﻿1
00:00:00,000 --> 00:01:37,032
<font color="#d26900">= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color="#ff8000">« KoreFa.ir »
</font><font color="#ffac59">≡ مترجم : Tarry ≡</font>

2
00:01:37,120 --> 00:01:43,215
<font color="#f2ce00">=</font> <font color="#c4a600">عشقی مانند کهکشان </font><font color="#f2ce00">=</font>

3
00:01:43,240 --> 00:01:46,599
<font color="#f2ce00">≡</font> <font color="#fbd600">قسمت پنجم </font><font color="#f2ce00">≡</font>

4
00:01:53,820 --> 00:01:54,660
ارباب جوان

5
00:01:54,660 --> 00:01:56,260
همه آهنگری های شهر رو گشتیم

6
00:01:56,340 --> 00:01:58,180
ولی چیزی راجع به اسلحه ها گیر نیاوردیم

7
00:01:58,260 --> 00:01:59,980
ممکنه که شو جین ژونگ

8
00:01:59,980 --> 00:02:01,380
بعد از شنیدن خبر دستگیری فرمانده نگهبانان اسلحه

9
00:02:01,500 --> 00:02:02,980
مدارک رو نابود کرده باشه؟

10
00:02:03,020 --> 00:02:04,820
فقط چندروزه که فرمانده نگهبانان اسلحه دستگیر شده

11
00:02:05,940 --> 00:02:08,180
حتی اگه تونسته باشه تمام نامه ها و کاغذها رو از بین ببره

12
00:02:09,220 --> 00:02:11,060
غیرممکنه که اسلحه ها رو گم و گور کنه

13
00:02:11,700 --> 00:02:12,740
برای وارد عمل شدن عجله داشت

14
00:02:13,260 --> 00:02:15,340
پس قطعا داوطلبانه با خریدار ارتباط میگیره

15
00:02:15,894 --> 00:02:16,900
...آدما ردپا برجا میذارن

16
00:02:17,740 --> 00:02:18,780
.و ارابه ها رد چرخ

17
00:02:19,780 --> 00:02:20,900
تا وقتی که حرکتی بکنه

18
00:02:21,900 --> 00:02:23,300
حتما میتونیم پیداش کنیم

19
00:02:24,940 --> 00:02:26,940
آدم و ارابه چی میگه؟

20
00:02:29,460 --> 00:02:30,980
!ارابه؟ ارابه

21
00:02:31,500 --> 00:02:32,940
اون ارابه خیلی آشنا بنظر میاد

22
00:02:33,780 --> 00:02:35,140
اون ارابه ی خاندان چنگه

23
00:02:56,500 --> 00:02:59,500
ارباب جوان، چی اینطور شما رو مجذوب کرده؟

24
00:03:06,700 --> 00:03:07,820
برف می باره

25
00:03:09,820 --> 00:03:11,100
.به زودی سال نو از راه میرسه

26
00:03:12,460 --> 00:03:13,860
برای برادرهای تو ارتش

27
00:03:14,700 --> 00:03:15,740
عیدی آماده کردین؟

28
00:03:17,540 --> 00:03:18,780
عیدی آماده کنیم؟

29
00:03:19,860 --> 00:03:21,220
مقداری شیرینی میوه خشک آماده کنین

30
00:03:23,500 --> 00:03:24,300
...این

31
00:03:25,140 --> 00:03:27,340
.اولین سال نو ایه که تو پایتخت جشن میگیریم

32
00:03:29,180 --> 00:03:30,060
ارباب جوان که هیچوقت

33
00:03:30,060 --> 00:03:31,780
جشنواره های دورهمی رو جشن نمیگرفت، نه؟

34
00:03:35,100 --> 00:03:36,700
ارباب جوان، از وقتی به پایتخت برگشتین

35
00:03:36,820 --> 00:03:38,540
به ملاقات مارکیز چنگ یانگ نرفتین

36
00:03:38,780 --> 00:03:40,380
تو دربار سلطنتی شایعاتی پخش شده

37
00:03:40,940 --> 00:03:43,660
شنیدم که مارکیز عریضه هایی به اعلیحضرت ارائه دادن

38
00:03:43,660 --> 00:03:46,300
تا از شما برای پیوستن به خانواده
در سال نو، دعوت کنن

39
00:03:46,460 --> 00:03:47,220
نمیرم

40
00:03:54,430 --> 00:04:09,360
<font color="#ff8080">= عمارت چنگ =</font>

41
00:04:47,500 --> 00:04:48,580
مادر، سروقت رسیدین

42
00:04:48,820 --> 00:04:49,740
زمان فرخنده رسیده

43
00:04:50,020 --> 00:04:51,340
فقط منتظر بودیم شما پیشکش رو شروع کنین

44
00:04:51,660 --> 00:04:54,300
پسر گلم، حتما تو این هوای یخ خیلی سردت شده

45
00:04:56,100 --> 00:04:59,180
زمان تعیین پیشکش اهمیتی نداره

46
00:04:59,380 --> 00:05:01,500
چرا باید حتما منتظر زمان فرخنده باشیم؟

47
00:05:02,780 --> 00:05:04,260
تا وقتی بزرگ خاندان چنگ نیومده باشه

48
00:05:04,260 --> 00:05:05,420
ما جسارت نمیکنیم که پیشکش رو شروع کنیم

49
00:05:05,900 --> 00:05:07,020
...زمین و آسمان ما رو از ناخلف بودن

50
00:05:07,740 --> 00:05:08,860
و بی احترامی کردن، منع میکنه

51
00:05:09,420 --> 00:05:10,740
مادر، بفرمایین

52
00:05:21,940 --> 00:05:22,940
نزدیک اینجا زندگی میکنیم

53
00:05:23,460 --> 00:05:25,140
فقط چند قدم فاصله است

54
00:05:25,940 --> 00:05:26,860
چرا باید کله صحر بیدارمون میکردن؟

55
00:05:27,180 --> 00:05:28,420
هوا هنوز خیلی سرده

56
00:05:29,780 --> 00:05:30,860
!واقعا شکنجه است

57
00:05:32,020 --> 00:05:32,940
برای اسباب کشی به یک عمارت جدید

58
00:05:33,180 --> 00:05:34,500
باید تشریفات رو انجام بدیم

59
00:05:34,820 --> 00:05:35,900
نمیشه سرسری گرفت

60
00:05:38,220 --> 00:05:39,340
باز چیه؟

61
00:05:43,180 --> 00:05:44,700
سردمه، مشکلیه؟

62
00:05:59,980 --> 00:06:00,860
پسرم

63
00:06:01,670 --> 00:06:04,760
<font color="#ff8080">= عمارت مارکیز چولینگ =</font>

64
00:06:05,060 --> 00:06:06,380
!زمان فرخنده فرا رسید

65
00:06:17,660 --> 00:06:18,540
زمان فرخنده فرا رسیده

66
00:06:21,230 --> 00:06:26,350
<font color="#ff8080">= عمارت مارکیز چولینگ =</font>

67
00:07:10,580 --> 00:07:11,620
!خیلی عالیه

68
00:07:14,980 --> 00:07:16,420
چطور ممکنه انقدر عالی باشه!؟

69
00:07:19,220 --> 00:07:20,500
!چقدر محکمه

70
00:07:22,060 --> 00:07:23,060
این میز

71
00:07:23,460 --> 00:07:25,740
خیلی صافه

72
00:07:27,180 --> 00:07:28,100
پسر بزرگ

73
00:07:28,820 --> 00:07:30,620
به همچین خونه بزرگی اسباب کشی کردیم

74
00:07:30,820 --> 00:07:32,340
باید مهمون بیشتری دعوت کنیم

75
00:07:33,100 --> 00:07:34,220
.تا یکم سرزنده و پرشور بشه

76
00:07:40,540 --> 00:07:41,660
خاندان چنگ

77
00:07:42,460 --> 00:07:43,940
خاندان بزرگی نیست

78
00:07:44,060 --> 00:07:45,540
و مردهای زیادی تو خاندانمون هست

79
00:07:45,740 --> 00:07:46,820
.برای همین به قدر کافی سرزنده نیست

80
00:07:48,100 --> 00:07:48,940
خانوم بزرگ

81
00:07:49,420 --> 00:07:51,620
به تازگی عنوان "مارکیز" به ارباب اعطا شده

82
00:07:51,780 --> 00:07:53,660
هنوز ترفیع نگرفتن

83
00:07:53,940 --> 00:07:56,340
اگه بعد از انتصاب ارباب ضیافتی برپا کنین

84
00:07:56,460 --> 00:07:58,660
و مهمون دعوت کنین

85
00:07:58,660 --> 00:08:00,380
باشکوه تر نیست؟

86
00:08:02,340 --> 00:08:04,260
این حرفت باب میلم بود

87
00:08:05,260 --> 00:08:06,620
وقتی منصوب بشه

88
00:08:08,940 --> 00:08:11,660
.هدایای قیمتی بیشتری دریافت می‌کنیم

89
00:08:18,980 --> 00:08:20,060
وقتی اونموقع برسه

90
00:08:20,300 --> 00:08:21,900
به مدت سه روز و سه شب جشن میگیریم

91
00:08:22,140 --> 00:08:24,380
من همه خواهرهام رو از روستا دعوت میکنم

92
00:08:24,380 --> 00:08:26,020
تا حسابی ببینن

93
00:08:26,020 --> 00:08:28,020
که خاندان چنگ چقدر موفق شده

94
00:08:29,060 --> 00:08:29,980
هو آئو

95
00:08:30,700 --> 00:08:32,740
منو به اتاقم ببر

96
00:08:32,860 --> 00:08:34,620
تا ببینم چقدر بزرگه

97
00:08:34,900 --> 00:08:37,300
می‌خوام ببینم که چقدر هدیه توش جا میشه

98
00:08:45,140 --> 00:08:46,340
بالاخره رفت

99
00:08:47,700 --> 00:08:48,660
کمکم کن بشینم

100
00:08:49,220 --> 00:08:50,660
!مردم از خستگی

101
00:08:53,500 --> 00:08:54,540
باید بشینم. آی پام

102
00:08:56,900 --> 00:08:57,900
درست و حسابی بشین

103
00:08:59,340 --> 00:09:01,140
فقط چون زود بیدار شدی، غر میزنی که خستته

104
00:09:01,380 --> 00:09:02,380
چون معمولا

105
00:09:02,460 --> 00:09:04,100
خیلی تنبلی کردی

106
00:09:04,140 --> 00:09:05,300
یانگ یانگ رو ببین

107
00:09:05,340 --> 00:09:06,660
هر روز صبح زود بیدار میشه تا درس بخونه

108
00:09:06,900 --> 00:09:08,140
تاحالا غر زده که خستشه؟

109
00:09:10,460 --> 00:09:11,780
دختر عمو به تازگی بهبود پیدا کرده

110
00:09:12,420 --> 00:09:13,500
لازمه که بیشتر استراحت کنه

111
00:09:13,900 --> 00:09:14,980
قبل از نیمه شب

112
00:09:14,980 --> 00:09:17,540
مادرم نیائو نیائو رو بیدار کرد

113
00:09:17,540 --> 00:09:19,380
طبیعیه که احساس خستگی بکنه

114
00:09:19,500 --> 00:09:20,620
نیائو نیائو به کنار

115
00:09:20,780 --> 00:09:23,060
من کل روز مادر رو همراهی کردم

116
00:09:23,100 --> 00:09:24,940
اینکار از انجام تمرین نظامی
برای یک روز کامل هم خسته کننده تر بود

117
00:09:25,060 --> 00:09:26,780
خیلی دلم میخواد برای استراحت به اتاقم برم

118
00:09:27,100 --> 00:09:27,940
...پدر

119
00:09:28,260 --> 00:09:30,180
این چند روز باید حسابی استراحت کنین

120
00:09:30,180 --> 00:09:31,900
وقتی چند روز دیگر عازم سفر بشین
دوباره خسته میشین

121
00:09:34,100 --> 00:09:35,100
تو از کجا میدونی؟

122
00:09:37,940 --> 00:09:38,860
من بهش نگفتم

123
00:09:41,980 --> 00:09:42,740
یانگ یانگ

124
00:09:43,380 --> 00:09:44,700
برو اتاق جدیدت رو نگاه کن

125
00:09:44,980 --> 00:09:46,100
اگه از چیزی راضی نبودی

126
00:09:46,380 --> 00:09:47,780
بهم بگو

127
00:09:48,460 --> 00:09:49,220
چشم

128
00:09:55,540 --> 00:09:58,780
تو چطوری از حکم نظامی دربار سلطنتی خبر داری؟

129
00:10:00,340 --> 00:10:01,300
!ازت سوال پرسیدم

130
00:10:03,300 --> 00:10:04,620
حدس زدم

131
00:10:05,380 --> 00:10:07,180
عنوان و ثروت زیادی به پدرم اعطا شد

132
00:10:07,180 --> 00:10:08,460
ولی هنوز تو دربار منصبی نداره

133
00:10:08,740 --> 00:10:10,900
بعلاوه، به حالت چهره پدر دقت کردم

134
00:10:11,060 --> 00:10:13,340
بنظر نمیاد که از دربار طرد شده باشه

135
00:10:14,060 --> 00:10:15,020
پس، حدس زدم که

136
00:10:15,020 --> 00:10:17,460
اعلیحضرت چیز دیگه ای برای پدر ترتیب داده

137
00:10:18,140 --> 00:10:18,980
پدر

138
00:10:20,540 --> 00:10:23,220
ببین، الان خاندان ما هیچ کم و کسری نداره

139
00:10:23,340 --> 00:10:24,580
این سفر رو لغو کن

140
00:10:24,580 --> 00:10:26,380
حتما خیلی پر زحمته، نری مشکلی نیست

141
00:10:26,980 --> 00:10:28,940
دختر من واقعا خیلی باهوشه

142
00:10:29,540 --> 00:10:31,540
نگران نباش، اینبار برای جنگیدن نمیرم

143
00:10:31,820 --> 00:10:33,260
بعد از سال نو عازم میشم

144
00:10:33,540 --> 00:10:34,500
برای جنگ نمیری؟

145
00:10:35,020 --> 00:10:36,260
بعد از سال نو عازم میشی؟

146
00:10:38,020 --> 00:10:38,820
...پس -
!نیائو نیائو -

147
00:10:39,780 --> 00:10:41,300
اونور اندرونی مال توئه

148
00:10:41,700 --> 00:10:43,220
هنوز کامل بهبود پیدا نکردی

149
00:10:43,740 --> 00:10:45,860
پس برگرد زودتر استراحت کن دوباره مریض نشی

150
00:10:59,340 --> 00:11:00,700
!چقدر باهوشه خدایی

151
00:11:03,980 --> 00:11:04,820
به تو رفته

152
00:11:08,020 --> 00:11:09,500
!فقط بلدی ازش دفاع کنی

153
00:11:13,300 --> 00:11:14,260
بانوی جوان

154
00:11:14,660 --> 00:11:16,780
اولین باره که همچین اندرونی قشنگی میبینم

155
00:11:20,860 --> 00:11:22,420
این اندرونی خیلی قشنگه

156
00:11:23,660 --> 00:11:24,620
بانو لیان فانگ

157
00:11:25,980 --> 00:11:26,980
بانوی جوان

158
00:11:28,540 --> 00:11:29,780
بانوی جوان، ببینین

159
00:11:37,860 --> 00:11:38,740
بانوی جوان

160
00:11:39,260 --> 00:11:40,740
این اندرونی خیلی بزرگه

161
00:11:41,100 --> 00:11:42,420
واقعا میدنش به ما؟

162
00:11:43,340 --> 00:11:44,180
لیان فانگ

163
00:11:44,260 --> 00:11:45,540
اون تپه وسایل چی اند؟

164
00:11:53,060 --> 00:11:54,660
گمونم یه سری وسیله قدیمی اند

165
00:11:54,660 --> 00:11:56,300
که خانوم بزرگ موقع مرتب کردن حیاطش ریخته بیرون

166
00:11:56,300 --> 00:11:57,900
اینا رو اینجا جمع کردن تا بعداً بریزن دور

167
00:11:57,980 --> 00:11:59,580
نریز دور، میتونم ازشون استفاده کنم

168
00:12:00,220 --> 00:12:01,780
اینا دیگه خیلی کهنه شدن

169
00:12:01,940 --> 00:12:02,980
چه استفاده ای دارن؟

170
00:12:04,820 --> 00:12:05,820
بعداً بهت میگم

171
00:12:08,940 --> 00:12:10,820
خانوم، همیشه از یانگ یانگ تعریف میکنی

172
00:12:11,420 --> 00:12:12,300
و با نیائو نیائو خشنی

173
00:12:13,140 --> 00:12:14,260
هرچی بیشتر اینطوری رفتار کنی

174
00:12:14,660 --> 00:12:16,300
بیشتر به حرفت گوش نمیده

175
00:12:18,460 --> 00:12:19,700
یانگ یانگ لایق تعریف نیست؟

176
00:12:20,380 --> 00:12:23,900
مادرش یک زن احمق و بی خاصیته که رسوامون کرده

177
00:12:24,340 --> 00:12:25,420
ولی یانگ یانگ

178
00:12:25,420 --> 00:12:27,260
.نه غر میزنه و نه شکایت می‌کنه
.فروتنه و مغرور نیست

179
00:12:27,260 --> 00:12:28,740
‌فقط وظیفه اش رو انجام میده

180
00:12:29,180 --> 00:12:30,980
!ولی نیائو نیائو رو ببین

181
00:12:31,060 --> 00:12:32,340
مگه نیائو نیائو چشه؟

182
00:12:33,060 --> 00:12:34,980
یانگ یانگ از بچگی توسط زن دایی اش تربیت شده

183
00:12:35,180 --> 00:12:36,420
ولی نیائو نیائو هیچکس رو نداشت

184
00:12:38,380 --> 00:12:40,140
مگه الان تربیتش نمیکنم؟

185
00:12:40,900 --> 00:12:43,220
لازم نیست برای تربیتش زحمت بکشی

186
00:12:43,540 --> 00:12:45,260
قدرت فهم بالایی داره

187
00:12:45,580 --> 00:12:48,020
وقتی موضوع براش جا بیفته، سریع یاد میگیره

188
00:12:51,140 --> 00:12:52,180
...پس

189
00:12:52,460 --> 00:12:54,180
آدم باید یک زن باهوش بگیره

190
00:12:54,260 --> 00:12:56,060
نیائو نیائو به تو رفته باهوشه

191
00:12:57,220 --> 00:12:58,380
فایده باهوش بودن چیه؟

192
00:12:58,780 --> 00:13:00,700
!مهمترین چیز درستکار بودنه

193
00:13:00,780 --> 00:13:02,020
مگه من نیستم؟

194
00:13:02,340 --> 00:13:03,580
من درستکارم

195
00:13:04,380 --> 00:13:06,100
نیائو نیائو مثل تو باهوشه

196
00:13:06,340 --> 00:13:07,500
و مثل من درستکاره

197
00:13:07,580 --> 00:13:08,460
بی نقص و عالیه

198
00:13:35,260 --> 00:13:36,140
صدای چیه؟

199
00:14:02,500 --> 00:14:04,420
صدا از اندرونی دختر جونت میاد

200
00:14:04,780 --> 00:14:05,980
فکر کنم قصد داره خونه رو خراب کنه

201
00:14:06,260 --> 00:14:08,380
خب بذار خراب کنه. دعواش نکن

202
00:14:10,300 --> 00:14:11,580
خودتو حرص نده

203
00:14:29,860 --> 00:14:30,780
بانوی جوان

204
00:14:30,860 --> 00:14:32,460
اگه مادرتون بفهمن

205
00:14:32,620 --> 00:14:34,540
دوباره بخاطر داشتن رفتار نادرست دعواتون میکنن

206
00:14:34,620 --> 00:14:35,500
از چی میترسی؟

207
00:14:35,500 --> 00:14:37,420
اگه آسمون به زمین برسه، بازم منو داری

208
00:14:37,500 --> 00:14:38,380
بعدشم

209
00:14:38,860 --> 00:14:40,420
مگه یک تاب نمیخوای؟

210
00:14:41,060 --> 00:14:41,900
چرا میخوام

211
00:14:44,460 --> 00:14:46,180
دارین یک تاب درست میکنین؟

212
00:14:46,180 --> 00:14:47,820
بانو، بلدین تاب هم درست کنین؟

213
00:14:47,900 --> 00:14:48,940
معلومه که بلدم

214
00:14:49,020 --> 00:14:50,940
وقتی مادربزرگ حیاطش رو بازسازی میکرد

215
00:14:51,100 --> 00:14:53,540
قشنگ کار نجار ها رو مشاهده کردم

216
00:14:53,820 --> 00:14:55,180
یواشکی چندبارم بهشون کمک کردم

217
00:14:55,900 --> 00:14:56,700
ببین

218
00:14:58,260 --> 00:15:00,220
دوتا دهانه اینجا درست میکنم

219
00:15:00,300 --> 00:15:01,580
و با گُوه زدن

220
00:15:01,620 --> 00:15:02,900
با یک تکه چوب، ثابتش میکنم

221
00:15:03,100 --> 00:15:04,820
وقتی تاب مون درست شد

222
00:15:04,820 --> 00:15:06,700
یک قفسه می سازم

223
00:15:06,900 --> 00:15:08,460
و بالاش تاک میکارم

224
00:15:08,540 --> 00:15:09,780
در یک شب بلند تابستونی

225
00:15:09,820 --> 00:15:12,180
تاب میخوری و از مهتاب لذت میبری

226
00:15:12,820 --> 00:15:13,780
!خیلی حس خوبیه

227
00:15:18,100 --> 00:15:19,140
دارین چیکار میکنین؟

228
00:15:30,020 --> 00:15:33,020
بـ...با...بانوی جوان دارن تاب می سازن

229
00:15:37,980 --> 00:15:39,180
خانوم اول، ببینین

230
00:16:12,580 --> 00:16:13,940
تو یک بانوی جوانی

231
00:16:14,220 --> 00:16:15,300
نه یک نجار

232
00:16:15,700 --> 00:16:18,300
اگه نصف علاقه ای که به مسخره بازی داری
رو به درس خوندن نشون میدادی

233
00:16:18,460 --> 00:16:20,180
لازم نبود انقدر نگرانت باشم

234
00:16:20,500 --> 00:16:22,860
هنوز وقت داری با این چیزا ور بری

235
00:16:23,660 --> 00:16:25,620
گمونم کتاب هایی که دادم برات کافی نیست

236
00:16:26,180 --> 00:16:27,500
به چینگ سونگ دستور دادم

237
00:16:27,740 --> 00:16:30,140
که برای دختر عموت متون و طومار باستانی بیاره

238
00:16:30,820 --> 00:16:31,940
از فردا

239
00:16:32,100 --> 00:16:35,060
هر روز باید بیای تو اتاقم تا درس بخونی

240
00:16:35,700 --> 00:16:36,740
همین اتاق بغلی

241
00:16:38,860 --> 00:16:39,700
مادر

242
00:16:39,940 --> 00:16:42,180
من هنوز خیلی از حروف رو بلد نیستم

243
00:16:42,620 --> 00:16:44,300
الان برای یاد گرفتن متون باستانی

244
00:16:44,300 --> 00:16:45,740
یکم زود نیست؟

245
00:16:46,100 --> 00:16:46,940
نه زود نیست

246
00:16:47,740 --> 00:16:49,740
پدرت گفت باهوشی و قدرت فهمت بالاست

247
00:16:49,980 --> 00:16:52,500
پس طبیعتا از بقیه زودتر و بیشتر یاد میگیری

248
00:16:53,300 --> 00:16:54,900
‌...اگه تمایلی به درس خوندن نداری

249
00:16:58,460 --> 00:17:01,380
فکرشم نکن که بتونی از عمارت چنگ خارج بشی

250
00:17:18,840 --> 00:17:20,640
<font color="#ffff80">(م: الان تحسینش کرد!؟؟؟؟؟؟)</font>

251
00:17:34,740 --> 00:17:36,180
آخرین نگاهی که مادرم انداخت

252
00:17:36,460 --> 00:17:37,580
چه معنی میداد؟

253
00:17:39,380 --> 00:17:40,300
تحسینتون کرد

254
00:17:40,860 --> 00:17:41,820
کارتون خوب بود

255
00:18:02,140 --> 00:18:03,300
!پسر سوم

256
00:18:03,300 --> 00:18:05,420
بالاخره برگشتی

257
00:18:07,820 --> 00:18:08,700
مواظب باش خانومم

258
00:18:11,230 --> 00:18:12,500
<font color="#e1b70b">(چنگ ژی)
</font>

259
00:18:12,500 --> 00:18:13,380
<font color="#e1b70b">(چنگ ژی)
</font>مادر

260
00:18:13,980 --> 00:18:16,140
‌.‌..پسر گلم

261
00:18:16,140 --> 00:18:17,740
برگشتی خونه

262
00:18:20,980 --> 00:18:22,700
!پسره ی بی‌وجدان

263
00:18:22,700 --> 00:18:25,140
بالاخره برگشتی پسرم

264
00:18:25,260 --> 00:18:27,100
منو از دلتنگی دق دادی

265
00:18:30,220 --> 00:18:31,620
<i>ماها که میدونیم پسرش برگشته</i>

266
00:18:31,860 --> 00:18:32,740
<i>ولی هرکس ندونه</i>

267
00:18:32,780 --> 00:18:34,300
<i>.فکر می‌کنه که معشوقش برگشته</i>

268
00:18:37,500 --> 00:18:39,260
حالت چهره ات خیلی سریع عوض شد

269
00:18:41,660 --> 00:18:43,820
<font color="#e1b70b">(چنگ شائوگونگ)</font>
.حواست رو جمع کن. مادر نگاهت میکنه

270
00:18:47,060 --> 00:18:48,020
تو کی هستی؟

271
00:18:52,700 --> 00:18:54,660
مهم نیست که من کی ام

272
00:18:54,820 --> 00:18:55,980
ولی طبق طالع خوانی من

273
00:18:56,180 --> 00:18:58,020
امروز قراره تنبیه بشی

274
00:18:58,500 --> 00:18:59,900
چرا تنبیه بشم؟

275
00:19:00,740 --> 00:19:01,900
کمتر نیائو نیائو رو بترسون

276
00:19:03,500 --> 00:19:05,220
نیائو نیائو، من برادرتم

277
00:19:12,860 --> 00:19:13,820
درود بر برادر دوم

278
00:19:14,860 --> 00:19:15,780
درود بر برادر سوم

279
00:19:17,020 --> 00:19:19,220
<font color="#e1b70b">(چنگ سونگ)</font>
از کجا فهمیدی که من برادر دومتم؟

280
00:19:19,220 --> 00:19:20,180
<font color="#e1b70b">(چنگ سونگ)</font>
و برادر بزرگ نیستم؟

281
00:19:21,180 --> 00:19:22,180
منم مثل برادر سوم

282
00:19:23,620 --> 00:19:24,580
طالع خوانی کردم

283
00:19:25,220 --> 00:19:26,380
همون‌طور که برادر سوم

284
00:19:26,540 --> 00:19:28,620
بدون اینکه کلمه ای حرف بزنم، منو شناخت

285
00:19:29,340 --> 00:19:30,420
این دیگه به طالع خوانی نیاز داره؟

286
00:19:30,620 --> 00:19:31,780
براساس سن و ظاهرت

287
00:19:31,900 --> 00:19:33,340
اگه نیائو نیائو نباشی، یانگ یانگی

288
00:19:33,340 --> 00:19:34,420
ولی یانگ یانگ خوش کردار و سر به زیره

289
00:19:34,500 --> 00:19:35,820
مثل تو وارد شلوغی جمعیت نمیشه

290
00:19:40,700 --> 00:19:42,020
راستش، واقعا طالع خوانی نکردم

291
00:19:42,820 --> 00:19:44,940
شنیدم که برادر بزرگ یک مرد بااستعداد و نجیب

292
00:19:45,140 --> 00:19:46,820
از کوهستان بایلو ئه

293
00:19:47,060 --> 00:19:48,340
.و الان تو ارتشه

294
00:19:48,540 --> 00:19:51,180
.و برادر دوم یک ژنرال نظامی و قدرتمنده

295
00:19:51,780 --> 00:19:53,100
همچین آدمی با این بدن سست و شکننده

296
00:19:53,540 --> 00:19:54,780
.مطمئنا برادر سومه

297
00:19:54,780 --> 00:19:55,500
...تو

298
00:19:55,700 --> 00:19:57,340
برادر سوم یه حریف پیدا کرد

299
00:19:57,860 --> 00:19:58,900
مهارت سخنوری نیائو نیائو

300
00:19:59,060 --> 00:20:01,100
از تو بدتر نیست

301
00:20:03,140 --> 00:20:03,860
حواست رو جمع کن

302
00:20:03,900 --> 00:20:04,740
مادر داره نگاهمون میکنه

303
00:20:04,740 --> 00:20:06,100
لازم نیست خرم کنی

304
00:20:06,260 --> 00:20:07,180
...مادر الان

305
00:20:10,260 --> 00:20:11,860
هنوز با مادربزرگتون سلام و احوالپرسی نکردین

306
00:20:12,180 --> 00:20:12,740
نیائو نیائو

307
00:20:12,740 --> 00:20:14,740
تو هم باید بری دیدن عمو و زن عموی سومت

308
00:20:15,660 --> 00:20:16,460
چشم

309
00:20:20,420 --> 00:20:22,100
درود بر مادربزرگ -
عمو، زن عمو -

310
00:20:25,100 --> 00:20:25,380
...درود

311
00:20:25,380 --> 00:20:27,580
!نوه های گلم

312
00:20:38,060 --> 00:20:39,260
نوه های عزیز دلم

313
00:20:42,580 --> 00:20:43,700
تو سونگ ار هستی؟

314
00:20:43,820 --> 00:20:45,460
مادربزرگ، من شائو‌گونگم

315
00:20:46,860 --> 00:20:47,700
من سونگ ار هستم

316
00:20:49,500 --> 00:20:50,780
!خیلی عالیه

317
00:20:54,980 --> 00:20:56,780
ولی بازم حس میکنم

318
00:20:56,780 --> 00:20:58,780
.پسرهای خانواده مون خیلی کم اند

319
00:21:00,140 --> 00:21:01,060
پسر سوم

320
00:21:01,220 --> 00:21:02,580
باید بیشتر تلاش کنی

321
00:21:02,820 --> 00:21:04,220
بعدا، بیشتر نون جو بخور

322
00:21:04,380 --> 00:21:05,660
بخور تا حسابی جون بگیری

323
00:21:05,860 --> 00:21:08,740
.و برای خاندان چنگ پسر بدنیا بیاری

324
00:21:08,740 --> 00:21:11,700
مادر، این حرفا چیه جلوی بچه ها میزنین؟

325
00:21:12,500 --> 00:21:13,580
پسر رشید و خوش قد بالای من

326
00:21:13,820 --> 00:21:15,420
!الحق که پسر خاندان چنگ هستی

327
00:21:15,460 --> 00:21:16,300
نیائو نیائو

328
00:21:16,620 --> 00:21:17,780
به زن عموی سومت عرض ادب کن

329
00:21:18,700 --> 00:21:19,780
.درود بر زن عموی سوم

330
00:21:20,220 --> 00:21:21,550
<font color="#e1b70b">(سانگ شونهوا)</font>
همون طور که تو نامه نوشته بودی

331
00:21:21,550 --> 00:21:22,540
<font color="#e1b70b">(سانگ شونهوا)
</font>خیلی باهوشه

332
00:21:22,660 --> 00:21:24,140
رفتارش متکبرانه است

333
00:21:24,420 --> 00:21:26,620
یانگ یانگ با صبوری داخل نشسته و منتظر بزرگترهاست

334
00:21:26,820 --> 00:21:27,980
ولی این خانوم خانوما قانون سرش نمیشه

335
00:21:28,340 --> 00:21:29,500
و دوید بیرون

336
00:21:31,500 --> 00:21:33,620
دختر باید سرزنده و فعال باشه

337
00:21:34,660 --> 00:21:35,980
برادرشوهرم، داخله؟

338
00:21:36,380 --> 00:21:37,580
بریم داخل

339
00:21:37,580 --> 00:21:38,500
نذاریم منتظر بمونه

340
00:21:38,500 --> 00:21:39,220
خیلی خوب

341
00:21:39,940 --> 00:21:40,700
مادرشوهر

342
00:21:41,180 --> 00:21:42,260
بیاین بریم داخل

343
00:21:42,340 --> 00:21:43,220
درسته درسته

344
00:21:43,300 --> 00:21:44,260
بریم بریم پسرم

345
00:21:44,260 --> 00:21:46,460
بیا بریم بهت نون جو بدم جون بگیری

346
00:21:46,540 --> 00:21:48,020
واست از قبل تدارک دیدم

347
00:21:48,100 --> 00:21:49,300
دوغاب هم برات تدارک دیدم

348
00:21:49,620 --> 00:21:51,180
!یه عالمه غذای خوشمزه در انتظارته

349
00:21:51,260 --> 00:21:52,940
بیشتر بخور جون بگیری -
چشم -

350
00:21:53,500 --> 00:21:54,620
مادر، احتیاط کنین

351
00:21:54,820 --> 00:21:55,740
خیلی خوب

352
00:21:57,500 --> 00:21:58,300
داداشا

353
00:21:59,060 --> 00:22:01,100
نقشه ای برای مقابله با مادر دارین؟

354
00:22:01,340 --> 00:22:02,020
راستشو میگم

355
00:22:02,620 --> 00:22:05,060
من یک قلم تیز ساختم که همزمان سه حرف رو حک می‌کنه

356
00:22:05,220 --> 00:22:06,620
واقعا همچین وسیله شگفت انگیزی وجود داره؟

357
00:22:06,860 --> 00:22:07,940
نیائو نیائو ، تک‌خور نباش

358
00:22:07,940 --> 00:22:09,060
واسه ما هم یکی درست کن

359
00:22:10,620 --> 00:22:11,540
بیاین بگین

360
00:22:11,820 --> 00:22:12,780
خیلی خوب

361
00:22:13,140 --> 00:22:15,780
وقتی خواست تنبیه بدنی ات کنه
 خودتو به مریضی بزن

362
00:22:16,100 --> 00:22:17,060
منم دارم

363
00:22:17,180 --> 00:22:18,220
وقتی دعوات کرد

364
00:22:18,220 --> 00:22:19,260
سرت رو بیار پایین

365
00:22:19,260 --> 00:22:20,100
و وانمود کن که چیزی نشنیدی

366
00:22:20,100 --> 00:22:20,980
و وقتی غرغرهاش تموم شد

367
00:22:20,980 --> 00:22:22,220
سرتو بیار بالا و بگو

368
00:22:22,220 --> 00:22:24,100
"مادر، غلط کردم"

369
00:22:25,020 --> 00:22:26,220
دیگه چی؟ بگین ببینم

370
00:22:26,500 --> 00:22:27,300
...دیگه

371
00:22:31,940 --> 00:22:32,820
برادر سوم

372
00:22:34,900 --> 00:22:36,460
بسیار خوب -
بفرمایین -

373
00:22:45,540 --> 00:22:46,700
پسر سوم -
مادر -

374
00:22:47,460 --> 00:22:48,340
پسرم

375
00:22:48,660 --> 00:22:50,420
مادر خیلی دلتنگت بود

376
00:22:50,420 --> 00:22:51,460
مادر

377
00:22:56,340 --> 00:22:57,740
مگه عاشق دوغاب نبودی؟

378
00:22:57,860 --> 00:22:58,860
بیا بیا

379
00:22:58,940 --> 00:23:01,700
واست گرمش کردم. بچش

380
00:23:02,260 --> 00:23:03,460
چشم مادر

381
00:23:04,420 --> 00:23:05,620
بیا، دهنتو باز کن

382
00:23:06,300 --> 00:23:08,020
مادربزرگ از زن عموی سوم خوشش نمیاد؟

383
00:23:10,420 --> 00:23:13,860
عموی سوم به خواست خودش با زن عمو ازدواج کرد

384
00:23:14,020 --> 00:23:15,820
اون دخترِ ارباب کوهستان بایلو ئه

385
00:23:16,140 --> 00:23:18,460
درواقع، این ازدواج موقعیت خانواده ما رو بالاتر برد

386
00:23:18,620 --> 00:23:19,380
ولی مادر بزرگ هنوزم فکر می‌کنه که

387
00:23:19,380 --> 00:23:22,060
زن عمو لیاقت پسرش رو نداره

388
00:23:26,420 --> 00:23:28,140
میترسم از نظر مادربزرگ

389
00:23:28,140 --> 00:23:29,020
فقط دختر شاه پریون

390
00:23:29,020 --> 00:23:30,220
‌‌لایق پسر عزیزش باشه و خوشحالش کنه

391
00:23:32,220 --> 00:23:33,220
عموی دوم

392
00:23:33,540 --> 00:23:35,220
بیشتر از ۱۰ سال زمین گیر بود

393
00:23:35,220 --> 00:23:36,300
فقط به فکر صلاح خاندان بود

394
00:23:36,860 --> 00:23:37,820
ولی مادر بزرگ چی؟

395
00:23:39,100 --> 00:23:40,540
اصلا احساس همدردی براش نکرد

396
00:23:42,940 --> 00:23:43,900
همه میگن

397
00:23:44,660 --> 00:23:45,700
"آدما همدیگه رو براساس موقعیت و ظاهر قضاوت میکنن"

398
00:23:46,500 --> 00:23:47,420
ولی کی می‌دونه که

399
00:23:47,660 --> 00:23:48,540
گاهی والدین هم

400
00:23:48,540 --> 00:23:50,620
با ظاهربینی و تعصب با بچه هاشون رفتار میکنن

401
00:23:50,980 --> 00:23:52,460
اگه والدین، بچه‌شون رو

402
00:23:53,060 --> 00:23:55,220
براساس ظاهر و استعداد قضاوت کنن

403
00:23:55,740 --> 00:23:56,660
چرا منِ بچه

404
00:23:57,100 --> 00:23:58,380
باید بهشون احترام بذارم؟

405
00:23:58,380 --> 00:23:59,660
یواشکی دارین

406
00:24:00,500 --> 00:24:01,780
پشت سر کی غیبت میکنین؟

407
00:24:04,100 --> 00:24:04,900
مادر

408
00:24:05,220 --> 00:24:06,580
داشتم از خواهر می‌پرسیدم که

409
00:24:06,900 --> 00:24:08,660
ما دوقلو ایم

410
00:24:08,740 --> 00:24:10,180
ولی چرا اصلا شبیه هم نیستیم

411
00:24:10,380 --> 00:24:11,180
راست میگیا

412
00:24:12,700 --> 00:24:13,740
ما دو برادر روی هم

413
00:24:13,740 --> 00:24:15,060
به اندازه نیائو نیائو زیبا نیستیم

414
00:24:16,420 --> 00:24:17,780
نیائو نیائو، سالها از هم دور بودیم

415
00:24:17,780 --> 00:24:20,180
.برادر برات یه عالمه خوراکی و چیزهای باحال آورده

416
00:24:21,900 --> 00:24:24,020
همش به نیائو نیائو نچسبین

417
00:24:24,540 --> 00:24:26,220
یانگ یانگ هم خواهر کوچکترتونه
<font color="#ffff80">(م: دختر عمو و پسر عمو، مثل خواهر و برادر میمونن)</font>

418
00:24:27,260 --> 00:24:29,900
نباید تو دادن سوغاتی کم لطفی کنین

419
00:24:33,260 --> 00:24:35,340
بنظر داره دیر میشه

420
00:24:35,820 --> 00:24:37,660
مادرشوهر نیاز به استراحت دارن

421
00:24:37,660 --> 00:24:38,940
من هنوز مست نیستم

422
00:24:38,940 --> 00:24:41,300
چرا باید استراحت کنم؟

423
00:24:42,340 --> 00:24:45,700
هنوز کلی حرف دارم که به پسر گلم بزنم

424
00:24:47,300 --> 00:24:48,100
مادر جون

425
00:24:48,420 --> 00:24:49,660
دیروز تو راه

426
00:24:49,860 --> 00:24:51,060
چشم رو هم نذاشتم

427
00:24:52,340 --> 00:24:53,700
پس باید زودتر استراحت کنی

428
00:24:54,100 --> 00:24:54,900
برادر سوم

429
00:24:55,260 --> 00:24:56,820
اتاقت رو نشونت میدم

430
00:24:56,820 --> 00:24:57,540
لازم نکرده

431
00:24:58,260 --> 00:25:00,420
شخصا پسر سوم رو تا اتاقش میبرم

432
00:25:02,580 --> 00:25:03,660
! پسرم

433
00:25:08,980 --> 00:25:10,380
تمومه. بیا پایین

434
00:25:10,510 --> 00:25:11,620
<font color="#ff8080">= عمارت مارکیز چولینگ =</font>

435
00:25:11,620 --> 00:25:12,420
<font color="#ff8080">= عمارت مارکیز چولینگ =</font>
بپا

436
00:25:12,420 --> 00:25:12,820
ببین

437
00:25:14,220 --> 00:25:14,980
!آتش بازی راه انداختن

438
00:25:35,360 --> 00:25:36,260
<font color="#ff8080">= فضیلت همچون آب روان است =</font>

439
00:25:36,260 --> 00:25:36,780
مواظب باش

440
00:25:37,340 --> 00:25:37,780
بدش من

441
00:25:40,700 --> 00:25:41,700
خوبه. با چپ همترازش کن

442
00:25:41,980 --> 00:25:42,620
خوبه

443
00:25:46,460 --> 00:25:47,260
زن عموی اول

444
00:25:48,220 --> 00:25:49,060
زن عموی سوم

445
00:25:50,980 --> 00:25:51,540
یانگ یانگ

446
00:25:51,860 --> 00:25:54,580
این کارها رو به خدمتکار ها بسپر

447
00:25:54,700 --> 00:25:55,780
میتونی برگردی و استراحت کنی

448
00:25:55,900 --> 00:25:57,460
امروز برات روز خسته کننده‌ای بود

449
00:25:57,460 --> 00:25:58,300
خسته نیستم

450
00:25:58,620 --> 00:26:00,420
شما از من خسته ترید

451
00:26:00,740 --> 00:26:01,940
بهم اعتماد کردین

452
00:26:01,940 --> 00:26:03,540
و فرصت مدیریت امور عمارت رو بهم سپردین

453
00:26:03,540 --> 00:26:04,900
پس طبیعتا باید تمام تلاشم رو بکنم

454
00:26:05,380 --> 00:26:06,700
تا ناامیدتون نکنم

455
00:26:08,060 --> 00:26:09,220
متوجه حسن نیتت هستم

456
00:26:09,420 --> 00:26:10,460
برگرد و استراحت کن

457
00:26:11,260 --> 00:26:12,060
چشم

458
00:26:18,980 --> 00:26:21,020
اگه نیائو نیائو نصف یانگ یانگ بافکر و فهمیده بود

459
00:26:22,020 --> 00:26:23,740
لازم نبود انقدر نگران باشم

460
00:26:24,820 --> 00:26:28,100
یانگ یانگ ترتیب ضیافت سال نو رو میده

461
00:26:28,380 --> 00:26:29,900
امروز تو تالار اجدادی

462
00:26:30,220 --> 00:26:31,820
نگران بودم که از پس این وظیفه برنیاد

463
00:26:32,260 --> 00:26:32,900
ولی به طور غیرمنتظره ای

464
00:26:33,100 --> 00:26:34,740
هیچ اشتباهی نکرد

465
00:26:35,300 --> 00:26:37,980
رفتار یک بانوی جوان مجرد باید اینجوری باشه

466
00:26:40,860 --> 00:26:42,460
همون طور که الان گفتی

467
00:26:42,620 --> 00:26:44,820
...اون پل خیلی خیلی بزرگ

468
00:26:44,820 --> 00:26:46,300
یانگ یانگ لطیف و زرنگه

469
00:26:46,540 --> 00:26:47,780
نیائو نیائو هم زیرک و فعاله

470
00:26:48,100 --> 00:26:49,580
هر کدوم شایستگی های خودشون رو دارن

471
00:26:50,100 --> 00:26:51,620
نمیشه که همیشه یانگ یانگ رو تحسین

472
00:26:51,860 --> 00:26:53,140
و نیائو نیائو رو سرزنش کنی

473
00:26:53,460 --> 00:26:55,020
من بین هیچکدوم تبعیض قائل نمیشم

474
00:26:55,220 --> 00:26:56,860
هرکس کار خوب بکنه، ازش تعریف میکنم

475
00:26:57,060 --> 00:26:58,380
یانگ یانگ دختر فهمیده ایه

476
00:26:58,820 --> 00:27:00,980
با کمال میل حاضرم هرچیزی که بلدم رو

477
00:27:00,980 --> 00:27:02,300
بهش یاد بدم

478
00:27:02,340 --> 00:27:03,740
نیائو نیائو هم خیلی باهوشه

479
00:27:04,020 --> 00:27:05,540
چرا به اون آموزش نمیدی؟

480
00:27:06,780 --> 00:27:09,060
ابتدا باید رفتارهای بدی که از خانوم گه

481
00:27:09,060 --> 00:27:10,220
بهش سرایت کرده رو اصلاح کنه

482
00:27:10,220 --> 00:27:11,540
.و بعد امور تجاری رو آموزش ببینه

483
00:27:11,540 --> 00:27:13,580
وقتی رفتار درستی نداره

484
00:27:13,820 --> 00:27:15,300
چطور میخواد امور عمارت رو مدیریت کنه؟

485
00:27:18,500 --> 00:27:20,500
نیائو نیائو، چطوره آتش بازی رو تماشا کنیم؟

486
00:27:22,300 --> 00:27:24,140
دیدن آتش بازی جالب نیست

487
00:27:25,500 --> 00:27:26,540
من برمی‌گردم

488
00:27:40,620 --> 00:27:41,860
در سال نو، خانواده دورهم جمع میشن

489
00:27:42,300 --> 00:27:45,220
لطفا امروز مبادی آداب نباشین

490
00:27:45,220 --> 00:27:46,260
و بیشتر بنوشین

491
00:27:46,660 --> 00:27:47,700
زی شنگ به پایتخت برگشته

492
00:27:47,900 --> 00:27:49,700
<font color="#e1b70b">(خانوم چون یو ، لینگ یی)</font>
و شاهدخت یوچانگ منتظر ازدواج با اونه

493
00:27:49,820 --> 00:27:52,860
گمونم امسال برکت دوبرابر نصیب مارکیز بشه

494
00:27:53,860 --> 00:27:55,860
بسیار خوب، بیاین همگی

495
00:27:56,340 --> 00:27:57,940
بیاین برای ازدواج زی شنگ

496
00:27:58,220 --> 00:27:59,060
بنوشیم

497
00:28:10,220 --> 00:28:10,980
زی شنگ

498
00:28:11,820 --> 00:28:13,420
الان بحث ازدواجت بود

499
00:28:13,620 --> 00:28:14,460
بیا بیا

500
00:28:14,900 --> 00:28:15,820
بشین پیش پدر

501
00:28:16,420 --> 00:28:17,740
من به دستور اعلیحضرت

502
00:28:18,580 --> 00:28:20,700
برای شرکت در دورهمی به عمارت مارکیز چنگ یانگ اومدم

503
00:28:26,700 --> 00:28:28,340
همگی، آسوده خاطر باشین

504
00:28:29,340 --> 00:28:30,620
من همینجا می ایستم

505
00:28:32,100 --> 00:28:33,380
و باهاشون شام میخورم

506
00:28:38,820 --> 00:28:40,900
!شاهدخت یوچانگ تشریف فرما می‌شوند

507
00:28:46,780 --> 00:28:48,740
<font color="#e1b70b">(شاهدخت یوچانگ)
</font>درود بر شاهدخت یوچانگ

508
00:28:49,620 --> 00:28:50,620
ژنرال لینگ

509
00:28:57,860 --> 00:28:59,140
برخی از امور دولتی هستن که نیاز به رسیدگی دارن

510
00:29:00,100 --> 00:29:01,660
پس دیگه نمیتونم همراهیتون کنم

511
00:29:02,180 --> 00:29:02,980
زی شنگ

512
00:29:03,140 --> 00:29:04,020
عجله نکن

513
00:29:04,260 --> 00:29:06,420
هرچقدر هم که سرت شلوغه، باید چیزی بخوری

514
00:29:07,260 --> 00:29:08,860
نمیشه که با شکم خالی کار کنی

515
00:29:09,140 --> 00:29:10,180
درسته، زی شنگ

516
00:29:10,460 --> 00:29:11,500
شاهدخت یوچانگ

517
00:29:11,500 --> 00:29:13,460
میخوان باهات جشنواره فانوس رو جشن بگیرن

518
00:29:13,580 --> 00:29:14,740
نباید رد کنی

519
00:29:15,020 --> 00:29:15,780
زی شنگ

520
00:29:15,780 --> 00:29:18,140
ازدواج بچه ها، به دستور پدر و مادره

521
00:29:18,740 --> 00:29:20,100
مگه میشه ما بهت صدمه بزنیم؟

522
00:29:28,340 --> 00:29:29,580
دستور پدر و مادر؟

523
00:29:30,300 --> 00:29:32,180
پس جسارتا، مادرم الان کجاست؟

524
00:29:34,100 --> 00:29:34,860
...اون

525
00:29:36,460 --> 00:29:37,740
.آدم مهمی نبود

526
00:29:47,860 --> 00:29:48,700
شاهدخت

527
00:29:50,260 --> 00:29:51,300
امروز می‌خوام درحضور همه

528
00:29:52,380 --> 00:29:54,380
‌.همه چیز رو شفاف کنم

529
00:29:57,540 --> 00:29:58,820
...عروسی که دنبالشم

530
00:29:59,940 --> 00:30:00,900
کسیه که تو نگاه اول

531
00:30:01,660 --> 00:30:02,700
بفهمم اون همون شخصیه که میخوام

532
00:30:03,500 --> 00:30:05,220
زندگی و قلبم به اون تعلق خواهد داشت

533
00:30:06,620 --> 00:30:08,100
اگه نتونم چنین زنی رو پیدا کنم

534
00:30:09,940 --> 00:30:11,460
ترجیح میدم تااخر عمر ازدواج نکنم

535
00:30:14,980 --> 00:30:15,900
... شاهدخت

536
00:30:17,980 --> 00:30:19,140
شما اون شخصی که میخوام نیستین

537
00:30:22,540 --> 00:30:23,380
.بدورد

538
00:30:50,750 --> 00:30:54,510
<font color="#ff8080">= اندرونی شینگهوا =</font>

539
00:31:01,140 --> 00:31:01,900
...ارباب جوان

540
00:31:01,900 --> 00:31:03,100
همه فانوس ها رو جمع کردیم

541
00:31:03,140 --> 00:31:04,580
خدمتکارهای جدید از قوانین اطلاعی نداشتن

542
00:31:04,620 --> 00:31:06,260
و برای سال نو تو اندرونی فانوس آویزون کردن

543
00:31:06,860 --> 00:31:08,140
خانوم هم ترسیدن

544
00:31:08,180 --> 00:31:10,060
تمام شب فریاد میزدن که شهر گو آتش گرفته

545
00:31:10,140 --> 00:31:11,300
حتی شام نخوردن

546
00:31:11,340 --> 00:31:12,740
ارباب جوان، شما هم شام میل نکردین

547
00:31:12,900 --> 00:31:14,140
میخواین غذا براتون گرم کنم؟

548
00:31:14,380 --> 00:31:15,220
لازم نیست

549
00:31:17,180 --> 00:31:18,140
اشتها ندارم

550
00:31:47,340 --> 00:31:48,100
برو

551
00:31:48,860 --> 00:31:51,740
و همه فانوس های تو
 مغازه آهنگریِ شو جین ژونگ رو برام بیار

552
00:31:52,180 --> 00:31:52,900
چشم

553
00:31:54,820 --> 00:31:57,100
چیز غیرعادی درمورد فانوس های مغازه آهنگری هست؟

554
00:31:57,580 --> 00:31:59,940
یادمه بقیه مغازه ها هم فانوس آویزون کرده بودن

555
00:32:00,220 --> 00:32:01,020
درسته

556
00:32:01,860 --> 00:32:03,420
ولی قاب بقیه فانوس ها

557
00:32:03,820 --> 00:32:05,020
از بامبو درست شده بوده

558
00:32:06,220 --> 00:32:08,100
ولی فانوس های مغازه آهنگری شو جین ژونگ

559
00:32:08,660 --> 00:32:09,580
یک حلقه آهنی گرد داشتن

560
00:32:09,580 --> 00:32:11,060
که پایینِ نورتاب ثابت شده

561
00:32:11,580 --> 00:32:12,980
فانوس فروشی های معمولی

562
00:32:13,020 --> 00:32:14,700
همچین مهارتی ندارن

563
00:32:16,020 --> 00:32:17,300
دلیل متفاوت بودنِ

564
00:32:17,900 --> 00:32:19,220
...فانوس های شو جین ژونگ

565
00:32:20,780 --> 00:32:22,740
.اینه که خودش شخصا اونا رو ساخته

566
00:32:23,580 --> 00:32:25,180
اون یک آهنگره

567
00:32:25,300 --> 00:32:26,540
واسه چی باید فانوس درست کنه؟

568
00:32:27,060 --> 00:32:28,500
روزی که وارد اتاق مخفی اش شدیم

569
00:32:29,380 --> 00:32:30,980
‌هیچ سرنخی عایدمون نشد

570
00:32:31,660 --> 00:32:33,460
چون اون سرنخ ها رو تو جاهایی

571
00:32:33,780 --> 00:32:35,820
که ممکنه ازشون غفلت کنیم، قایم کرده

572
00:32:36,860 --> 00:32:37,780
...که یعنی

573
00:32:38,940 --> 00:32:41,020
داخل فانوسیِ روشنگر شب، قایمش کرده

574
00:32:48,990 --> 00:32:51,840
<font color="#ff80c0">(سیمای جذابی بود که از یادم نمی‌رود)</font>

575
00:32:57,780 --> 00:32:58,580
شاهدخت

576
00:32:59,060 --> 00:32:59,780
هوا سرده

577
00:33:00,060 --> 00:33:01,820
چطوره تو ارابه منتظر بمونین؟

578
00:33:03,060 --> 00:33:04,140
برای اینکه ازم دوری کنه

579
00:33:04,940 --> 00:33:06,620
ترجیح میده تو این محل سرد بمونه

580
00:33:07,100 --> 00:33:08,820
.تا اون عمارت گرم و نرم

581
00:33:13,500 --> 00:33:14,340
بهتره

582
00:33:14,860 --> 00:33:16,020
بریم داخل

583
00:33:23,060 --> 00:33:23,900
!شاهدخت

584
00:33:28,220 --> 00:33:30,180
همیشه انقدر دقیق به هدف نمیزنم

585
00:33:34,740 --> 00:33:36,140
بخاطر من

586
00:33:36,540 --> 00:33:38,500
سفره شام رو ول کردی و رفتی

587
00:33:39,420 --> 00:33:41,420
چون احساس بدی داشتم اومدم

588
00:33:42,500 --> 00:33:43,260
راستی

589
00:33:43,340 --> 00:33:44,780
روزِ جشنواره فانوس

590
00:33:45,060 --> 00:33:47,380
سرتون خلوته، ژنرال لینگ؟

591
00:33:49,260 --> 00:33:50,580
...این فانوس رو خودم درست کردم

592
00:33:50,580 --> 00:33:51,340
!سرم شلوغه

593
00:33:54,980 --> 00:33:56,260
مهم نیست که میای یا نه

594
00:33:57,820 --> 00:33:59,700
با صبر تو محل نمایش جشنواره فانوس منتظرت میمونم

595
00:34:00,270 --> 00:34:03,440
<font color="#ff80c0">(سیمای جذابی بود که از یادم نمی‌رود)</font>

596
00:34:09,100 --> 00:34:09,900
ارباب جوان

597
00:34:10,460 --> 00:34:12,340
این فانوس رو از اتاق مخفی شو جین ژونگ آوردیم

598
00:34:12,340 --> 00:34:14,220
چیز غیرعادی درموردش نیست

599
00:34:16,740 --> 00:34:17,700
ارباب جوان

600
00:34:17,740 --> 00:34:20,860
شاهدخت یوچانگ عمیقا عاشق و شیفته شماست

601
00:34:21,820 --> 00:34:23,100
ببینین چی روی فانوس نوشته

602
00:34:23,340 --> 00:34:26,740
"سیمای جذابی بود که از یادم نمی‌رود"

603
00:34:28,780 --> 00:34:29,500
شنیدم که

604
00:34:29,500 --> 00:34:30,980
فانوس ها تو نمایش جشنواره فانوس

605
00:34:31,020 --> 00:34:32,300
باید جفت باشن

606
00:34:36,780 --> 00:34:37,980
گفتی "جفت"؟

607
00:34:40,020 --> 00:34:41,980
شو جین ژونگ واقعا یک روباه حیله‌گر پیره

608
00:34:42,180 --> 00:34:44,020
سرنخ رو تو فانوس پنهان کرده

609
00:34:44,340 --> 00:34:46,380
،اگه خریداران بخوان باهاش ارتباط برقرار کنن

610
00:34:47,540 --> 00:34:49,820
فقط لازمه جفت دیگه ی‌ فانوس رو بذارن

611
00:34:50,180 --> 00:34:51,620
اینجوری، بدون نیاز به ملاقات رو در رو

612
00:34:52,340 --> 00:34:53,900
.باهم دیگه ارتباط برقرار میکنن

613
00:35:02,660 --> 00:35:04,220
...تو جشنواره فانوس

614
00:35:07,020 --> 00:35:08,100
.شرکت می‌کنیم

615
00:35:30,980 --> 00:35:33,460
این اتاق اصلا شبیه اتاق یک بانوی جوان نیست

616
00:35:33,860 --> 00:35:35,780
چیزی جز کتاب تو اتاق نیست

617
00:35:36,300 --> 00:35:38,220
خیلی کهنه و فقیرانه است

618
00:35:38,620 --> 00:35:39,740
پدرم با کلی تلاش

619
00:35:40,140 --> 00:35:42,140
این متون باستانی رو پیدا کرده

620
00:35:42,620 --> 00:35:43,700
نمیشه روشون قیمت گذاشته

621
00:35:44,060 --> 00:35:45,260
چطور میگین فقیرانه اند؟

622
00:35:46,020 --> 00:35:47,380
کل روز زحمت کشیدین

623
00:35:48,020 --> 00:35:49,300
استراحت کنین

624
00:35:57,860 --> 00:35:58,940
بانوی جوان

625
00:35:59,820 --> 00:36:01,780
شما خیلی معقول هستین

626
00:36:02,180 --> 00:36:04,220
برای همین ممکنه ضرر کنین

627
00:36:05,380 --> 00:36:08,180
حالا، بانوی اول
 مادرتون رو از خاندان چنگ اخراج کردن

628
00:36:08,300 --> 00:36:10,020
دیگه کسی ازتون محافظت نمی‌کنه

629
00:36:10,500 --> 00:36:11,740
اگه براش نجنگین

630
00:36:12,100 --> 00:36:13,820
در آینده بیشتر ضرر میکنین

631
00:36:16,780 --> 00:36:17,980
مادرم به خاندان گه برگشت

632
00:36:18,340 --> 00:36:19,860
چون اشتباه از خودش بود

633
00:36:20,340 --> 00:36:21,620
زن عموی اول

634
00:36:22,180 --> 00:36:24,140
با من بهتر از نیائو نیائو رفتار میکنه

635
00:36:24,460 --> 00:36:26,860
با سخاوت خورد و خوراک و رخت و لباسم میرسه

636
00:36:27,580 --> 00:36:28,780
کی ضرر کردم؟

637
00:36:30,420 --> 00:36:32,460
شما به این میگین سخاوت؟

638
00:36:57,300 --> 00:36:58,860
خانوم اول چیزی گفت؟

639
00:36:59,420 --> 00:37:00,620
خانوم اول گفتن که

640
00:37:00,820 --> 00:37:03,300
میتونیم مایحتاج رو از انبار دریافت کنیم

641
00:37:05,060 --> 00:37:06,820
.می‌دونه چطور خودشو خوب نشون بده

642
00:37:10,100 --> 00:37:13,340
خانوم بزرگ پسر رو بیشتر از دختر دوست داره

643
00:37:13,540 --> 00:37:15,660
پسرهای ارباب اول برگشتن

644
00:37:15,740 --> 00:37:18,540
و ارباب سوم هم که جگرگوشه خانوم بزرگه

645
00:37:18,780 --> 00:37:19,660
میترسم تو این عمارت

646
00:37:20,020 --> 00:37:22,660
دیگه جایگاهی برای بانوی ما نباشه

647
00:37:24,220 --> 00:37:27,980
الان، اقامتگاه ارباب دوم مسئول نداره

648
00:37:28,900 --> 00:37:32,180
ممکنه در آینده دیگه جایی برای من و تو هم نباشه

649
00:37:32,420 --> 00:37:35,060
.باید برای همه چیز رقابت کنیم

650
00:37:36,020 --> 00:37:38,380
.اول باید جای پامون رو محکم کنیم

651
00:37:38,540 --> 00:37:40,500
اینطوری، دیگه جرات تحقیر کردن مون رو نخواهند داشت

652
00:37:45,740 --> 00:37:46,540
بیا ببین دوتا داداش عزیزت

653
00:37:46,540 --> 00:37:48,140
چه چیزهای خوبی برات آماده کردن

654
00:38:25,780 --> 00:38:26,580
...میترسم

655
00:38:26,580 --> 00:38:28,340
کل دار و ندارتون رو آورده باشین

656
00:38:28,700 --> 00:38:30,500
در عوض چه چیزی بهتون هدیه کنم؟

657
00:38:30,900 --> 00:38:32,100
... ولی حتما خودتونم میدونین که

658
00:38:32,380 --> 00:38:33,700
این سالها تو این خونه

659
00:38:35,180 --> 00:38:36,380
‌.پولی گیر نیاوردم

660
00:38:41,340 --> 00:38:43,460
چطوره ملخ های برگی که بافتم رو

661
00:38:43,460 --> 00:38:44,500
بهتون بدم؟

662
00:38:45,500 --> 00:38:46,340
هردوشو به برادر دوم بده

663
00:38:48,260 --> 00:38:49,740
هدیه برای بیان حسن نیته

664
00:38:50,140 --> 00:38:51,380
بابت این هدیه

665
00:38:51,740 --> 00:38:52,780
و حسن نیتت راضیم

666
00:38:54,340 --> 00:38:55,100
نیائو نیائو

667
00:38:55,100 --> 00:38:56,580
اول بیا اینو ببین

668
00:39:01,620 --> 00:39:02,580
این چیه؟

669
00:39:03,300 --> 00:39:04,220
کتاب بامبویی

670
00:39:05,140 --> 00:39:06,060
این کتاب بامبویی

671
00:39:06,060 --> 00:39:07,860
از متون باستانی که مادر بهت داده، بهتره، نه؟

672
00:39:07,980 --> 00:39:09,340
با این مطالعه کنی

673
00:39:09,500 --> 00:39:10,660
سریعتر یاد میگیری

674
00:39:11,540 --> 00:39:12,380
برادر دوم

675
00:39:13,180 --> 00:39:14,860
این گنج رو از کجا گیر آوردین؟

676
00:39:15,260 --> 00:39:16,300
!بهتر از این نمیشه

677
00:39:16,300 --> 00:39:17,380
اون قدیما، برادر دوم هم

678
00:39:17,380 --> 00:39:19,060
.از درس خوندن خوشش نمیومد

679
00:39:19,140 --> 00:39:21,980
برادر بزرگ برای آموزش دادن بهش
این کتاب بامبویی رو درست کرد

680
00:39:22,060 --> 00:39:23,060
برادر بزرگمون شخصا

681
00:39:23,060 --> 00:39:25,500
همه نقاشی ها و متونِ
داستان های قهرمانانه میدون جنگ رو

682
00:39:25,500 --> 00:39:27,260
.روش حک کرده

683
00:39:28,900 --> 00:39:29,860
برادر بزرگ خیلی خوبه

684
00:39:32,300 --> 00:39:33,620
این کتاب بامبویی هم خوبه

685
00:39:35,140 --> 00:39:36,380
وقتی تازه درس خوندن رو شروع کردم

686
00:39:36,660 --> 00:39:38,700
زن عموی دوم گفت که نباید پول حروم کنم

687
00:39:38,900 --> 00:39:40,260
پس دستور داد که طومارهای بامبویی
 که قبلاً استفاده کردم رو بشورم

688
00:39:40,260 --> 00:39:43,620
،و بگیرمشون تو معرض باد
 خورشید یا آتش تا خشک بشن

689
00:39:43,660 --> 00:39:45,380
اونا رو با نخ کنفی به هم می‌دوختم
 تا دوباره ازشون استفاده کنم

690
00:39:45,460 --> 00:39:47,340
.اما بعد چند روز طومار از هم باز و خراب می‌شد

691
00:39:48,500 --> 00:39:49,700
!مضحکه

692
00:39:50,460 --> 00:39:52,420
مگه خاندان ما فقیره؟

693
00:39:53,020 --> 00:39:54,100
هرساله پدر و مادر

694
00:39:54,100 --> 00:39:56,020
گونی گونی پول میفرستن

695
00:39:56,620 --> 00:39:57,740
مگه چند نفر تو این خونه زندگی میکنن؟

696
00:39:57,980 --> 00:39:59,580
اون پول برای اینکه هرروز غذای شاهانه بخورن کافیه

697
00:39:59,820 --> 00:40:01,300
اون زنیکه چطور تونست
 با خساست باهات رفتار کنه؟

698
00:40:01,500 --> 00:40:02,420
خیالت تخت

699
00:40:02,620 --> 00:40:04,460
درآینده، هرچی خواستی بهم بگو

700
00:40:04,700 --> 00:40:05,900
حتی اگه ستاره تو آسمون رو بخوای

701
00:40:06,100 --> 00:40:07,300
.واست میچینم

702
00:40:08,260 --> 00:40:09,220
نیائو نیائو

703
00:40:09,460 --> 00:40:10,980
این طومار بامبویی ایه که بعد شستن

704
00:40:11,060 --> 00:40:13,420
مجدد استفاده میکردی؟

705
00:40:15,860 --> 00:40:16,860
میز تحریرت چیه داستانش؟

706
00:40:17,140 --> 00:40:18,700
اون میز قدیمی دختر عمو ئه

707
00:40:18,700 --> 00:40:20,580
!مشخصه که این میز قبلا مال یک بچه بوده

708
00:40:20,660 --> 00:40:21,620
حالا تو بزرگ شدی

709
00:40:21,620 --> 00:40:23,060
این خیلی برات کوچیکه

710
00:40:23,620 --> 00:40:24,460
جدی؟

711
00:40:25,020 --> 00:40:25,940
متوجهش نشده بودم

712
00:40:26,380 --> 00:40:27,620
چون همیشه ازش استفاده میکنی

713
00:40:27,620 --> 00:40:29,140
متوجه این قضیه نشدی

714
00:40:30,580 --> 00:40:32,020
.فعلا با این ور نرو

715
00:40:32,140 --> 00:40:33,900
بعدا بهت یاد میدم چطور باهاش بازی کنی

716
00:40:35,700 --> 00:40:36,540
قبلا، برادر بزرگ

717
00:40:36,700 --> 00:40:37,980
یک میز تحریر بهم داد

718
00:40:38,220 --> 00:40:40,460
جسنش از چوب بلسان بنفش بود
و طرح چیلین رو چهار گوشه اش حک شده بود

719
00:40:40,740 --> 00:40:41,980
الان دیگه ازش استفاده نمی‌کنم

720
00:40:42,020 --> 00:40:43,620
میتونی برای خودت برداریش

721
00:40:47,740 --> 00:40:49,100
متشکرم، برادر سوم

722
00:40:49,100 --> 00:40:50,060
قابل نداشت

723
00:40:50,060 --> 00:40:51,660
فورا به افراد دستور میدم که برات بیارنش

724
00:40:51,660 --> 00:40:52,820
زحمت نکش، برادر سوم

725
00:40:53,260 --> 00:40:54,060
لیان فانگ

726
00:40:54,260 --> 00:40:55,100
تو برو بیارش

727
00:40:55,580 --> 00:40:56,260
چشم بانوی جوان

728
00:41:00,580 --> 00:41:02,780
بهت یاد میدم چطور باهاش بازی کنی

729
00:41:09,620 --> 00:41:10,420
...این

730
00:41:17,180 --> 00:41:18,100
مراقب باشین

731
00:41:21,460 --> 00:41:22,380
خواهر لیان فنگ؟

732
00:41:26,220 --> 00:41:27,140
خواهر لیان فانگ

733
00:41:28,220 --> 00:41:30,860
با این دبدبه و کبکبه کجا میری؟

734
00:41:31,420 --> 00:41:32,540
ارباب زاده سوم به بانوی جوان ما

735
00:41:32,660 --> 00:41:34,460
یک میز تحریر هدیه دادن

736
00:41:34,660 --> 00:41:36,460
گفتن که دلواپس درس خوندن خواهرشون هستن

737
00:41:36,540 --> 00:41:37,820
پس خواستن که با راحتی بیشتر درس بخونن

738
00:41:39,100 --> 00:41:41,460
!این میز تحریر خیلی قشنگه

739
00:41:43,500 --> 00:41:44,460
خواهر لیان فانگ

740
00:41:45,140 --> 00:41:46,940
بانوی جوان منم

741
00:41:46,940 --> 00:41:48,500
اخیرا به میز تحریر تازه نیاز پیدا کرده

742
00:41:49,140 --> 00:41:51,580
ولی من چیزی در مورد سلیقه شون نمی‌دونم

743
00:41:52,580 --> 00:41:54,820
میشه بهتون زحمت بدم

744
00:41:55,180 --> 00:41:56,900
که این میز رو به اقامتگاه بانوی من بیارین

745
00:41:56,980 --> 00:41:58,180
تا شکل و ظاهرش رو ببینه؟

746
00:41:58,540 --> 00:41:59,900
بعدا از یکی می‌خوایم شبیهش رو درست کنه

747
00:42:00,260 --> 00:42:01,500
سراغ آدم درستی اومدی

748
00:42:02,020 --> 00:42:02,820
قبلا، ارباب زاده اول به طور ویژه

749
00:42:02,820 --> 00:42:03,780
به افرادی سفارش داده بودن

750
00:42:03,780 --> 00:42:05,340
که این رو برای ارباب زاده سوم بسازن

751
00:42:05,460 --> 00:42:06,380
سبکش خیلی نادره

752
00:42:06,620 --> 00:42:07,740
سریع برداریدش

753
00:42:08,220 --> 00:42:09,140
بله

754
00:42:14,220 --> 00:42:16,180
!زیادی بی ادبیا

755
00:42:21,020 --> 00:42:21,860
یانگ یانگ

756
00:42:22,140 --> 00:42:23,740
با مغازه دار ها ملاقات کردی

757
00:42:23,940 --> 00:42:25,460
اگه در آینده سوالی داشتی

758
00:42:25,700 --> 00:42:26,700
از اونا بپرس

759
00:42:27,180 --> 00:42:28,260
متشکرم، زن عموی اول

760
00:42:28,860 --> 00:42:31,300
لیان فنگ و چانگ پو توی اندرونی دعوا میکنن

761
00:42:32,380 --> 00:42:33,500
مطمئنم از پسش برمیای

762
00:42:35,700 --> 00:42:36,580
خانوم اول

763
00:42:37,980 --> 00:42:38,860
بانوی جوان

764
00:42:39,340 --> 00:42:41,580
خانوم اول با زحمت بسیار به شما آموزش میدین

765
00:42:41,580 --> 00:42:44,380
چطوره برای نوشیدن چای
 به اندرونی خودمون دعوتشون کنین؟

766
00:42:45,260 --> 00:42:46,140
زحمت نمیدم

767
00:42:47,140 --> 00:42:48,740
زحمت چیه. رحمت اید

768
00:42:48,820 --> 00:42:50,420
فقط وقتی شما میاین

769
00:42:50,420 --> 00:42:52,740
اندرونی بانوی من با نشاط بنظر میاد

770
00:42:53,300 --> 00:42:54,860
از وقتی خانوم دوم رفتن

771
00:42:55,020 --> 00:42:56,740
اعضای خاندان باهامون رفتار غریبانه ای دارن

772
00:42:56,740 --> 00:42:58,180
و هیچکس تمایلی به ملاقات کردن ما نداره

773
00:42:58,700 --> 00:43:00,780
بانوی من همیشه تنها

774
00:43:00,780 --> 00:43:01,900
و بی تکیه گاه بودن

775
00:43:02,860 --> 00:43:04,820
و هیچوقت هم گریه و شکایت نمیکنن

776
00:43:05,060 --> 00:43:06,580
حتی کسی رو ندارن

777
00:43:06,580 --> 00:43:07,340
...که احساساتشون رو باهاش درمیون بذارن

778
00:43:07,340 --> 00:43:08,300
زن عموی اول

779
00:43:08,700 --> 00:43:09,740
به حرفاش گوش ندین

780
00:43:10,140 --> 00:43:12,220
کل روز خسته شدین، بهتره استراحت کنین

781
00:43:12,940 --> 00:43:14,620
امروز واقعا خسته نیستم

782
00:43:15,100 --> 00:43:17,180
به اندرونی ات میام تا چای بنوشیم

783
00:43:17,660 --> 00:43:19,140
!عالی شد

784
00:43:19,540 --> 00:43:21,300
بریم. ماتت نبره

785
00:43:32,780 --> 00:43:33,900
!تو شروع کردی

786
00:43:33,900 --> 00:43:35,660
!این مال بانوی منه

787
00:43:35,660 --> 00:43:36,900
چرا بانوی تو می‌تونه داشته باشتش

788
00:43:36,900 --> 00:43:37,980
درحالیکه بانوی من نمیتونه داشته باشتش؟

789
00:43:37,980 --> 00:43:39,340
!خب برو از ارباب زاده سوم اجازه بگیر

790
00:43:39,380 --> 00:43:40,820
!این مال بانوی منه

791
00:43:40,860 --> 00:43:42,860
!این الان تو کتابخونه ماست، پس مال بانوی منه

792
00:43:42,860 --> 00:43:44,820
... مضحکه! این از اولشم مال بانوی من بود

793
00:43:44,820 --> 00:43:46,580
تو اول منو زدی
!الآنم میخوای دعوا کنی

794
00:43:47,780 --> 00:43:49,100
اون مال بانوی منه

795
00:43:49,340 --> 00:43:50,100
چیکار میکنین؟؟؟

796
00:43:51,260 --> 00:43:52,100
بس کن! لیان فانگ

797
00:43:54,580 --> 00:43:55,660
کی بهت حق داد که بزنیش؟

798
00:44:01,780 --> 00:44:03,740
چانگ پو، چیکار میکنی؟

799
00:44:12,140 --> 00:44:13,460
چی شده؟

800
00:44:13,980 --> 00:44:16,860
...چانگ پو! بیدار شو، چانگ پو

801
00:44:16,860 --> 00:44:19,260
نمی‌خواستم انقدر محکم بزنمش

802
00:44:20,740 --> 00:44:23,940
!چانگ پو، بیدار شو

803
00:44:23,980 --> 00:44:25,660
!بیدار شو

804
00:44:25,980 --> 00:44:27,060
!چانگ پو

805
00:44:31,620 --> 00:44:33,300
لیان فانگ چرا هنوز برنگشته؟

806
00:44:33,420 --> 00:44:35,540
اتاق برادر سوم از اینجا دور نیست که

807
00:44:37,820 --> 00:44:39,540
شاید یه جا قایم شده و وقت رو به بازی گرفته

808
00:44:39,780 --> 00:44:40,580
غیرممکنه

809
00:44:40,900 --> 00:44:42,300
لیان فانگ همچین آدمی نیست

810
00:44:42,540 --> 00:44:43,980
لیان فانگ همیشه رو راست و وظیفه شناس بودن

811
00:44:44,340 --> 00:44:45,100
بعدشم

812
00:44:45,460 --> 00:44:46,540
شما نمیدونین که

813
00:44:46,700 --> 00:44:48,780
اگه لیان فانگ نمیموند تا ازم مراقبت کنه

814
00:44:48,940 --> 00:44:50,420
.ممکن بود تا امروز زنده نمونم

815
00:45:01,260 --> 00:45:02,100
خاله چینگ

816
00:45:03,060 --> 00:45:03,940
بانوی جوان

817
00:45:03,940 --> 00:45:05,860
خانوم اول گفتن برای صحبت به تالار جیوهوی برید

818
00:45:05,884 --> 00:45:38,834
<font color=#d26900>= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

819
00:45:38,834 --> 00:45:45,873
<font color=#ffc2a6>♪ فانوس دریایی برف سپید را پخش زمین کرده است ♪</font>

820
00:45:47,674 --> 00:45:51,235
<font color=#ffc2a6>♪ زخم هایی که از گذشته برجا مانده اند را ♪</font>

821
00:45:51,235 --> 00:45:55,350
<font color=#ffc2a6>♪ با عطوفت نوازش کرده ام ♪</font>

822
00:45:56,434 --> 00:46:03,754
<font color=#ffc2a6>♪ پشتت به نور است و کهکشان در چشمانت ♪</font>

823
00:46:05,193 --> 00:46:08,667
<font color=#ffc2a6>♪ آهنگی نجوا می کنم ♪</font>

824
00:46:08,667 --> 00:46:12,673
<font color=#ffc2a6>♪ ماه و خورشید نیز آن را زمزمه می کنند ♪</font>

825
00:46:13,314 --> 00:46:17,073
<font color=#ffc2a6>♪ نوری که میان ابروهای توست ♪</font>

826
00:46:17,674 --> 00:46:21,553
<font color=#ffc2a6>♪ توسط این روزگارِ دنیوی خاموش و از نو احیا شد ♪</font>

827
00:46:22,334 --> 00:46:29,674
<font color=#ffc2a6>♪ فلک، کوهستان و اقیانوس را برای چه کسی بهم زنم؟ ♪</font>

828
00:46:31,674 --> 00:46:35,653
<font color=#ffc2a6>♪ هنگامی که در دریای آبی چشم می گشودم ♪</font>

829
00:46:35,653 --> 00:46:39,895
<font color=#ffc2a6> لوح های یادبود سنگی ♪
 ♪ همچو رشته کوه صف کشیده بودند</font>

830
00:46:40,234 --> 00:46:44,552
<font color=#ffc2a6>♪ زیر فانوس، نکوهش ها به سمتم حجوم می آوردند ♪</font>

831
00:46:44,582 --> 00:46:48,811
<font color=#ffc2a6>♪ درِ باریک نمیتوانست احساساتم را در خود نگه دارد ♪</font>

832
00:46:49,273 --> 00:46:53,369
<font color=#ffc2a6>♪ همانطور که رویای آینده را میبینیم ♪</font>

833
00:46:53,369 --> 00:46:57,686
<font color=#ffc2a6> درمورد پستی ها و بلندی های ♪
 ♪ این زندگی فانی هم صحبت میشویم </font>

834
00:46:57,954 --> 00:47:01,633
<font color=#ffc2a6>♪ من و توی فانی در آینده ♪</font>

835
00:47:01,993 --> 00:47:12,853
<font color=#ffc2a6> با خلوص و شرافتمان ♪
 ♪ به دریای ستارگان روشنایی خواهیم بخشید </font>

836
00:47:15,193 --> 00:47:21,494
<font color=#ffc2a6>♪ خلوص و شرافت ما ♪</font>

837
00:47:21,517 --> 00:47:26,681
<font color=#d26900>= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

