﻿1
00:00:00,000 --> 00:01:37,100
<font color=#d26900>= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

2
00:01:37,120 --> 00:01:42,600
<font color="#f2ce00">=</font> <font color="#c4a600">عشقی مانند کهکشان </font><font color="#f2ce00">=</font>

3
00:01:43,020 --> 00:01:46,420
<font color="#f2ce00">≡</font> <font color="#fbd600">قسمت یازدهم </font><font color="#f2ce00">≡</font>

4
00:02:31,189 --> 00:02:33,068
نیائو نیائو واقعا یک دنده است

5
00:02:33,388 --> 00:02:35,068
اون روز خیلی کتک خورد

6
00:02:35,189 --> 00:02:36,549
ولی جیکشم درنیومد

7
00:02:37,669 --> 00:02:40,549
...حیف که یک دختره. اگه مرد بود

8
00:02:40,669 --> 00:02:42,349
میتونست دستاوردهای بزرگی کسب کنه

9
00:02:44,269 --> 00:02:45,989
زخم نیائو نیائو رو بررسی کردم

10
00:02:46,669 --> 00:02:49,269
همش کبودیه، گوشتش زخم نشده

11
00:02:49,588 --> 00:02:50,989
درجات تورم و کبودی هم جدی نیست

12
00:02:51,788 --> 00:02:52,749
پس

13
00:02:53,148 --> 00:02:54,989
جاری ام با بی رحمی و قدرت نزدتش

14
00:02:56,549 --> 00:02:58,549
جاری با برادر شوهر به همه جنگ ها اعزام شده

15
00:02:59,109 --> 00:03:00,588
اگه واقعا میخواست نیائو نیائو رو تنبیه کنه

16
00:03:00,749 --> 00:03:02,308
بنظرت نیائو نیائو میتونست زنده بمونه؟

17
00:03:05,109 --> 00:03:07,029
الحق که مادر و دختر

18
00:03:07,909 --> 00:03:09,749
.عین هم یک دنده و کله شق اند

19
00:03:12,668 --> 00:03:13,989
جناب، خانوم

20
00:03:14,349 --> 00:03:16,068
یک مرد اسب سوار دنبالمون میاد

21
00:03:16,549 --> 00:03:18,389
.گویا برادر زاده ی استاد اعظم لو ئه

22
00:03:18,629 --> 00:03:19,549
.اسمش لو یائو هست

23
00:03:19,629 --> 00:03:20,708
.میخواد بانوی جوان رو ملاقات کنه

24
00:03:25,228 --> 00:03:26,068
.ارابه رو نگه دارید

25
00:03:26,428 --> 00:03:27,349
!ارابه رو نگه دارید

26
00:03:45,228 --> 00:03:47,148
من، لو یائو، به جناب چنگ درود می‌فرستم

27
00:03:47,549 --> 00:03:48,389
ارباب جوان یائو

28
00:03:48,948 --> 00:03:50,068
...شما

29
00:03:50,508 --> 00:03:52,988
من قبلا چندباری بانو شائوشانگ رو دیدم

30
00:03:53,268 --> 00:03:54,709
و بسیار شخصیت‌شون رو تحسین می‌کنم

31
00:03:54,828 --> 00:03:57,548
شنیدم که همراه شما به شهر هوا میره

32
00:03:57,589 --> 00:03:58,749
پس تا اینجا اومدم

33
00:03:58,869 --> 00:04:00,788
به امید اینکه تو راه از
.امنیت بانو شائوشانگ اطمینان حاصل کنم

34
00:04:01,309 --> 00:04:02,189
ارباب جوان لو، ببینین

35
00:04:02,709 --> 00:04:04,508
همه ماها همراهش سفر می‌کنیم

36
00:04:04,508 --> 00:04:06,149
خودمون میتونیم مراقب شائوشانگ باشیم

37
00:04:06,309 --> 00:04:07,589
پس، شما خودتونو به زحمت نندازین

38
00:04:07,749 --> 00:04:09,068
بعلاوه، شنیدم که

39
00:04:09,189 --> 00:04:11,189
به تازگی نامزدی‌تونو با خاندان هه بهم زدین

40
00:04:11,268 --> 00:04:12,309
اگه دنبال شائوشانگ بیاین

41
00:04:12,589 --> 00:04:13,869
.ممکنه باعث ایجاد سوءتفاهم بشه

42
00:04:14,108 --> 00:04:16,149
طلا که پاکه، چه منتش به خاکه
.وجدان من پاکه

43
00:04:17,349 --> 00:04:18,228
.ارباب جوان لو

44
00:04:18,909 --> 00:04:19,828
.بیاین اینور صحبت کنیم

45
00:04:36,709 --> 00:04:38,948
ارباب جوان لو، کاری داشتین
که تااینجا دنبالمون کردین؟

46
00:04:40,629 --> 00:04:41,388
...من

47
00:04:43,469 --> 00:04:45,388
می‌خوام بگم که خیلی خوبی

48
00:04:45,548 --> 00:04:46,309
...اون روز

49
00:04:46,309 --> 00:04:48,429
اشتباه نکردی که باعث فرو ریختن پل شدی

50
00:04:48,668 --> 00:04:50,189
قلبا خیلی تحسینت می‌کنم

51
00:05:00,149 --> 00:05:01,668
چه مزخرفی بلغور می‌کنی آخه؟

52
00:05:02,508 --> 00:05:03,508
اون روز تصادفی از اونجا رد میشدم

53
00:05:03,988 --> 00:05:06,508
که دیدم یواشکی چوب رو از پل برداشتی

54
00:05:06,948 --> 00:05:08,668
نگران نباش. به کسی نگفتم

55
00:05:10,589 --> 00:05:11,469
ارباب جوان لو

56
00:05:11,668 --> 00:05:12,668
دروغ چرا

57
00:05:13,388 --> 00:05:15,149
من بخاطر بیماری خونه رو ترک نمی‌کنم

58
00:05:15,589 --> 00:05:16,948
بلکه مادرم با چوب نظامی تنبیهم کرد

59
00:05:17,068 --> 00:05:19,029
.و از پایتخت اخراجم کرد

60
00:05:19,709 --> 00:05:21,469
به قدر کافی مجازات شدم

61
00:05:21,909 --> 00:05:23,149
ارباب جوان لو، دیگه چی میخوای؟

62
00:05:23,429 --> 00:05:24,668
بانو شائوشانگ، اشتباه برداشت کردین

63
00:05:24,988 --> 00:05:26,149
نمیخوام بخاطر کارتون ازتون توضیح بخوان

64
00:05:26,548 --> 00:05:28,548
وانگ لینگ حقش بود

65
00:05:28,788 --> 00:05:30,108
تو نباید بشدت تنبیه میشدی

66
00:05:30,108 --> 00:05:31,068
چیز دیگه ای نگو

67
00:05:31,309 --> 00:05:32,828
،اگه کار دیگه ای نیست

68
00:05:33,068 --> 00:05:34,268
.بیا همینجا خداحافظی کنیم

69
00:05:34,909 --> 00:05:35,749
بانو شائوشانگ

70
00:05:36,189 --> 00:05:37,149
...اون روز

71
00:05:37,388 --> 00:05:38,548
اگه منو متوقف نکرده بودی

72
00:05:38,709 --> 00:05:40,068
.منم با اونا از پل میفتادم

73
00:05:41,469 --> 00:05:43,029
من دقیقا همچین آدمی ام

74
00:05:43,068 --> 00:05:44,709
کینه داشته باشم، انتقام میگیرم
.چشم در برابر چشم

75
00:05:44,828 --> 00:05:45,909
اگه تو هم نبودی

76
00:05:46,068 --> 00:05:47,189
بازم همین کارو میکردم

77
00:05:47,309 --> 00:05:48,349
من هیچوقت پای بیگناه رو به قضیه باز نمیکنم

78
00:05:48,948 --> 00:05:51,068
بانو شائوشانگ، قلب مهربونی دارین

79
00:05:51,268 --> 00:05:52,228
و بین عشق و نفرت حدود مشخصی دارین

80
00:05:52,309 --> 00:05:53,149
...اولین باره که

81
00:05:53,309 --> 00:05:54,309
تو زندگیم

82
00:05:54,309 --> 00:05:55,589
زنی مثل شما می‌بینم

83
00:05:55,668 --> 00:05:56,869
تو جشنواره فانوس هم

84
00:05:57,508 --> 00:05:58,749
ازم دفاع کردین

85
00:05:59,029 --> 00:05:59,788
نه نه اشتب شده

86
00:05:59,868 --> 00:06:00,668
فقط اون روز

87
00:06:00,668 --> 00:06:02,308
فکر کردم نامزدت از خود راضی و مغروره

88
00:06:02,308 --> 00:06:03,909
پس کمکت کردم تا یه درس حسابی بهش بدی

89
00:06:04,228 --> 00:06:05,628
اون دیگه نامزد من نیست

90
00:06:06,269 --> 00:06:07,868
.نامزدیمو با هه ژائوجون بهم زدم

91
00:06:08,308 --> 00:06:10,509
الان نامزد ندارم

92
00:06:10,748 --> 00:06:11,868
اینکه نامزد داری یا نداری

93
00:06:12,589 --> 00:06:13,909
به من چه مربوطه؟

94
00:06:15,509 --> 00:06:17,308
فقط نمیخوام براتون سوءتفاهم شه

95
00:06:17,788 --> 00:06:18,988
ماه آینده هه ژائوجون

96
00:06:19,069 --> 00:06:20,349
با عمارت شاهزاده رویانگ وصلت می‌کنه

97
00:06:20,709 --> 00:06:21,829
خب ازدواج هه ژائوجون

98
00:06:21,829 --> 00:06:23,509
.دیگه بیشتر به من ربطی نداره

99
00:06:23,668 --> 00:06:24,349
ارباب جوان لو

100
00:06:24,349 --> 00:06:25,428
نمیشه که بخاطر بهم خوردن نامزدیت

101
00:06:25,988 --> 00:06:27,149
منو مقصر بدونی

102
00:06:27,149 --> 00:06:27,868
درسته

103
00:06:27,868 --> 00:06:30,149
من با نامزدت کشمکش داشتم

104
00:06:30,509 --> 00:06:32,349
ولی نمیشه که تو هی مزاحمم بشی

105
00:06:32,548 --> 00:06:34,349
هیچوقت حرف بدی درموردت نزدم

106
00:06:34,469 --> 00:06:35,308
!هیچوقت

107
00:06:35,909 --> 00:06:37,269
...نمیشه که با آتویی که ازم داری

108
00:06:38,469 --> 00:06:39,909
تهدیدم کنی

109
00:06:40,628 --> 00:06:42,149
نه، اینطور نیست

110
00:06:42,469 --> 00:06:43,949
.بانو شائوشانگ، بازم اشتباه برداشت کردین

111
00:06:44,228 --> 00:06:46,308
...فقط فکر میکنم اولین باری که همو ملاقات کردیم

112
00:06:47,029 --> 00:06:47,909
باهات احساس صمیمی بودن کردم

113
00:06:48,548 --> 00:06:49,548
بعد از ملاقات دوباره‌مون، نتونستم فراموشت کنم

114
00:06:50,509 --> 00:06:51,269
...برای همین

115
00:06:51,748 --> 00:06:52,748
.دنبالت اومدم

116
00:07:00,149 --> 00:07:01,428
من هیچ برداشت اشتباهی نکردم

117
00:07:02,069 --> 00:07:03,469
تو اشتباه برداشت کردی

118
00:07:04,149 --> 00:07:05,509
...من به تو

119
00:07:05,829 --> 00:07:06,589
‌...من

120
00:07:09,269 --> 00:07:10,108
بدرود

121
00:07:10,748 --> 00:07:11,469
!فو دنگ

122
00:07:12,228 --> 00:07:13,069
!فو دنگ

123
00:07:13,349 --> 00:07:14,188
بانوی جوان

124
00:07:15,748 --> 00:07:16,668
راه بیفت

125
00:07:17,829 --> 00:07:18,709
...بانو شائوشانگ

126
00:07:20,988 --> 00:07:21,868
ارباب جوان لو

127
00:07:36,748 --> 00:07:37,589
!راه بیفتین

128
00:07:43,428 --> 00:07:44,349
!بانو شائوشانگ

129
00:07:54,668 --> 00:07:56,108
<i>...حتی اگه اشتباه برداشت کرده باشم</i>

130
00:07:56,709 --> 00:07:58,228
<i>.حقیقتا عاشقت شدم</i>

131
00:07:59,389 --> 00:08:00,748
<i>.ولی تو بهم احساسی نداری</i>

132
00:08:02,709 --> 00:08:03,548
<i>!نه</i>

133
00:08:03,709 --> 00:08:04,308
<i>لو یائو</i>

134
00:08:04,628 --> 00:08:06,829
<i>مگه همین شجاع و سرسخت بودنش</i>

135
00:08:06,829 --> 00:08:08,228
<i>به دلت ننشست؟</i>

136
00:08:08,949 --> 00:08:10,149
<i>قبل از اینکه برای بدست آوردنش بجنگی</i>

137
00:08:10,149 --> 00:08:11,428
<i>چطور میتونی تسلیم بشی؟</i>

138
00:08:53,188 --> 00:08:53,868
<i>خانومم</i>

139
00:09:04,188 --> 00:09:04,949
نیائو نیائو

140
00:09:18,949 --> 00:09:19,709
فو دنگ

141
00:09:23,349 --> 00:09:24,149
بله، جناب چنگ؟

142
00:09:25,228 --> 00:09:26,628
اینو به ارباب جوان لو بده

143
00:09:33,349 --> 00:09:34,269
ارباب جوان لو

144
00:10:33,908 --> 00:10:35,268
همینجا استراحت کنیم

145
00:10:37,309 --> 00:10:38,549
!همگی، وقت استراحته

146
00:10:46,349 --> 00:10:47,268
خانومم، مواظب باش

147
00:10:48,469 --> 00:10:49,429
!زن عموی سوم

148
00:10:50,429 --> 00:10:51,189
نیائو نیائو

149
00:10:51,309 --> 00:10:52,908
خانومم، گشنته؟ خستته؟

150
00:10:53,069 --> 00:10:55,028
برات دوغاب و کمی شیرینی آماده کردم

151
00:10:55,268 --> 00:10:56,709
چون سفر خیلی خسته ات کرده

152
00:10:56,709 --> 00:10:58,309
...اشتها نداری؟ من

153
00:10:58,628 --> 00:10:59,628
بذار کمکت کنم

154
00:11:00,028 --> 00:11:01,069
تو هم حتما خسته ای

155
00:11:07,549 --> 00:11:08,669
بیا یکم شیرینی بخور

156
00:11:33,748 --> 00:11:34,549
خانومم

157
00:11:36,189 --> 00:11:37,789
امروز خورشید خیلی سوزانه

158
00:11:37,988 --> 00:11:39,309
برات سایه میگیرم

159
00:11:42,829 --> 00:11:43,748
بسه دیگه

160
00:11:43,908 --> 00:11:45,908
بخاطر رفتارت نیائو نیائو ناراحت شد

161
00:11:45,908 --> 00:11:47,709
حتما تو هم در طول سفر خسته شدی

162
00:11:47,908 --> 00:11:49,108
یکم استراحت کن

163
00:11:49,388 --> 00:11:50,189
خانومم

164
00:11:50,429 --> 00:11:52,469
بخاطر من مادرم حسابی چزوندت

165
00:11:52,469 --> 00:11:54,829
کار درست اینه که جان فشانی ات رو جبران کنم

166
00:11:55,469 --> 00:11:56,429
شوهری

167
00:11:56,988 --> 00:11:58,908
فقط وقتی از خونه‌تون دوری
 جرات می‌کنی رو چشمت بذاریم

168
00:11:59,228 --> 00:12:00,549
ولی هربار که مادرت رو میبینی

169
00:12:01,108 --> 00:12:02,469
مثل موشی که گربه دیده ازم دوری می‌کنی

170
00:12:02,628 --> 00:12:03,669
یک طرف مادرمه

171
00:12:04,108 --> 00:12:05,228
یک طرف زنم

172
00:12:05,829 --> 00:12:07,228
هردوتون گربه اید

173
00:12:07,829 --> 00:12:09,189
.من این وسط مثل یک موش گیر افتادم

174
00:12:10,469 --> 00:12:12,148
یک موش مثل عموی سوم

175
00:12:12,349 --> 00:12:13,628
.باید زودتر خونه رو ترک میکرد

176
00:12:13,868 --> 00:12:16,268
اینجوری، کل روز فقط یک گربه باهاش بازی می‌کنه

177
00:12:28,069 --> 00:12:28,868
،شائوشانگ

178
00:12:28,868 --> 00:12:29,908
هوا خیلی گرمه

179
00:12:30,069 --> 00:12:31,069
.بذار برات سایه بگیرم

180
00:12:33,908 --> 00:12:35,669
میخواستم یکم خوراکی برات آماده کنم

181
00:12:36,148 --> 00:12:38,349
ولی با عجله خونه رو ترک کردم
 .فرصتش پیش نیومد

182
00:12:54,988 --> 00:12:55,589
شائوشانگ

183
00:13:04,309 --> 00:13:05,028
...شائوشانگ

184
00:13:14,549 --> 00:13:16,709
تو دوران صلح، گربه ها از موش‌ها بیشترن

185
00:13:18,108 --> 00:13:19,469
...فقط اون پسر مثل منه

186
00:13:19,829 --> 00:13:21,508
مایله که تا همیشه یک گربه بازیش بده

187
00:13:21,589 --> 00:13:22,469
بسه

188
00:13:23,268 --> 00:13:24,829
برو از ارباب جوان لو بپرس

189
00:13:25,069 --> 00:13:26,549
که دقیقا چی میخواد

190
00:13:27,309 --> 00:13:27,949
چشم

191
00:13:31,628 --> 00:13:32,469
خانومم، مواظب باش

192
00:13:34,349 --> 00:13:35,189
ارباب جوان لو

193
00:13:36,429 --> 00:13:37,429
بیاین اینور صحبت کنیم

194
00:13:42,108 --> 00:13:43,908
چند روزیه که دنبالمون کردی

195
00:13:44,469 --> 00:13:45,508
دقیقا چی می‌خوای؟

196
00:13:46,148 --> 00:13:47,069
جناب چنگ

197
00:13:48,148 --> 00:13:50,349
از همون بار اولی که دیدمش
احساس کردم خیلی باهاش صمیمیم

198
00:13:51,549 --> 00:13:53,228
بااینکه الان منو نادیده میگیره

199
00:13:53,709 --> 00:13:54,748
ولی تو قلبم

200
00:13:55,709 --> 00:13:57,228
با همه زن ها فرق داره

201
00:13:58,388 --> 00:13:59,108
جناب چنگ

202
00:13:59,549 --> 00:14:00,228
...بنظرتون

203
00:14:00,829 --> 00:14:01,829
باید چیکار کنم؟

204
00:14:06,228 --> 00:14:07,028
نگران نباش

205
00:14:07,508 --> 00:14:09,669
گفتم عموت دکش کنه

206
00:14:10,709 --> 00:14:11,549
نیائو نیائو

207
00:14:11,549 --> 00:14:13,268
یک کلبه شکار خالی بالای کوه هست

208
00:14:13,508 --> 00:14:16,189
موقعی که ارتش راهپیمایی میکرد
براشون مثل یک اردوگاه موقت بود

209
00:14:16,429 --> 00:14:18,549
میخوای نگاهی بهش بندازی؟

210
00:14:22,868 --> 00:14:23,549
...شائوشانگ

211
00:14:27,028 --> 00:14:28,868
برادر بزرگم اون اوایل به اطراف سفر میکرد

212
00:14:29,028 --> 00:14:30,349
و قبلا از شهر چینگ و شهر هوا دیدن کرده

213
00:14:30,549 --> 00:14:32,189
حتی نقشه زمین اونجا رو کشیده

214
00:14:32,628 --> 00:14:34,669
میدونستم که قراره از اون منطقه رد بشیم

215
00:14:34,908 --> 00:14:36,069
.پس نقشه رو کش رفتم

216
00:14:36,469 --> 00:14:37,748
میتونم راهنمای سفرت باشم

217
00:14:39,028 --> 00:14:41,148
لازم نکرده. نمیخوام جایی برم

218
00:14:58,268 --> 00:14:59,069
شائوشانگ

219
00:14:59,669 --> 00:15:01,189
ارباب جوان لو دوستت داره

220
00:15:01,309 --> 00:15:03,388
و خیلی مواظبته و رو چشماش میذارتت

221
00:15:04,469 --> 00:15:05,949
حالا که نیائو نیائو احساسی بهش نداره

222
00:15:06,108 --> 00:15:07,628
چرا از هوش و استعدادت

223
00:15:07,709 --> 00:15:09,228
برای دک کردنش استفاده نمیکنی؟

224
00:15:09,949 --> 00:15:10,789
متوجهم

225
00:15:11,429 --> 00:15:12,868
.ممنون، عموی سوم

226
00:15:14,108 --> 00:15:14,949
باهام بیا

227
00:15:20,589 --> 00:15:21,349
بشین

228
00:15:30,469 --> 00:15:31,949
اگه در آینده بخوام شوهر کنم

229
00:15:32,469 --> 00:15:33,949
مردی مثل عموی سوم پیدا میکنم

230
00:15:33,949 --> 00:15:35,988
که ملایم، با ملاحظه و مطیعه

231
00:15:36,228 --> 00:15:37,949
و هرچی بگم نه نیاره

232
00:15:38,148 --> 00:15:40,069
و هرکاری بکنم حامی‌ام باشه

233
00:15:40,268 --> 00:15:41,268
آدمی با شخصیت و اخلاق من

234
00:15:41,268 --> 00:15:42,789
.هرگز همسر مطیعی نمیشه

235
00:15:43,148 --> 00:15:44,748
شوهرم باید گوش به فرمانم باشه

236
00:15:46,148 --> 00:15:47,189
...راستش

237
00:15:48,189 --> 00:15:50,748
هیچوقت انتظار نداشتم که با عموی سومت ازدواج کنم

238
00:15:51,549 --> 00:15:52,669
...اونموقع

239
00:15:53,589 --> 00:15:54,829
من با کسی نامزد بودم

240
00:15:55,388 --> 00:15:56,268
...پس

241
00:15:57,189 --> 00:15:58,949
پس، عموی سوم آدم بی حیایی بوده

242
00:16:01,988 --> 00:16:03,388
من و عموت

243
00:16:03,549 --> 00:16:05,549
.هیچوقت کار شرم آوردی انجام ندادیم

244
00:16:06,148 --> 00:16:08,028
نامزدم برای فرار از دردسر

245
00:16:08,268 --> 00:16:09,388
.هفت سال از خونه دور بود

246
00:16:09,829 --> 00:16:11,189
بعدتر، اون افق دیدش رو وسعت داد

247
00:16:11,709 --> 00:16:13,349
و چیزهای مختلفی تو زندگیش تجربه کرد

248
00:16:15,189 --> 00:16:17,228
.اینجوری، نامزدیمون بهم خورد

249
00:16:18,388 --> 00:16:19,228
زن عموی سوم

250
00:16:19,309 --> 00:16:20,228
...نگید که اون نامزدتون

251
00:16:20,669 --> 00:16:22,789
استادِ یوان شان جیان بوده؟

252
00:16:24,589 --> 00:16:26,069
تعجب نداره که گفت براتون پیغام برسونم

253
00:16:26,069 --> 00:16:27,549
"دوست قدیمی مشتاق چند کلمه از توست"

254
00:16:29,028 --> 00:16:29,789
الحق که همینه

255
00:16:30,268 --> 00:16:31,469
وقتی استاد بی عاطفه و بی وفا باشه

256
00:16:31,628 --> 00:16:32,669
.شاگردشم منحرف و دغل بازه

257
00:17:09,309 --> 00:17:10,508
اگه تمرکز نکنی

258
00:17:11,469 --> 00:17:13,228
<font color="#d9a506">(هوانگ فویی)
</font>فقط به خودت صدمه میزنی

259
00:17:13,230 --> 00:17:14,500
<font color="#d9a506">(هوانگ فویی)
</font>

260
00:17:16,309 --> 00:17:17,148
استاد

261
00:17:28,349 --> 00:17:29,268
شان جیان

262
00:17:30,829 --> 00:17:32,469
قرار بود من و تو

263
00:17:32,469 --> 00:17:33,748
با اعلیحضرت همسفر بشیم

264
00:17:35,108 --> 00:17:35,949
...ولی

265
00:17:36,228 --> 00:17:38,028
با بدن ناقص و بیمارم

266
00:17:38,669 --> 00:17:40,429
.فقط میتونم برای بهبود همینجا بمونم

267
00:17:40,949 --> 00:17:42,988
به جای خدمت به اعلیحضرت

268
00:17:43,549 --> 00:17:45,028
اینجا موندی تا مواظبم باشی

269
00:17:46,988 --> 00:17:48,028
حتما ناراحتی

270
00:17:48,469 --> 00:17:50,228
شما که اخلاقم رو میدونین

271
00:17:50,589 --> 00:17:52,268
بیشتر از هرچیزی از سفرهای طولانی

272
00:17:52,549 --> 00:17:53,908
.و راضی نگه داشتن مردم، بیزارم

273
00:17:54,108 --> 00:17:56,069
از موندن پیش شما خوشحالم

274
00:17:56,549 --> 00:17:57,309
بعلاوه

275
00:17:57,709 --> 00:17:59,349
منظره اینجا خیلی چشم‌نوازه

276
00:17:59,589 --> 00:18:00,988
نواختن زیتر و فلوت در اینجا

277
00:18:01,148 --> 00:18:02,069
.احساس آزادی بیشتری میده

278
00:18:06,349 --> 00:18:07,709
...منظره اینجا

279
00:18:09,148 --> 00:18:10,189
واقعا زیباست

280
00:18:11,148 --> 00:18:12,148
از شهر هوا

281
00:18:12,789 --> 00:18:13,789
خیلی دور نیست

282
00:18:14,549 --> 00:18:15,868
شنیدم که چنگ ژی از خاندان چنگ

283
00:18:16,069 --> 00:18:17,949
به عنوان دادرس شهر هوا، به اونجا میره

284
00:18:19,189 --> 00:18:20,189
... بنظرت

285
00:18:20,748 --> 00:18:21,868
... خانوم سانگ

286
00:18:23,709 --> 00:18:25,589
هم باهاش میاد؟

287
00:18:27,349 --> 00:18:28,189
استاد

288
00:18:28,988 --> 00:18:31,508
اون الان همسر جناب چنگه

289
00:18:32,268 --> 00:18:33,309
بنظر من

290
00:18:33,628 --> 00:18:35,868
بهتره اون رو فراموش کنین

291
00:18:36,789 --> 00:18:38,189
.تا کمتر دلتون بشکنه

292
00:18:44,388 --> 00:18:45,709
تا به امروز

293
00:18:45,988 --> 00:18:48,108
.فقط صدای زیتر و فلوت باقی مونده

294
00:18:48,789 --> 00:18:49,589
...مردم

295
00:18:50,829 --> 00:18:52,868
تنها رهگذرانی هستند

296
00:18:54,549 --> 00:18:55,708
که در این دنیای بزرگ

297
00:18:57,628 --> 00:18:59,668
.سفری طولانی می‌پیمایند

298
00:19:24,549 --> 00:19:26,749
زن عموی سوم، برای آدمی که ارزشش رو نداشت

299
00:19:26,989 --> 00:19:28,309
هفت سال از عمرتون تلف شد

300
00:19:29,188 --> 00:19:30,829
هرچی بیشتر فکر میکنم
 بیشتر حس میکنم ضرر بزرگی کردین

301
00:19:33,468 --> 00:19:35,549
اگه بخاطر آدمی که ارزشش رو نداشت
عمرم تلف نمیشد

302
00:19:36,309 --> 00:19:37,509
چطور می‌فهمیدم که

303
00:19:38,229 --> 00:19:39,628
یک نفر هست که بیشتر ارزشش رو داره؟

304
00:19:47,029 --> 00:19:48,188
من اینطور فکر نمی‌کنم

305
00:19:48,428 --> 00:19:49,708
از بچگی بد اقبال بودم

306
00:19:49,868 --> 00:19:51,549
بنابراین، اگه شوهری رو از دست بدم

307
00:19:51,549 --> 00:19:54,188
به این معنا نیست که بتونم بهترش رو گیر بیارم

308
00:19:54,309 --> 00:19:56,029
به محض اینکه کسی که دوستش دارم رو ببینم

309
00:19:56,108 --> 00:19:57,789
محکم میگیرمش

310
00:19:57,789 --> 00:19:59,549
وگرنه، هیچوقت شوهر خوب گیرم نمیاد

311
00:19:59,829 --> 00:20:01,108
...خب، فکر می‌کنی لو یائو

312
00:20:01,589 --> 00:20:03,188
آدمیه که نمیخوای از دستش بدی؟

313
00:20:04,908 --> 00:20:06,468
هنوز خوب نمی‌شناسمش

314
00:20:06,708 --> 00:20:08,908
از کجا بدونم که نمیشه از دستش بدم؟

315
00:20:09,269 --> 00:20:10,749
برای شناخت و درک باید وقت بگذرونیم
و کسب تجربه کنیم

316
00:20:11,069 --> 00:20:12,349
من، چنگ شائوشانگ، اینجوریم

317
00:20:13,069 --> 00:20:14,029
جناب چنگ

318
00:20:14,509 --> 00:20:16,868
شما تونستین با دخترِ باارزش ارباب کوهستان بایلو

319
00:20:17,108 --> 00:20:18,148
.ازدواج کنین

320
00:20:18,989 --> 00:20:20,269
میشه به منم چندتا نصیحت بکنین؟

321
00:20:23,789 --> 00:20:26,749
شونهوا ی من با نیائو نیائو فرق داره

322
00:20:27,309 --> 00:20:28,749
من و تو هم فرق داریم

323
00:20:28,948 --> 00:20:30,948
اگه کورکورانه از من تقلید کنی
نقاط قوت تو از دست میدی

324
00:20:31,628 --> 00:20:34,589
من با استعداد و جذابم

325
00:20:34,589 --> 00:20:36,829
درحالیکه تو سردرگم، گیج و ترسویی

326
00:20:36,829 --> 00:20:38,029
حالا اینا به کنار

327
00:20:38,349 --> 00:20:39,388
مهم اینه که

328
00:20:39,509 --> 00:20:42,069
شونهوا ی عزیزم عاشقمه

329
00:20:42,468 --> 00:20:43,708
...ولی نیائو نیائو احساسی بهت

330
00:20:43,708 --> 00:20:45,388
.شائوشانگ هم در آینده عاشقم میشه

331
00:20:49,269 --> 00:20:51,309
...ارباب جوان لو، تو واقعا

332
00:20:53,309 --> 00:20:55,428
واقعا اعتماد به سقف کاذب داری

333
00:20:55,589 --> 00:20:57,188
.تحت تاثیر قرارم دادی

334
00:20:57,989 --> 00:20:59,829
یکم بیشتر غذا بخور

335
00:21:00,029 --> 00:21:00,989
سیر که شدی

336
00:21:01,509 --> 00:21:02,509
.برگرد خونه‌تون

337
00:21:05,388 --> 00:21:06,188
جناب چنگ

338
00:21:08,789 --> 00:21:10,108
لطفاً به بنده آموزش بدین

339
00:21:13,549 --> 00:21:15,069
اینا چیه کشیدی؟

340
00:21:15,309 --> 00:21:16,868
چرا این اشکال انقدر عجیبن؟

341
00:21:17,029 --> 00:21:18,749
این سازوکارهای تله رو طراحی کردم

342
00:21:19,029 --> 00:21:19,789
ببینین

343
00:21:19,829 --> 00:21:21,789
این سازوکاره و این تله

344
00:21:22,708 --> 00:21:24,029
خوشبختانه، چندتا کتاب نظامی قدیمی

345
00:21:24,029 --> 00:21:25,468
تو ارابه ی عموی سوم بود

346
00:21:25,468 --> 00:21:26,908
وگرنه، تو این سفر طولانی

347
00:21:26,948 --> 00:21:28,108
از بی حوصلگی دق میکردم

348
00:21:29,349 --> 00:21:31,069
مادرت میگه که شبیهش نیستی

349
00:21:31,269 --> 00:21:32,829
ولی من فکر میکنم لنگه هم‌اید

350
00:21:33,428 --> 00:21:35,628
اگه در آینده با یک خاندان نظامی وصلت کنی

351
00:21:35,868 --> 00:21:37,468
میتونی یک ژنرال زن بشی و همراهیش کنی

352
00:21:37,468 --> 00:21:38,269
!نه تروخدا

353
00:21:38,549 --> 00:21:39,668
عمرا با یه ژنرال نظامی ازدواج کنم

354
00:21:39,989 --> 00:21:41,668
کل زندگیم با ترس و هول و ولا میگذره

355
00:21:41,668 --> 00:21:42,749
و یک روز آروم ندارم

356
00:21:43,029 --> 00:21:43,708
تروخدا بهم امون بدین

357
00:21:44,148 --> 00:21:46,708
اما خاندان های علما تو انتخاب عروس سختگیرن

358
00:21:46,989 --> 00:21:48,509
یا باید تو چهار هنر متخصص باشی
<font color="#ffff80">(چهار هنر: خطاطی، نقاشی، شطرنج، ساز چین)</font>

359
00:21:48,708 --> 00:21:49,868
یا حداقل چیزی درموردشون بدونی

360
00:21:50,148 --> 00:21:51,388
...اما تو

361
00:21:54,388 --> 00:21:56,349
زن عمو، پس خوب یادم بدین

362
00:21:56,468 --> 00:21:57,708
ذره ذره یادم بدین

363
00:21:58,069 --> 00:21:58,868
... مثلاً

364
00:21:59,428 --> 00:22:00,428
بیاین با فلوت شروع کنیم

365
00:22:02,388 --> 00:22:03,749
از دست تو

366
00:22:04,989 --> 00:22:06,069
اگه از من بپرسی

367
00:22:06,749 --> 00:22:09,789
شائوشانگ گارد میگیره
...ولی قلبا

368
00:22:10,309 --> 00:22:11,549
خیلی به عشق و محبت نیاز داره

369
00:22:11,549 --> 00:22:12,269
پسرک، اگه بتونی همیشه

370
00:22:12,349 --> 00:22:14,868
...با خلوص باهاش رفتار کنی

371
00:22:16,468 --> 00:22:18,188
می‌تونه احساسش کنه

372
00:22:21,989 --> 00:22:24,908
<font color="#ff80c0">♪خورشید از گوشه ی جنوب شرقی طلوع می‌کند♪</font>

373
00:22:25,069 --> 00:22:29,108
<font color="#ff80c0">♪و بر عمارت چین می‌تابد♪</font>

374
00:22:29,229 --> 00:22:32,069
<font color="#ff80c0">♪در عمارت چین، بانویی زیبا♪</font>

375
00:22:32,229 --> 00:22:36,029
<font color="#ff80c0">♪به اسم لوفو زندگی می‌کند♪</font>

376
00:22:36,349 --> 00:22:39,589
<font color="#ff80c0">♪او عاشق مراقبت از کرم ابریشم♪</font>

377
00:22:39,589 --> 00:22:42,468
<font color="#ff80c0">♪ و چیدن برگ های توت است که در جنوب می روید ♪</font>

378
00:22:42,749 --> 00:22:47,708
<font color="#ff80c0"> با شاخه فلوس به عنوان آویز  ♪
♪ و ربان ابریشمی فیروزه‌ای به عنوان قفس</font>

379
00:22:48,029 --> 00:22:50,789
<font color="#ff80c0">♪گیسوانش را به زیبایی بافته♪</font>

380
00:22:51,069 --> 00:22:55,029
<font color="#ff80c0">♪و مروارید های گوشواره اش مانند ماه می‌درخشند♪</font>

381
00:22:55,309 --> 00:23:00,309
<font color="#ff80c0">♪دامن چین دار زرد رنگ با پیشبند بنفشی برتن کرده♪</font>

382
00:23:00,509 --> 00:23:03,708
<font color="#ff80c0">♪وقتی یک مسافر ناگهان چشمش به او میفتد♪</font>

383
00:23:03,708 --> 00:23:06,789
<font color="#ff80c0">♪بارش را زمین می گذارد و ریشش را نوازش می کند♪</font>

384
00:23:06,868 --> 00:23:09,589
<font color="#ff80c0">♪وقتی پسر جوانی چشمش به او میفتد♪</font>

385
00:23:10,148 --> 00:23:13,549
<font color="#ff80c0">♪کلاهش را برمی‌دارد و به او درود می‌گوید♪</font>

386
00:23:14,388 --> 00:23:18,628
<font color="#ff80c0">حواس کشاورزانی که زمین♪
♪ شخم می‌زنند پرت میشود</font>

387
00:23:18,908 --> 00:23:20,549
کی داره آواز میخونه؟

388
00:23:25,868 --> 00:23:26,789
بانوی جوان

389
00:23:31,388 --> 00:23:32,269
.من آمیائو هستم

390
00:23:32,868 --> 00:23:33,668
به طور غیرمنتظره ای

391
00:23:33,948 --> 00:23:35,349
محافظ‌هایی که مادرم اعزام کرده

392
00:23:35,388 --> 00:23:36,349
نه تنها در هنرهای رزمی ماهرن

393
00:23:36,789 --> 00:23:38,108
بلکه به زیبایی آواز میخونن

394
00:23:39,309 --> 00:23:40,309
مادرت

395
00:23:40,309 --> 00:23:41,789
طبیعتا بهترین‌ها رو برات انتخاب می‌کنه

396
00:23:45,789 --> 00:23:46,668
زن عموی سوم

397
00:23:47,708 --> 00:23:49,589
این زندگی‌ایه که می‌خوام

398
00:23:50,309 --> 00:23:51,789
...فلوت زدن در کوهستان

399
00:23:53,148 --> 00:23:54,349
یک آواز گوش نواز

400
00:23:54,428 --> 00:23:56,509
!و یک زندگی آزادانه. این خیلی عالیه

401
00:24:01,188 --> 00:24:02,029
!نگاه کنین

402
00:24:02,269 --> 00:24:03,628
!چه شاهین بزرگیه

403
00:24:06,148 --> 00:24:08,148
هیچوقت همچین شاهین بزرگی ندیده بودم

404
00:24:08,829 --> 00:24:10,108
بال هاش رو باز می‌کنه و در آسمان اوج میگیره

405
00:24:12,029 --> 00:24:13,148
منم می‌خوام مثل اون باشم

406
00:24:14,349 --> 00:24:15,668
می‌خوام بدون هیچ محدودیتی

407
00:24:16,428 --> 00:24:17,708
تو این دنیای گسترده زندگی کنم

408
00:24:17,989 --> 00:24:19,229
.و تو آسمون اوج بگیرم

409
00:24:23,868 --> 00:24:24,749
... در آینده

410
00:24:25,549 --> 00:24:26,789
چیزهای بیشتری خواهی دید

411
00:24:55,069 --> 00:24:55,948
عموی سوم

412
00:24:56,188 --> 00:24:57,989
گذاشتم مسیر رو تغییر بدی

413
00:24:58,069 --> 00:25:00,108
تا تو شهر چینگ دوستت رو ملاقات کنی

414
00:25:00,188 --> 00:25:01,269
اما چرا دروغ گفتی

415
00:25:01,468 --> 00:25:03,269
که شهر چینگ خیلی پرشوره؟

416
00:25:03,549 --> 00:25:04,509
اینطور که بنظر میاد

417
00:25:05,188 --> 00:25:06,229
خیلیم متروکه

418
00:25:06,708 --> 00:25:08,229
حتی اگه یک پرنده پرواز کنه

419
00:25:08,269 --> 00:25:09,708
میشه به وضوح دیدش

420
00:25:13,868 --> 00:25:14,589
نه، عجیبه

421
00:25:15,029 --> 00:25:15,989
یه جای کار میلنگه

422
00:25:16,509 --> 00:25:17,229
خانومم

423
00:25:17,349 --> 00:25:18,509
با نیائو نیائو سوار ارابه شو

424
00:25:18,509 --> 00:25:19,589
و مستقیما به شهر هوا برید

425
00:25:19,589 --> 00:25:21,749
تو چی؟ تنهایی وارد شهر میشی؟

426
00:25:22,029 --> 00:25:23,269
میترسم اتفاق بدی تو شهر چینگ افتاده باشه

427
00:25:23,269 --> 00:25:24,309
باید برم سر و گوشی آب بدم

428
00:25:24,749 --> 00:25:25,589
نمیشه

429
00:25:26,188 --> 00:25:27,229
پس منم باهات میام

430
00:25:27,468 --> 00:25:28,229
خانومم

431
00:25:28,948 --> 00:25:30,668
اگه داخل شهر امن بود، میتونین بیاین

432
00:25:30,668 --> 00:25:31,229
ولی اگه اتفاق بدی افتاده باشه

433
00:25:31,229 --> 00:25:33,108
با همراهان کمتر راحت تر میتونم برگردم

434
00:25:33,708 --> 00:25:35,749
فقط یک ملازم با خودم میبرم

435
00:25:35,749 --> 00:25:37,148
تا راحت تر وارد عمل بشم

436
00:25:37,468 --> 00:25:38,708
بقیه ملازم ها و محافظ های زن

437
00:25:38,708 --> 00:25:39,829
میمونن تا ازتون مراقبت کنن

438
00:25:41,749 --> 00:25:42,948
فو دنگ، اسب رو آماده کن

439
00:25:43,549 --> 00:25:44,269
چشم

440
00:25:45,509 --> 00:25:46,989
جناب چنگ، نگران نباشین

441
00:25:47,148 --> 00:25:48,509
خانوم سانگ و شائوشانگ رو به من بسپارین

442
00:25:48,829 --> 00:25:50,269
با جونم ازشون محافظت میکنم

443
00:25:50,749 --> 00:25:51,668
.و در امان نگهشون میدارم

444
00:25:53,468 --> 00:25:54,468
متشکرم، ارباب جوان لو

445
00:25:55,349 --> 00:25:56,269
عموی سوم

446
00:25:57,468 --> 00:25:57,708
... اما

447
00:25:57,708 --> 00:25:58,989
نیائو نیائو، حرف زدن بسه

448
00:25:58,989 --> 00:26:01,029
به حرف زن عموی سومت گوش بده

449
00:26:01,549 --> 00:26:02,428
و اینور و اونور پرسه نزن

450
00:26:02,589 --> 00:26:03,029
...من فکر میکنم

451
00:26:03,029 --> 00:26:03,868
شونهوا

452
00:26:04,269 --> 00:26:06,388
نگران نباش، نترس

453
00:26:06,628 --> 00:26:08,868
فقط میرم تا از نزدیک بررسی کنم

454
00:26:08,989 --> 00:26:10,989
اگه مشکلی بود، وارد شهر نمیشم

455
00:26:11,108 --> 00:26:12,269
پس احتیاط کن

456
00:26:19,069 --> 00:26:19,989
عموی سوم

457
00:26:56,829 --> 00:26:58,708
اگه خیلی نگران اید

458
00:26:58,989 --> 00:27:00,428
میتونیم برگردیم

459
00:27:00,908 --> 00:27:02,388
.و با عموی سوم وارد شهر چینگ بشیم

460
00:27:02,789 --> 00:27:04,108
پدر بهم گفته

461
00:27:04,188 --> 00:27:06,589
که عموی سوم از بچگی مورد رحمت خدا قرار داشته

462
00:27:06,789 --> 00:27:08,108
و اقبال و طالع خیلی خوبی داره

463
00:27:08,229 --> 00:27:09,229
ولی من نه

464
00:27:09,908 --> 00:27:11,829
.از لحظه تولدم بداقبال بودم

465
00:27:11,908 --> 00:27:13,148
برای همین، حس می‌کنم

466
00:27:13,428 --> 00:27:14,628
شاید همراهی کردن عموی سوم

467
00:27:15,148 --> 00:27:16,229
.امن تر باشه

468
00:27:17,989 --> 00:27:19,188
انقدر مزخرف نگو

469
00:27:19,868 --> 00:27:20,908
شائوشانگ، نترس

470
00:27:21,309 --> 00:27:23,309
.ارابه سلطنتیِ امپراتور از این مسیر رد میشه

471
00:27:23,589 --> 00:27:25,428
و نگهبانان دلیر یولین همراهشونن

472
00:27:25,908 --> 00:27:27,468
بعلاوه، نگهبانان زره مشکیِ ژنرال لینگ هم باهاشونن

473
00:27:27,868 --> 00:27:29,589
حتی اگه این دور و اطراف راهزنی باشه

474
00:27:29,589 --> 00:27:30,948
.جرات نمیکنن بهمون حمله کنن

475
00:27:31,108 --> 00:27:32,708
از طرفی، به جناب چنگ قول دادم

476
00:27:32,708 --> 00:27:33,708
که با جونم ازتون مراقبت کنم

477
00:27:33,708 --> 00:27:34,908
.و با امنیت به شهر هوا برسونمتون

478
00:27:37,349 --> 00:27:38,509
لینگ بویی؟

479
00:27:40,069 --> 00:27:41,989
چرا اون مردک شوم این اطرافه؟

480
00:27:56,029 --> 00:27:56,708
!آمیائو

481
00:28:09,509 --> 00:28:10,388
میرم ببینم چخبره

482
00:28:17,708 --> 00:28:20,069
اینا رد پای اسب های نظامیه

483
00:28:20,069 --> 00:28:22,628
قاعدتا، نباید تو محل دور افتاده ای
.مثل اینجا پدید بیان

484
00:28:57,148 --> 00:28:57,868
!لعنتی

485
00:28:58,428 --> 00:28:59,148
فو دنگ

486
00:28:59,229 --> 00:28:59,948
باید برگردیم

487
00:29:00,188 --> 00:29:00,989
و از مسیر متفاوتی بریم

488
00:29:33,388 --> 00:29:34,349
!زن عموی سوم

489
00:29:34,829 --> 00:29:35,388
!خانوم سانگ

490
00:29:35,388 --> 00:29:36,309
!زن عموی سوم

491
00:29:36,908 --> 00:29:37,108
!خانوم سانگ

492
00:29:37,108 --> 00:29:37,668
!زن عموی سوم

493
00:29:37,668 --> 00:29:38,349
...نیائو نیائو

494
00:29:38,349 --> 00:29:39,388
!زن عموی سوم

495
00:29:41,829 --> 00:29:42,829
!از خانوم سانگ محافظت کنین

496
00:29:45,549 --> 00:29:46,309
!حمله

497
00:30:14,148 --> 00:30:14,989
بانوی جوان

498
00:30:15,148 --> 00:30:16,069
کلکشون رو کندیم

499
00:30:18,829 --> 00:30:19,628
شائوشانگ

500
00:30:19,628 --> 00:30:20,948
مقداری گیاه دارویی از خونه آوردم

501
00:30:21,188 --> 00:30:22,948
چطوره ازشون برای درمان خانوم سانگ استفاده کنیم؟

502
00:30:23,708 --> 00:30:24,708
ممنونم ارباب جوان لو

503
00:30:24,989 --> 00:30:26,309
ولی این محل امن نیست

504
00:30:26,589 --> 00:30:27,428
نگرانم که

505
00:30:27,428 --> 00:30:29,428
این فقط یک گروه کوچیک راهزن‌ها باشه

506
00:30:29,589 --> 00:30:31,188
و گروه بزرگتری تو راه باشن

507
00:30:31,589 --> 00:30:32,509
اینجا یک فضای بازه

508
00:30:32,589 --> 00:30:33,829
اگه اینجا بمونیم

509
00:30:33,908 --> 00:30:35,188
از دو طرف بهمون حمله میکنن

510
00:30:35,589 --> 00:30:37,029
.پس باید هرچه زودتر از اینجا بریم

511
00:30:37,589 --> 00:30:38,628
ارباب جوان لو

512
00:30:38,789 --> 00:30:40,749
گفتی که برادر بزرگتر بهت یک نقشه داده

513
00:30:40,749 --> 00:30:42,108
که جاده کوهستانی اطراف رو‌ نشون میده

514
00:30:42,108 --> 00:30:43,148
میتونی بدی ببینمش؟

515
00:30:58,029 --> 00:30:58,908
تعدادمون کمه

516
00:30:58,908 --> 00:31:00,188
میترسم مقابله کردن باهاشون سخت باشه

517
00:31:00,188 --> 00:31:01,069
ارباب جوان لو

518
00:31:01,069 --> 00:31:02,589
لطفا برای درخواست کمک به نزدیکترین دادرسی برو

519
00:31:02,708 --> 00:31:03,428
خیلی خوب

520
00:31:06,349 --> 00:31:06,628
...آمیائو

521
00:31:06,628 --> 00:31:07,428
نمیشه

522
00:31:08,269 --> 00:31:10,269
به جناب چنگ قول دادم با جونم ازتون محافظت کنم

523
00:31:10,269 --> 00:31:11,628
نمیتونم تنها بذارمتون

524
00:31:11,789 --> 00:31:12,628
بعدشم

525
00:31:12,829 --> 00:31:13,668
اگه بنا به مرگ باشه

526
00:31:13,708 --> 00:31:14,749
می‌خوام باهات بمیرم

527
00:31:14,749 --> 00:31:15,829
کسی قرار نیست بمیره

528
00:31:15,829 --> 00:31:16,948
من که نمیخوام بمیرم

529
00:31:17,908 --> 00:31:19,549
فقط چون مهارت اسب سواریت بهتره

530
00:31:19,549 --> 00:31:20,829
خواستم نیروی پشتیبان بیاری

531
00:31:20,868 --> 00:31:21,428
...من

532
00:31:21,428 --> 00:31:22,229
فقط یک کلمه بگو

533
00:31:22,309 --> 00:31:23,428
میری یا نه؟

534
00:31:23,509 --> 00:31:24,948
منظورم این نبود، شائوشانگ

535
00:31:25,668 --> 00:31:26,428
میرم

536
00:31:26,509 --> 00:31:27,468
ولی بهم قول بده

537
00:31:27,708 --> 00:31:28,789
که بی پروا حرکتی نکنی

538
00:31:28,789 --> 00:31:29,708
خیلی احتیاط کن

539
00:31:30,509 --> 00:31:31,829
اگه نیروی پشتیبان به موقع برسه

540
00:31:32,468 --> 00:31:33,789
.بی پروا حرکتی نمیکنم

541
00:31:37,628 --> 00:31:38,628
!برو دیگه

542
00:31:41,589 --> 00:31:42,908
آمیائو، این داروئه

543
00:31:43,108 --> 00:31:44,428
کمک کن زن عموی سوم تو‌ ارابه بشینه

544
00:31:44,428 --> 00:31:45,509
و بعد دارو رو براش استعمال کن

545
00:31:45,589 --> 00:31:47,428
همچنین، همه دخترا رو سوار ارابه کن

546
00:31:47,428 --> 00:31:48,628
..اگه ارابه ظرفیت همه رو نداشت

547
00:31:48,749 --> 00:31:49,908
کیف و وسایل رو بریزین بیرون

548
00:31:49,948 --> 00:31:50,509
... اما

549
00:31:50,509 --> 00:31:52,029
اونا رو ژنرال براتون آماده کردن

550
00:31:52,029 --> 00:31:53,349
وسایل مهمتره یا زندگی آدما؟

551
00:31:53,549 --> 00:31:54,229
!اطاعت میکنم

552
00:31:56,468 --> 00:31:57,309
زن عموی سوم

553
00:31:58,188 --> 00:31:59,029
زن عموی سوم

554
00:32:00,868 --> 00:32:01,948
خیلی احتیاط کنین

555
00:32:05,428 --> 00:32:06,188
فو دنگ

556
00:32:06,188 --> 00:32:06,908
اسب رو آماده کن

557
00:32:06,948 --> 00:32:07,708
چشم

558
00:32:15,980 --> 00:32:19,060
<font color="#ff8080">(کوه جی، کوه فو، شیاچیائو، تای ژو)</font>

559
00:32:34,509 --> 00:32:35,269
بانوی جوان

560
00:32:35,269 --> 00:32:36,428
باید کدوم طرفی بریم؟

561
00:32:38,029 --> 00:32:39,229
عموی سوم گفته بود

562
00:32:39,509 --> 00:32:40,708
یک کلبه شکار این اطرافه

563
00:32:41,029 --> 00:32:42,468
میتونیم تو کلبه شکار پناه بگیریم

564
00:32:42,589 --> 00:32:43,349
بسیار خوب

565
00:32:47,428 --> 00:32:48,829
<i>یک اسب خوب احساسات انسان رو می‌فهمه</i>

566
00:32:49,749 --> 00:32:50,708
<i>اگه ازش بترسی</i>

567
00:32:51,269 --> 00:32:52,188
<i>.اذیتت میکنه</i>

568
00:32:53,108 --> 00:32:54,188
<i>اگه سرسخت باشی</i>

569
00:32:54,589 --> 00:32:55,829
<i>.اون ازت میترسه</i>

570
00:33:47,029 --> 00:33:48,108
چرا انقدر کند هستین؟

571
00:33:48,148 --> 00:33:48,908
بانوی جوان

572
00:33:48,908 --> 00:33:50,668
ارابه سنیگنه، اسب توان نداره

573
00:33:50,668 --> 00:33:52,188
پس همه وسایل رو بریزین پایین

574
00:33:52,468 --> 00:33:53,908
همه مراقب خودتون باشین

575
00:33:54,069 --> 00:33:55,069
!کسی حق مردن نداره

576
00:33:55,069 --> 00:33:55,908
!چشم

577
00:34:26,428 --> 00:34:27,309
زن عموی سوم

578
00:34:29,589 --> 00:34:30,468
مواظب باشین

579
00:34:37,349 --> 00:34:38,749
خوشبختانه بانوی جوان دستور دادن

580
00:34:38,749 --> 00:34:40,069
که وسایل رو بریزیم دور

581
00:34:40,468 --> 00:34:41,948
اون راهزن‌ها فقط دنبال پولن

582
00:34:42,269 --> 00:34:43,628
بخاطر همین تونستیم فرار کنیم

583
00:34:44,269 --> 00:34:45,549
فکر کنم بعد از بدست آوردن پول‌ها

584
00:34:45,948 --> 00:34:47,589
دیگه دنبالمون نیان

585
00:34:48,069 --> 00:34:50,108
ای کاش فقط دنبال پول و وسایل باشن

586
00:34:50,868 --> 00:34:52,349
اگه انگیزه دیگه ای داشته باشن بد میشه

587
00:34:52,789 --> 00:34:54,549
باید بیشتر احتیاط کنیم

588
00:34:55,589 --> 00:34:56,349
فو دنگ

589
00:34:56,428 --> 00:34:58,029
فورا با بقیه افراد بامبو جمع کن

590
00:34:58,029 --> 00:34:59,589
و طبق راهنمای من کاروساز رو بسازین

591
00:34:59,589 --> 00:35:00,349
بجنب

592
00:35:00,349 --> 00:35:00,989
چشم

593
00:35:04,509 --> 00:35:05,229
بیاین

594
00:35:05,668 --> 00:35:06,549
بانوی جوان

595
00:35:06,549 --> 00:35:07,829
یه سری وسیله داخل خونه هست

596
00:35:07,829 --> 00:35:08,868
ببینین قابل استفاده هستن یا نه

597
00:35:26,148 --> 00:35:26,948
قابل استفاده اند

598
00:35:27,468 --> 00:35:28,309
.همشون بدرد میخورن

599
00:35:57,829 --> 00:35:58,749
بانوی جوان

600
00:35:58,988 --> 00:36:00,028
اگه واقعا بیان

601
00:36:00,028 --> 00:36:01,789
ساختار دفاعی ما می‌تونه جلوشونو بگیره؟

602
00:36:03,908 --> 00:36:05,309
هرچقدر بتونیم معطل شون‌ میکنیم

603
00:36:05,908 --> 00:36:07,428
اگه بتونیم تا قبل از رسیدن نیروی پشتیبان دوام بیاریم

604
00:36:08,428 --> 00:36:09,669
جون سالم به در می‌بریم

605
00:36:13,468 --> 00:36:14,349
...نیائو نیائو

606
00:36:14,749 --> 00:36:16,189
چرا این جلو‌ وایستای؟

607
00:36:16,468 --> 00:36:17,669
اینجا خیلی خطرناکه

608
00:36:17,669 --> 00:36:19,109
اگه سروکله راهزن‌ها پیدا بشه چی؟

609
00:36:19,349 --> 00:36:20,468
زن عموی سوم، چرا تا اینجا اومدین؟

610
00:36:20,468 --> 00:36:21,508
اینجا خطرناکه

611
00:36:22,269 --> 00:36:23,309
نگران بودم

612
00:36:23,789 --> 00:36:25,588
سفر خطرناکیه

613
00:36:26,428 --> 00:36:28,068
نمی‌دونم عموت چطوره

614
00:36:29,669 --> 00:36:30,669
اگه میدونستم اینطور میشه

615
00:36:31,028 --> 00:36:32,669
قبول نمی‌کردم که

616
00:36:32,829 --> 00:36:34,028
به جای اینکه مستقیم به شهر هوا بریم

617
00:36:34,028 --> 00:36:35,709
به سمت شهر چینگ بپیچه

618
00:36:35,868 --> 00:36:37,309
فکر کنم دلیل بسته بودن دروازه شهر چینگ

619
00:36:38,068 --> 00:36:39,948
اینه که از ناامن بودن بیرون خبر دارن

620
00:36:40,309 --> 00:36:41,189
برای محافظت از خودشون دروازه رو بستن

621
00:36:41,988 --> 00:36:44,028
عموی سوم تو شهره

622
00:36:44,548 --> 00:36:45,988
و جاش امنه

623
00:36:46,269 --> 00:36:47,109
...حالا

624
00:36:48,269 --> 00:36:50,068
.بهتره نگران خودمون باشیم

625
00:37:19,149 --> 00:37:19,829
بانوی جوان

626
00:37:20,028 --> 00:37:21,189
عده زیادی اومدن

627
00:37:48,829 --> 00:37:49,548
!به پیش

628
00:38:31,388 --> 00:38:32,229
از اسب پیاده بشین

629
00:38:40,948 --> 00:38:41,789
!تیرها رو رها کنید

630
00:39:08,428 --> 00:39:10,149
از همه تله ها استفاده کردیم، بانوی جوان

631
00:39:28,749 --> 00:39:29,868
!هرکس جلو بیاد میمیره

632
00:39:30,428 --> 00:39:31,988
!باید ببینم کی اول میمیره

633
00:39:44,829 --> 00:39:45,789
!بانوی جوان، مواظب باشین

634
00:39:58,229 --> 00:39:58,868
!آمیائو

635
00:39:58,868 --> 00:40:00,269
!ولم کن

636
00:40:00,269 --> 00:40:01,309
!اونا از قبل تجهیز شدن

637
00:40:01,309 --> 00:40:01,948
!عقب نشینی میکنیم

638
00:40:45,428 --> 00:40:46,189
نیائو نیائو

639
00:40:46,948 --> 00:40:48,309
اگه تا رسیدن نیروی پشتیبان

640
00:40:48,709 --> 00:40:49,669
تحمل کنیم

641
00:40:50,669 --> 00:40:52,068
میتونیم انتقام آمیائو رو بگیریم

642
00:40:53,149 --> 00:40:54,629
اونا آمیائو رو اسیر کردن

643
00:40:56,988 --> 00:40:59,309
تا منو مجبور به تسلیم شدن بکنن

644
00:41:01,229 --> 00:41:03,149
نمیکشنش، نه؟

645
00:41:18,548 --> 00:41:19,428
امروز

646
00:41:20,068 --> 00:41:21,829
عملکردت خیلی خوب بود

647
00:41:22,749 --> 00:41:24,988
بخاطر آمیائو خودتو سرزنش نکن

648
00:41:25,309 --> 00:41:27,028
...حتی اگه عموی سومت اینجا بود

649
00:41:28,068 --> 00:41:29,508
.ممکن بود از پسش برنیاد

650
00:41:41,149 --> 00:41:42,189
...وقتی مادرم

651
00:41:43,548 --> 00:41:45,269
همراه پدرم راهی میدون جنگ شد

652
00:41:47,669 --> 00:41:50,068
با همچین شرایطی مواجهه شدن؟

653
00:41:52,309 --> 00:41:54,189
زندگی خودشون به یک مو بند بود

654
00:41:54,789 --> 00:41:55,868
و اطرافیانشون

655
00:41:57,508 --> 00:41:58,988
.ممکن بود هر لحظه کشته بشن

656
00:41:59,829 --> 00:42:01,068
...تو روزگار نابسامان

657
00:42:02,548 --> 00:42:03,789
آدما به جون همدیگه اهمیت چندانی نمیدن

658
00:42:04,868 --> 00:42:06,468
برای محافظت از خودشون

659
00:42:07,629 --> 00:42:09,309
برای محافظت از صدها مردم روستا

660
00:42:10,149 --> 00:42:11,948
و برای محافظت از هزاران مردم کشور

661
00:42:13,028 --> 00:42:14,789
...و ارزشمند دونستنِ زندگی مردم

662
00:42:16,829 --> 00:42:18,709
پدر و مادرت اون سال تو رو رها کردن

663
00:42:18,709 --> 00:42:19,868
.و با عجله برای محافظت از شهر گو راهی شدن

664
00:42:21,629 --> 00:42:23,709
مسئولیت سنگینِ خاتمه دادن به نابسامانی

665
00:42:24,829 --> 00:42:26,428
.رو دوششون بود

666
00:42:42,988 --> 00:42:44,508
بانوی جوان، همون‌طور که انتظار داشتین

667
00:42:44,669 --> 00:42:45,588
به منطقه حمله گروه پیشاهنگ‌شون‌ رفتم

668
00:42:45,709 --> 00:42:47,948
.همه هم‌رزم‌های مجروحشون رو نجات دادن

669
00:42:55,189 --> 00:42:56,149
...اون راهزن‌ها

670
00:42:58,028 --> 00:42:59,548
به طور منظمی حمله و عقب‌نشینی کردن

671
00:43:00,868 --> 00:43:02,468
اصلا شبیه راهزنی‌ها نیستن

672
00:43:03,948 --> 00:43:05,789
وسایل ارزشمند رو تو راه ول کردیم

673
00:43:07,068 --> 00:43:08,508
چرا بازم دنبالمونن؟

674
00:43:09,548 --> 00:43:10,669
اونا راهزن نیستن

675
00:43:13,709 --> 00:43:14,669
.بلکه سربازن

676
00:43:15,149 --> 00:43:16,109
اگه سربازن

677
00:43:16,908 --> 00:43:18,588
چرا میخوان من و تو رو بکشن؟

678
00:43:20,428 --> 00:43:22,068
<i>این مسئله به پرونده داییِ پدرت
.درمورد سرقت اسلحه مربوطه</i>

679
00:43:22,149 --> 00:43:24,309
<i>اون دسته اسلحه ها ممکنه به شو منتقل شده باشن</i>

680
00:43:24,548 --> 00:43:26,709
<i>وقتی اعلیحضرت از این موضوع مطلع شدن
تصمیم به مسافرت به غرب رو گرفتن</i>

681
00:43:31,269 --> 00:43:32,908
یادمه لینگ بویی بهم گفت

682
00:43:34,109 --> 00:43:35,789
که اسلحه های پرونده سرقت اسلحه
که دایی بزرگ درگیرشه

683
00:43:36,189 --> 00:43:37,309
.ممکنه به شو منتقل شده باشن

684
00:43:37,548 --> 00:43:38,988
شو سالها تسلیم ما بوده

685
00:43:39,388 --> 00:43:40,388
حالا که دارن اسلحه جمع میکنن

686
00:43:40,908 --> 00:43:42,109
حتما برنامه شورش دارن

687
00:43:43,028 --> 00:43:44,868
الان اعلیحضرت به غرب سفر میکنن

688
00:43:44,988 --> 00:43:47,028
اونا ترجیح میدن یا اینکارو انجام بدن
یا کلا بیخیالش بشن

689
00:43:47,349 --> 00:43:48,669
قصد دارن اعلیحضرت رو ترور کنن

690
00:43:49,028 --> 00:43:50,388
فکر کنم وقتی تو مسیر

691
00:43:50,388 --> 00:43:52,109
به گروه پیشاهنگ‌شون برخوردیم

692
00:43:52,349 --> 00:43:53,789
برای اینکه نقشه‌شون‌ لو نره

693
00:43:55,028 --> 00:43:56,428
.میخوان با کشتن ما ساکتمون کنن

694
00:43:56,506 --> 00:44:33,094
<font color=#d26900>= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

695
00:44:33,094 --> 00:44:40,133
<font color=#ffc2a6>♪ فانوس دریایی برف سپید را پخش زمین کرده است ♪</font>

696
00:44:41,934 --> 00:44:45,495
<font color=#ffc2a6>♪ زخم هایی که از گذشته برجا مانده اند را ♪</font>

697
00:44:45,495 --> 00:44:49,610
<font color=#ffc2a6>♪ با عطوفت نوازش کرده ام ♪</font>

698
00:44:50,694 --> 00:44:58,014
<font color=#ffc2a6>♪ پشتت به نور است و کهکشان در چشمانت ♪</font>

699
00:44:59,453 --> 00:45:02,927
<font color=#ffc2a6>♪ آهنگی نجوا می کنم ♪</font>

700
00:45:02,927 --> 00:45:06,933
<font color=#ffc2a6>♪ ماه و خورشید نیز آن را زمزمه می کنند ♪</font>

701
00:45:07,574 --> 00:45:11,333
<font color=#ffc2a6>♪ نوری که میان ابروهای توست ♪</font>

702
00:45:11,934 --> 00:45:15,813
<font color=#ffc2a6>♪ توسط این روزگارِ دنیوی خاموش و از نو احیا شد ♪</font>

703
00:45:16,594 --> 00:45:23,934
<font color=#ffc2a6>♪ فلک، کوهستان و اقیانوس را برای چه کسی بهم زنم؟ ♪</font>

704
00:45:25,934 --> 00:45:29,913
<font color=#ffc2a6>♪ هنگامی که در دریای آبی چشم می گشودم ♪</font>

705
00:45:29,913 --> 00:45:34,155
<font color=#ffc2a6> لوح های یادبود سنگی ♪
 ♪ همچو رشته کوه صف کشیده بودند</font>

706
00:45:34,494 --> 00:45:38,812
<font color=#ffc2a6>♪ زیر فانوس، نکوهش ها به سمتم حجوم می آوردند ♪</font>

707
00:45:38,842 --> 00:45:43,071
<font color=#ffc2a6>♪ درِ باریک نمیتوانست احساساتم را در خود نگه دارد ♪</font>

708
00:45:43,533 --> 00:45:47,629
<font color=#ffc2a6>♪ همانطور که رویای آینده را میبینیم ♪</font>

709
00:45:47,629 --> 00:45:51,946
<font color=#ffc2a6> درمورد پستی ها و بلندی های ♪
 ♪ این زندگی فانی هم صحبت میشویم </font>

710
00:45:52,214 --> 00:45:55,893
<font color=#ffc2a6>♪ من و توی فانی در آینده ♪</font>

711
00:45:56,253 --> 00:46:07,113
<font color=#ffc2a6> با خلوص و شرافتمان ♪
 ♪ به دریای ستارگان روشنایی خواهیم بخشید </font>

712
00:46:09,453 --> 00:46:15,754
<font color=#ffc2a6>♪ خلوص و شرافت ما ♪</font>

713
00:46:15,777 --> 00:46:20,941
<font color=#d26900>= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

