﻿1
00:00:00,000 --> 00:01:37,100
<font color="#d26900">= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color="#ff8000">« KoreFa.ir »
</font><font color="#ffac59">≡ مترجم : Tarry ≡</font>

2
00:01:37,120 --> 00:01:42,600
<font color="#f2ce00">=</font> <font color="#c4a600">عشقی مانند کهکشان </font><font color="#f2ce00">=</font>

3
00:01:43,000 --> 00:01:46,800
<font color="#f2ce00">≡</font> <font color="#fbd600">قسمت نهم </font><font color="#f2ce00">≡</font>

4
00:01:51,680 --> 00:01:52,720
ژنرال وان، همینجا بمونین

5
00:01:53,561 --> 00:01:54,361
ژنرال لینگ

6
00:01:54,361 --> 00:01:56,001
واقعا برای صرف شام نمیمونین؟

7
00:01:56,001 --> 00:01:58,240
ارباب جوان ما هیچوقت تو عمارت دیگران غذا نمیخورن

8
00:01:58,240 --> 00:02:00,561
بسیار خوب، اینجوری عالیه

9
00:02:00,841 --> 00:02:03,401
ژنرال لینگ، پس بدرقه‌تون‌ نمیکنم

10
00:02:03,600 --> 00:02:04,481
!عمو وان

11
00:02:22,320 --> 00:02:23,160
عمو وان

12
00:02:24,320 --> 00:02:25,401
عمو وان

13
00:02:25,481 --> 00:02:27,120
واقعا به بن بست رسیدم

14
00:02:27,120 --> 00:02:29,320
الان فقط شما و خواهر چی چی پشت و پناه منین

15
00:02:29,640 --> 00:02:30,600
بانوی جوان

16
00:02:30,881 --> 00:02:32,320
شما مال کدوم خاندان هستین؟

17
00:02:32,361 --> 00:02:33,481
ما همو می‌شناسیم؟

18
00:02:34,081 --> 00:02:36,401
عمو وان، انقدر نقش بازی نکن

19
00:02:36,680 --> 00:02:38,720
...برام آشنا میزنی، تو

20
00:02:39,401 --> 00:02:40,720
نیائو نیائو ام

21
00:02:41,001 --> 00:02:44,200
چنگ شائوشانگ... چنگ شائوشانگ از خاندان چنگ

22
00:02:44,200 --> 00:02:45,800
تو نیائو نیائو هستی!؟

23
00:02:46,720 --> 00:02:48,280
چرا این ریختی شدی؟

24
00:02:48,921 --> 00:02:49,481
لازم نیست بگی

25
00:02:49,481 --> 00:02:50,441
خودم میدونم

26
00:02:50,441 --> 00:02:52,041
حتما مادرت کتکت زده

27
00:02:53,081 --> 00:02:53,921
نترس

28
00:02:54,280 --> 00:02:55,881
با بابات درموردش حرف می‌زنم

29
00:02:56,160 --> 00:02:57,441
مادرم نزدتم

30
00:02:58,280 --> 00:02:59,361
ولی چرا از کتک خوردنم

31
00:02:59,361 --> 00:03:00,680
انقدر خوشحال شدین؟

32
00:03:01,921 --> 00:03:02,720
نه بابا

33
00:03:02,720 --> 00:03:04,120
فقط یک لحظه نتونستم بشناسمت

34
00:03:15,320 --> 00:03:17,841
خودتو نگه ندار، میخوای بخندی بخند

35
00:03:20,320 --> 00:03:21,280
چرا خندیدی؟

36
00:03:21,881 --> 00:03:22,760
نخندیدم والا

37
00:03:22,921 --> 00:03:25,041
وقتی ارباب جوان گفتن خندیدی، یعنی خندیدی

38
00:03:26,521 --> 00:03:27,240
نیائو نیائو

39
00:03:27,240 --> 00:03:28,521
چی چی تو سالن پشتیه

40
00:03:29,200 --> 00:03:30,481
چطوره بری پیشش؟

41
00:03:30,481 --> 00:03:31,481
من اینجا کار دارم

42
00:03:42,720 --> 00:03:43,760
!خواهر چی چی

43
00:03:53,441 --> 00:03:54,320
ژنرال لینگ

44
00:03:55,401 --> 00:03:55,760
...در خونه اون طرفـ

45
00:03:55,760 --> 00:03:57,041
داره دیروقت میشه

46
00:03:58,401 --> 00:04:00,800
میترسم تو عمارتم شام آماده نباشه

47
00:04:01,760 --> 00:04:02,760
...پس

48
00:04:03,320 --> 00:04:04,881
همچنان مزاحمتون میشم، ژنرال وان

49
00:04:06,561 --> 00:04:07,441
...ژنرال لینگ، مگه نگفتی

50
00:04:07,441 --> 00:04:08,441
ایشون مزاحمتونن؟

51
00:04:08,841 --> 00:04:09,720
نه بابا رحمتن

52
00:04:10,240 --> 00:04:11,120
بفرمایین داخل

53
00:04:34,961 --> 00:04:36,160
اون وانگ‌ لینگ عفریته

54
00:04:36,441 --> 00:04:38,200
چطور تونست انقدر محکم بزنتت؟

55
00:04:39,041 --> 00:04:40,640
صورت خوشگلت

56
00:04:40,640 --> 00:04:42,041
داغون شده

57
00:04:42,921 --> 00:04:43,841
...امیدوارم اون

58
00:04:43,841 --> 00:04:46,081
!الهی بافت های صورتش یخ بزنه و بترکه

59
00:04:47,001 --> 00:04:49,200
حالا که اومدی، چند روز بمون

60
00:04:49,210 --> 00:04:50,160
<font color="#e9a507">(خانوم بزرگ وان)</font>

61
00:04:50,160 --> 00:04:52,441
<font color="#e9a507">(خانوم بزرگ وان)
</font>هروقت خشم مادرت فروکش کرد، برگرد

62
00:04:53,160 --> 00:04:54,200
ممنونم، خانوم بزرگ

63
00:04:56,800 --> 00:04:59,481
همه خواهر های بزرگتر چی چی ازدواج کردن

64
00:05:00,001 --> 00:05:01,841
<font color="#e9a507">(خانوم وان)
</font>،از وقتی به پایتخت برگشته

65
00:05:01,961 --> 00:05:03,561
کل روز علاف می‌چرخه

66
00:05:04,041 --> 00:05:05,160
تو و دوست هات

67
00:05:05,160 --> 00:05:07,320
دیگه باید خوندن و نوشتن رو یاد بگیرین

68
00:05:07,481 --> 00:05:09,041
چه خوندن و نوشتنی؟

69
00:05:09,640 --> 00:05:11,561
می‌خوام به خواهر شائوشانگ اسب سواری یاد بدم

70
00:05:12,081 --> 00:05:13,001
بعدشم

71
00:05:13,401 --> 00:05:14,041
مگه نمی‌بینین

72
00:05:14,041 --> 00:05:16,081
که صورت خواهر شائوشانگ هنوز زخمیه؟

73
00:05:16,600 --> 00:05:18,800
مگه با صورت درس مینویسن؟

74
00:05:19,160 --> 00:05:20,001
چی چی

75
00:05:20,120 --> 00:05:22,120
کی میخوای سفت و سخت

76
00:05:22,200 --> 00:05:24,320
بچسبی به درس خوندن؟

77
00:05:25,280 --> 00:05:26,081
بعدشم

78
00:05:26,361 --> 00:05:28,561
این جواهراتی که به خودت آویزون کردی رو دربیار

79
00:05:29,720 --> 00:05:32,680
این وقت شب النگ و دولنگ ها
رو واسه کی به خودت آویزون کردی؟

80
00:05:32,760 --> 00:05:34,200
احساس نمی‌کنی سنگینن؟

81
00:05:35,401 --> 00:05:36,401
مادربزرگ، نمیدونین که

82
00:05:36,640 --> 00:05:39,240
الان مردم پایتخت اینجوری لباس میپوشن

83
00:05:39,441 --> 00:05:40,720
خب یه بانوی جوان نشونم بده

84
00:05:40,720 --> 00:05:42,760
که مثل تو لباس پوشیده

85
00:05:42,760 --> 00:05:44,240
بعدش، دوباره از این مدل جواهرات

86
00:05:44,320 --> 00:05:46,401
.برات سفارش میدم

87
00:05:46,401 --> 00:05:48,041
اگه نتونی کسی رو پیدا کنی که عین تو لباس پوشیده

88
00:05:48,041 --> 00:05:50,320
باید ایناتو بدی به من

89
00:05:51,320 --> 00:05:52,200
خانوم بزرگ وان

90
00:05:52,320 --> 00:05:54,760
سفر سختی تا اینجا طی کردم

91
00:05:55,160 --> 00:05:56,680
شکمم خالیه

92
00:05:56,800 --> 00:05:58,200
حسابی گشنمه

93
00:05:58,561 --> 00:05:59,841
غذایی دارین؟

94
00:06:01,081 --> 00:06:02,961
سریع برای صرف شام شائوشانگ رو به اتاقت ببر

95
00:06:03,320 --> 00:06:05,280
.و لباستم عوض کن

96
00:06:15,361 --> 00:06:16,921
،طبق حرفی که شائوشانگ زد

97
00:06:17,120 --> 00:06:20,240
بدون حرفی با ملت دعوا کرده

98
00:06:20,240 --> 00:06:21,240
این رفتارش

99
00:06:21,240 --> 00:06:23,160
.اصلا برازنده یک بانوی نجیب نیست

100
00:06:23,441 --> 00:06:25,160
حتی اگه درحقش ظلم شده باشه

101
00:06:25,521 --> 00:06:27,600
میتونست از راه دیگه ای حلش کنه

102
00:06:28,320 --> 00:06:30,760
.نیاز نبود تا این حد پیش بره

103
00:06:31,120 --> 00:06:32,120
پس بگو

104
00:06:32,521 --> 00:06:34,401
با چه روشی باید مشکل رو حل میکرد

105
00:06:34,640 --> 00:06:36,600
که هم خشمش رو خالی کنه

106
00:06:36,680 --> 00:06:38,320
و هم صلح رو حفظ؟

107
00:06:38,481 --> 00:06:40,441
میتونست به بزرگترهاش اطلاع بده

108
00:06:43,481 --> 00:06:45,841
مادرش اونموقع همونجا بوده

109
00:06:45,961 --> 00:06:49,980
حتی یک کلمه برای دفاع از حق
.و خالی کردن خشم دخترش نگفت

110
00:06:51,001 --> 00:06:52,800
حتما که نباید خشم رو خالی کرد

111
00:06:53,521 --> 00:06:55,441
اگه تحمل می‌کرد، حل میشد

112
00:06:57,240 --> 00:06:59,680
زندگی یعنی حفظ غرور و خالی کردن خشم

113
00:07:00,120 --> 00:07:03,001
وگرنه، چه زندگی ایه؟

114
00:07:05,561 --> 00:07:06,800
اگه ژنرال چنگ

115
00:07:06,800 --> 00:07:09,001
هم خشمش رو میخورد و صبور بود

116
00:07:09,441 --> 00:07:12,160
بنظرت میذاشتم سونگ بای
 باهاش برادر قسم خورده بشه؟

117
00:07:13,521 --> 00:07:14,841
،تو روزگار پر تلاطم

118
00:07:14,961 --> 00:07:17,001
متحدی که تو لحظه بحرانی

119
00:07:17,361 --> 00:07:20,600
پشتت نباشه و برات نجنگه

120
00:07:20,680 --> 00:07:22,481
به چه درد بی درمون میخوره؟

121
00:07:26,720 --> 00:07:28,680
حق با شماست، مادرشوهر

122
00:07:36,081 --> 00:07:37,521
چی چی به سونگ بای رفته

123
00:07:38,720 --> 00:07:40,401
شائوشانگ هم به ژنرال چنگ رفته

124
00:07:41,041 --> 00:07:43,800
هردوشون صریح و رک اند
و به مسائل ناچیز بها نمیدن

125
00:07:45,081 --> 00:07:46,081
دوست بودن

126
00:07:46,921 --> 00:07:49,361
فقط نیاز به خلوص نیت نداره

127
00:07:49,720 --> 00:07:51,561
باید شخصیت همدیگه رو درک کنن

128
00:07:53,081 --> 00:07:54,561
منم پیر شدم

129
00:07:55,320 --> 00:07:56,441
...این حرفا رو

130
00:07:58,001 --> 00:08:00,680
باید به نوه ام بگم

131
00:08:01,200 --> 00:08:04,481
و یادش بدم چطور دیگران رو درک کنه و بفهمه

132
00:08:05,800 --> 00:08:08,561
ولی اینجا

133
00:08:08,561 --> 00:08:10,081
دارم پیش تو غرغر میکنم

134
00:08:10,881 --> 00:08:13,841
من بی کفایت بودم و نتونستم فرزند پسر بدنیا بیارم

135
00:08:14,600 --> 00:08:15,961
ژنرال پا به سن گذاشتن

136
00:08:16,721 --> 00:08:18,081
.ولی هنوز وارثی ندارن

137
00:08:29,440 --> 00:08:32,001
انقدر نگران این موضوع نباش

138
00:08:32,881 --> 00:08:35,681
ممکنه از من و سونگ بای بیشتر عمر نکنی

139
00:08:36,360 --> 00:08:37,641
وقتی آدم بمیره

140
00:08:38,160 --> 00:08:39,921
.دیگه لازم نیست نگران چیزی باشه

141
00:08:45,841 --> 00:08:47,801
خانوم بزرگ، خانوم

142
00:08:49,641 --> 00:08:50,921
ارباب نوشیدن و مست کردن

143
00:08:51,081 --> 00:08:52,721
الان تو کتابخونه استراحت می‌کنن

144
00:08:53,001 --> 00:08:55,721
بنابراین، نمیتونن برای شب بخیر گفتن خدمتتون برسن

145
00:08:56,280 --> 00:08:57,320
فهمیدم

146
00:09:00,400 --> 00:09:02,520
اون زی شنگ هم رفت؟

147
00:09:02,961 --> 00:09:04,240
ژنرال لینگ هنوز اینجان

148
00:09:04,480 --> 00:09:06,520
.گویا امشب در اتاق مهمان استراحت می‌کنن

149
00:09:08,440 --> 00:09:09,841
لابد اونم مست کرده

150
00:09:10,160 --> 00:09:12,120
.ژنرال لینگ به شراب لب نزدن

151
00:09:21,721 --> 00:09:22,440
بیا

152
00:09:27,120 --> 00:09:27,961
نظرت چیه؟

153
00:09:28,400 --> 00:09:30,480
این شراب چیان لی ژوی رو از پدرم گرفتم

154
00:09:30,480 --> 00:09:31,280
خیلی خوبه، نه؟

155
00:09:33,120 --> 00:09:33,961
خیلی قویه

156
00:09:36,801 --> 00:09:37,841
خواهر چی چی

157
00:09:38,681 --> 00:09:40,200
درمورد یه چیزی کنجکاوم

158
00:09:41,881 --> 00:09:45,681
چه اتفاقی برای گوش مادربزرگت افتاده؟

159
00:09:46,001 --> 00:09:48,480
این چیز پنهانی نیست

160
00:09:49,240 --> 00:09:50,400
ولی نمی‌دونی؟

161
00:09:50,400 --> 00:09:51,240
نمی‌دونم

162
00:09:53,360 --> 00:09:55,041
وقتی پدربزرگم از دنیا رفت

163
00:09:55,041 --> 00:09:57,001
پدرم تقریبا ۱۰ ساله بود

164
00:09:57,480 --> 00:10:00,240
بعدش، عموهای بابام به عمارتمون اومدن

165
00:10:00,761 --> 00:10:03,520
و اصرار داشتن که مادربزرگم حتما مجدد ازدواج میکنه

166
00:10:03,601 --> 00:10:06,280
و کار و کاسبی پدربزرگ رو

167
00:10:06,280 --> 00:10:07,641
.به یک مرد دیگه میده

168
00:10:08,601 --> 00:10:11,400
مهم نبود مادربزرگم چقدر قسم بخوره

169
00:10:11,400 --> 00:10:13,120
.اونا دست از سرش برنمیداشتن

170
00:10:14,480 --> 00:10:15,601
پس، مادربزرگم

171
00:10:16,041 --> 00:10:17,320
گوش چپ خودشو برید

172
00:10:17,320 --> 00:10:19,480
و مستقیم گذاشت کف دستِ سردسته اون مزاحما

173
00:10:19,480 --> 00:10:20,801
و گفت که هرگز مجددا ازدواج نخواهد کرد

174
00:10:25,601 --> 00:10:26,641
...خانوم بزرگ وان

175
00:10:27,841 --> 00:10:29,480
واقعا تحسین برانگیزه

176
00:10:30,240 --> 00:10:31,641
مادربزرگم گفت

177
00:10:32,120 --> 00:10:33,641
که پیشینه پستی داره

178
00:10:34,320 --> 00:10:37,360
ولی پدربزرگم هیچوقت
 به این خاطر باهاش بدرفتاری نکرد

179
00:10:37,641 --> 00:10:40,280
و همیشه بهش احترام میذاشت و عاشقش بود

180
00:10:40,320 --> 00:10:42,761
حتی یک مراسم عروسی مفصل براش گرفت

181
00:10:43,280 --> 00:10:44,360
پدربزرگم می‌گفت که

182
00:10:44,681 --> 00:10:48,001
"مادربزرگ بهترین زن دنیاست"

183
00:10:50,041 --> 00:10:52,240
بخاطر همین حرف پدربزرگ

184
00:10:52,360 --> 00:10:55,601
مادربزرگ حتی از تیکه تیکه کردن گوشت بدنش

185
00:10:55,601 --> 00:10:57,641
.ترسی نداشت

186
00:11:05,841 --> 00:11:07,120
...به این میگن

187
00:11:07,520 --> 00:11:09,761
...اگه امپراتور مثل ستون کشور باهام برخورد کنه"

188
00:11:10,240 --> 00:11:13,721
"من مثل ستون از کشورم محافظت خواهم کرد...

189
00:11:15,721 --> 00:11:19,160
خانوم بزرگ وان واقعا یک‌ شیرزنه

190
00:11:20,881 --> 00:11:21,881
...بنظرت

191
00:11:22,641 --> 00:11:23,961
...ما هم

192
00:11:24,320 --> 00:11:26,721
میتونیم در آینده

193
00:11:27,041 --> 00:11:28,961
یک قهرمان که آینده‌مون رو بهش بسپریم

194
00:11:28,961 --> 00:11:30,881
پیدا کنیم؟

195
00:11:46,641 --> 00:11:47,601
مادرم

196
00:11:47,961 --> 00:11:50,601
.هیچوقت درمورد آروم کردن ارتش چیزی یادم نداده

197
00:11:51,160 --> 00:11:52,120
پس گمونم

198
00:11:52,200 --> 00:11:54,200
دلیلش اینه که شوهرش آینده ام

199
00:11:54,360 --> 00:11:55,601
‌‌.تو ارتش نظامی نیست

200
00:11:55,961 --> 00:11:59,721
درمورد خاندان های اشرافی هم چیزی یادم نداده

201
00:12:00,041 --> 00:12:02,360
پس گمونم مادرم می‌دونه که

202
00:12:02,641 --> 00:12:04,641
.قرار نیست با خاندان اشرافی وصلت کنم

203
00:12:05,160 --> 00:12:06,881
پس بی‌خیال قهرمان و این چیزا

204
00:12:09,360 --> 00:12:10,480
در آینده

205
00:12:11,120 --> 00:12:13,120
اگه بتونم با یک خاندان باثبات وصلت کنم

206
00:12:13,320 --> 00:12:14,400
،و زندگی آرومی داشته باشم

207
00:12:14,761 --> 00:12:16,480
.خیلی بهتره

208
00:12:17,001 --> 00:12:18,761
چطور میتونی همینطوری با هرکسی ازدواج کنی

209
00:12:19,001 --> 00:12:21,520
به ازدواج با یک آدم معمولی راضی ای؟

210
00:12:23,841 --> 00:12:25,160
البته که راضی ام

211
00:12:26,400 --> 00:12:27,641
،از وقتی بدنیا اومدم

212
00:12:28,280 --> 00:12:30,081
حق ناراضی بودن نداشتم

213
00:13:18,440 --> 00:13:19,200
آیائو

214
00:13:20,230 --> 00:13:22,310
<font color="#e9a507">(لو بن)</font>

215
00:13:22,320 --> 00:13:23,601
با آلی به خونه برگشتی

216
00:13:23,601 --> 00:13:25,001
چرا تو اتاقت استراحت نمی‌کنی؟

217
00:13:26,961 --> 00:13:28,801
<i>لو یائو، یکم شجاع باش</i>

218
00:13:28,801 --> 00:13:30,641
<i>نباید از بانوی چهارم چنگ پایین‌تر باشی</i>

219
00:13:31,001 --> 00:13:32,320
<i>حداقل، اون جسارت دعوا کردن داشت</i>

220
00:13:33,081 --> 00:13:34,921
دم در اتاقم چیکار داری؟

221
00:13:37,001 --> 00:13:37,841
برادر بزرگ

222
00:13:38,520 --> 00:13:39,881
اومدم دیدنتون

223
00:13:41,041 --> 00:13:41,801
... من

224
00:13:42,520 --> 00:13:43,841
می‌خوام نامزدیم با هه ژائوجون رو بهم بزنم

225
00:13:45,841 --> 00:13:46,601
برادر بزرگ

226
00:13:46,801 --> 00:13:48,961
ما شخصیت های متضادی داریم
و کنار اومدن باهاش سخته

227
00:13:49,320 --> 00:13:50,160
...بعلاوه

228
00:13:50,320 --> 00:13:51,520
همه مردم پایتخت

229
00:13:51,961 --> 00:13:53,240
.از رابطه اش با شاهزاده شیائو خبر دارن

230
00:13:53,520 --> 00:13:54,560
احساس بدبختی می‌کنم

231
00:13:54,881 --> 00:13:56,280
و بنظرم بهتره زودتر باهاش بهم بزنم

232
00:13:56,480 --> 00:13:57,881
...می‌دونم که موافقت نمی‌کنی

233
00:13:57,961 --> 00:13:58,921
...پس من -
موافقم -

234
00:14:00,681 --> 00:14:01,480
...تو

235
00:14:03,001 --> 00:14:04,001
موافقی؟

236
00:14:04,400 --> 00:14:05,801
تا وقتی من اقامتگاه دوم رو میچرخونم

237
00:14:06,360 --> 00:14:08,280
نمیذارم بخاطر یک ازدواج خودتو قربانی کنی

238
00:14:09,961 --> 00:14:10,841
درست میگی

239
00:14:11,360 --> 00:14:12,520
بهتره سریعتر تکلیف این قضیه رو مشخص کنیم

240
00:14:13,120 --> 00:14:14,681
در آینده هر انتخابی هم که بکنی

241
00:14:14,801 --> 00:14:17,360
.من با تمام توان ازت حمایت می‌کنم

242
00:14:20,841 --> 00:14:21,721
ممنونم، برادر

243
00:14:24,681 --> 00:14:27,081
با تصمیم ناگهانیت برای بهم زدن نامزدی موافقت کردم

244
00:14:27,360 --> 00:14:29,001
چرا انقدر ذوق کردی؟

245
00:14:29,961 --> 00:14:31,641
نکنه کسی رو تو دلت داری؟

246
00:14:35,120 --> 00:14:36,041
...نه بابا

247
00:14:44,440 --> 00:14:45,440
اگه کسی رو تو دلم داشته باشم

248
00:14:45,641 --> 00:14:46,681
اولین نفر به شما میگم

249
00:14:48,681 --> 00:14:49,400
برو

250
00:15:08,641 --> 00:15:10,881
از صبح زود صدای چکش می‌شنوم

251
00:15:10,961 --> 00:15:11,961
پس صدا از اینجاست

252
00:15:12,841 --> 00:15:13,641
مباشر

253
00:15:14,280 --> 00:15:15,801
این پل چشه؟

254
00:15:18,360 --> 00:15:20,200
پس بانوی جوان و بانوی چهارم چنگ هستن

255
00:15:20,280 --> 00:15:21,360
بهتون درود می‌فرستم

256
00:15:22,081 --> 00:15:24,961
این پل محکم نیست و راه رفتن روش ناامنه

257
00:15:25,320 --> 00:15:27,400
یک نفر رو برای تعمیرش آوردم

258
00:15:27,520 --> 00:15:29,520
ولی توقع نداشتم این پل انقدر عجیب باشه

259
00:15:29,681 --> 00:15:32,120
هر قسمت از چوبش رو تکون میدیم
.رو بقیه قسمت هاش تاثیر میذاره

260
00:15:32,360 --> 00:15:34,801
انگار مجبوریم خرابش کنیم و یک پل جدید بسازیم

261
00:15:35,081 --> 00:15:36,801
.قصد دارم این رو به ژنرال اطلاع بدم

262
00:15:38,801 --> 00:15:40,601
عمو وان برای تعمیر این خونه

263
00:15:41,041 --> 00:15:42,560
.پول زیادی خرج کرده

264
00:15:44,160 --> 00:15:45,160
خواهر چی چی

265
00:15:45,641 --> 00:15:47,320
آب دریاچه روانه؟

266
00:15:47,921 --> 00:15:49,881
آبش از حومه ضلع شرقی پایتخت جاری میشه

267
00:15:50,280 --> 00:15:51,560
پدرم برای ساختن آبراه

268
00:15:51,681 --> 00:15:53,240
ده هزار پول خرج کرده

269
00:15:53,721 --> 00:15:54,921
تو ضیافت تولد مادربزرگ

270
00:15:55,041 --> 00:15:56,360
به وانگ لینگ و دار و دسته اش نشون میدم

271
00:15:56,601 --> 00:15:57,801
که عمارت ما

272
00:15:58,041 --> 00:15:59,881
چیزی از عمارت شاهزاده رویانگ کم نداره

273
00:16:03,200 --> 00:16:04,601
خواهرکم، میخوای چیکار کنی؟

274
00:16:04,921 --> 00:16:06,200
بیا به زمین اسب سواری بریم

275
00:16:06,400 --> 00:16:07,240
خواهر چی چی

276
00:16:07,440 --> 00:16:08,480
میدونی که

277
00:16:08,480 --> 00:16:09,801
عاشق ساخت و سازم

278
00:16:10,081 --> 00:16:11,280
می‌خوام نگاهی به پل بندازم

279
00:16:11,280 --> 00:16:12,761
.قبل از اینکه خرابش کنن

280
00:16:13,081 --> 00:16:13,881
بریم

281
00:16:15,400 --> 00:16:17,081
بهرحال که قراره خرابش کنن

282
00:16:17,280 --> 00:16:19,001
نمیخوام بهش چشم بدوزم

283
00:16:19,560 --> 00:16:21,240
پس من زودتر به زمین اسب سواری میرم

284
00:16:21,320 --> 00:16:22,400
.بعد از اینکه بازرسی کردی تو هم بیا

285
00:16:22,801 --> 00:16:23,921
بهت اسب‌سواری یاد میدم

286
00:16:24,681 --> 00:16:25,560
زودی میام

287
00:17:19,681 --> 00:17:20,841
<i>پس اینجوری ساخته شده</i>

288
00:17:21,240 --> 00:17:22,841
<i>فقط لازمه اینو بکشم بیرون</i>

289
00:17:23,041 --> 00:17:25,001
<i>... اونوقت کل پل</i>

290
00:17:31,881 --> 00:17:32,721
ژنرال لینگ

291
00:17:32,761 --> 00:17:34,440
بابت دیشب خیلی معذرت میخوام

292
00:17:34,641 --> 00:17:36,801
چون خیلی نوشیده بودم زودتر رفتم

293
00:17:37,081 --> 00:17:38,480
واقعا خوب مهمون نوازی نکردم

294
00:17:39,001 --> 00:17:39,801
عیبی نداره

295
00:17:40,560 --> 00:17:42,240
فقط، اعلیحضرت به زودی به غرب سفر میکنن

296
00:17:42,721 --> 00:17:44,400
ولی هنوز نقشه شو رو گیر نیاوردم

297
00:17:45,081 --> 00:17:46,200
خیلی نگرانم

298
00:17:46,921 --> 00:17:49,160
اون سال شما شو رو باز پس گرفتین

299
00:17:50,320 --> 00:17:51,240
ژنرال وان

300
00:17:52,001 --> 00:17:53,200
واقعا تاحالا نقشه رو ندیدین؟

301
00:17:53,200 --> 00:17:54,120
!والا ندیدم

302
00:17:55,400 --> 00:17:56,801
ندیدمش

303
00:17:57,200 --> 00:17:58,120
ژنرال لینگ

304
00:17:58,480 --> 00:18:00,160
نگاهی به عمارت خاندان وان بندازین

305
00:18:00,601 --> 00:18:02,841
کمبود گنج نداریم

306
00:18:03,280 --> 00:18:05,440
چرا باید نقشه گنج رو نگه دارم؟

307
00:18:10,560 --> 00:18:11,961
درسته، فعلا کمبودی ندارین

308
00:18:14,520 --> 00:18:15,520
درسته دیگه

309
00:18:15,520 --> 00:18:19,280
از اعلیحضرت بابت اعطا کردن
 این عمارت بزرگ متشکرم

310
00:18:19,480 --> 00:18:22,320
خوراک و لباس همه اعضای خاندانم مهیاست

311
00:18:22,480 --> 00:18:24,320
نمی‌دونم چطور قدردان اعلیحضرت باشم

312
00:18:24,320 --> 00:18:25,641
...من... من

313
00:18:25,801 --> 00:18:28,001
نقشه به چه دردم میخوره؟

314
00:18:31,200 --> 00:18:33,240
ژنرال لینگ، حالا که تشریف آوردین

315
00:18:33,440 --> 00:18:35,520
چطوره این اطراف کمی بچرخین؟

316
00:18:43,921 --> 00:18:44,801
ژنرال لینگ

317
00:18:45,041 --> 00:18:46,400
ژنرال لینگ، صبر کنین

318
00:18:46,721 --> 00:18:48,001
این پل خطرناکه

319
00:18:48,641 --> 00:18:50,721
اگه روش راه برین، فرو می‌ریزه

320
00:18:51,601 --> 00:18:52,761
چطوره از این طرف برید؟

321
00:18:55,400 --> 00:18:56,360
خطرناکه؟

322
00:19:11,320 --> 00:19:13,081
پس یک پل خطرناکه

323
00:19:15,721 --> 00:19:17,081
پس باید مواظب باشیم

324
00:19:17,601 --> 00:19:19,081
بله، باید مواظب باشیم

325
00:19:31,881 --> 00:19:34,280
<i>این اهریمن چرا هنوز نرفته؟</i>

326
00:19:35,001 --> 00:19:36,440
<i>واقعا دست از سر آدم برنمیداره</i>

327
00:19:48,400 --> 00:19:49,480
!خواهر چی چی

328
00:19:50,641 --> 00:19:51,601
خواهر شائوشانگ

329
00:19:53,400 --> 00:19:55,520
این اسب رو پدرم به تازگی خریده

330
00:19:55,520 --> 00:19:57,360
رامه و برای مبتدی ها مناسبه

331
00:19:57,440 --> 00:19:59,400
اگه دوستش داری، میگم افرادم برات بیارنش

332
00:20:00,560 --> 00:20:02,041
اگه فقط یدونه ازش داری

333
00:20:02,601 --> 00:20:04,280
.بهتره به من هدیه نکنیش

334
00:20:04,761 --> 00:20:07,001
مادرم همیشه دنبال تساویه

335
00:20:07,001 --> 00:20:08,841
اگه فقط یدونه ازش داری

336
00:20:09,041 --> 00:20:10,280
ترجیح میده با احترام قبول نکنه

337
00:20:10,761 --> 00:20:12,520
یا حتی اگرم قبولش کنه، به من نمیدتش

338
00:20:14,280 --> 00:20:15,041
اسب خوب

339
00:20:18,001 --> 00:20:18,841
مطیعه، نه؟

340
00:20:20,440 --> 00:20:21,200
اسب خوب

341
00:20:21,601 --> 00:20:23,560
بانوی جوان، خانوم بزرگ کارتون دارن

342
00:20:25,520 --> 00:20:26,240
خیلی خوب

343
00:20:27,681 --> 00:20:28,480
شائوشانگ

344
00:20:28,761 --> 00:20:29,721
فعلا سوار اسب شو

345
00:20:30,200 --> 00:20:31,560
من؟ سوار شم؟

346
00:20:32,641 --> 00:20:33,520
خیلی رو مخه

347
00:20:33,520 --> 00:20:34,721
وقتی مادربزرگم کارم داره

348
00:20:34,721 --> 00:20:36,081
در طول روز صدبار صدام می‌کنه

349
00:20:36,440 --> 00:20:37,961
من دیگه میرم، تو فعلا سوار شو

350
00:20:38,280 --> 00:20:39,320
خیلی خوب، سوار شو

351
00:20:40,041 --> 00:20:40,801
بریم

352
00:20:54,921 --> 00:20:55,520
بیا اینجا

353
00:21:00,480 --> 00:21:01,280
تکون نخور

354
00:21:08,560 --> 00:21:09,801
حالا خوب شد

355
00:21:36,761 --> 00:21:38,160
!وایسا! وایسا

356
00:21:48,400 --> 00:21:49,120
تکون نخور

357
00:21:53,041 --> 00:21:53,761
بهت یاد میدم

358
00:22:06,440 --> 00:22:07,240
خیلی خوب

359
00:22:07,440 --> 00:22:08,360
چیزی نیست

360
00:22:16,360 --> 00:22:18,641
دفعه بعد اینطوری خطر نکن

361
00:22:42,921 --> 00:22:44,440
یک اسب خوب احساسات انسان رو میفهمه

362
00:22:45,320 --> 00:22:46,200
اگه ازش بترسی

363
00:22:46,641 --> 00:22:47,721
اذیتت می‌کنه

364
00:22:48,601 --> 00:22:49,681
،اگه سرسخت باشی

365
00:22:50,081 --> 00:22:51,320
ازت می‌ترسه

366
00:22:51,601 --> 00:22:52,841
این روش مهار کردن اسبه

367
00:22:53,641 --> 00:22:54,601
...تو این دنیا

368
00:22:55,120 --> 00:22:57,721
.بقیه مسائل هم با این قاعده اداره میشن

369
00:22:59,560 --> 00:23:00,721
چرا اینجایین ژنرال؟

370
00:23:01,440 --> 00:23:03,320
اگه اینجا نبودم، تاحالا بشدت مجروح شده بودی

371
00:23:04,200 --> 00:23:05,560
.واقعا خیلی دل و جرات داری

372
00:23:06,120 --> 00:23:07,160
قواعد اسب سواری رو بلد نیستی

373
00:23:07,801 --> 00:23:09,041
ولی جرات کردی به تنهایی سوارش بشی

374
00:23:10,801 --> 00:23:12,360
با دل و جرات نیستم

375
00:23:13,001 --> 00:23:14,160
...بخاطر این بود که

376
00:23:14,881 --> 00:23:16,081
زن و مرد نباید خیلی نزدیک و صمیمی باشن

377
00:23:17,120 --> 00:23:18,200
خیلی بهم نزدیک بودین

378
00:23:18,921 --> 00:23:19,761
.پس ترسیدم

379
00:23:20,160 --> 00:23:21,200
بخاطر اسب نترسیدم

380
00:23:22,921 --> 00:23:25,200
والا یکم پیش بازوم رو محکم چسبیده بودی

381
00:23:25,320 --> 00:23:26,961
تو خیلی بهم نزدیک شدی

382
00:23:27,560 --> 00:23:29,360
...بعلاوه، اگه خیلی بهت نزدیک شده باشم

383
00:23:30,520 --> 00:23:32,641
بخاطر اینه که خیلی وقته بهت علاقه مندم

384
00:23:32,881 --> 00:23:34,001
ولی تو هیچ علاقه ای

385
00:23:34,681 --> 00:23:35,801
.بهم نداری

386
00:23:36,480 --> 00:23:37,681
بهم علاقه...؟

387
00:23:46,801 --> 00:23:47,641
ژنرال لینگ

388
00:23:48,400 --> 00:23:50,041
اون حرفا رو همینجوری پروندم

389
00:23:50,440 --> 00:23:51,761
به دل نگیرین

390
00:23:52,601 --> 00:23:53,480
بعلاوه

391
00:23:53,761 --> 00:23:56,081
مگه خودتم به عمارتمون نیومدی و به پدرم نگفتی

392
00:23:56,761 --> 00:23:58,801
که من شبیه مسئول اجرای مجازات
تو وزارت عدلیه هستم؟

393
00:23:59,921 --> 00:24:00,721
غیر از اینه؟

394
00:24:01,160 --> 00:24:02,801
بانو چنگ، از زیر پل
بحث نظامی رو استراق سمع کردی

395
00:24:03,081 --> 00:24:04,160
اگه به وزارت عدلیه بری

396
00:24:05,081 --> 00:24:06,480
به عنوان مسئول اجرای مجازات به اونجا نمیری

397
00:24:07,320 --> 00:24:08,560
.بلکه یک مجرم خواهی بود

398
00:24:08,601 --> 00:24:09,801
من بحث نظامی رو استراق سمع نکردم

399
00:24:10,041 --> 00:24:10,761
ژنرال لینگ

400
00:24:11,320 --> 00:24:12,480
،حتی اگه یه جوری بهت اهانت کرده باشم

401
00:24:12,761 --> 00:24:13,881
.نباید تهمت ناروا بزنی

402
00:24:14,280 --> 00:24:16,160
درسته، من زیر پل بودم

403
00:24:16,320 --> 00:24:18,001
ولی از اون زیر واقعا چیزی نشنیدم

404
00:24:18,641 --> 00:24:19,480
جدی؟

405
00:24:20,560 --> 00:24:21,280
بله

406
00:24:27,200 --> 00:24:28,280
!لینگ... لینگ بویی

407
00:24:28,280 --> 00:24:30,001
!واقعا چیزی نشنیدم

408
00:24:31,081 --> 00:24:33,560
!واقعا از زیر پل هیچی نشنیدم

409
00:24:42,721 --> 00:24:44,041
بانوی چهارم چنگ

410
00:24:44,041 --> 00:24:45,560
صورتش بخاطر کتک کبود و متورم شده

411
00:24:46,001 --> 00:24:48,001
.هربار چشمم بهش میفته، خندم میگیره

412
00:24:48,881 --> 00:24:50,681
نذار خانوم بزرگ اینو بشنوه ها

413
00:24:50,881 --> 00:24:52,921
وگرنه بخاطر بی احترامی به مهمان مجازاتت میکنه

414
00:24:56,160 --> 00:24:57,400
...من که فکر میکنم از اینجا

415
00:24:58,320 --> 00:24:59,881
.به وضوح میشه همه چیز رو شنید...

416
00:25:02,200 --> 00:25:03,841
من وقتی مضطرب میشم

417
00:25:03,841 --> 00:25:05,001
.هیچی نمی‌شنوم

418
00:25:05,001 --> 00:25:06,120
واقعا هیچی نشنیدی؟

419
00:25:13,240 --> 00:25:14,200
...ژنرال وان

420
00:25:14,440 --> 00:25:15,520
نقشه شو رو تصرف کرده

421
00:25:15,520 --> 00:25:16,721
من به نیابت از اعلیحضرت
...برای پیدا کردن نقشه اومدم اینجا

422
00:25:19,320 --> 00:25:20,761
خودت خواستی اینو بگی

423
00:25:21,120 --> 00:25:22,280
.من نخواستم بشنوم

424
00:25:29,041 --> 00:25:30,601
این مسئله به پرونده داییِ پدرت
.درمورد سرقت اسلحه مربوطه

425
00:25:30,881 --> 00:25:33,081
اون دسته اسلحه ها ممکنه به شو منتقل شده باشن

426
00:25:33,240 --> 00:25:34,240
وقتی اعلیحضرت از این موضوع مطلع شدن

427
00:25:34,240 --> 00:25:35,440
تصمیم به مسافرت به غرب رو گرفتن

428
00:25:35,520 --> 00:25:37,560
.بنابراین، باید نقشه زمینی شو رو گیر بیاریم

429
00:25:39,360 --> 00:25:41,400
ولی ژنرال وان نقشه رو قایم کرده

430
00:25:41,681 --> 00:25:42,560
بانوی جوان چنگ

431
00:25:42,921 --> 00:25:44,160
باید به ارتباطات این قضیه فکر کنی

432
00:25:44,280 --> 00:25:46,160
پدرت و ژنرال وان دوست های صمیمی اند

433
00:25:46,160 --> 00:25:47,081
و خاندان چنگ شما

434
00:25:47,360 --> 00:25:48,921
.درگیر پرونده سرقت اسلحه هاست

435
00:25:49,320 --> 00:25:50,560
...اگه اعلیحضرت از این موضوع آگاه بشن

436
00:25:51,801 --> 00:25:53,280
چطور خاندان وان و خاندان چنگ رو

437
00:25:53,961 --> 00:25:54,961
مجازات می‌کنن؟

438
00:25:57,761 --> 00:25:59,160
پس، تو از کجا میدونی

439
00:25:59,280 --> 00:26:00,400
که نقشه شو

440
00:26:00,520 --> 00:26:02,001
قطعا پیش عمو وان ئه؟

441
00:26:02,001 --> 00:26:03,160
،اگه نمی‌دونستم

442
00:26:04,001 --> 00:26:05,961
شب اینجا موندگار نمی‌شدم

443
00:26:08,081 --> 00:26:10,081
عمو وان به شراب و ثروت علاقه داره

444
00:26:10,240 --> 00:26:12,160
.غیر ممکنه که به اعلیحضرت بی وفایی کنه

445
00:26:12,440 --> 00:26:13,721
...شاید فکر کرده

446
00:26:13,721 --> 00:26:14,801
شاید فکر کرده که

447
00:26:15,921 --> 00:26:17,601
‌اون یک نقشه گنجه

448
00:26:18,761 --> 00:26:19,721
.منم همینطور فکر میکنم

449
00:26:23,280 --> 00:26:24,681
ژنرال لینگ، از عده هرکاری برمیای

450
00:26:24,681 --> 00:26:25,881
پس قطعا باید بدونی

451
00:26:26,041 --> 00:26:28,001
.که نقشه گنج کجا پنهان شده

452
00:26:28,520 --> 00:26:30,280
.همه گوشه و کنار های عمارت وان رو گشتم

453
00:26:31,001 --> 00:26:33,001
فقط گشتنِ اقامتگاه خانوم بزرگ وان
.برام راحت نیست

454
00:26:33,921 --> 00:26:34,761
...پس

455
00:26:35,641 --> 00:26:37,120
مجبورم بهت زحمت بدم، بانو چنگ

456
00:26:40,440 --> 00:26:42,120
چرا خودت اونجا رو نمیگردی؟

457
00:26:43,200 --> 00:26:44,081
‌...اگه بگم که

458
00:26:45,360 --> 00:26:46,360
برای حفظ جون کل خاندان وان

459
00:26:47,240 --> 00:26:49,081
..‌جسورانه اینجا رو نمی‌گردم

460
00:26:50,961 --> 00:26:51,841
باور می‌کنی؟

461
00:26:55,440 --> 00:26:56,801
،اگه کمکم کنی که نقشه رو بدست بیارم

462
00:26:57,841 --> 00:26:59,601
...کاری که میخوای بکنی رو

463
00:27:00,681 --> 00:27:01,761
.راز نگه میدارم

464
00:27:02,400 --> 00:27:03,560
مگه می‌خوام چیکار کنم؟

465
00:27:08,160 --> 00:27:08,961
<i>پل خطرناکه</i>

466
00:27:11,961 --> 00:27:13,601
<i>پس این پل خطرناکه</i>

467
00:27:29,801 --> 00:27:31,120
...پس منتظر

468
00:27:31,761 --> 00:27:33,081
‌.اخبار خوبت هستم

469
00:27:33,881 --> 00:27:35,360
امروز بهم کمکی کنی

470
00:27:36,240 --> 00:27:37,280
در آینده

471
00:27:37,641 --> 00:27:39,440
.یکی از خواسته هاتو برآورده می‌کنم

472
00:29:28,761 --> 00:29:30,081
خانوم بزرگ، مواظب باشین

473
00:30:36,520 --> 00:30:37,520
چی چی

474
00:30:38,320 --> 00:30:39,881
تو دیگه بچه سال نیستی

475
00:30:40,280 --> 00:30:42,961
هنوز میخوای باهام قایم موشک بازی کنی؟

476
00:30:47,601 --> 00:30:48,681
خسته ام

477
00:30:49,120 --> 00:30:50,641
می‌خوام یکم استراحت کنم

478
00:30:51,041 --> 00:30:52,200
همتون مرخص اید

479
00:30:52,200 --> 00:30:52,841
چشم

480
00:30:58,921 --> 00:30:59,881
چی چی

481
00:31:00,440 --> 00:31:03,041
یکم پیش فراموش کردم
 سنجاق سر مرواریدی ام رو دربیارم

482
00:31:03,240 --> 00:31:04,841
اذیتم می‌کنه

483
00:31:04,841 --> 00:31:06,881
بیا از سرم درش بیار

484
00:31:06,881 --> 00:31:09,560
و تو جعبه ی کنار قفسه قرار بده

485
00:31:14,120 --> 00:31:16,440
دارم باهات حرف میزنم، می‌شنوی؟

486
00:31:19,280 --> 00:31:21,360
منتظرتما

487
00:31:49,120 --> 00:31:50,041
یادت باشه

488
00:31:50,520 --> 00:31:53,961
تو جعبه چوب بلسان بنفش معطر
. با حکاکی گل بذارش

489
00:31:54,520 --> 00:31:57,560
به جعبه‌‌ای که از چوب صندل سرخ
 درست شده، دست نزن

490
00:31:58,601 --> 00:32:00,360
پدرت گنجینه اش رو بهم امانت سپرده

491
00:32:00,360 --> 00:32:02,160
.و توی اون جعبه گذاشته

492
00:32:02,360 --> 00:32:03,841
اگه اشتباهی بکنی

493
00:32:04,560 --> 00:32:07,681
جرمش از دزدیدن شراب چیان لی ژوی اش سنگینتره

494
00:32:07,681 --> 00:32:09,320
فهمیدی؟

495
00:32:11,961 --> 00:32:13,721
دارم ازت می‌پرسم

496
00:32:57,081 --> 00:32:58,841
اگه گذاشتیش سر جاش، میتونی بری

497
00:32:59,400 --> 00:33:01,041
می‌خوام استراحت کنم

498
00:33:09,480 --> 00:33:10,320
ژنرال لینگ

499
00:33:13,641 --> 00:33:14,440
.انجام شد

500
00:33:16,360 --> 00:33:17,001
خوبه

501
00:33:20,961 --> 00:33:22,160
ژنرال لینگ

502
00:33:22,520 --> 00:33:23,681
یکم دیگه بنوش

503
00:33:23,681 --> 00:33:24,520
ژنرال وان

504
00:33:25,081 --> 00:33:26,240
تو دو روز گذشته بهتون زحمت دادم

505
00:33:26,320 --> 00:33:27,480
دیگه رفع زحمت میکنم

506
00:33:28,601 --> 00:33:29,400
ژنرال لینگ

507
00:33:29,400 --> 00:33:30,320
...هنوز به قدر کافی ننوشیدیم

508
00:33:30,320 --> 00:33:31,801
چند روز دیگه تو عمارتتون ضیافتی برپا میشه

509
00:33:32,041 --> 00:33:33,480
.قطعا شرکت خواهم کرد

510
00:33:34,001 --> 00:33:34,681
...ژنرال لینگ

511
00:33:34,681 --> 00:33:35,480
خدانگهدار

512
00:33:36,320 --> 00:33:36,961
...نه

513
00:33:37,320 --> 00:33:38,081
نرو

514
00:33:38,360 --> 00:33:39,400
ژنرال لینگ

515
00:33:44,120 --> 00:33:46,721
همه میگن که سروکله زدن با لینگ بویی سخته

516
00:33:47,681 --> 00:33:49,520
زیادی گنده اش کردن

517
00:34:05,520 --> 00:34:06,240
!مادر

518
00:34:06,681 --> 00:34:07,440
!مادر

519
00:34:09,360 --> 00:34:10,081
مادر

520
00:34:10,240 --> 00:34:11,160
حدس بزن چی شده؟

521
00:34:11,160 --> 00:34:12,001
به راحتی

522
00:34:12,001 --> 00:34:13,560
اون مردک شوم رو درک کردم

523
00:34:13,560 --> 00:34:14,280
رفت؟

524
00:34:14,280 --> 00:34:14,961
رفت

525
00:34:14,961 --> 00:34:15,721
واقعا رفت؟

526
00:34:15,801 --> 00:34:16,721
.واقعا رفت

527
00:34:16,721 --> 00:34:18,280
حرفی باقی نذاشت؟

528
00:34:18,961 --> 00:34:20,801
گفت تو ضیافت چند روز دیگه

529
00:34:20,881 --> 00:34:22,601
.شرکت می‌کنه

530
00:34:24,641 --> 00:34:27,641
.بابت کمک به خاندان وان متشکرم، ژنرال لینگ

531
00:34:27,801 --> 00:34:28,881
مادر، چی داری میگی؟

532
00:34:29,081 --> 00:34:30,641
چرا از اون پسرک تشکر میکنی؟

533
00:34:37,320 --> 00:34:38,041
...مادر

534
00:34:47,001 --> 00:34:49,240
بیا بیا، بیا اینجا

535
00:34:53,921 --> 00:34:55,200
بیا جلوتر

536
00:34:57,081 --> 00:34:57,841
مادر

537
00:34:58,681 --> 00:34:59,601
جلوتر

538
00:35:01,801 --> 00:35:02,681
مادر، بفرمایین

539
00:35:16,601 --> 00:35:20,280
خواهر شائوشانگ، خشم مادرت هنوز فروکش نکرده

540
00:35:20,400 --> 00:35:21,641
چرا داری میری؟

541
00:35:21,641 --> 00:35:23,480
خیلی دلم واسه پدرم تنگ شده

542
00:35:23,761 --> 00:35:24,560
...پدرم

543
00:35:25,400 --> 00:35:26,280
!مادر

544
00:35:26,480 --> 00:35:28,081
!غلط کردم. منو نزن

545
00:35:29,801 --> 00:35:31,560
چطور میتونی انقدر بی رحم باشی؟

546
00:36:08,400 --> 00:36:09,200
مادر؟

547
00:36:14,440 --> 00:36:15,240
پدر؟

548
00:36:17,480 --> 00:36:18,240
پدر

549
00:36:18,761 --> 00:36:20,081
اشتباهم رو قبول دارم

550
00:36:20,601 --> 00:36:22,440
اینبار حتی اگه مادر تاحد مرگ کتکم بزنه

551
00:36:22,440 --> 00:36:23,520
.از خونه در نمیرم

552
00:36:26,400 --> 00:36:27,681
چند روز پیش

553
00:36:27,761 --> 00:36:29,560
.نیائو نیائو تو عمارت شاهزاده رویانگ ترسید

554
00:36:30,120 --> 00:36:32,520
حالام تو عمارت وان زجر کشیده

555
00:36:33,160 --> 00:36:35,120
از طرفی، از اشتباهش مطلعه

556
00:36:35,480 --> 00:36:36,841
پس دیگه تنبیهش نکن

557
00:36:37,520 --> 00:36:39,280
اون عالم و آدم رو وحشت زده میکنه

558
00:36:39,360 --> 00:36:40,801
کی قادره بترسونتش؟

559
00:36:41,280 --> 00:36:43,400
بعدشم، فکر کردی تو عمارت وان بهش بد گذشته؟

560
00:36:43,520 --> 00:36:44,641
چطور فکر می‌کنی بهش خوش گذشته؟

561
00:36:45,001 --> 00:36:45,961
فقط دو روز گذشته

562
00:36:46,081 --> 00:36:47,641
ببین چقدر صورتش گود افتاده و دمغه

563
00:36:49,001 --> 00:36:50,641
اون بخاطر خوابیدن تورمه

564
00:36:53,360 --> 00:36:54,560
.گفتی که از اشتباهت مطلعی

565
00:36:54,961 --> 00:36:55,841
خب بگو اشتباهت چی بود؟

566
00:37:08,160 --> 00:37:09,320
...قبلا فکر می‌کردم

567
00:37:10,160 --> 00:37:12,560
دنیای اون بیرون خیلی عالیه

568
00:37:12,761 --> 00:37:13,881
بنابراین، همیشه مشتاق بودم که بیرون برم

569
00:37:14,440 --> 00:37:15,961
ولی حالا دوهزاریم افتاده

570
00:37:16,761 --> 00:37:17,721
،دنیای بیرون هرچقدر هم که خوب باشه

571
00:37:18,440 --> 00:37:20,041
.هیچ جا خونه ی خود آدم نمیشه

572
00:37:20,921 --> 00:37:21,761
پدر

573
00:37:21,921 --> 00:37:23,801
از این به بعد، هیچ جا نمیرم

574
00:37:23,801 --> 00:37:25,360
پیشتون میمونم
و مثل یک فرزند خلف بهتون خدمت میکنم

575
00:37:26,681 --> 00:37:27,400
عالیه

576
00:37:27,601 --> 00:37:28,721
چی عالیه؟

577
00:37:32,120 --> 00:37:32,921
بگو ببینم

578
00:37:33,360 --> 00:37:34,601
تو عمارت وان چه اتفاقی افتاد؟

579
00:37:36,480 --> 00:37:37,801
.لینگ بویی اومد اونجا

580
00:37:40,841 --> 00:37:42,120
اونجا چیکار داشت؟

581
00:37:42,721 --> 00:37:44,520
...گفت که دنبال

582
00:37:44,961 --> 00:37:46,681
.نقشه شو میگرده

583
00:37:50,841 --> 00:37:51,601
،مادر

584
00:37:52,240 --> 00:37:54,520
.واقعا تو عمارت وان هیچ گندی نزدم

585
00:37:54,921 --> 00:37:57,360
فقط حس کردم که لینگ بویی خیلی ترسناکه

586
00:37:57,360 --> 00:37:58,681
.واسه همین برگشتم

587
00:37:59,641 --> 00:38:00,280
.درسته

588
00:38:00,480 --> 00:38:02,520
،منم وقتی با لینگ بویی حرف میزدم

589
00:38:02,761 --> 00:38:03,641
حس کردم

590
00:38:04,001 --> 00:38:05,601
.که از بدنش هاله سردی ساطع میشه

591
00:38:06,801 --> 00:38:08,440
کی میخوای عادت گند فالگوش وایستادنت رو

592
00:38:08,761 --> 00:38:09,961
عوض کنی؟

593
00:38:10,320 --> 00:38:12,120
.تصادفی شنیدم

594
00:38:13,560 --> 00:38:15,601
.همش تقصیر دایی بزرگه که اون اسلحه ها رو گم کرد

595
00:38:15,761 --> 00:38:16,921
لینگ بویی مشکوک بود که اون اسلحه ها

596
00:38:16,921 --> 00:38:18,160
به شو فروخته شدن

597
00:38:18,240 --> 00:38:19,520
...و شو دیگه وفادار نیست

598
00:38:19,641 --> 00:38:21,160
.برای همین دنبال اون نقشه بود

599
00:38:21,560 --> 00:38:22,560
یک بانوی جوان مثل تو

600
00:38:22,921 --> 00:38:25,240
باید در این مورد نظر بده؟

601
00:38:25,360 --> 00:38:27,480
قبلا فقط تو مسائل خانوادگی دخالت میکردی

602
00:38:27,841 --> 00:38:29,120
!ولی این یک مسئله ملیه

603
00:38:31,320 --> 00:38:32,120
ژنرال

604
00:38:32,881 --> 00:38:33,881
.حاکم و زیردست نقش های متفاوتی دارن

605
00:38:34,200 --> 00:38:35,041
ما نباید در این مورد

606
00:38:35,681 --> 00:38:37,480
.حرفی بزنیم

607
00:38:39,041 --> 00:38:40,520
.منطقیه حرفت

608
00:38:45,120 --> 00:38:45,921
نیائو نیائو

609
00:38:48,120 --> 00:38:50,280
این موضوع رو با کس دیگه ای درمیون گذاشتی؟

610
00:38:50,480 --> 00:38:51,240
نه

611
00:38:51,721 --> 00:38:53,400
فقط به شما و مادر گفتم

612
00:38:53,601 --> 00:38:55,280
شخص سومی خبر نداره

613
00:38:56,360 --> 00:38:57,120
نیائو نیائو

614
00:38:57,480 --> 00:38:59,520
باید این حرف رو تو دلت نگه ‌داری

615
00:38:59,681 --> 00:39:01,440
.و به کس دیگه ای حرفی نزنی

616
00:39:04,881 --> 00:39:06,360
کمک کردن در حفظ این راز

617
00:39:06,841 --> 00:39:09,120
.می‌تونه اشتباهات قبلیتو جبران کنه

618
00:39:09,520 --> 00:39:10,320
.برگرد به اتاقت

619
00:39:25,120 --> 00:39:25,841
کجا رفت؟

620
00:39:30,240 --> 00:39:32,160
هنوز سوال پیچش نکردم

621
00:39:32,160 --> 00:39:34,721
خانومم، مگه نیائو نیائو رو نبخشیدی؟

622
00:39:35,120 --> 00:39:37,601
.با این کار خوبش، اشتباه قبلیشو جبران کرد

623
00:39:38,601 --> 00:39:39,881
کی گفتم بخشیدمش؟

624
00:39:41,360 --> 00:39:42,601
.همین الان گفتی

625
00:39:42,721 --> 00:39:43,801
چرا حرف خودت رو

626
00:39:43,801 --> 00:39:45,320
انقدر سریع فراموش کردی؟

627
00:39:46,160 --> 00:39:46,801
خانومم

628
00:39:47,721 --> 00:39:48,641
...نکنه

629
00:39:49,200 --> 00:39:50,641
شو قصد شورش داره؟

630
00:39:54,600 --> 00:39:59,080
<font color="#ff80c0">(نقشه زمین شو)</font>

631
00:40:03,280 --> 00:40:04,400
با این نقشه

632
00:40:04,400 --> 00:40:05,801
میتونیم نیروهامونو از قبل مستقر کنیم

633
00:40:05,921 --> 00:40:07,881
.اونموقع، شو دیگه نمیتونه مشکلی درست کنه

634
00:40:10,001 --> 00:40:11,160
ولی، ارباب جوان

635
00:40:11,160 --> 00:40:12,801
شما که از قبل می‌دونستین

636
00:40:12,801 --> 00:40:14,120
.این نقشه تو عمارت وان مخفی شده

637
00:40:14,280 --> 00:40:15,641
میتونستین خودتون پسش بگیرین

638
00:40:15,921 --> 00:40:17,480
چرا انقدر خودتون رو تو دردسر انداختین

639
00:40:17,681 --> 00:40:19,801
و در آخر به بانوی چهارم چنگ مدیون شدین؟

640
00:40:20,081 --> 00:40:21,320
ارباب جوان فکر می‌کنن که

641
00:40:21,560 --> 00:40:22,881
اگه ما عمارت وان رو می‌گشتیم

642
00:40:23,120 --> 00:40:25,801
ژنرال وان به جرم مخفی کردن نقشه، محکوم میشد

643
00:40:26,240 --> 00:40:27,360
ولی اگه خانوم بزرگ وان

644
00:40:27,360 --> 00:40:29,601
با استفاده از بانوی چهارم چنگ

645
00:40:29,921 --> 00:40:31,280
،نقشه رو تحویل ما میداد

646
00:40:31,641 --> 00:40:33,520
.اونموقع، قضیه فرق میکرد

647
00:40:36,480 --> 00:40:38,001
.پس که اینطور

648
00:40:41,761 --> 00:40:43,120
.اعلیحضرت خیرخواه هستن

649
00:40:43,721 --> 00:40:44,881
فکر میکنن که این قضیه

650
00:40:45,320 --> 00:40:46,480
‌.یک سوءتفاهمه

651
00:40:47,480 --> 00:40:50,560
میترسم برنامه سفر اعلیحضرت به غرب

652
00:40:51,200 --> 00:40:55,041
.شو رو گوش به زنگ کنه

653
00:40:55,881 --> 00:40:57,320
...اگه خودشونو مهار کنن

654
00:40:57,320 --> 00:40:58,641
،و دیگه حرکتی نکنن

655
00:40:59,041 --> 00:41:00,881
برامون سخت میشه که چیزی علیهشون

656
00:41:01,001 --> 00:41:01,881
.گیر بیاریم

657
00:41:03,761 --> 00:41:05,400
...هردومون میدونیم که هدف اعلیحضرت از این سفر

658
00:41:05,761 --> 00:41:07,280
اینه که با نشون دادن قدرت نظامی خودمون
.شو رو مجبور به تسلیم بکنیم

659
00:41:07,761 --> 00:41:09,721
...ولی گناهکارهایی که از لو رفتن میترسن

660
00:41:10,761 --> 00:41:11,841
.ممکنه تسلیم نشن

661
00:41:13,400 --> 00:41:14,641
اگه فکر کنن که اعلیحضرت

662
00:41:14,921 --> 00:41:17,360
‌‌.‌..قصد داره بهشون حمله کنه

663
00:41:19,601 --> 00:41:20,881
یعنی چیکار میکنن؟

664
00:41:21,400 --> 00:41:23,440
ناامید میشن و سعی میکنن
اول حمله کنن تا دست بالاتر رو بگیرن

665
00:41:24,841 --> 00:41:25,560
ارباب جوان

666
00:41:25,761 --> 00:41:27,641
برای قدم بعدی باید چیکار کنیم؟

667
00:41:28,641 --> 00:41:30,400
مجبورشون میکنیم که فرار کنن و
 بعد، راه فرارشون رو مسدود می‌کنیم

668
00:41:32,001 --> 00:41:33,440
.باید اول کاری کنیم که مضطرب بشن

669
00:41:37,200 --> 00:41:37,961
!دزد

670
00:41:38,200 --> 00:41:39,280
!دزد رو بگیرین

671
00:41:39,681 --> 00:41:40,761
!دزد رو بگیرین

672
00:41:41,200 --> 00:41:42,081
!اونور رو بگردین

673
00:41:42,280 --> 00:41:43,280
چرا اینجا ماتتون برده؟

674
00:41:43,721 --> 00:41:44,601
!برید اونور

675
00:41:45,400 --> 00:41:46,120
شاهزاده

676
00:41:46,280 --> 00:41:47,081
همه جا رو گشتیم

677
00:41:47,280 --> 00:41:48,641
ولی دزد خیلی سریع فرار کرد

678
00:41:48,721 --> 00:41:49,921
.نتونستیم بگیریمش

679
00:41:50,120 --> 00:41:50,841
!بی خاصیت

680
00:41:51,001 --> 00:41:52,280
!حتی نمیتونین یک دزد رو بگیرین

681
00:41:52,400 --> 00:41:53,440
!به درد لای جرز دیوار میخورین

682
00:41:55,641 --> 00:41:56,200
شاهزاده

683
00:41:56,320 --> 00:41:57,081
این منطقه رو بررسی کردیم

684
00:41:57,081 --> 00:41:58,761
.وسیله ارزشمندی از عمارت دزدیده نشده

685
00:41:59,280 --> 00:42:01,160
!شاهزاده! اتفاق بدی افتاده! شاهزاده

686
00:42:01,560 --> 00:42:02,440
!شاهزاده! اتفاق بدی افتاده

687
00:42:02,641 --> 00:42:04,761
...لینگ... لینگ... لینگ

688
00:42:05,280 --> 00:42:05,761
...لینگ

689
00:42:05,761 --> 00:42:06,681
لینگ چی؟

690
00:42:06,761 --> 00:42:07,881
!عین آدم حرف بزن

691
00:42:08,120 --> 00:42:09,041
!ژنرال لینگ

692
00:42:09,200 --> 00:42:10,841
!با نگهبانان زره مشکی ما رو محاصره کرده

693
00:42:16,960 --> 00:42:18,120
<font color="#ff8080">(بیعت استوار)</font>

694
00:42:22,310 --> 00:42:26,560
<font color="#ff8080">(بیعت استوار)</font>

695
00:42:26,605 --> 00:43:04,176
<font color=#d26900>= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

696
00:43:04,176 --> 00:43:11,215
<font color=#ffc2a6>♪ فانوس دریایی برف سپید را پخش زمین کرده است ♪</font>

697
00:43:13,016 --> 00:43:16,577
<font color=#ffc2a6>♪ زخم هایی که از گذشته برجا مانده اند را ♪</font>

698
00:43:16,577 --> 00:43:20,692
<font color=#ffc2a6>♪ با عطوفت نوازش کرده ام ♪</font>

699
00:43:21,776 --> 00:43:29,096
<font color=#ffc2a6>♪ پشتت به نور است و کهکشان در چشمانت ♪</font>

700
00:43:30,535 --> 00:43:34,009
<font color=#ffc2a6>♪ آهنگی نجوا می کنم ♪</font>

701
00:43:34,009 --> 00:43:38,015
<font color=#ffc2a6>♪ ماه و خورشید نیز آن را زمزمه می کنند ♪</font>

702
00:43:38,656 --> 00:43:42,415
<font color=#ffc2a6>♪ نوری که میان ابروهای توست ♪</font>

703
00:43:43,016 --> 00:43:46,895
<font color=#ffc2a6>♪ توسط این روزگارِ دنیوی خاموش و از نو احیا شد ♪</font>

704
00:43:47,676 --> 00:43:55,016
<font color=#ffc2a6>♪ فلک، کوهستان و اقیانوس را برای چه کسی بهم زنم؟ ♪</font>

705
00:43:57,016 --> 00:44:00,995
<font color=#ffc2a6>♪ هنگامی که در دریای آبی چشم می گشودم ♪</font>

706
00:44:00,995 --> 00:44:05,237
<font color=#ffc2a6> لوح های یادبود سنگی ♪
 ♪ همچو رشته کوه صف کشیده بودند</font>

707
00:44:05,576 --> 00:44:09,894
<font color=#ffc2a6>♪ زیر فانوس، نکوهش ها به سمتم حجوم می آوردند ♪</font>

708
00:44:09,924 --> 00:44:14,153
<font color=#ffc2a6>♪ درِ باریک نمیتوانست احساساتم را در خود نگه دارد ♪</font>

709
00:44:14,615 --> 00:44:18,711
<font color=#ffc2a6>♪ همانطور که رویای آینده را میبینیم ♪</font>

710
00:44:18,711 --> 00:44:23,028
<font color=#ffc2a6> درمورد پستی ها و بلندی های ♪
 ♪ این زندگی فانی هم صحبت میشویم </font>

711
00:44:23,296 --> 00:44:26,975
<font color=#ffc2a6>♪ من و توی فانی در آینده ♪</font>

712
00:44:27,335 --> 00:44:38,195
<font color=#ffc2a6> با خلوص و شرافتمان ♪
 ♪ به دریای ستارگان روشنایی خواهیم بخشید </font>

713
00:44:40,535 --> 00:44:46,836
<font color=#ffc2a6>♪ خلوص و شرافت ما ♪</font>

714
00:44:46,859 --> 00:44:52,023
<font color=#d26900>= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

