> 00:16:17,399
بعدش، میتونین تنقلات بخورین

291
00:16:17,399 --> 00:16:18,360
.تو به جای من بخور

292
00:16:19,159 --> 00:16:19,919
...من

293
00:16:22,000 --> 00:16:22,799
یه نفر اینجاست

294
00:16:23,240 --> 00:16:23,960
ساکت باش

295
00:16:35,679 --> 00:16:37,679
چرا حال دخترم بهتر نمیشه؟

296
00:16:47,320 --> 00:16:48,919
نیائو نیائو به پدر و مادر درود میفرسته

297
00:16:49,320 --> 00:16:50,919
دخترم، بیخیال این تشریفات شو

298
00:16:54,919 --> 00:16:57,039
چرا بدنت هنوز انقدر ضعیفه؟

299
00:16:58,879 --> 00:16:59,960
همش تقصیر اون خانوم گه است

300
00:17:00,080 --> 00:17:02,000
بدن دخترم بخاطر اون خیلی ضعیف شده

301
00:17:02,320 --> 00:17:03,519
درحدی که نمیتونه به حال عادی برگرده

302
00:17:03,919 --> 00:17:04,640
بیا

303
00:17:04,799 --> 00:17:05,480
دراز بکش

304
00:17:05,480 --> 00:17:06,680
دارو داره سرد میشه

305
00:17:06,799 --> 00:17:08,440
سریع بدتش به بانوی جوان

306
00:17:09,000 --> 00:17:10,000
چشم

307
00:17:13,200 --> 00:17:14,160
بیا بیا

308
00:17:14,599 --> 00:17:15,799
بخورش. بیا

309
00:17:54,000 --> 00:17:55,759
دخترم، چرا گریه میگنی؟

310
00:17:56,799 --> 00:17:57,559
...پدر

311
00:18:00,119 --> 00:18:01,519
.این دارو زیادی تلخه

312
00:18:03,559 --> 00:18:06,279
چطوره یکم قند به دارو اضافه کنیم؟

313
00:18:06,880 --> 00:18:08,039
چطور میتونی سرخود به دارویی که

314
00:18:08,039 --> 00:18:09,759
طبیب سلطنتی تجویز کرده، چیزی اضافه کنی؟

315
00:18:10,279 --> 00:18:11,799
به قول معروف داروی خوب تلخه

316
00:18:12,279 --> 00:18:13,680
تا وقتی که بیماریت خوب نشه

317
00:18:14,000 --> 00:18:15,319
باید هر روز بخوریش

318
00:18:19,000 --> 00:18:20,240
مادرت درست میگه

319
00:18:20,799 --> 00:18:21,799
.به حرف مادرت گوش بده

320
00:18:22,039 --> 00:18:24,200
داروی تلخ برات خوبه. بخورش

321
00:18:26,799 --> 00:18:27,799
نیائو نیائو، دختر خوبی باش

322
00:18:28,559 --> 00:18:29,960
وقتی بهبود پیدا کنی

323
00:18:30,160 --> 00:18:31,440
.میبرمت اسب سواری

324
00:18:31,839 --> 00:18:33,559
و میتونیم از جشنواره فانوس 
.که بعد از سال نو برگزار میشه لذت ببریم

325
00:18:42,839 --> 00:18:44,799
نیائو نیائو ی من خیلی خوشگله

326
00:18:44,920 --> 00:18:47,319
حتی اگه همه دخترهای خاندان وان رو

327
00:18:47,319 --> 00:18:49,920
عین یه دسته گل بچینی کنار هم

328
00:18:50,039 --> 00:18:51,559
.اندازه نیائو نیائو ی من زیبا نیستن

329
00:18:51,559 --> 00:18:52,359
ژنرال

330
00:18:53,000 --> 00:18:55,960
هرچقدرهم که از زیبایی یک دختر تعریف کنین
 بی فایده است

331
00:18:55,960 --> 00:18:58,920
.یادگیری ادب، مهربانی، فضیلت و تواضع مهمتره

332
00:18:59,960 --> 00:19:01,359
سریعتر بخورش، نیائو نیائو

333
00:19:01,559 --> 00:19:02,440
بخورش

334
00:19:09,680 --> 00:19:12,880
!ای وای

335
00:19:14,559 --> 00:19:15,680
مادرشوهرم باز شیون میکنه

336
00:19:16,200 --> 00:19:17,359
بریم ببینیم چخبره

337
00:19:19,279 --> 00:19:22,480
!خدای من

338
00:19:23,200 --> 00:19:23,920
نخورش

339
00:19:23,920 --> 00:19:26,880
.بعدا یکم قند میریزم تو داروت

340
00:19:31,839 --> 00:19:35,079
!برادر عزیزم

341
00:19:35,079 --> 00:19:37,039
بجنب. نمایش به زودی شروع میشه

342
00:19:39,279 --> 00:19:41,599
!دیگه نمیخوام زندگی کنم

343
00:19:41,599 --> 00:19:44,240
برادرشوهرم واقعا که نمیذاره دایی بمیره

344
00:19:44,240 --> 00:19:47,279
مادرشوهر، به خودتون بیاین

345
00:19:48,000 --> 00:19:48,880
خواهرشوهر

346
00:19:48,880 --> 00:19:51,960
<font color="#ddac04">(زن دایی دونگ)
</font>حتی اگه میخوای بمیری، الان نمیر

347
00:19:52,160 --> 00:19:53,559
اگه الان این وسط بمیری

348
00:19:53,559 --> 00:19:56,400
!هیچکس داداش خیر ندیده ات رو نجات نمیده

349
00:19:57,240 --> 00:20:00,079
آخه خاندان دونگِ ما چه گناهی مرتکب شده؟

350
00:20:00,079 --> 00:20:01,799
چرا این به سرمون اومد؟

351
00:20:01,920 --> 00:20:04,279
اگه وسط حیاط یک صحنه نمایش درست کنیم

352
00:20:04,799 --> 00:20:06,480
مادربزرگ میتونه به تنهایی
 اندازه یک گروه بازیگر، نمایش بازی کنه

353
00:20:07,045 --> 00:20:10,519
!من دیگه نمیخوام زنده بمونم

354
00:20:10,519 --> 00:20:12,160
!میخوام بپرم تو چاه

355
00:20:12,160 --> 00:20:14,000
!جلومو نگیرین

356
00:20:16,480 --> 00:20:17,079
پدر وارد صحنه شد

357
00:20:17,079 --> 00:20:18,759
!دیگه نمیخوام زنده بمونم

358
00:20:18,759 --> 00:20:21,359
!الان میپرم تو چاه

359
00:20:22,623 --> 00:20:23,920
!مادرشوهر

360
00:20:24,119 --> 00:20:24,960
!مادر

361
00:20:28,680 --> 00:20:30,079
چرا اینقدر محکم هل دادی؟

362
00:20:30,240 --> 00:20:31,599
میخواستی جدی جدی بندازیم تو چاه؟

363
00:20:32,079 --> 00:20:33,640
فقط میخوام بترسونمشون. جدی که نیستم

364
00:20:33,839 --> 00:20:34,519
بکش کنار

365
00:20:34,519 --> 00:20:36,039
باز چیه؟

366
00:20:36,880 --> 00:20:38,839
ببین چاه چقدر کوچیکه. توش جا نمیشی

367
00:20:40,759 --> 00:20:43,279
!پسرک ناسپاس ظالم

368
00:20:43,279 --> 00:20:44,319
مادربزرگ رو ببین

369
00:20:44,519 --> 00:20:46,720
اندام قوی و بدن محکمش رو ببین

370
00:20:46,880 --> 00:20:48,880
خیلی حیفه که ژنرال نشده

371
00:20:49,319 --> 00:20:50,559
حتی اگه بپره

372
00:20:51,079 --> 00:20:52,440
باید امیدوار باشیم که با پرشش

373
00:20:52,880 --> 00:20:54,160
یک چاه جدید به وجود نیاره

374
00:20:55,640 --> 00:20:57,440
چاه کوچیکه؟

375
00:20:57,640 --> 00:21:01,240
...نمیتونم توش جا بشم؟ پس، من

376
00:21:02,079 --> 00:21:03,440
سرمو میکوبم به دیوار

377
00:21:03,880 --> 00:21:06,400
!سرمو میکوبم به دیوار و میرم دیدن پدرت

378
00:21:06,720 --> 00:21:08,720
هوی عروس، منو بگیریا

379
00:21:08,960 --> 00:21:10,279
I'll bang my head into the wall!

380
00:21:22,319 --> 00:21:23,240
!مادرشوهر

381
00:21:24,079 --> 00:21:25,279
مادرشوهر، خوبین؟

382
00:21:26,480 --> 00:21:29,000
تو هم کله ات رو بکوب و ببین خوب میمونی یا نه

383
00:21:29,720 --> 00:21:31,240
!باید بازوم رو میگرفتی احمق

384
00:21:31,240 --> 00:21:32,839
چرا سر آستین لباسمو گرفتی آخه؟

385
00:21:32,960 --> 00:21:35,319
والا انتظار نداشتم که انقدر پر زور باشین

386
00:21:35,440 --> 00:21:36,880
واقعا میخوای من بمیرم؟

387
00:21:37,359 --> 00:21:39,319
برادرشوهرم هنوز داره نگاهمون میکنه

388
00:21:43,240 --> 00:21:44,920
!وای خدا

389
00:21:45,200 --> 00:21:45,880
بنظرت

390
00:21:46,000 --> 00:21:48,519
ارباب این حقه ی خانوم بزرگ رو باور میکنه؟

391
00:21:49,480 --> 00:21:51,319
بااینکه پدرم خوش قلب و مهربونه

392
00:21:51,480 --> 00:21:53,119
اما ژنرال صدها جنگ بوده

393
00:21:53,119 --> 00:21:54,759
.و دشمنان بیشماری رو کشته

394
00:21:55,839 --> 00:21:57,880
با این مسخره بازیا خر نمیشه

395
00:21:58,240 --> 00:21:59,079
مادرشوهر

396
00:21:59,079 --> 00:22:00,839
تو این سالها، دائما همراه مادرم بوده

397
00:22:01,079 --> 00:22:03,400
هر حقه و کلکی رو از بَره

398
00:22:04,680 --> 00:22:05,839
...تو جنگِ عقل با مادربزرگ

399
00:22:06,720 --> 00:22:07,599
.نمی بازه

400
00:22:12,400 --> 00:22:14,799
!من پسر ناخلفی بودم

401
00:22:16,079 --> 00:22:19,279
!توان نجات دادن دایی رو ندارم

402
00:22:20,440 --> 00:22:23,039
!من خیلی بدبختم

403
00:22:23,319 --> 00:22:24,640
الهی بمیرم واسه خودِ مظلومم

404
00:22:24,640 --> 00:22:25,440
ژنرال

405
00:22:28,279 --> 00:22:29,440
...برادرشوهر، تو

406
00:22:29,559 --> 00:22:31,319
داری اوضاع رو برای مادرشوهر سخت میکنی

407
00:22:31,759 --> 00:22:33,240
هرچیم نباشه، یک خانواده ایم

408
00:22:33,319 --> 00:22:36,440
هرچقدرم که سخت باشه، باید دایی دونگ رو نجات بدی

409
00:22:36,680 --> 00:22:39,559
شوهر من برای مادرش زانو زده

410
00:22:39,799 --> 00:22:42,079
جاری جون، زودتر برو اونور

411
00:22:42,079 --> 00:22:44,200
نکنه میخوای این زانو زدن رو به خودت بگیری؟

412
00:22:45,119 --> 00:22:46,839
تو ارزش نداری که پسر بزرگم واست زانو بزنه

413
00:22:46,839 --> 00:22:48,759
!برو گم شو کنار ببینم

414
00:22:49,319 --> 00:22:50,359
چیکار میکنی؟

415
00:22:50,640 --> 00:22:52,079
میخوای به من بخندی؟

416
00:22:52,839 --> 00:22:55,440
قبلا به مادر گفتم که

417
00:22:55,759 --> 00:22:59,359
...دایی دستش کجه و فاسده

418
00:22:59,359 --> 00:23:01,640
!الحق که پدرم، پسرِ خونیِ مادربزرگه

419
00:23:01,920 --> 00:23:03,640
مهارت بازیگریش عالیه

420
00:23:05,079 --> 00:23:07,680
!بانوی جوان، الحق که شما هم فرزند اونایید

421
00:23:08,240 --> 00:23:10,880
چرا داییم زندانی شد آخـــه؟

422
00:23:12,359 --> 00:23:16,160
!من خیلی بدبختم

423
00:23:16,160 --> 00:23:20,039
همه برادرهام یا مردن یا گذاشتن و رفتن

424
00:23:20,039 --> 00:23:23,559
!فقط دایی ات از خانواده من باقی مونده

425
00:23:23,880 --> 00:23:26,640
اگه بخاطر سختی هایی که درگذشته کشید، نبود

426
00:23:26,640 --> 00:23:30,720
 به آدم طمعکاری تبدیل نمیشد

427
00:23:31,599 --> 00:23:33,920
...چطوره همه پول های تو عمارتم رو

428
00:23:34,400 --> 00:23:36,440
بفرستم برای دایی؟

429
00:23:36,960 --> 00:23:37,799
...چیزه

430
00:23:38,160 --> 00:23:39,039
!آ باریکلا

431
00:23:41,960 --> 00:23:43,519
قربونت بره زن دایی

432
00:23:43,519 --> 00:23:45,240
اگه دایی ات رو نجات بدی

433
00:23:45,240 --> 00:23:47,359
!درواقع یعنی مادرت رو نجات میدی

434
00:23:47,480 --> 00:23:50,559
ما یک خانواده ایم. نباید ازهم جدا شیم

435
00:23:51,000 --> 00:23:54,359
اینطور نیست که نخوام نجاتش بدم
بلکه نمیتونم

436
00:23:54,720 --> 00:23:55,839
...اون لینگ بویی

437
00:23:55,960 --> 00:23:57,640
!یک پادشاه جهنم چهره آهنینه

438
00:23:57,799 --> 00:24:01,039
اگه بخاطر جنگیدن و خدمت به کشور نبود

439
00:24:01,039 --> 00:24:04,079
چند روز پیش، منم همراه دایی دستگیر میکرد

440
00:24:04,079 --> 00:24:05,880
!به چه جراتی ازش خواهش کنم

441
00:24:06,000 --> 00:24:07,880
!پسرک ناسپاس عوضی

442
00:24:07,920 --> 00:24:10,440
میخوای دست رو دست بذاری
 و مرگ دایی ات رو تماشا کنی؟

443
00:24:10,440 --> 00:24:11,799
!دقیقا

444
00:24:15,319 --> 00:24:16,039
بسیار خوب

445
00:24:17,240 --> 00:24:20,279
همین الان به دفتر دولتی شکایتت رو میکنم

446
00:24:20,279 --> 00:24:21,240
!و میگم فرزند ناخلفی هستی

447
00:24:21,480 --> 00:24:22,480
شنیدم که امپراتور معاصر

448
00:24:22,599 --> 00:24:25,279
بیشتر از هرچیزی به خلف بودن فرزندان اهمیت میده

449
00:24:25,440 --> 00:24:27,079
اگه از یک مقام دولتی بخاطر ناخلف بودن شکایت بشه

450
00:24:27,279 --> 00:24:29,200
مجازات سبک، کتک خوردن و جریمه هست

451
00:24:29,200 --> 00:24:31,039
.و مجازات شدید، عزل شدن از مقام ئه

452
00:24:31,039 --> 00:24:32,559
ببینم میترسی یا نه

453
00:24:32,559 --> 00:24:33,359
مادرشوهر

454
00:24:33,519 --> 00:24:35,880
میدونین سرپیچی از والدین
 و ناخلف بودن چه جرم بزرگیه؟

455
00:24:36,319 --> 00:24:37,799
کتک خوردن و عزل شدن مسئله مهمی نیست

456
00:24:38,000 --> 00:24:39,279
ولی اگه کل دارایی مون رو تصاحب
و کل خانواده رو اعدام کنن چی؟

457
00:24:39,799 --> 00:24:41,319
اونموقع چیکار میکنین؟

458
00:24:42,119 --> 00:24:43,200
اعدام کل خانواده؟

459
00:24:44,119 --> 00:24:45,400
هیچکس در اینمورد بهم نگفته بودا

460
00:24:46,680 --> 00:24:48,160
مادر، میتونین برین و شکایت کنین

461
00:24:48,720 --> 00:24:51,920
اگه بخاطر سرپیچی کردن از نجات دایی
 میخواین ازم شکایت کنین

462
00:24:52,079 --> 00:24:54,680
حتی اگه جلوی اعلیحضرت ازم شکایت کنین

463
00:24:54,960 --> 00:24:56,200
.ترسی ندارم

464
00:24:56,400 --> 00:24:59,839
حالا که یک مقام دولتی شدی

465
00:25:00,599 --> 00:25:04,319
!با امور ملی منو تحت فشار میذاری

466
00:25:05,599 --> 00:25:10,000
از امروز به بعد، من لب به آب و غذا نمیزنم

467
00:25:10,759 --> 00:25:11,400
بنظرت

468
00:25:11,400 --> 00:25:13,319
خانوم بزرگ واقعا میخواست بمیره؟

469
00:25:13,839 --> 00:25:15,119
چطوره باهم شرط ببندیم؟

470
00:25:15,519 --> 00:25:16,559
ده تا چهارده روز دیگه

471
00:25:17,119 --> 00:25:18,000
.بی خیال میشه

472
00:25:22,240 --> 00:25:23,559
به قدر کافی از نمایش لذت بردی؟

473
00:25:23,559 --> 00:25:24,759
معلومه که نه

474
00:25:25,240 --> 00:25:27,319
.این تازه قسمت اوله

475
00:25:56,759 --> 00:25:58,000
نیائو نیائو به مادر درود میفرسته

476
00:26:01,279 --> 00:26:03,440
بانوی جوان، نکنه سرما خوردین؟

477
00:26:05,039 --> 00:26:06,640
...شاید الان که برای هواخوری اومده بودم

478
00:26:07,839 --> 00:26:09,079
سرما خوردم

479
00:26:10,000 --> 00:26:11,160
مادر، نگران نباشین

480
00:26:11,519 --> 00:26:13,000
حالا که حالت خوب نیست

481
00:26:13,799 --> 00:26:15,839
چرا تو تختت دراز نکشیدی؟

482
00:26:19,960 --> 00:26:21,039
بیرون باد میوزه

483
00:26:21,440 --> 00:26:22,799
بهتره تو اتاقت استراحت کنی

484
00:26:23,440 --> 00:26:24,559
نیا بیرون

485
00:26:25,200 --> 00:26:26,240
چشم، مادر

486
00:26:55,160 --> 00:26:56,200
...فکر میکردم

487
00:26:57,200 --> 00:26:58,319
وقتی پدر و مادرم برگردن

488
00:26:58,920 --> 00:27:00,480
.زندگیم بهتر میشه

489
00:27:01,559 --> 00:27:02,720
اما حالا بنظر میاد

490
00:27:03,720 --> 00:27:05,400
قبلا آزاد تر و راحت تر بودم

491
00:27:07,039 --> 00:27:09,880
حداقل، بهتره توسط مادرتون تادیب بشین تا زن عموتون

492
00:27:10,400 --> 00:27:12,039
مادرتون هم دوستتون دارن

493
00:27:12,160 --> 00:27:13,640
.همه اینا برای صلاح خودتونه

494
00:27:16,200 --> 00:27:17,160
نمیخواد بهم دروغ بگی

495
00:27:17,240 --> 00:27:18,519
.بهرحال من باور نمیکنم

496
00:27:23,079 --> 00:27:23,880
!ازم بگذرین

497
00:27:24,880 --> 00:27:25,680
!اعتراف میکنم

498
00:27:27,039 --> 00:27:28,079
!اقرار میکنم

499
00:27:35,359 --> 00:27:36,799
!بهم رحم کنین

500
00:27:44,440 --> 00:27:46,160
منو کجا میبرین؟

501
00:27:52,960 --> 00:27:54,440
این شخص ابله و غیرمنطقی بود

502
00:27:54,640 --> 00:27:55,960
وقتی ارباب جوان ازش سوال کردن

503
00:27:56,119 --> 00:27:58,039
جرات کرد که دروغ بگه

504
00:27:58,480 --> 00:28:00,799
ارباب جوان ما یک شخص باخرد و زرنگ اند

505
00:28:00,799 --> 00:28:02,480
چطور ممکنه نفهمن که دروغ گفته؟

506
00:28:03,000 --> 00:28:04,960
.برای همین، با شکستن زانو هاش بهش پاداش دادن

507
00:28:08,599 --> 00:28:10,640
شـ...شـ...شـ...شکستن زانو؟

508
00:28:10,920 --> 00:28:12,240
اینجوریه که با چاقو

509
00:28:12,240 --> 00:28:14,400
به زانوی یک نفر ضربه میزنن

510
00:28:14,400 --> 00:28:16,720
...و کاسه های زانوش رو ذره ذره درمیارن

511
00:28:17,440 --> 00:28:19,079
لطفا دیگه نگو

512
00:28:19,559 --> 00:28:20,799
این تازه خیلی ساده است

513
00:28:20,799 --> 00:28:22,240
دفعه قبل، یک نفر کله شق بازی درآورد

514
00:28:22,501 --> 00:28:23,960
چیزی راجع به شکنجه پرکردن سرب شنیدی؟

515
00:28:25,319 --> 00:28:27,359
اینجوریه که تو چشمت رو سوراخ میکنن

516
00:28:27,359 --> 00:28:29,359
!و توش رو با سرب پر میکنن

517
00:28:30,920 --> 00:28:31,680
!در رو باز کنین

518
00:28:39,880 --> 00:28:40,720
!ژنرال لینگ

519
00:28:42,400 --> 00:28:44,680
!ژنرال لینگ

520
00:28:47,319 --> 00:28:48,279
!ژنرال لینگ

521
00:28:49,279 --> 00:28:51,000
!ژنرال لینگ! بهم رحم کنین

522
00:28:51,519 --> 00:28:52,240
فرمانده نگهبانان اسلحه دونگ

523
00:28:52,240 --> 00:28:54,720
!ازم بگذرین

524
00:28:54,720 --> 00:28:56,960
ژنرال چنگ ازم خواهش کردن

525
00:28:57,240 --> 00:28:58,680
که بی طرفانه قانون رو اجرا  کنم

526
00:28:59,720 --> 00:29:01,759
هر نقشه ای هم که داری

527
00:29:02,279 --> 00:29:03,960
.دیگه نقش بر آب شده

528
00:29:07,519 --> 00:29:09,880
بیشتر از همه، از دروغ گفتن متنفرم

529
00:29:11,279 --> 00:29:12,920
...به محض برخورد با یک آدم دروغگو

530
00:29:13,933 --> 00:29:14,960
...تحقیر و شکنجه اش میکنم

531
00:29:15,880 --> 00:29:16,799
.و میکشمش

532
00:29:20,599 --> 00:29:22,880
حالا، دفتر حساب پارچه فروشی گه دست منه

533
00:29:26,440 --> 00:29:28,119
چطور جرات میکنی بازم دروغ بگی؟

534
00:29:28,119 --> 00:29:31,359
!ژنرال لینگ من واقعا به اشتباه متهم شدم

535
00:29:31,359 --> 00:29:32,200
!نگهبانان

536
00:29:35,160 --> 00:29:35,839
سرورم

537
00:29:36,039 --> 00:29:37,160
ببریدش

538
00:29:37,839 --> 00:29:38,440
!راه بیفت

539
00:29:41,839 --> 00:29:42,880
!ژنرال لینگ

540
00:29:43,480 --> 00:29:45,640
!اقرار میکنم... میگم

541
00:29:45,640 --> 00:29:48,759
.به همه چیز اقرار میکنم! بهم رحم کنین

542
00:29:49,759 --> 00:29:51,440
!لطفا ازم بگذرین

543
00:29:55,200 --> 00:29:56,319
خواهر خوبم

544
00:29:56,759 --> 00:29:59,720
بذار خوب نگاهت کنم

545
00:30:00,799 --> 00:30:02,960
چرا انقدر ضعیف و نحیف شدی؟

546
00:30:04,000 --> 00:30:07,920
خانوم بزرگ، فکر میکردم دیگه نمیتونم ببینمتون

547
00:30:11,519 --> 00:30:13,440
بعدا میرم دنبال لینگ بویی

548
00:30:13,440 --> 00:30:14,880
.و درمورد وضعیت دایی ازش میپرسم

549
00:30:15,640 --> 00:30:17,400
اینطوری مادرم کمتر آبغوره میگیره

550
00:30:18,160 --> 00:30:20,480
هرچیم نباشه، دایی بخاطر اینکه
 نیائو نیائو لوش داد، دستگیر شد

551
00:30:20,480 --> 00:30:22,559
.میترسم مادر شرایط رو براش سخت کنه

552
00:30:28,079 --> 00:30:28,880
شوهری

553
00:30:29,799 --> 00:30:31,640
یه راهی هست که یک تیر و دو نشون بزنیم

554
00:30:31,839 --> 00:30:33,039
هو آئو رو یادت میاد؟

555
00:30:33,400 --> 00:30:34,160
کی؟

556
00:30:37,079 --> 00:30:39,759
دست راست و محرم اسرار مادرم؟

557
00:30:39,990 --> 00:30:42,110
<font color="#ddac04">(هو آئو)</font>

558
00:30:42,119 --> 00:30:44,200
اون بیرون هرج و مرج بود

559
00:30:44,480 --> 00:30:47,079
اگه پسر بزرگت نجاتم نمیداد

560
00:30:47,279 --> 00:30:49,799
زنده نمیموندم که دوباره ببینمت

561
00:30:50,680 --> 00:30:52,799
اون زمان، توسط راهزن ها محاصره شده بودم

562
00:30:52,799 --> 00:30:56,359
شمشیر ها از هر سمت میومدن تا زخمیم کنن

563
00:30:56,720 --> 00:30:59,160
خوشبختانه، سرهنگ چنگ با ارتشش اومد

564
00:30:59,160 --> 00:31:01,960
.و با نیزه اش راهزنان رو متوقف کرد

565
00:31:02,200 --> 00:31:03,440
!خطر از بیخ گوشت گذشت

566
00:31:03,440 --> 00:31:06,799
سلاحِ سرهنگ چنگ اندازه سلاح راهزن بادوام نبود

567
00:31:07,119 --> 00:31:08,640
نیزه اش شکست

568
00:31:09,039 --> 00:31:11,480
ولی سرهنگ چنگ حتی بدون سلاح امینش

569
00:31:11,640 --> 00:31:13,000
با یک بدن سرتا پا زخمی

570
00:31:13,000 --> 00:31:15,400
!شمشیر بلند راهزن رو از دستش قاپید

571
00:31:15,559 --> 00:31:19,519
!و اینجوری جون خانواده من رو نجات داد

572
00:31:20,200 --> 00:31:22,240
چی!؟ با یک بدن سر تا پا زخمی؟

573
00:31:23,839 --> 00:31:24,559
!پسرم

574
00:31:24,559 --> 00:31:25,480
کوش زخمت؟

575
00:31:25,720 --> 00:31:27,599
لباست رو دربیار ببینمت - 
نه نه نکن -

576
00:31:27,599 --> 00:31:28,920
خاله هو هنوز اینجاست

577
00:31:28,920 --> 00:31:31,440
مهم نیست. خاله هو بچه بودی همه چیزتو دیده

578
00:31:31,440 --> 00:31:32,880
...سریعتر لباستو دربیار تا مادر ببیندت

579
00:31:34,920 --> 00:31:35,880
پسرم؟

580
00:31:39,000 --> 00:31:40,079
!پسرم

581
00:31:40,079 --> 00:31:43,880
بهت گفتم بجنگی تا کسب افتخار و طالع نیک کنی

582
00:31:43,880 --> 00:31:47,279
!نگفتم که جون خودت رو فدا کنی

583
00:31:47,599 --> 00:31:48,880
وقتی سلاح خوب نداشته باشم

584
00:31:49,039 --> 00:31:50,799
فقط میتونم رو زندگیم قمار کنم

585
00:31:51,200 --> 00:31:52,599
.من بهش اطلاع دادم

586
00:31:52,839 --> 00:31:53,640
...گمونم

587
00:31:54,119 --> 00:31:56,079
اینجوری کاری کنیم تا مادرت حقیقت رو ببینه

588
00:31:56,079 --> 00:31:57,240
.و بین درست و غلط تمایز قائل بشه

589
00:32:04,200 --> 00:32:05,359
...تو میدون جنگ

590
00:32:06,000 --> 00:32:08,680
سلاح یک سرباز، حافظ زندگیشه

591
00:32:09,119 --> 00:32:11,480
ولی یه سری آدم رذل و فاسد

592
00:32:11,680 --> 00:32:14,200
سلاح های عالی رو با آشغال های تقلبی عوض میکنن

593
00:32:14,200 --> 00:32:16,680
!و میفروشن به سربازها

594
00:32:16,920 --> 00:32:19,359
!چقدر بی وجدان و رذل اند

595
00:32:21,519 --> 00:32:22,319
خانوم بزرگ

596
00:32:22,640 --> 00:32:23,599
خانوم دونگ میخوان ببیننتون

597
00:32:26,559 --> 00:32:27,319
خیلی خوب

598
00:32:28,880 --> 00:32:30,680
به موقع اومد

599
00:32:34,640 --> 00:32:35,720
بگین بیاد داخل

600
00:32:36,279 --> 00:32:37,079
چشم

601
00:32:38,880 --> 00:32:39,839
خواهر

602
00:32:40,359 --> 00:32:41,880
فعلا برو و استراحت کن

603
00:32:42,480 --> 00:32:43,680
ممنونم، خانوم بزرگ

604
00:32:50,880 --> 00:32:54,319
زن دایی لابد دوباره بخاطر قضیه دایی
.اومده تا شما رو تو شرایط سختی قرار بده

605
00:32:54,759 --> 00:32:56,880
تقصیر منه که ناتوانم و مقام پایینی دارم

606
00:32:57,000 --> 00:32:58,559
حتی اگه به دست و پای لینگ بویی بیفتم

607
00:32:58,559 --> 00:33:00,359
ممکنه بیخیال دایی نشه

608
00:33:00,759 --> 00:33:03,640
چطوره من گناه دایی رو گردن بگیرم؟

609
00:33:03,799 --> 00:33:07,839
میگم که دایی به دستور من اختلاس کرده

610
00:33:08,119 --> 00:33:10,279
و بعد، من اعدام میشم

611
00:33:10,720 --> 00:33:12,000
درعوض، دایی دونگ نجات پیدا میکنه

612
00:33:12,480 --> 00:33:14,160
و خاندان چنگِ ما اعدام میشن

613
00:33:14,359 --> 00:33:15,599
تا درعوض خاندان دونگ جون سالم بدر ببره

614
00:33:15,680 --> 00:33:17,160
!عالی تر از این نمیشه

615
00:33:18,279 --> 00:33:20,200
!این فکر عالیه

616
00:33:20,359 --> 00:33:22,480
!خیلی خیلی فکر خوبی بود

617
00:33:22,880 --> 00:33:24,680
پسرت مقام بالایی داره

618
00:33:25,000 --> 00:33:26,480
حتی اگه مرتکب جرم شده باشه

619
00:33:26,680 --> 00:33:29,519
.عالیجناب باگذشت باهاش برخورد میکنن

620
00:33:29,880 --> 00:33:32,839
فوقش، با کسری حقوق و جریمه مجازات میشه

621
00:33:33,359 --> 00:33:34,200
خواهرشوهر

622
00:33:34,359 --> 00:33:39,400
چطوره بذاری پسرت گناهش رو گردن بگیره؟

623
00:33:39,425 --> 00:33:40,305
<font color="#ffff80">(م: رو نیست که سنگ پای قزوینه)</font>

624
00:33:50,160 --> 00:33:51,720
!زنیکه سلیطه

625
00:33:52,599 --> 00:33:54,880
به چه جراتی به صدمه زدن به پسرم فکر میکنی؟

626
00:33:55,400 --> 00:33:56,200
دیروز

627
00:33:56,720 --> 00:33:58,519
از دودکش هیچ دودی نمیومد

628
00:33:59,079 --> 00:34:00,440
منم دلم شور افتاد

629
00:34:00,839 --> 00:34:02,559
.پس فال گرفتم

630
00:34:03,400 --> 00:34:04,319
...فالگیر گفت که

631
00:34:04,559 --> 00:34:08,800
.خاندان چنگ بخاطر فامیل دچار آشفتگی خواهد شد

632
00:34:08,800 --> 00:34:11,199
!فالگیر کاملا درست گفت

633
00:34:11,440 --> 00:34:14,800
!خاندان چنگ بدست توئه عفریته نابود میشه

634
00:34:15,039 --> 00:34:17,626
الان حتی پارچه فروشیِ عروس دومم هم

635
00:34:17,626 --> 00:34:19,840
!بخاطر شما دوتا کشف و ضبط شده

636
00:34:20,280 --> 00:34:21,159
تو و خانواده ات

637
00:34:21,360 --> 00:34:23,920
!همتون وصله ناجور اید

638
00:34:24,400 --> 00:34:25,000
!یکی بیاد

639
00:34:25,000 --> 00:34:27,119
!این سلیطه رو پرت کنین بیرون

640
00:34:27,519 --> 00:34:29,079
هرکس راهش بده تو این خونه

641
00:34:29,239 --> 00:34:30,800
!قلم پاشو خرد میکنم

642
00:34:30,880 --> 00:34:31,719
خواهرشوهر

643
00:34:31,800 --> 00:34:32,599
...پسر جونت خودش گفت که

644
00:34:32,599 --> 00:34:33,159
!دهنتو ببند سلیطه

645
00:34:33,159 --> 00:34:34,880
!خودش گفت

646
00:34:35,239 --> 00:34:37,400
!خودش این حرف رو زد

647
00:34:47,760 --> 00:34:51,360
وقتی به داستان یکطرفه گوش میدین
.نتیجه این میشه

648
00:34:52,159 --> 00:34:54,519
.مادر، دایی و خانواده اش فریبتون دادن

649
00:34:55,079 --> 00:34:57,400
باعث شدن فکر کنین اونا باهاتون صمیمی ترن

650
00:34:57,920 --> 00:35:01,039
درعوض، خانواده خودتون رو فریب و آزار دادین

651
00:35:02,400 --> 00:35:03,719
اعتبار و آرامش فعلیِ خاندان چنگ رو

652
00:35:03,920 --> 00:35:09,559
من و یوان یی با به خطر انداختن جونمون
 تو میدون جنگ، بدست آوردیم

653
00:35:09,840 --> 00:35:10,920
نگو که همه این زحمات رو

654
00:35:11,119 --> 00:35:13,679
!بخاطر جرم دایی دونگ بریزم دور

655
00:35:13,679 --> 00:35:14,519
...نه

656
00:35:14,960 --> 00:35:15,960
نکن

657
00:35:16,199 --> 00:35:17,320
اینو نمیخوام

658
00:35:18,000 --> 00:35:18,920
!نمیخوام

659
00:35:47,559 --> 00:35:49,559
خانوم بزرگ کل روز توی اتاقشون بودن

660
00:35:49,559 --> 00:35:51,079
.گفتن برای صرف ناهار حاضر نمیشن

661
00:35:52,079 --> 00:35:54,119
مادر همیشه اولین نفر سر میز غذا حاضر میشد

662
00:35:54,440 --> 00:35:55,519
ولی حالا نمیخوره؟

663
00:35:56,239 --> 00:35:57,599
میترسم واقعا سر عقل اومده باشم

664
00:35:57,679 --> 00:35:58,960
!بالاخره عقلش کار کرد

665
00:35:59,760 --> 00:36:00,800
پدر، همش به لطف حرفهای شماست

666
00:36:00,800 --> 00:36:02,440
که تونست تو دل مادربزرگ نفوذ کنه

667
00:36:03,239 --> 00:36:04,519
مادربزرگ هرچقدرم که تبعیض قائل بشن

668
00:36:04,519 --> 00:36:05,719
تمام خاندان چنگ رو

669
00:36:05,800 --> 00:36:07,679
فدای جونِ دایی بزرگ دونگ نمیکنن

670
00:36:07,960 --> 00:36:09,519
موقع غذا و خواب، حرف زدن ممنوعه

671
00:36:10,000 --> 00:36:12,840
.تو مکالمه پدر و مادرت دخالت نکن

672
00:36:13,119 --> 00:36:14,800
والا هنوز خوردن رو شروع نکردین

673
00:36:19,719 --> 00:36:21,000
اینکه مادربزرگت ناهار نمیخوره

674
00:36:21,800 --> 00:36:23,000
بخشیش تقصیر توئه

675
00:36:23,719 --> 00:36:25,880
بسه دیگه. غذا بخوریم

676
00:36:27,360 --> 00:36:28,239
پدر

677
00:36:28,639 --> 00:36:30,400
یهو حالم بد شد

678
00:36:30,719 --> 00:36:32,480
میترسم معده ام هنوز بهبود پیدا نکرده باشه

679
00:36:32,960 --> 00:36:33,960
.نیائو نیائو به من رفته

680
00:36:34,360 --> 00:36:35,880
...وقتی موقع غذا نصیحتش میکنن

681
00:36:36,480 --> 00:36:37,440
.معده درد میگیره

682
00:36:38,639 --> 00:36:39,840
حکیم باستانی یکبار گفته که

683
00:36:40,280 --> 00:36:42,119
"موقع غذا، بچه رو نصیحت نکنین"

684
00:36:43,119 --> 00:36:44,440
کدوم حکیم اینو گفته؟

685
00:36:46,840 --> 00:36:47,639
نیائو نیائو

686
00:36:47,880 --> 00:36:48,800
.بیشتر گوشت بخور

687
00:36:48,960 --> 00:36:51,119
حتما اون روزا تو روستا حسابی گرسنگی کشیدی

688
00:36:51,559 --> 00:36:52,519
ممنونم، پدر

689
00:36:56,440 --> 00:36:58,400
وقتی معده درد داری، کمتر گوشت بخور

690
00:36:58,840 --> 00:37:00,159
اینطوری، معده خالی میمونه و بهتره

691
00:37:27,800 --> 00:37:28,599
مادر

692
00:37:29,239 --> 00:37:30,119
حتما خیلی گشنتونه

693
00:37:31,760 --> 00:37:33,159
بفرمایین، یکم شیرینی آوردم

694
00:37:37,440 --> 00:37:38,199
بفرما

695
00:37:43,920 --> 00:37:45,639
بیشتر از ده سال بود که منو ندیده بودین

696
00:37:48,280 --> 00:37:50,440
ببینین ظاهرم عوض شده یا نه

697
00:37:58,480 --> 00:38:00,719
مادر، .میدونم که دلواپس من اید

698
00:38:17,840 --> 00:38:19,000
...تو

699
00:38:20,599 --> 00:38:22,639
اولین فرزندمی...

700
00:38:23,239 --> 00:38:25,599
چطور ممکنه دلواپست نباشم؟

701
00:38:31,079 --> 00:38:32,840
...بیش از ده ساله

702
00:38:33,159 --> 00:38:34,159
...که مجموعا

703
00:38:34,519 --> 00:38:37,079
!فقط چند طومار بامبو فرستادی

704
00:38:39,400 --> 00:38:42,639
فکر میکردم با کشتن دشمنان 
افتخار و ابهت کسب میکنی

705
00:38:43,039 --> 00:38:45,719
نمیدونستم که همچین سختی هایی از سر گذروندی

706
00:38:47,519 --> 00:38:49,519
مادر، میخواستم براتون نامه بنویسم

707
00:38:49,800 --> 00:38:51,599
ولی شما که سواد خواندن ندارین

708
00:38:52,639 --> 00:38:53,840
منم دلم نمیخواست که

709
00:38:54,039 --> 00:38:56,320
خانوم گه نامه ای که واستون نوشتم رو بخونم

710
00:38:58,280 --> 00:38:59,719
عروس دوم هرچقدر هم که پست باشه

711
00:38:59,880 --> 00:39:01,880
تو از جهیزیه اش برای

712
00:39:01,960 --> 00:39:04,079
کمک به خاندان شیائو استفاده کردی، نه؟

713
00:39:04,199 --> 00:39:06,199
من خبر ندارم که جهیزیه اش کجا رفته

714
00:39:06,920 --> 00:39:08,480
ولی من، چنگ شی، یک مرد صادق و درستکارم

715
00:39:09,280 --> 00:39:10,280
هرچقدر هم که پست باشم

716
00:39:10,559 --> 00:39:14,000
جهیزیه زن برادرم رو برای خانواده زنم خرج نمیکنم

717
00:39:14,000 --> 00:39:17,559
!شیائو یوان یی زنیه که دوبار ازدواج کرده

718
00:39:18,599 --> 00:39:19,719
.خانواده اش از هم پاشید

719
00:39:19,840 --> 00:39:21,280
.و همه دارایی هشون رو فروختن

720
00:39:22,280 --> 00:39:23,960
ولی هنوزم خیلی عاشقشی

721
00:39:23,960 --> 00:39:25,000
درسته میخوامش

722
00:39:25,519 --> 00:39:27,480
جز اون، نمیخوام با کس دیگه ای ازدواج کنم

723
00:39:28,880 --> 00:39:30,440
...پسرم

724
00:39:30,840 --> 00:39:33,199
تو و پسر سوم رو بیشتر از همه دوست دارم

725
00:39:34,199 --> 00:39:36,239
اما شما دونفر از وقتی ازدواج کردین

726
00:39:36,639 --> 00:39:38,559
فقط نگران زن هاتونین

727
00:39:38,719 --> 00:39:40,760
.و حرف دلتون رو فقط به زنتون میزنین

728
00:39:41,639 --> 00:39:43,679
.دیگه با منِ مادرتون کاری ندارین

729
00:39:44,239 --> 00:39:46,119
وقتی یک مرد تشکیل خانواده میده

730
00:39:46,199 --> 00:39:47,760
مگه نباید همینطور باشه؟

731
00:39:48,440 --> 00:39:49,800
حتی اگه 100 سال بگذره

732
00:39:50,079 --> 00:39:52,159
مادر، شما با پدر دفن میشین

733
00:39:52,440 --> 00:39:55,239
و ما پسرا هم باید با همسرهامون دفن بشیم

734
00:39:56,159 --> 00:39:58,519
.نمیشه که ما سه تا برادر باهم دفن بشیم

735
00:40:01,920 --> 00:40:02,760
الان فهمیدم

736
00:40:04,119 --> 00:40:06,760
مادر، به زوج بودن ماها حسودی میکنین؟

737
00:40:08,039 --> 00:40:08,920
من؟

738
00:40:09,440 --> 00:40:10,760
به شما حسودی کنم؟

739
00:40:14,880 --> 00:40:17,239
پدرم زود از دنیا رفت

740
00:40:18,039 --> 00:40:20,400
میدونم که احساس تنهایی میکنی

741
00:40:22,039 --> 00:40:24,559
مادر، کسی رو مد نظر داری؟

742
00:40:24,800 --> 00:40:25,719
اگه کسی رو مدنظر داری

743
00:40:26,039 --> 00:40:27,360
دوباره ازدواج کن. چه عیبی داره؟

744
00:40:27,607 --> 00:40:28,239
!تو

745
00:40:28,239 --> 00:40:29,960
ما نسل جوون اصلا مخالفت نمیکنیم

746
00:40:30,199 --> 00:40:32,599
چرا مزخرف میگی؟

747
00:40:32,840 --> 00:40:34,639
کی گفتم میخوام ازدواج مجدد کنم؟

748
00:40:34,800 --> 00:40:35,880
!از دست تو بچه

749
00:40:36,320 --> 00:40:37,639
مادر، نیاز نیست خجالت بکشی

750
00:40:38,599 --> 00:40:41,719
هممون میدونیم چقدر برای خاندان چنگ زحمت کشیدین

751
00:40:41,760 --> 00:40:43,119
مادر، اگه میخواین مجددا ازدواج کنین

752
00:40:43,519 --> 00:40:45,519
من و برادرهام هیچ مخالفتی نداریم

753
00:40:45,880 --> 00:40:48,360
مادر، اگه خواهر یا برادر جدید برامون بدنیا بیارین

754
00:40:48,519 --> 00:40:51,400
باهاش مثل خواهر و برادر واقعی رفتار میکنیم
<font color="#ffff80">(م: مثل خواهر و برادر از پدر یکی)</font>

755
00:40:51,440 --> 00:40:52,159
!من

756
00:40:54,079 --> 00:40:54,880
آفرین

757
00:40:56,440 --> 00:40:57,280
خوبه پس

758
00:40:58,320 --> 00:40:59,840
اگه تو زودتر بمیری

759
00:41:00,360 --> 00:41:03,920
حتما برای زنت یک مرد خوب پیدا میکنم

760
00:41:03,920 --> 00:41:06,719
اونموقع، یک عالمه بچه بدنیا میاره

761
00:41:07,440 --> 00:41:08,320
من که نمیترسم

762
00:41:08,679 --> 00:41:11,079
یوان یی مثل تو دو دل و بی عزم نیست

763
00:41:11,079 --> 00:41:12,400
!گم شو ببینم

764
00:41:12,599 --> 00:41:14,480
!پسرک ناخلف

765
00:41:14,480 --> 00:41:16,079
!امروز سیاه و کبودت میکنم

766
00:41:16,320 --> 00:41:17,360
!گم شو

767
00:41:17,559 --> 00:41:18,199
!نکبت

768
00:41:18,880 --> 00:41:20,119
مادر، نزن

769
00:41:20,760 --> 00:41:22,480
ببین، پدر دوباره مادربزرگ رو آتیشی کرد

770
00:41:23,519 --> 00:41:25,719
البته مادر همیشه یک قدم جلوتره

771
00:41:26,760 --> 00:41:28,360
میذاره شوهرش به جای خودش
وظیفه اش رو به اتمام برسونه

772
00:41:28,519 --> 00:41:30,840
نیاز نیست جلو روی بقیه
 حرکات تهدیدآمیز انجام بده

773
00:41:31,719 --> 00:41:33,039
...منظورت اینه که

774
00:41:33,320 --> 00:41:35,000
همش بخشی از نقشه منه؟

775
00:41:48,320 --> 00:41:49,440
به عنوان یک دختر

776
00:41:49,480 --> 00:41:51,199
نه تنها استراق سمع و غیبت کردی

777
00:41:51,199 --> 00:41:52,679
بلکه بزرگترت رو قضاوت کردی

778
00:41:53,199 --> 00:41:54,519
!واقعا مسخره است

779
00:41:55,199 --> 00:41:56,239
دستت رو بیار جلو

780
00:42:14,760 --> 00:42:15,800
...از فردا به بعد

781
00:42:16,480 --> 00:42:18,599
نیائو نیائو تو اتاقش میمونه
و از رو "کتاب اصول" رونویسی میکنه

782
00:42:19,559 --> 00:42:21,519
تا وقتی رونویسی رو تموم نکنه
اجازه بیرون رفتن نداره

783
00:42:21,519 --> 00:42:22,199
...اما

784
00:42:22,760 --> 00:42:23,960
اما پدر گفت

785
00:42:23,960 --> 00:42:25,559
که تو جشنواره فانوس، جشن پرشوری برگزار میشه

786
00:42:25,559 --> 00:42:26,800
...هیچوقت تاحالا تو جشنواره شرکت نکردم

787
00:42:26,800 --> 00:42:28,880
در رابطه با امور، بزرگترها تصمیم میگیرن

788
00:42:29,800 --> 00:42:32,480
بمون تو خونه و حسابی مطالعه کن

789
00:42:44,800 --> 00:42:46,000
مادرم با خطکش اومده بود سراغم

790
00:42:46,000 --> 00:42:47,559
تا فقط یک ایرادی ازم بگیره

791
00:42:48,360 --> 00:42:50,119
بانوی جوان، درمورد مادرتون دچار سوتفاهم شدین

792
00:42:50,360 --> 00:42:52,440
بانو خطکش رو برای کتک زدن شما نیاوردن بودن

793
00:42:55,079 --> 00:42:56,599
خانوم بهتون اهمیت میدن

794
00:42:56,599 --> 00:42:57,960
فقط یک لحظه از کوره در رفتن

795
00:42:58,400 --> 00:42:59,719
من سعی میکنم متقاعدشون کنم

796
00:43:06,960 --> 00:43:07,960
بانوی جوان

797
00:43:08,559 --> 00:43:09,519
غصه نخورین

798
00:43:28,079 --> 00:43:29,440
چرا باید غصه بخورم؟

799
00:43:32,480 --> 00:43:34,280
برام مهم نیست که مادر چه فکری درموردم میکنه

800
00:43:36,719 --> 00:43:38,599
...بهرحال، داستان مادر پرمهر و فرزند خلف

801
00:43:40,840 --> 00:43:41,960
مال من نیست

802
00:43:45,000 --> 00:43:46,079
...وقتی هیچوقت نداشتمش

803
00:43:48,159 --> 00:43:49,480
...بخاطر از دست دادنش

804
00:43:52,079 --> 00:43:53,119
.غصه نمیخورم

805
00:44:15,679 --> 00:44:16,840
چت شده؟

806
00:44:19,239 --> 00:44:21,719
نگو که مادرشوهرم کتکت زد!؟

807
00:44:22,400 --> 00:44:24,559
مادرم به عشق ما حسودیش میشد

808
00:44:24,760 --> 00:44:26,079
منم از رو مهربونی بهش توصیه کردم که ازدواج کنه

809
00:44:26,800 --> 00:44:28,199
ولی گرفتم زیر مشت و لگد

810
00:44:28,880 --> 00:44:29,760
چی گفتی؟

811
00:44:30,400 --> 00:44:32,119
توصیه کردی که ازدواج کنه؟

812
00:44:33,000 --> 00:44:33,840
کار اشتباهی کردم؟

813
00:44:34,000 --> 00:44:35,679
دیدم این مدت خیلی کج خلقی میکرد

814
00:44:36,039 --> 00:44:37,159
ترسیدم بخاطر نامیزون شدن یین و یانگ باشه
<font color="#ffff80">(م: یعنی شوهر میخواد)</font>

815
00:44:37,880 --> 00:44:38,880
مادرشوهر خوب کرد که زدت

816
00:44:39,679 --> 00:44:42,440
منم باید از طرف اون حسابی مشت و مالیت کنم

817
00:44:49,159 --> 00:44:50,039
...اون زمان

818
00:44:50,480 --> 00:44:52,000
فکر کردم ارلانگ میتونه به دفتر دولتی بپیونده
<font color="#ffff80">(ارلانگ: پسر دوم)</font>

819
00:44:53,320 --> 00:44:54,360
وقتی بچه رو خوب تربیت نکنی

820
00:44:54,559 --> 00:44:57,639
ممکنه مسرف و مجرم بشن
و با جرایمشون کل خاندان رو به دردسر بندازن

821
00:44:58,280 --> 00:44:59,800
یک دختر هرچقدرم که سرکش باشه

822
00:45:00,119 --> 00:45:01,599
بالاخره میتونیم ازش محافظت کنیم

823
00:45:01,760 --> 00:45:03,480
بعلاوه، میدون جنگ خطرناکه

824
00:45:03,480 --> 00:45:05,119
نمیخواستم که پا به پای ما عذاب بکشه

825
00:45:05,360 --> 00:45:07,599
اما انتظار نداشتم که دقیقا عین ارلانگ

826
00:45:08,159 --> 00:45:09,559
!بشه یک دردسرساز ماهر

827
00:45:10,360 --> 00:45:11,400
پشیمونم که

828
00:45:11,800 --> 00:45:13,360
بچه ام رو به خانوم گه سپردم

829
00:45:13,360 --> 00:45:15,039
 همه چیزهای بد رو یاد گرفته

830
00:45:15,800 --> 00:45:17,360
استراق سمع، نقش بازی کردن

831
00:45:17,599 --> 00:45:18,800
.و دست انداختن بزرگترها

832
00:45:19,239 --> 00:45:22,159
کدوم یک از این رفتارها برازنده یک دختره؟

833
00:45:22,440 --> 00:45:24,960
خانومم، آروم باش

834
00:45:25,440 --> 00:45:27,000
حالا که خانوم گه خوب تربیتش نکرده

835
00:45:27,079 --> 00:45:28,719
خودمون نم نم آموزشش میدیم

836
00:45:28,920 --> 00:45:29,719
نم نم؟

837
00:45:30,440 --> 00:45:31,639
نمیتونیم کندی کنیم

838
00:45:32,239 --> 00:45:33,360
اگه خوب تربیتش نکنم

839
00:45:33,639 --> 00:45:35,559
باید صبر کنم تا خانواده شوهر ادبش کنن؟

840
00:45:37,119 --> 00:45:38,440
خوب اینو ببین

841
00:45:39,840 --> 00:45:40,840
این چیه؟

842
00:45:41,599 --> 00:45:44,800
دیروز، از دودکش هیچ دودی نمیومد

843
00:45:45,679 --> 00:45:47,119
منم دلم شور افتاد

844
00:45:48,440 --> 00:45:50,280
.پس فال گرفتم

845
00:45:51,119 --> 00:45:52,840
نیائو نیائو ی عزیز دلت

846
00:45:53,480 --> 00:45:55,519
یواشکی دودکش رو تغییر داده

847
00:45:55,800 --> 00:45:57,960
و سعی کرده خانوم بزرگ رو بترسونه

848
00:45:58,119 --> 00:46:00,000
از اعتقادات خرافی خانوم بزرگ خبر داشته

849
00:46:00,400 --> 00:46:01,559
.و عمدا اینطوری گولش زده

850
00:46:03,840 --> 00:46:06,480
میگم چرا دودکش کار نمیکنه ها

851
00:46:07,199 --> 00:46:08,960
نیائو نیائو ی ما خیلی باهوشه

852
00:46:09,159 --> 00:46:10,159
چطوری قادر به فهمیدن این بوده؟

853
00:46:10,360 --> 00:46:11,719
هنوز پشتشو گرفتی؟

854
00:46:12,119 --> 00:46:14,119
اگه اون یک سرباز تحت امر من بود

855
00:46:14,519 --> 00:46:17,000
پرتش میکردم و با چوب نظامی کتکش میزدم

856
00:46:32,960 --> 00:46:36,159
دیدم که لباس های نیائو نیائو براش مناسب نیست

857
00:46:36,280 --> 00:46:38,039
برو خطکش رو برام بیار

858
00:46:38,159 --> 00:46:41,480
وقتی اندازه اش رو گرفتم
 براش لباس جدید سفارش میدم

859
00:46:53,719 --> 00:46:56,320
خانومم، میدونم که میخوای براش جبران کنی

860
00:46:56,320 --> 00:46:57,800
و تو کوتاه ترین زمان ممکن ادبش کنی

861
00:46:58,280 --> 00:47:00,320
ولی پرورش یک سرباز هزار روز طول میکشه

862
00:47:00,360 --> 00:47:01,920
فقط چندروزه که برگشتیم

863
00:47:02,159 --> 00:47:05,360
اون سال، یکبار تصمیم غلط گرفتم

864
00:47:05,960 --> 00:47:07,119
بخاطر همینم، نیائو نیائو

865
00:47:08,239 --> 00:47:09,519
این شکلی شده

866
00:47:10,320 --> 00:47:11,840
نباید این اشتباهات رو تکرار کنم

867
00:47:12,360 --> 00:47:13,320
اگه به حال خودش بذارمش

868
00:47:14,400 --> 00:47:15,960
آینده اش نابود میشه

869
00:47:18,039 --> 00:47:20,000
هرطور شده باید این بچه رو تربیت کنم

870
00:47:20,024 --> 00:47:57,734
<font color=#d26900>= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

871
00:47:57,734 --> 00:48:04,773
<font color=#ffc2a6>♪ فانوس دریایی برف سپید را پخش زمین کرده است ♪</font>

872
00:48:06,574 --> 00:48:10,135
<font color=#ffc2a6>♪ زخم هایی که از گذشته برجا مانده اند را ♪</font>

873
00:48:10,135 --> 00:48:14,250
<font color=#ffc2a6>♪ با عطوفت نوازش کرده ام ♪</font>

874
00:48:15,334 --> 00:48:22,654
<font color=#ffc2a6>♪ پشتت به نور است و کهکشان در چشمانت ♪</font>

875
00:48:24,093 --> 00:48:27,567
<font color=#ffc2a6>♪ آهنگی نجوا می کنم ♪</font>

876
00:48:27,567 --> 00:48:31,573
<font color=#ffc2a6>♪ ماه و خورشید نیز آن را زمزمه می کنند ♪</font>

877
00:48:32,214 --> 00:48:35,973
<font color=#ffc2a6>♪ نوری که میان ابروهای توست ♪</font>

878
00:48:36,574 --> 00:48:40,453
<font color=#ffc2a6>♪ توسط این روزگارِ دنیوی خاموش و از نو احیا شد ♪</font>

879
00:48:41,234 --> 00:48:48,574
<font color=#ffc2a6>♪ فلک، کوهستان و اقیانوس را برای چه کسی بهم زنم؟ ♪</font>

880
00:48:50,574 --> 00:48:54,553
<font color=#ffc2a6>♪ هنگامی که در دریای آبی چشم می گشودم ♪</font>

881
00:48:54,553 --> 00:48:58,795
<font color=#ffc2a6>♪ لوح های یادبود سنگی همچو رشته کوه صف کشیده بودند</font>

882
00:48:59,134 --> 00:49:03,452
<font color=#ffc2a6>♪ زیر فانوس، نکوهش ها به سمتم حجوم می آوردند ♪</font>

883
00:49:03,482 --> 00:49:07,711
<font color=#ffc2a6>♪ درِ باریک نمیتوانست احساساتم را در خود نگه دارد ♪</font>

884
00:49:08,173 --> 00:49:12,269
<font color=#ffc2a6>♪ همانطور که رویای آینده را میبینیم ♪</font>

885
00:49:12,269 --> 00:49:16,586
<font color=#ffc2a6>♪ درمورد پستی و بلندی های این زندگی فانی حرف میزنیم♪</font>

886
00:49:16,854 --> 00:49:20,533
<font color=#ffc2a6>♪ من و توی فانی در آینده ♪</font>

887
00:49:20,893 --> 00:49:31,753
<font color=#ffc2a6> با خلوص و شرافتمان ♪
♪ به دریای ستارگان روشنایی خواهیم بخشید </font>

888
00:49:34,093 --> 00:49:40,394
<font color=#ffc2a6>♪ خلوص و شرافت ما ♪</font>

889
00:49:40,417 --> 00:49:45,581
<font color=#d26900>= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

