﻿1
00:00:00,000 --> 00:01:37,100
<font color=#d26900>= تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند  =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

2
00:01:37,120 --> 00:01:42,600
<font color="#f2ce00">=</font> <font color="#c4a600">عشقی مانند کهکشان </font><font color="#f2ce00">=</font>

3
00:01:43,180 --> 00:01:46,380
<font color="#f2ce00">≡</font> <font color="#fbd600">قسمت سیزدهم </font><font color="#f2ce00">≡</font>

4
00:01:51,140 --> 00:01:58,100
<font color="#ff8080">(دادرسی شهر هوا)</font>

5
00:01:59,133 --> 00:01:59,852
...شما

6
00:02:00,533 --> 00:02:02,772
من دادرس جدید شهر هوا، چنگ ژی هستم

7
00:02:02,973 --> 00:02:03,613
میشه بدونم

8
00:02:03,732 --> 00:02:05,533
افسر پیر چنگ اینجان؟

9
00:02:05,533 --> 00:02:07,732
...افسر پیر... افسر پیر چنگ

10
00:02:07,892 --> 00:02:08,453
...ایشون

11
00:02:08,453 --> 00:02:09,212
چش شده؟

12
00:02:09,732 --> 00:02:12,053
ایشون و نوادگانشون
 .در راه دفاع از شهر شهید شدن

13
00:02:17,053 --> 00:02:17,933
کمکم کن برم داخل

14
00:02:26,900 --> 00:02:30,740
<font color="#ff8080">(دربار زوبی)</font>

15
00:02:36,613 --> 00:02:38,173
ژنرال، زخمتون چرک کرده

16
00:02:38,252 --> 00:02:39,812
باید درد رو تحمل کنین

17
00:02:39,933 --> 00:02:42,372
باید اول گرفتگی جریان خون رو به اتمام برسونم

18
00:02:42,533 --> 00:02:44,173
.و گوشت های مرده رو بتراشم

19
00:02:51,973 --> 00:02:53,252
ژنرال، نترسین

20
00:02:53,533 --> 00:02:54,332
یالا

21
00:03:02,812 --> 00:03:03,613
اعلیحضرت

22
00:03:04,653 --> 00:03:06,133
زخمم بی ریخته

23
00:03:06,892 --> 00:03:07,732
... چطوره

24
00:03:08,372 --> 00:03:09,453
ابتدا کنار باایستین؟

25
00:03:09,453 --> 00:03:10,332
!زهرمار

26
00:03:10,772 --> 00:03:11,852
چیزیم هست که تو دنیا ندیده باشم؟

27
00:03:13,980 --> 00:03:17,700
<font color="#e3a209">(امپراتور ون)</font>

28
00:03:23,772 --> 00:03:25,332
الان فهمیدی که بشدت مجروحی

29
00:03:25,933 --> 00:03:26,933
،اگه یک روز دیگه معطل میکردی

30
00:03:26,933 --> 00:03:27,772
نه تنها بازوت

31
00:03:27,772 --> 00:03:29,173
بلکه جونتم از دست میدادی

32
00:03:29,573 --> 00:03:30,812
قبلا بهت گفته بودم

33
00:03:30,973 --> 00:03:33,133
که زن بگیر و تشکیل خانواده بده

34
00:03:33,332 --> 00:03:34,613
!کل روزت شده بکش بکش

35
00:03:34,692 --> 00:03:35,493
آخر سر

36
00:03:35,493 --> 00:03:36,933
هیچکسی رو نخواهی داشت
 که مراسم ختم برات برگزار کنه

37
00:03:36,933 --> 00:03:38,692
!هیچکس واست پرچم سفید ختم آویزون نمیکنه

38
00:03:41,453 --> 00:03:43,332
اعلیحضرت، اگه بازم میخواین مثل ۴ سال پیش

39
00:03:44,093 --> 00:03:45,732
...مجبورم کنین که با شاهدخت یوچانگ ازدواج کنم

40
00:03:46,493 --> 00:03:47,692
.دوباره راهی جنگ میشم

41
00:03:48,732 --> 00:03:50,812
،حتی اگه مجبور باشم به قلمرو بربرها حمله کنم

42
00:03:51,053 --> 00:03:52,852
همونجا خودمو قربونی می‌کنم

43
00:03:53,372 --> 00:03:54,212
اینجوری

44
00:03:54,772 --> 00:03:56,653
دیگه بابت این موضوع نگران نخواهید بود

45
00:03:56,653 --> 00:03:59,453
!پسرک‌ احمق

46
00:04:00,173 --> 00:04:01,812
باز این حرفای احمقانه رو تحویلم میدی

47
00:04:04,973 --> 00:04:05,892
با شما دوتا هم هستم

48
00:04:07,252 --> 00:04:08,053
!بی مصرفا

49
00:04:08,973 --> 00:04:10,453
ژنرالتون به شدت مجروح شده بود

50
00:04:10,973 --> 00:04:12,453
کور بودین یا افلیج بودین؟

51
00:04:12,852 --> 00:04:14,292
چرا زودتر برنگشتین

52
00:04:14,292 --> 00:04:15,173
تا تحت درمان قرار بگیره؟

53
00:04:15,292 --> 00:04:17,013
اعلیحضرت، باید منو بخاطر این موضوع مقصر بدونین

54
00:04:17,252 --> 00:04:18,653
.نباید از دستورات نظامی سرپیچی کرد

55
00:04:19,173 --> 00:04:20,013
... بنابراین اونا

56
00:04:20,653 --> 00:04:21,613
.که سرپیچی کنن

57
00:04:21,692 --> 00:04:24,053
بخاطر اینکه دلم نمیاد سرزنشت کنم

58
00:04:24,173 --> 00:04:25,493
.بی پروا نباش

59
00:04:26,013 --> 00:04:28,332
مثل پسر خودم بزرگت کردم

60
00:04:28,812 --> 00:04:30,252
اصلا مراقب سلامتیت نیستی

61
00:04:31,292 --> 00:04:32,772
دقیقا میخوای چیکار کنی؟

62
00:04:33,973 --> 00:04:35,332
نمیشه آرومتر کارتو بکنی؟

63
00:04:35,493 --> 00:04:36,252
چشم اعلیحضرت

64
00:04:36,252 --> 00:04:37,093
عیب نداره

65
00:04:38,212 --> 00:04:39,053
.ادامه بده

66
00:04:43,772 --> 00:04:44,892
من و دایی ات

67
00:04:45,573 --> 00:04:47,093
برادرهای نزدیکی بودیم

68
00:04:47,093 --> 00:04:47,933
از بچگی

69
00:04:48,053 --> 00:04:50,292
باهم خوردیم، باهم زندگی کردیم، بزرگ شدیم

70
00:04:51,533 --> 00:04:53,852
بخاطر وطنش

71
00:04:54,252 --> 00:04:56,173
خودش و خانواده‌اش فدا شدن

72
00:04:56,653 --> 00:04:59,212
دل شکسته بودم و خودمو سرزنش میکردم
که چرا نتونستم نجاتش بدم

73
00:04:59,453 --> 00:05:02,212
برای همینم، تمام شکوه و افتخار خاندان هو

74
00:05:02,453 --> 00:05:03,852
رو به تو اعطا کردم

75
00:05:04,573 --> 00:05:06,892
.به امید اینکه زندگی خوبی داشته باشی

76
00:05:07,093 --> 00:05:08,013
ولی تو چی؟

77
00:05:08,252 --> 00:05:09,772
نه زن میگیری، نه میخوای نسلت رو ادامه بدی

78
00:05:09,933 --> 00:05:11,093
کل روز مشغول بکش بکش و جنگی

79
00:05:11,093 --> 00:05:12,332
و سلامتی‌ات رو گرامی نمیداری

80
00:05:13,053 --> 00:05:14,653
میخوای خط خونی خاندان مادرت

81
00:05:14,933 --> 00:05:17,173
به دست تو به پایان برسه؟

82
00:05:17,613 --> 00:05:19,133
می‌خوام مثل دایی ام

83
00:05:20,212 --> 00:05:21,933
با زنی ازدواج کنم که عشقمون دوطرفه باشه

84
00:05:22,892 --> 00:05:24,453
نه اینکه مثل مارکیز چنگ یانگِ هوس باز باشم

85
00:05:24,613 --> 00:05:26,453
که مادرم رو رها کرد

86
00:05:26,573 --> 00:05:28,133
و منجر به داشتن یک زندگی پر از نفرت شد

87
00:05:28,892 --> 00:05:29,692
...من

88
00:05:30,292 --> 00:05:31,573
ترجیح میدم مجرد بمونم

89
00:05:33,453 --> 00:05:34,692
اعلیحضرت، دیگه نیاز نیست قانعم کنین

90
00:05:41,372 --> 00:05:42,332
به چی خیره شدین؟

91
00:05:42,812 --> 00:05:43,772
یالا

92
00:05:44,332 --> 00:05:45,173
گم‌شید بیرون

93
00:05:50,212 --> 00:05:51,252
آرومتر

94
00:05:51,252 --> 00:05:51,973
چشم

95
00:06:14,772 --> 00:06:16,332
فن چانگ حالا آدم شده

96
00:06:16,812 --> 00:06:17,533
باورم نمیشه تونست

97
00:06:17,533 --> 00:06:19,973
ارباب جوان‌تون رو به این شدت مجروح کنه

98
00:06:20,493 --> 00:06:22,212
اعلیحضرت، خیلی فن چانگ رو دست بالا گرفتین

99
00:06:22,332 --> 00:06:23,812
ارباب جوان بخاطر اون مجروح نشدن

100
00:06:23,892 --> 00:06:25,053
...خودش بود که لفت داد

101
00:06:26,212 --> 00:06:27,093
چیکار می‌کنی؟

102
00:06:27,653 --> 00:06:28,412
حرفتو بزن

103
00:06:29,412 --> 00:06:30,412
دقیقا چخبره؟

104
00:06:35,013 --> 00:06:35,892
...این دو تا

105
00:06:36,493 --> 00:06:38,573
شبیه ارباب‌شون‌ شدن

106
00:06:39,013 --> 00:06:40,852
زی شنگ کلا چند کلمه حرف میزنه

107
00:06:41,292 --> 00:06:42,212
...شما دوتا

108
00:06:42,212 --> 00:06:43,892
از اونم کمتر حرف میزنین، درسته؟

109
00:06:45,093 --> 00:06:45,933
!ببند نیشتو

110
00:06:47,772 --> 00:06:48,573
تو بگو

111
00:06:48,772 --> 00:06:49,772
اگه نگی

112
00:06:49,973 --> 00:06:52,252
ارباب جوانت رو هم باهات مجازات میکنم

113
00:06:53,692 --> 00:06:54,533
در ابتدا، ارباب جوان دستور داشتن

114
00:06:54,533 --> 00:06:57,173
.به ارتش شورشی فن چانگ در شهر هوا حمله کنن

115
00:06:57,692 --> 00:06:58,692
وقتی ارتش شورشی رو سرکوب کردیم

116
00:06:58,692 --> 00:07:00,292
شنیدیم که دادرس جدید شهر

117
00:07:00,292 --> 00:07:01,412
هنوز وظیفه‌اش رو تحویل نگرفته

118
00:07:01,653 --> 00:07:02,812
ایشون نگران شدن که 
مبادا اونا تو راه با خطر روبرو شده باشن

119
00:07:03,332 --> 00:07:05,412
بنابراین... برگشتن تا نجاتشون بدن

120
00:07:05,812 --> 00:07:08,292
برای همین درمانشون به تعویق افتاد

121
00:07:08,493 --> 00:07:10,013
دادرس جدید شهر هوا؟

122
00:07:11,212 --> 00:07:13,212
مگه نگفتن که دادرس جدید شهر هوا

123
00:07:13,933 --> 00:07:15,292
به شهر چینگ رفت؟

124
00:07:16,173 --> 00:07:17,653
از اونجایی که ارباب جوان‌تون

125
00:07:17,653 --> 00:07:19,013
برای نجات اون به شهر چینگ رفته بود

126
00:07:19,252 --> 00:07:21,812
باید تو همون شهر چینگ خودشو درمان میکرد خب

127
00:07:22,013 --> 00:07:24,613
ارباب جوان اصلا برای نجات
دادرس جدید، به شهر چینگ نرفتن

128
00:07:24,772 --> 00:07:26,653
رفتن که یک دختر از خاندان چنگ رو نجات بدن

129
00:07:28,173 --> 00:07:28,732
یک دختر از خاندان چنگ؟

130
00:07:28,732 --> 00:07:29,412
بله

131
00:07:29,812 --> 00:07:31,412
دختری که ارباب جوان نجاتش داد

132
00:07:31,412 --> 00:07:32,453
تیر رو از بدنش بیرون کشید

133
00:07:32,453 --> 00:07:34,173
اون دختره یکم بی دست و پا رفتار کرد

134
00:07:34,173 --> 00:07:35,892
بعد، ارباب جوان هم مشغول دستگیر کردنِ فن‌ چانگ بود

135
00:07:35,892 --> 00:07:37,252
...واسه همین درمانش به تعویق افتاد

136
00:07:39,533 --> 00:07:42,212
در آوردن تیر؟ درمان زخم؟ یک دختر؟

137
00:07:42,453 --> 00:07:43,772
اون دختر جوان کی بود؟

138
00:07:46,892 --> 00:07:47,732
!به اون نگاه نکن

139
00:07:48,453 --> 00:07:49,332
خودت بگو

140
00:07:51,812 --> 00:07:54,292
...دختر کوچیک مارکیز چولینگ

141
00:07:54,852 --> 00:07:55,892
.چنگ شایوشانگ...

142
00:07:58,093 --> 00:07:59,133
چنگ شائوشانگ؟

143
00:08:06,812 --> 00:08:07,933
اون چه شکلیه؟

144
00:08:36,133 --> 00:08:37,613
عموی سوم بهتره؟

145
00:08:42,453 --> 00:08:43,692
هنوز خودشو سرزنش می‌کنه

146
00:08:44,412 --> 00:08:46,453
می‌گه اگه سفر رو به تاخیر نمینداخت

147
00:08:46,613 --> 00:08:48,732
لازم نبود افسر چنگ پیر به تنهایی با دشمن بجنگه

148
00:08:51,332 --> 00:08:53,212
افسر پیر چنگ و عموی سومت

149
00:08:53,292 --> 00:08:56,173
درگذشته مثل پدر و پسر صمیمی بودن

150
00:08:56,372 --> 00:08:58,292
تو راه، عموی سومت دائم می‌گفت

151
00:08:58,493 --> 00:09:01,252
که از خوراکی های پایتخت برای افسر پیر چنگ بیاریم

152
00:09:01,933 --> 00:09:02,852
...کی میدونست

153
00:09:04,252 --> 00:09:06,212
...که برای همیشه از هم جدا بشن

154
00:09:09,772 --> 00:09:11,973
افسر پیر چنگ تقریبا شصت سالش بود

155
00:09:12,412 --> 00:09:14,292
چرا خطر ترک کردن شهر
 و جنگیدن رو به جون خرید؟

156
00:09:14,812 --> 00:09:16,812
نمیتونست سربازهای محافظ دروازه شهر رو بفرسته؟

157
00:09:17,173 --> 00:09:17,973
بعدشم

158
00:09:18,212 --> 00:09:20,292
سنش بالا بود و سلامتیش رو به زوال

159
00:09:20,533 --> 00:09:21,613
حتی اگه نمیجنگید

160
00:09:21,933 --> 00:09:23,692
.اعلیحضرت سرزنشش نمیکرد

161
00:09:25,573 --> 00:09:27,093
شاید اعلیحضرت سرزنشش نمیکرد

162
00:09:29,093 --> 00:09:31,133
ولی مردم شهر هوا اینجا بودن

163
00:09:31,973 --> 00:09:33,412
همشون داشتن تماشا میکردن

164
00:09:34,252 --> 00:09:36,732
...اگه شجاعت مبارزه با دشمنان رو نداشتن

165
00:09:37,252 --> 00:09:39,573
چطور لیاقت مقام دولتی بودن رو داشتن؟

166
00:09:44,692 --> 00:09:45,533
نیائو نیائو

167
00:09:46,332 --> 00:09:47,732
...تو روزگار نابسامان

168
00:09:48,252 --> 00:09:49,892
هرکس توانایی داشته باشه، به وظیفه‌اش عمل میکنه

169
00:09:51,332 --> 00:09:52,412
...اون زمان

170
00:09:53,493 --> 00:09:54,332
پدر و مادر تو هم

171
00:09:54,332 --> 00:09:56,613
بدون هیچ تردیدی برای
 نجات شهر سقوط کرده راهی شدن

172
00:10:00,573 --> 00:10:02,133
خانوم چنگ، بانوی جوان

173
00:10:02,133 --> 00:10:03,013
پرس و جو کردم

174
00:10:03,332 --> 00:10:05,013
نوه ی دختری افسر پیر چنگ، چنگ شیائومی

175
00:10:05,212 --> 00:10:06,452
تو مطب تحت درمان قرار گرفته

176
00:10:07,252 --> 00:10:08,693
راهزن‌ها به قفسه‌ سینه‌اش صدمه زدن

177
00:10:08,693 --> 00:10:09,572
.بشدت مجروح شده

178
00:10:09,572 --> 00:10:10,813
میترسم نتونه خیلی دوام بیاره

179
00:10:11,532 --> 00:10:12,612
برو ببینش

180
00:10:14,173 --> 00:10:14,853
منو ببر اونجا

181
00:10:14,853 --> 00:10:15,332
بله

182
00:10:15,492 --> 00:10:16,572
شائوشانگ، وایسا منم بیام

183
00:10:19,380 --> 00:10:21,260
<font color="#e3a209">(مطب)</font>

184
00:10:45,652 --> 00:10:46,492
یکم دیگه دوام بیار

185
00:10:47,693 --> 00:10:48,532
تحملش کن

186
00:10:50,893 --> 00:10:51,733
طاقت بیار

187
00:10:52,652 --> 00:10:53,693
...پدربزرگ

188
00:10:54,893 --> 00:10:55,933
...پدر

189
00:10:57,173 --> 00:10:58,332
...برادر

190
00:11:06,053 --> 00:11:07,173
...پدربزرگ

191
00:11:07,973 --> 00:11:09,252
...پدر

192
00:11:10,412 --> 00:11:11,773
...برادر

193
00:11:17,813 --> 00:11:18,612
...همتون

194
00:11:19,212 --> 00:11:20,372
.به میدون جنگ رفتین

195
00:11:21,412 --> 00:11:22,212
...من رو

196
00:11:23,452 --> 00:11:25,532
.من رو ترک نکنین...

197
00:11:27,173 --> 00:11:29,412
...اینجا ولم نکنین

198
00:11:38,773 --> 00:11:40,332
شائوشانگ، بیا باهامون بازی کن

199
00:11:40,652 --> 00:11:42,572
نخیر! دارم شمشیرزنی تمرین میکنم

200
00:11:43,013 --> 00:11:45,292
پدر و برادرهام همشون قهرمان اند

201
00:11:45,452 --> 00:11:47,412
اونا به میدون جنگ رفتن

202
00:11:47,813 --> 00:11:49,572
تا از وطن‌مون محافظت کنن

203
00:11:49,572 --> 00:11:52,053
منم می‌خوام مثل اونا

204
00:11:52,332 --> 00:11:53,853
.در آینده تو میدون جنگ دشمنا رو بکشم

205
00:11:54,532 --> 00:11:55,292
مزخرف نگو

206
00:11:55,292 --> 00:11:56,412
...از پدربزرگم شنیدم که

207
00:11:56,412 --> 00:11:57,813
پدر و مادرت

208
00:11:57,813 --> 00:11:58,973
چون یک دختری

209
00:11:59,173 --> 00:12:00,332
.ولت کردن و نخواستنت

210
00:12:00,332 --> 00:12:02,412
برادرهات رو با خودشون بردن

211
00:12:02,412 --> 00:12:03,452
.ولی تو رو نبردن

212
00:12:03,532 --> 00:12:04,733
!خودت مزخرف میگی

213
00:12:04,733 --> 00:12:06,893
پدر و مادرم ولم نکردن

214
00:12:07,133 --> 00:12:08,893
پس چرا هیچوقت نمیان دیدنت؟

215
00:12:09,013 --> 00:12:10,693
مشخصه که نمیخوانت

216
00:12:10,693 --> 00:12:12,572
بخاطر همینم تو خونه مادربزرگت ولت کردن

217
00:12:21,252 --> 00:12:22,933
بهش محل نذارین. خودمون بازی کنیم

218
00:12:54,173 --> 00:12:55,093
...تو

219
00:12:55,452 --> 00:12:57,853
طبیب زن جدیدی؟

220
00:12:58,612 --> 00:13:00,412
خیلی خوشگلی

221
00:13:03,173 --> 00:13:05,572
دادرس جدید شهر، عموی سوم منه

222
00:13:06,332 --> 00:13:08,652
من از طرف اون اومدم دیدنت

223
00:13:09,252 --> 00:13:11,133
همچنین، از طرف پدر و برادرت اومدم دیدنت

224
00:13:11,532 --> 00:13:13,053
همشون خیلی نگرانتن

225
00:13:14,773 --> 00:13:15,853
...اما

226
00:13:16,733 --> 00:13:18,093
...پدر و برادرم

227
00:13:19,372 --> 00:13:20,332
‌‌...همشون

228
00:13:21,933 --> 00:13:23,332
.دیگه مردن...

229
00:13:30,252 --> 00:13:31,773
راهزن ها بعد از تسخیر شهر

230
00:13:31,893 --> 00:13:33,053
خبرِ مرگ افسر پیر چنگ رو

231
00:13:33,133 --> 00:13:34,973
اعلام کردن

232
00:13:35,492 --> 00:13:36,612
نتونستیم ازش مخفی کنیم

233
00:13:39,093 --> 00:13:40,332
!یک مشت حیوونن

234
00:13:45,252 --> 00:13:46,053
دختر گل

235
00:13:46,652 --> 00:13:48,733
پدر و برادرت از عمد ولت نکردن

236
00:13:49,252 --> 00:13:50,252
اونا رو مقصر ندون

237
00:13:51,013 --> 00:13:52,452
...اونا رو مقصر نمی‌دونم

238
00:13:53,013 --> 00:13:56,093
...پدربزرگ، پدر و برادرم

239
00:13:56,733 --> 00:13:58,612
... اونا

240
00:13:58,612 --> 00:14:00,492
برای نجات مردم شهر

241
00:14:01,013 --> 00:14:02,252
.شهید شدن

242
00:14:03,212 --> 00:14:04,332
...همه میگن

243
00:14:05,212 --> 00:14:08,572
.که اونا قهرمان بودن

244
00:14:08,813 --> 00:14:11,452
اما من نمی‌خوام اونا قهرمان باشن

245
00:14:12,053 --> 00:14:13,572
...فقط می‌خوام

246
00:14:14,252 --> 00:14:15,492
.باهاشون صحبت کنم

247
00:14:16,893 --> 00:14:18,813
میتونی با من حرف بزنی عزیزم

248
00:14:19,733 --> 00:14:20,933
.به حرفت گوش میدم

249
00:14:21,652 --> 00:14:22,693
...قبلا

250
00:14:23,773 --> 00:14:25,813
...وقتی مریض می‌شدم

251
00:14:27,733 --> 00:14:28,693
...پدربزرگم

252
00:14:29,652 --> 00:14:31,412
.بغلم میکرد

253
00:14:32,252 --> 00:14:33,332
...پدرم

254
00:14:34,572 --> 00:14:38,252
...برام قصه های زیادی میخوند

255
00:14:39,053 --> 00:14:40,093
حتی

256
00:14:41,133 --> 00:14:42,893
...آبنبات‌های خوشمزه

257
00:14:43,773 --> 00:14:45,332
.بهم میداد...

258
00:14:46,332 --> 00:14:47,372
خواهر بزرگ

259
00:14:48,133 --> 00:14:49,212
... ولی

260
00:14:49,853 --> 00:14:51,773
اینبار خیلی زیاد درد دارم

261
00:14:52,652 --> 00:14:53,853
...خیلی خیلی زیاد درد دارم

262
00:14:55,412 --> 00:14:56,492
اما

263
00:14:57,372 --> 00:14:59,212
.اونا دیگه پیشم نیستن...

264
00:15:02,652 --> 00:15:03,532
دختر گل

265
00:15:05,013 --> 00:15:06,133
دیگه دردت نمیگیره

266
00:15:06,532 --> 00:15:07,853
.خیلی زود دردت از بین میره

267
00:15:08,853 --> 00:15:10,612
همه مردم شهر هوا مثل تو

268
00:15:11,252 --> 00:15:12,652
.دلتنگ اونا هستن

269
00:15:17,773 --> 00:15:18,612
خواهر بزرگ

270
00:15:19,532 --> 00:15:20,452
گریه نکن

271
00:15:22,133 --> 00:15:25,492
میخوای بهت آبنبات بدم؟

272
00:15:26,693 --> 00:15:27,933
...اینا رو

273
00:15:29,053 --> 00:15:30,452
...برادرم قبل از رفتن

274
00:15:31,133 --> 00:15:33,733
.یواشکی بهم داد

275
00:15:51,332 --> 00:15:53,332
پس داری اینجا قایمکی آبنبات میخوری؟

276
00:15:54,093 --> 00:15:55,652
الان به زن عمو میگم

277
00:15:58,093 --> 00:15:59,492
فکر کردی میتونی بعد از دزدی در بری؟

278
00:15:59,733 --> 00:16:02,572
!پدر و مادرم به افرادی سپردن اینا رو برام بیارن

279
00:16:02,572 --> 00:16:03,572
باز داری دروغ میگی

280
00:16:03,813 --> 00:16:06,173
پدر و مادرت دارن میجنگن

281
00:16:06,252 --> 00:16:08,372
کی وسط میدون جنگ آبنبات میفروشه؟

282
00:16:08,492 --> 00:16:10,853
پدرت وقت نداره آبنبات بخره

283
00:16:11,053 --> 00:16:12,532
مشخصه آبنبات هایی که زن دایی دوم
<font color="#ffff80">(م: زن دایی پسره و زن عموی دوم شائوشانگ)</font>

284
00:16:12,532 --> 00:16:14,093
!برای یانگ یانگ خریده رو دزدیدی

285
00:16:14,212 --> 00:16:15,133
!خاک تو سرت

286
00:16:15,212 --> 00:16:17,013
!خاک تو سرت

287
00:16:17,372 --> 00:16:20,053
!بی پدر و مادر، بی شرم و حیا

288
00:16:20,053 --> 00:16:23,612
!چنگ شائوشانگ خاک تو سر

289
00:17:23,412 --> 00:17:24,332
...خواهر بزرگ

290
00:17:25,013 --> 00:17:26,572
من دلم نمیاد بخورمش

291
00:17:27,173 --> 00:17:28,133
تو بخور

292
00:17:29,332 --> 00:17:30,412
...بعد از خوردنش

293
00:17:31,173 --> 00:17:32,252
دیگه غصه نمیخوری

294
00:17:46,532 --> 00:17:47,292
طبیب

295
00:17:48,532 --> 00:17:49,452
...شیائومی

296
00:17:50,612 --> 00:17:52,973
راهزن به قفسه سینه اش ضربه زده

297
00:17:53,133 --> 00:17:54,252
که باعث شده ریه اش آسیب ببینه

298
00:17:54,733 --> 00:17:55,933
هر روز درد طاقت فرسایی تحمل می‌کنه

299
00:17:56,292 --> 00:17:58,212
بهش داروی تسکین درد دادیم

300
00:17:58,492 --> 00:17:59,733
...اما بخاطر جراحت داخلیش

301
00:18:00,733 --> 00:18:02,053
نمیتونه زیاد دوام بیاره

302
00:18:02,572 --> 00:18:03,612
چه داروی دیگه ای نیازه؟

303
00:18:03,973 --> 00:18:05,372
لطفا بهم فهرست بدین

304
00:18:05,492 --> 00:18:06,693
هرچقدر هم که گرون و نادر باشه

305
00:18:06,693 --> 00:18:08,013
.براش پیدا می‌کنم

306
00:18:08,813 --> 00:18:10,053
اون باید زنده بمونه

307
00:18:10,173 --> 00:18:12,053
.باید برای خاندانش زنده بمونه

308
00:18:12,652 --> 00:18:13,173
...درسته

309
00:18:13,173 --> 00:18:14,813
چرا نجاتم دادین؟

310
00:18:17,372 --> 00:18:18,492
پام رو از دست دادم

311
00:18:19,173 --> 00:18:21,212
اگه زنده بمونم فقط یک‌ سربارم

312
00:18:22,013 --> 00:18:23,612
همون بهتر که بمیرم

313
00:18:23,612 --> 00:18:25,813
نمی‌خوام برای خانواده‌ام سربار باشم

314
00:18:26,612 --> 00:18:28,372
هنوز میتونی با عصا راه بری

315
00:18:28,372 --> 00:18:29,492
هیچوقت تسلیم نشو

316
00:18:29,973 --> 00:18:31,093
تسلیم نشم؟

317
00:18:32,572 --> 00:18:34,452
شما فرزندان خاندان های اشرافی

318
00:18:34,452 --> 00:18:36,133
درمورد تسلیم نشدن حرف می‌زنین؟

319
00:18:36,652 --> 00:18:37,853
...راهزن‌ها

320
00:18:38,452 --> 00:18:39,773
دست و پای پدر و برادرم

321
00:18:39,893 --> 00:18:41,292
.رو قطع کردن

322
00:18:42,252 --> 00:18:44,733
زنده زنده، از درد جون کندن

323
00:18:46,212 --> 00:18:48,773
من بودم که ازشون قطع امید کردم

324
00:18:50,292 --> 00:18:52,933
منم که لایق مرگم

325
00:18:53,652 --> 00:18:54,693
پدر و برادرت به طرز غم‌انگیزی مردن

326
00:18:55,452 --> 00:18:57,013
ولی یک مرد گنده مثل تو نمیتونه زنده بمونه؟

327
00:18:57,412 --> 00:18:58,532
،اگه من جای پدر و برادرت بودم

328
00:18:59,292 --> 00:19:00,212
نیمه شب از قبر بیرون میخزیدم

329
00:19:00,212 --> 00:19:01,933
!تا سرزنشت کنم

330
00:19:02,893 --> 00:19:04,532
برای زنده موندنت خودشونو فدا کردن

331
00:19:04,933 --> 00:19:06,412
چطور میتونی به این راحتی تسلیم بشی؟

332
00:19:06,933 --> 00:19:07,733
اگه جات بودم

333
00:19:07,933 --> 00:19:09,133
دارو هام رو میخوردم

334
00:19:09,133 --> 00:19:10,053
و برای درمانم با طبیب همکاری میکردم

335
00:19:10,372 --> 00:19:12,332
تا وقتی درمان شدم، تشکیل خانواده بدم

336
00:19:12,492 --> 00:19:14,292
.و با اونا به زندگی ادامه بدم

337
00:19:16,372 --> 00:19:17,173
دارو رو بیار

338
00:19:25,733 --> 00:19:26,492
!بگیرش

339
00:19:40,612 --> 00:19:41,372
بیا

340
00:19:46,773 --> 00:19:48,173
یک راهزن بی‌عفتش کرده

341
00:19:48,733 --> 00:19:50,652
از وقتی بهوش اومده
 از خوردن و نوشیدن امتناع میکنه

342
00:19:50,652 --> 00:19:52,053
همش آشوب بپا می‌کنه و میخواد خودکشی کنه

343
00:19:52,693 --> 00:19:55,133
می‌ترسه که نامزدش دیگه نخوادش

344
00:20:09,212 --> 00:20:10,933
.تصور کن یک حیوون گازت گرفته

345
00:20:13,332 --> 00:20:14,773
می‌دونم خیلی غصه داری

346
00:20:15,532 --> 00:20:17,492
ولی خودکشی تنها راه نجات نیست

347
00:20:18,893 --> 00:20:20,133
...راهزن‌ها یکی از اطرافیانم رو

348
00:20:20,252 --> 00:20:21,332
.دزدیدن

349
00:20:23,173 --> 00:20:25,053
اما حتی نذاشتن جسد سالمی براش بمونه

350
00:20:26,532 --> 00:20:28,252
اون روزا، بی وقفه دعا میکردم

351
00:20:29,773 --> 00:20:30,893
...که حتی شده به قیمت از دست دادن حرمتش

352
00:20:32,013 --> 00:20:33,212
زنده بمونه

353
00:20:33,693 --> 00:20:35,252
زنده موندن بهترین راهه

354
00:20:36,292 --> 00:20:37,532
حالا که تونستی زنده بمونی

355
00:20:37,933 --> 00:20:38,893
نامزدت

356
00:20:38,893 --> 00:20:40,252
باید خوشحال باشه

357
00:20:40,893 --> 00:20:42,053
،اگه این قضیه برای اون عیبی نداره

358
00:20:42,733 --> 00:20:44,252
چرا میخوای بخاطر اینکه خدا باهات عادل نبوده

359
00:20:44,252 --> 00:20:45,292
عزیزانت رو ترک کنی؟

360
00:20:45,893 --> 00:20:46,933
...اگه اینکارو بکنی

361
00:20:48,053 --> 00:20:49,173
واقعا احمقی

362
00:20:50,572 --> 00:20:51,813
،اما اگه این قضیه براش عیب داشته باشه

363
00:20:52,372 --> 00:20:54,612
کشتن خودت بخاطر یک مرد سنگدل و بی‌عاطفه

364
00:20:55,332 --> 00:20:56,693
!حماقت محضه

365
00:21:12,973 --> 00:21:14,292
.شهر هوا توسط راهزنان مورد حمله قرار گرفت

366
00:21:15,652 --> 00:21:17,572
می‌دونم که بعضی از شما
...عزیزانتون رو از دست دادین

367
00:21:18,372 --> 00:21:19,733
...بعضیاتون اعضای بدنتون رو از دست دادین

368
00:21:20,173 --> 00:21:22,173
.و چیزهای دردناک و غم‌انگیزی تجربه کردین

369
00:21:23,133 --> 00:21:24,212
اما میدونین چیه؟

370
00:21:24,933 --> 00:21:26,133
اگه افسر پیر چنگ با استفاده از جون تمام خاندانش

371
00:21:26,133 --> 00:21:27,853
...راهزن ها رو معطل نمیکرد

372
00:21:28,212 --> 00:21:29,893
!امروز زنده نبودین

373
00:21:32,492 --> 00:21:33,893
حالا، تنها نواده افسر پیر چنگ

374
00:21:34,133 --> 00:21:36,532
اونجا افتاده و نفس های آخرش رو می‌کشه

375
00:21:37,572 --> 00:21:39,612
.الان بهم گفت که میخواد به زندگی ادامه بده

376
00:21:40,652 --> 00:21:41,853
چون این فرصت زنده موندن رو

377
00:21:42,013 --> 00:21:44,133
پدربزرگ و خانواده‌اش
.با جون خودشون معاوضه کردن

378
00:21:45,773 --> 00:21:47,372
حتی یک بچه هم این اصل رو میفهمه

379
00:21:48,412 --> 00:21:49,733
شماها چرا نمیفهمین؟

380
00:21:51,492 --> 00:21:52,893
اگه‌ به راحتی تسلیم بشین

381
00:21:52,893 --> 00:21:53,612
میخواین‌ با چه رویی

382
00:21:53,612 --> 00:21:58,853
با مردم و اعضای خانواده‌تون که تو جنگ
برای زنده موندن شما، جان باختن روبرو بشین؟

383
00:22:15,452 --> 00:22:16,372
...طبیب

384
00:22:17,973 --> 00:22:19,053
من از درد نمی‌ترسم

385
00:22:19,532 --> 00:22:20,773
استخون‌هامو جا بندازین

386
00:22:22,252 --> 00:22:23,372
طبیب

387
00:22:23,933 --> 00:22:25,133
می‌خوام دارو بخورم

388
00:22:25,492 --> 00:22:26,572
...منم دارو میخوام

389
00:22:27,013 --> 00:22:27,973
منم دارومو میخورم

390
00:22:27,973 --> 00:22:28,973
...طبیب

391
00:22:30,372 --> 00:22:32,093
منم دارو میخوام

392
00:22:32,412 --> 00:22:33,612
بسیار خوب

393
00:22:33,612 --> 00:22:34,853
سریع، سریع باشین دارو رو آماده کنین

394
00:22:35,733 --> 00:22:36,532
یالا

395
00:22:38,973 --> 00:22:40,133
بیا، بپا

396
00:22:41,420 --> 00:22:42,600
این داروته

397
00:22:53,020 --> 00:22:54,420
بیا دارو بخور

398
00:23:25,893 --> 00:23:26,693
شائوشانگ

399
00:23:27,053 --> 00:23:28,093
تازه سرماخوردگیت خوب شده

400
00:23:28,492 --> 00:23:29,652
مطمئنی که نمیخوای استراحت کنی؟

401
00:23:30,813 --> 00:23:31,773
نمیخوام استراحت کنم

402
00:23:32,652 --> 00:23:33,572
اگه استراحت کنم

403
00:23:33,572 --> 00:23:35,053
همش فکرم می‌ره سمت چنگ شیائومی

404
00:23:37,332 --> 00:23:38,372
اگه تو خستته

405
00:23:38,372 --> 00:23:39,532
برگرد استراحت کن

406
00:24:14,332 --> 00:24:16,013
چطوره تو حساب و کتاب کمکت کنم؟

407
00:24:16,412 --> 00:24:17,612
خیلی داری زحمت میکشی

408
00:24:29,332 --> 00:24:31,013
خیلی با ملاحظه ای

409
00:24:33,893 --> 00:24:35,292
پس تو حل کردن این کمکم کن

410
00:24:38,013 --> 00:24:39,212
پولی که تو خزانه داریم

411
00:24:39,292 --> 00:24:41,133
فقط برای خریدن ۳۰ ارابه چوب

412
00:24:41,133 --> 00:24:42,332
.و ۴۰ چرخ دستی ریگ کفاف میده

413
00:24:42,693 --> 00:24:44,133
اما اون بیرون بیش از ۵۰ خونه

414
00:24:44,133 --> 00:24:45,532
به تعمیر نیاز دارن

415
00:24:45,933 --> 00:24:47,173
لازم نیست حساب و کتاب کنی

416
00:24:47,773 --> 00:24:49,093
چون مصالح هیچ جوره کافی نیست

417
00:24:49,452 --> 00:24:50,733
ولی همینقدر پول

418
00:24:51,053 --> 00:24:52,252
.تو خزانه عموی سوم داریم

419
00:24:52,492 --> 00:24:53,212
پول؟

420
00:24:59,013 --> 00:25:00,292
من یک آویز یشمی دارم

421
00:25:00,973 --> 00:25:01,693
...و

422
00:25:03,292 --> 00:25:04,372
این یشم حلقه ای رو هم دارم

423
00:25:05,332 --> 00:25:06,332
مادرم گفته

424
00:25:06,332 --> 00:25:07,693
این گنجینه ارثی خاندان لو ئه

425
00:25:07,693 --> 00:25:08,572
خیلی قیمتشه

426
00:25:09,933 --> 00:25:11,933
...و این بادبزن

427
00:25:20,212 --> 00:25:21,452
این پول ها رو هم دارم

428
00:25:24,412 --> 00:25:25,093
بسه؟

429
00:25:30,093 --> 00:25:31,372
.کل داراییم همین بود

430
00:25:35,452 --> 00:25:36,773
...پس اینا

431
00:25:37,292 --> 00:25:38,612
تمام دار و ندارت بود؟

432
00:25:40,933 --> 00:25:42,372
برادر بزرگم از بچگی یادم داده که

433
00:25:42,572 --> 00:25:43,933
پول یک تملک دنیوی ئه

434
00:25:44,093 --> 00:25:45,773
و بهش وابسته نباشم

435
00:25:46,053 --> 00:25:48,492
برای همین، اشیا قیمتی کمی همراه خودم میارم

436
00:25:48,612 --> 00:25:50,853
بعلاوه، از بچگی هیچ کمبودی نداشتم

437
00:25:51,252 --> 00:25:52,652
بخاطر همین، پول همراهم نمیبرم

438
00:25:52,853 --> 00:25:54,452
فرزندان خاندان های اشرافی مثل شما

439
00:25:54,853 --> 00:25:56,933
هیچوقت نگران خوراک و پوشاک‌تون نیستین

440
00:25:58,332 --> 00:26:00,173
پس کل روز خودتونو مشغول چی میکنین؟

441
00:26:01,212 --> 00:26:02,773
طبیعتا، سعی میکنیم یک مرد محترم و نمونه باشیم

442
00:26:03,572 --> 00:26:06,173
یک مرد نمونه علم می‌آموزه، سوال میپرسه

443
00:26:06,452 --> 00:26:08,693
با دیگران مدارا میکنه، با مهربانی رفتار می‌کنه

444
00:26:09,212 --> 00:26:10,572
،پیوسته برای بهبود خودش تلاش می‌کنه

445
00:26:10,693 --> 00:26:12,133
...همه چیزو با فضیلت تطبیق میده

446
00:26:12,133 --> 00:26:13,053
باشه فهمیدم

447
00:26:13,773 --> 00:26:15,173
خلاصه که سعی میکنین شهرت خوب بسازین

448
00:26:23,372 --> 00:26:24,133
آیائو

449
00:26:24,893 --> 00:26:26,013
!یه فکری به سرم زد

450
00:26:26,612 --> 00:26:28,332
!اینبار کمک بزرگی بهم کردی

451
00:26:32,933 --> 00:26:33,572
!شائوشانگ

452
00:26:33,572 --> 00:26:35,013
چرا خودتو نزدی خب؟

453
00:26:35,013 --> 00:26:36,013
!چون دردم میگیره

454
00:26:50,492 --> 00:26:51,093
نیائو نیائو، نوشتن لوح تقدیر

455
00:26:51,252 --> 00:26:53,053
برای بازرگانانی که کمک مالی کنن

456
00:26:53,053 --> 00:26:54,813
.سخت نیست

457
00:26:55,173 --> 00:26:56,452
...ولی مهر کردنش با مهر دولتی

458
00:26:56,813 --> 00:26:59,532
!اصلا شوخی بردار نیست

459
00:26:59,532 --> 00:27:00,292
عموی سوم

460
00:27:00,893 --> 00:27:01,933
فعلا مضطرب نشو

461
00:27:02,093 --> 00:27:03,332
اول بذار بهت توضیح بدم

462
00:27:03,853 --> 00:27:04,693
اگه اینکارو کنیم

463
00:27:05,093 --> 00:27:06,733
ممکنه نتونیم درخواست
انجام کارهای خوب رو اعلام کنیم

464
00:27:07,013 --> 00:27:08,412
ولی میتونیم با به رسمیت شناختنشون
 وسوسه‌شون‌ کنیم

465
00:27:08,813 --> 00:27:10,973
تو این دنیا کی دنبال آبرو و شهرت خوب نیست؟

466
00:27:12,733 --> 00:27:13,532
عموی سوم

467
00:27:14,053 --> 00:27:15,652
.یک متن قشنگ و باصفا پیدا کن

468
00:27:16,173 --> 00:27:16,853
... مثلاً

469
00:27:17,372 --> 00:27:18,212
،خیرخواه و دلسوز"

470
00:27:18,452 --> 00:27:19,492
،ثابت قدم در اعمال

471
00:27:19,492 --> 00:27:20,452
،یک فرد نمونه

472
00:27:20,452 --> 00:27:21,332
"یا یک فرد ارزشمند؟

473
00:27:21,693 --> 00:27:23,372
،تا وقتی بیشتر از ۳۰۰ لیانگ اهدا کنن

474
00:27:23,372 --> 00:27:24,572
یدونه لوحه بهشون اعطا میکنیم

475
00:27:24,813 --> 00:27:26,652
یک لوحه فقط چند لیانگ می‌ارزه

476
00:27:26,933 --> 00:27:28,332
ولی می‌تونه بازرگانان رو وسوسه کنه

477
00:27:28,332 --> 00:27:29,933
.تا برای بازسازی شهر هوا کمک مالی کنن

478
00:27:31,332 --> 00:27:33,612
...کمک مالی برای بازسازی شهر هوا

479
00:27:36,212 --> 00:27:37,053
عموی سوم

480
00:27:38,133 --> 00:27:39,412
چرا برای همچین قاعده ساده‌ای

481
00:27:40,652 --> 00:27:42,053
انقدر دیر واکنش نشون دادی؟

482
00:27:42,452 --> 00:27:43,572
...داشتم فکر میکردم

483
00:27:44,093 --> 00:27:45,693
این ترفند کوچولو رو

484
00:27:45,813 --> 00:27:46,773
کی یادت داده؟

485
00:27:46,773 --> 00:27:48,093
مگه لازمه همچین ترفند ساده‌ای

486
00:27:48,612 --> 00:27:49,652
رو کسی یادم بده؟

487
00:27:51,412 --> 00:27:52,452
،عموی سوم

488
00:27:52,933 --> 00:27:54,973
ترفندم رو دست کم میگیری

489
00:27:55,173 --> 00:27:56,292
یا خودمو؟

490
00:27:58,973 --> 00:28:00,332
!این قاعده خیلی ساده است

491
00:28:00,492 --> 00:28:02,013
چندتا دونه لیانگ خرج می‌کنی
.تا چند صد لیانگ گیرت بیاد

492
00:28:04,332 --> 00:28:05,173
عموی سوم

493
00:28:05,733 --> 00:28:06,933
نگو انقدر خسیسی که

494
00:28:06,933 --> 00:28:08,612
دلت نمیاد چندتا دونه لیانگ هم خرج کنی؟

495
00:28:10,733 --> 00:28:11,693
خودتو ببین

496
00:28:13,013 --> 00:28:14,893
رفتارت ذره‌ای شبیه یک بانوی جوان نیست

497
00:28:15,173 --> 00:28:17,372
.رو زانو‌هات بشین و دستاتو بذار پایین

498
00:28:17,652 --> 00:28:18,652
اول قبول کن

499
00:28:22,252 --> 00:28:23,212
باشه قبوله

500
00:28:24,013 --> 00:28:24,693
بدو بنویس

501
00:28:25,173 --> 00:28:26,252
الان!؟

502
00:28:27,733 --> 00:28:28,572
پس کِی؟

503
00:28:57,173 --> 00:28:57,693
!آیائو

504
00:28:58,013 --> 00:28:58,492
بانوی جوان چنگ

505
00:28:58,492 --> 00:29:00,173
.تیرچه چوبی رو یکم بالاتر بساز

506
00:29:01,332 --> 00:29:02,813
سقف بلندتر نور بهتری فراهم میکنه

507
00:29:03,013 --> 00:29:03,853
و کمتر شمع استفاده میشه

508
00:29:03,853 --> 00:29:04,452
خیلی خوب

509
00:29:04,813 --> 00:29:05,733
!گچ آوردم

510
00:29:05,973 --> 00:29:07,813
آرد مانیوک با گچ مخلوط کردی؟

511
00:29:07,813 --> 00:29:08,572
خیلی خوب

512
00:29:09,572 --> 00:29:11,252
اینو باهاش مخلوط کنی محکمتر میشه

513
00:29:11,452 --> 00:29:12,652
!بانوی جوان، شما شگفت انگیز هستین

514
00:29:12,652 --> 00:29:13,973
شما خیلی دانایید

515
00:29:17,372 --> 00:29:18,053
شائوشانگ

516
00:29:18,173 --> 00:29:19,492
یکم استراحت کن و آب بخور

517
00:29:25,853 --> 00:29:27,532
تیرچه رو خیلی خوب کشیدی

518
00:29:28,893 --> 00:29:29,933
لبه پشت بوم هم عالیه

519
00:29:30,813 --> 00:29:31,773
پس این یکی چیه؟

520
00:29:32,292 --> 00:29:33,173
این چی؟

521
00:29:34,733 --> 00:29:35,452
این یکی چی؟

522
00:29:36,492 --> 00:29:37,452
اذیت نکن

523
00:29:42,452 --> 00:29:43,452
شیائومی بیدار شده

524
00:29:47,973 --> 00:29:48,853
بیدار شدی گلم

525
00:29:50,933 --> 00:29:51,933
بعد از اینکه بهبود پیدا کنم

526
00:29:52,372 --> 00:29:53,893
دلم میخواد با خواهر شائوشانگ

527
00:29:53,973 --> 00:29:55,332
خونه بسازم

528
00:29:55,813 --> 00:29:57,733
!خواهر شائوشانگ خیلی عالیه

529
00:29:58,053 --> 00:29:59,652
همه چیز بلده بسازه

530
00:30:01,252 --> 00:30:03,733
خب، شیائومی میخوای چه خونه‌ای بسازی؟

531
00:30:04,492 --> 00:30:05,612
برامون‌نقاشیش کن

532
00:30:05,612 --> 00:30:06,612
خیلی خوب

533
00:30:07,973 --> 00:30:09,853
رو صورت داداش آیائو نقاشی کنیم

534
00:30:10,252 --> 00:30:11,013
خیلی خوب

535
00:30:15,013 --> 00:30:15,773
آیائو

536
00:30:15,973 --> 00:30:17,492
چطوره تو نقش خونه رو ایفا کنی؟

537
00:30:27,813 --> 00:30:28,612
خیلی خوب

538
00:30:34,853 --> 00:30:35,853
...بذار فکر کنم

539
00:30:36,572 --> 00:30:37,813
... می‌خوام

540
00:30:37,813 --> 00:30:40,173
خونه‌ام پنجره داشته باشه

541
00:30:47,332 --> 00:30:48,893
یک پنجره دیگه هم داشته باشه

542
00:30:53,412 --> 00:30:55,332
... می‌خوام خونه ام

543
00:30:56,093 --> 00:30:59,733
یک گلدون رو پشت بومش داشته باشه

544
00:31:14,173 --> 00:31:15,853
...و می‌خوام که

545
00:31:16,013 --> 00:31:19,973
یک پروانه بالای خونه‌ام باشه

546
00:31:21,093 --> 00:31:22,173
پروانه؟

547
00:31:22,933 --> 00:31:23,813
پروانه؟

548
00:31:29,933 --> 00:31:31,252
الان یک پروانه داریم

549
00:31:35,693 --> 00:31:36,933
خیلی خوشگل شد

550
00:31:38,813 --> 00:31:41,053
...خیلی خیلی می‌خوام که

551
00:31:41,252 --> 00:31:44,372
شهر هوا رو‌ مثل وقتی که

552
00:31:44,452 --> 00:31:47,292
پدر و برادرم زنده بودن، ببینم

553
00:31:48,133 --> 00:31:49,173
،اونموقع

554
00:31:49,452 --> 00:31:50,693
خواهر شائوشانگ

555
00:31:50,693 --> 00:31:53,973
قشنگترین خونه رو‌ میسازه

556
00:31:55,773 --> 00:32:00,612
... نمی‌دونم که میتونم این صحنه رو ببینم یا نه

557
00:32:04,572 --> 00:32:05,492
شیائومی

558
00:32:05,853 --> 00:32:06,973
حتما میتونی

559
00:32:07,853 --> 00:32:08,973
حتما میتونی ببینی

560
00:32:08,973 --> 00:32:10,372
درسته، شیائومی

561
00:32:10,973 --> 00:32:12,612
من و خواهر شائوشانگ

562
00:32:12,813 --> 00:32:14,532
شهر هوا رو مثل روز اولش می‌سازیم

563
00:32:14,733 --> 00:32:16,053
.حتما میتونیم بازسازیش کنیم

564
00:32:16,612 --> 00:32:18,252
اونموقع، یک خونه ی قشنگتر

565
00:32:18,252 --> 00:32:20,372
از خونه ی رو صورت من

566
00:32:20,372 --> 00:32:21,252
می‌سازیم

567
00:32:21,693 --> 00:32:22,532
خیلی خوب

568
00:32:38,693 --> 00:32:40,452
فقط چندروزه که بهبود پیدا کردی

569
00:32:40,652 --> 00:32:42,532
با این حال، رفتی دنبال بقایای ارتش شورشی فن چانگ

570
00:32:43,412 --> 00:32:44,893
وضعیتت داره بدتر میشه

571
00:32:45,212 --> 00:32:47,412
نگاه خیره‌ی اعلیحضرت
تقریبا مارو تا حد مرگ سوراخ کرد

572
00:32:47,693 --> 00:32:48,773
یک زخم سطحیه

573
00:32:50,292 --> 00:32:51,532
ماموریتی که بهتون سپرده بودم

574
00:32:51,652 --> 00:32:52,652
رو انجام دادین؟

575
00:32:52,773 --> 00:32:53,733
بله

576
00:32:57,013 --> 00:32:58,813
اگه جراحتتون تشدید نمیشد

577
00:32:58,813 --> 00:33:00,813
میتونستین شخصا پول رو به بانو چنگ تحویل بدین

578
00:33:01,013 --> 00:33:02,412
!ارباب جوان، ندیدین که

579
00:33:02,412 --> 00:33:04,332
فقط در عرض چند روز، بانو چنگ

580
00:33:04,332 --> 00:33:06,733
.تونست اون شهر داغون رو احیا کنه

581
00:33:07,053 --> 00:33:08,492
!واقعا قابل ستایشه

582
00:33:08,893 --> 00:33:10,332
وقتی که مردم لوح تقدیر دریافت میکردن

583
00:33:10,332 --> 00:33:11,412
حسابی سرحال و شاد بودن

584
00:33:11,893 --> 00:33:15,652
متاسفانه، دستور داده بودین که مخفیانه عمل کنیم

585
00:33:15,853 --> 00:33:17,652
برای همین، بانو چنگ هنوز نمیدونه

586
00:33:17,652 --> 00:33:19,492
.که بیشتر اون پول رو شما اهدا کردین

587
00:33:19,933 --> 00:33:21,133
ما بازرگان نیستیم

588
00:33:21,492 --> 00:33:22,773
پس لازمه مخفیانه عمل کنیم

589
00:33:23,133 --> 00:33:24,893
،اگه اون بازرگانان هویتم رو بفهمن

590
00:33:25,013 --> 00:33:27,212
شک‌ میکنن که اون با استفاده از هویت من

591
00:33:27,532 --> 00:33:29,452
خواسته مجبورشون کنه که پول اهدا کنن

592
00:33:30,332 --> 00:33:31,813
.بهتره بی سر و صدا کار کنیم

593
00:33:32,813 --> 00:33:33,853
هم میتونیم کمکش کنیم

594
00:33:34,973 --> 00:33:36,173
و هم دردسری به وجود نمیاد

595
00:33:36,612 --> 00:33:38,532
خب دارین به صورت ناشناس کار خیر میکنین

596
00:33:38,652 --> 00:33:39,893
حتی خودِ بانوی چهارم چنگ
 هم از این موضوع بی‌خبره

597
00:33:39,893 --> 00:33:41,173
همینکه بهش کمک کنم بسه

598
00:33:45,332 --> 00:33:46,372
لازم نیست خبردار بشه

599
00:34:03,133 --> 00:34:03,933
شائوشانگ

600
00:34:04,093 --> 00:34:05,292
نظرت در مورد این شیرینی عسلی چیه؟

601
00:34:06,173 --> 00:34:07,332
شیرینه

602
00:34:07,693 --> 00:34:09,053
عسلش یکم‌ غلیظه

603
00:34:09,053 --> 00:34:10,452
زیادش دل آدم رو میزنه

604
00:34:12,173 --> 00:34:13,612
پس دفعه بعد از یک مغازه دیگه میخرم

605
00:34:14,133 --> 00:34:15,893
خوراکی دیگه ای هوس نکردی؟

606
00:34:20,693 --> 00:34:22,053
کیک حلقه ای از شیرینی فروشی هه

607
00:34:22,372 --> 00:34:24,133
و نون بره

608
00:34:24,492 --> 00:34:25,572
دلم پیراشکی شیرین هم میخواد

609
00:34:26,093 --> 00:34:26,893
اما، آیائو

610
00:34:26,893 --> 00:34:28,372
.نیاز نیست همشو بخری

611
00:34:28,572 --> 00:34:30,133
حتی اگه تو زمستون شیرینی سرد

612
00:34:30,133 --> 00:34:31,292
،و تو تابستون آبگوشت بخوای

613
00:34:31,372 --> 00:34:32,853
برات پیدا می‌کنم

614
00:34:34,853 --> 00:34:35,652
آیائو

615
00:34:35,933 --> 00:34:37,013
!تو فوق العاده ای

616
00:34:40,893 --> 00:34:43,013
هیچکس تاحالا اینطور ازم تعریف نکرده بود

617
00:34:44,013 --> 00:34:45,093
برادر بزرگم همیشه میگه

618
00:34:45,093 --> 00:34:47,173
.که خوبم ولی بازم کمبود دارم

619
00:34:48,652 --> 00:34:51,013
بعد از مصیبت تونستی اینهمه غذای خوب گیر بیاری

620
00:34:51,212 --> 00:34:53,332
این نشون میده که با دقت و شایسته
کاراتو انجام میدی

621
00:34:54,492 --> 00:34:55,652
من به خوبی تو نیستم

622
00:34:55,853 --> 00:34:57,532
به مردم انگیزه دادی

623
00:34:57,532 --> 00:34:58,492
.که پول و مصالح اهدا کنن

624
00:34:58,572 --> 00:35:00,773
.شهر هوا بخاطر تو نجات پیدا کرد

625
00:35:05,652 --> 00:35:06,492
آیائو

626
00:35:07,332 --> 00:35:08,933
فهمیدم که یک نقطه قوت دیگه هم داری

627
00:35:09,412 --> 00:35:10,093
چیه؟

628
00:35:10,093 --> 00:35:10,973
خوش سلیقه‌ای

629
00:35:12,813 --> 00:35:13,853
تو این دنیا

630
00:35:13,853 --> 00:35:14,853
فقط تو و پدرم

631
00:35:14,853 --> 00:35:16,133
.بلدین تحسینم کنین

632
00:35:18,133 --> 00:35:20,093
وقتی در آینده پدرم ببینتت

633
00:35:20,093 --> 00:35:20,733
گمونم

634
00:35:20,813 --> 00:35:22,412
.خوب باهم جور بشین

635
00:35:22,612 --> 00:35:23,532
...شائوشانگ، یعنی حاضری

636
00:35:24,173 --> 00:35:25,652
حاضری منو ببری ملاقات پدرت؟

637
00:35:26,452 --> 00:35:27,412
چرا نبرمت؟

638
00:35:29,452 --> 00:35:30,893
شائوشانگ، تصمیمم رو گرفتم

639
00:35:31,093 --> 00:35:32,733
وقتی در آینده مقام دولتی بگیریم

640
00:35:32,733 --> 00:35:34,372
تو کارهای ساخت و ساز و معماری رو مدیریت میکنی

641
00:35:34,532 --> 00:35:36,252
.درحالیکه منم به زندگی روزمره رسیدگی میکنم

642
00:35:36,252 --> 00:35:38,212
زندگیمون روز به روز بهتر میشه

643
00:35:40,212 --> 00:35:40,893
همینجا صبر کن

644
00:35:40,893 --> 00:35:42,452
میرم برات پیراشکی شیرین گیر بیارم

645
00:35:45,933 --> 00:35:47,292
ساخت و ساز و معماری؟

646
00:35:49,693 --> 00:35:51,053
جناب چنگ، خانوم چنگ

647
00:35:58,173 --> 00:35:59,412
زن عموی سوم، عموی سوم

648
00:35:59,532 --> 00:36:00,372
نیائو نیائو

649
00:36:00,372 --> 00:36:02,133
!فکر خیلی بکری ارائه دادی

650
00:36:02,292 --> 00:36:03,893
حالا، پولی که جمع کردیم

651
00:36:03,893 --> 00:36:05,212
.صرف بازسازی شهر شده

652
00:36:05,292 --> 00:36:07,133
مردم شهر هوا رو

653
00:36:07,133 --> 00:36:09,093
از دردسر جمع‌آوری پول نجات دادی

654
00:36:12,492 --> 00:36:14,212
نمیشه گفت همش حاصل زحمات من بود

655
00:36:14,813 --> 00:36:15,733
راستی، عموی سوم

656
00:36:15,933 --> 00:36:17,652
یک خَیِر ناشناس بیشترین مبلغ رو اهدا کرد

657
00:36:17,652 --> 00:36:18,492
فهمیدین کی بوده!

658
00:36:19,973 --> 00:36:21,013
نه هنوز

659
00:36:21,093 --> 00:36:22,973
ولی از اون جهت که این شخص
به صورت ناشناس اهدا کرده است

660
00:36:23,053 --> 00:36:24,973
مطمئنا برای پنهان کردن هویتش

661
00:36:24,973 --> 00:36:26,212
.حسابی آماده‌سازی کرده

662
00:36:27,013 --> 00:36:29,572
نمی‌دونم کدوم آدم خوش قلبی کمکم کرد

663
00:36:29,652 --> 00:36:30,372
...نه

664
00:36:31,173 --> 00:36:32,853
به همه مردم شهر هوا کمک کرد

665
00:36:33,893 --> 00:36:35,053
مهم نیست کی بوده

666
00:36:35,173 --> 00:36:36,813
یعنی تو باملاحظه و بافکر بودن

667
00:36:36,933 --> 00:36:37,973
به پای ارباب جوان لو میرسه؟

668
00:36:37,973 --> 00:36:39,252
!البته که به گرد پاش نمی‌رسه

669
00:36:39,412 --> 00:36:40,693
بعد از ملاقات آیائو

670
00:36:41,133 --> 00:36:43,492
دفتر حساب درست کردم، از خیریه پول جمع کردم

671
00:36:43,572 --> 00:36:44,893
حتی موقع ساختن خونه یار کمکی داشتم

672
00:36:44,973 --> 00:36:45,813
ببینین

673
00:36:46,332 --> 00:36:47,933
.حتی غذامم فراهمه

674
00:36:54,173 --> 00:36:55,532
...شهر هوا

675
00:36:56,053 --> 00:36:56,813
شهر هوا؟

676
00:37:00,292 --> 00:37:00,933
یکی از دخترهای خاندانشون؟

677
00:37:00,933 --> 00:37:01,652
بله

678
00:37:02,093 --> 00:37:03,652
دختری که ارباب جوان نجاتش داد

679
00:37:03,652 --> 00:37:04,773
تیر رو از بدنش بیرون کشید

680
00:37:04,773 --> 00:37:06,492
اون دختره یکم بی دست و پا رفتار کرد

681
00:37:06,492 --> 00:37:08,173
بعد، ارباب جوان هم مشغول دستگیر کردنِ فن‌ چانگ بود

682
00:37:08,173 --> 00:37:09,572
...واسه همین درمانش به تعویق افتاد

683
00:37:12,572 --> 00:37:15,053
این عریضه رو دادرس جدید شهر هوا، چنگ ژی

684
00:37:15,292 --> 00:37:16,532
فرستاده؟

685
00:37:17,053 --> 00:37:17,733
درسته

686
00:37:18,372 --> 00:37:20,652
"بیش از ۱۰۹ خانه تخریب شده بودند"

687
00:37:20,652 --> 00:37:21,813
"و حدود ۱۰۰ نفر مجروح و کشته شدند"

688
00:37:22,853 --> 00:37:24,252
"تنها در عرض چند روز"

689
00:37:24,252 --> 00:37:26,532
"بیش از ۲۰ خانه را بازسازی کردیم"

690
00:37:27,693 --> 00:37:28,572
باریکلا

691
00:37:28,813 --> 00:37:29,813
کارش خوبه

692
00:37:30,212 --> 00:37:31,412
انگار این چنگ ژی

693
00:37:31,412 --> 00:37:32,893
.تواناست

694
00:37:33,612 --> 00:37:34,773
درسته، اعلیحضرت

695
00:37:38,053 --> 00:37:40,412
شنیدم که یک برادرزاده داره
که خیلی دختر بااستعداد و فاضلیه

696
00:37:41,572 --> 00:37:43,212
نه تنها مجروحان رو درمان کرد و از مرگ نجات داد

697
00:37:43,212 --> 00:37:45,452
بلکه الهام‌بخش بازسازی بوده

698
00:37:47,893 --> 00:37:48,973
نمی‌دونم این بانوی جوان

699
00:37:48,973 --> 00:37:50,252
خواستگار داره؟

700
00:37:51,572 --> 00:37:52,292
خب صد البته

701
00:37:52,612 --> 00:37:54,252
همچین بانوی جوان توانایی

702
00:37:55,292 --> 00:37:58,893
حتما خواستگار‌هاش پاشنه در خونه‌شون‌ رو از جا کندن

703
00:37:59,292 --> 00:38:00,492
در جواب به اعلیحضرت میگم

704
00:38:00,492 --> 00:38:03,652
بانوی جوان هنوز قرار ازدواج نداره

705
00:38:04,093 --> 00:38:05,332
قرار ازدواج نداره؟

706
00:38:08,492 --> 00:38:09,252
اعلیحضرت

707
00:38:10,492 --> 00:38:11,813
افسر پیر چنگ برای دفاع از شهر هوا

708
00:38:11,813 --> 00:38:13,013
. با فرزند و نوه‌اش شهید شد

709
00:38:13,492 --> 00:38:14,412
.وفاداری‌اش بی همتاست

710
00:38:14,893 --> 00:38:15,853
نباید

711
00:38:15,853 --> 00:38:16,893
بهش پاداشی بدین؟

712
00:38:17,292 --> 00:38:18,412
بالاخره بیدار شدی

713
00:38:20,773 --> 00:38:23,652
درسته، همین قصد رو داشتم

714
00:38:24,933 --> 00:38:26,053
به یک نفر دستور میدم

715
00:38:26,652 --> 00:38:29,173
تا این حکم سلطنتی رو به شهر هوا بده

716
00:38:29,252 --> 00:38:31,212
بنده خیلی برای افسر پیر چنگ احترام قائل بودم

717
00:38:31,212 --> 00:38:32,252
مایلم حکم سلطنتی رو برسونم

718
00:38:32,252 --> 00:38:33,693
...بلند شو، جراحتت

719
00:38:33,693 --> 00:38:34,452
خوب شدم

720
00:38:37,212 --> 00:38:38,173
دیگه درمان شدم

721
00:38:39,813 --> 00:38:40,612
پس خوبه

722
00:38:41,452 --> 00:38:44,412
حالا که زی شنگ میخواد شخصا تحویلش بده

723
00:38:44,813 --> 00:38:46,252
.برو ترتیبش رو بده

724
00:38:46,813 --> 00:38:48,492
اطاعت میکنم اعلیحضرت

725
00:38:55,733 --> 00:38:57,173
چقدر سریع خوب شدیا

726
00:39:00,133 --> 00:39:01,013
جوانی دیگه

727
00:39:01,773 --> 00:39:03,853
جوونا زود بهبود پیدا میکنن

728
00:39:04,452 --> 00:39:05,292
هیچکس نمیتونه زمین بزنتشون

729
00:39:06,013 --> 00:39:07,013
.هیچ چیز

730
00:39:07,612 --> 00:39:08,492
سپاسگزارم، اعلیحضرت

731
00:39:37,893 --> 00:39:38,733
استاد

732
00:39:40,933 --> 00:39:41,973
تحقیق کردی

733
00:39:42,212 --> 00:39:43,173
که زنی از خاندان چنگ

734
00:39:43,532 --> 00:39:44,853
تو اون موقعیت خطرناک بوده یا نه؟

735
00:39:45,133 --> 00:39:46,452
بنده از اطراف پرس و جو کردم

736
00:39:46,652 --> 00:39:48,372
واقعا زنان خاندان چنگ تو‌ اون موقعیت خطرناک بودن

737
00:39:48,572 --> 00:39:49,693
فقط یک زن نبوده

738
00:39:49,933 --> 00:39:51,973
بانوی چهارم چنگ هم تو ارابه بوده

739
00:39:53,532 --> 00:39:54,652
اون تو شهر هوا چیکار می‌کنه؟

740
00:39:55,252 --> 00:39:58,332
گویا دادرس جدید شهر هوا، چنگ ژی
رو همراهی میکردن

741
00:39:58,733 --> 00:40:00,933
به طور غیرمنتظره‌ای تو راه با راهزنان برخورد کردن

742
00:40:01,133 --> 00:40:02,292
.و تلفات سنگینی متحمل شدن

743
00:40:02,693 --> 00:40:04,652
و توسط ژنرال لینگ که
همراه اعلیحضرت بود، نجات پیدا کردن

744
00:40:04,893 --> 00:40:07,093
حالا، همشون به شهر هوا رفتن

745
00:40:08,133 --> 00:40:09,093
مرخصی

746
00:40:09,412 --> 00:40:10,093
چشم

747
00:40:14,173 --> 00:40:15,292
هرطور شده

748
00:40:15,733 --> 00:40:17,652
باید فورا برم دیدنش

749
00:40:18,693 --> 00:40:20,053
...بعد از این حادثه

750
00:40:21,173 --> 00:40:22,893
دیگه نمیتونم دست رو دست بذارم

751
00:40:23,532 --> 00:40:25,412
خیلی بهش مدیونم

752
00:40:26,693 --> 00:40:28,093
...اگه نتونم رو در رو

753
00:40:28,332 --> 00:40:30,372
...احساس گناه و شرمم رو بهش بگم

754
00:40:32,452 --> 00:40:33,973
هرگز نمیتونم

755
00:40:35,973 --> 00:40:37,853
.با آرامش بمیرم

756
00:40:43,372 --> 00:40:44,173
خیلی خوب

757
00:40:44,532 --> 00:40:46,173
منم برای رفتن به شهر هوا

758
00:40:46,332 --> 00:40:47,652
همراهیتون میکنم استاد

759
00:40:51,813 --> 00:40:53,693
...بین اینهمه زن تو دنیا

760
00:40:54,212 --> 00:40:56,212
چرا اون انقدر بد اقباله؟

761
00:40:56,265 --> 00:41:28,197
<font color=#d26900>= تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند  =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

762
00:41:28,197 --> 00:41:35,236
<font color=#ffc2a6>♪ فانوس دریایی برف سپید را پخش زمین کرده است ♪</font>

763
00:41:37,037 --> 00:41:40,598
<font color=#ffc2a6>♪ زخم هایی که از گذشته برجا مانده اند را ♪</font>

764
00:41:40,598 --> 00:41:44,713
<font color=#ffc2a6>♪ با عطوفت نوازش کرده ام ♪</font>

765
00:41:45,797 --> 00:41:53,117
<font color=#ffc2a6>♪ پشتت به نور است و کهکشان در چشمانت ♪</font>

766
00:41:54,556 --> 00:41:58,030
<font color=#ffc2a6>♪ آهنگی نجوا می کنم ♪</font>

767
00:41:58,030 --> 00:42:02,036
<font color=#ffc2a6>♪ ماه و خورشید نیز آن را زمزمه می کنند ♪</font>

768
00:42:02,677 --> 00:42:06,436
<font color=#ffc2a6>♪ نوری که میان ابروهای توست ♪</font>

769
00:42:07,037 --> 00:42:10,916
<font color=#ffc2a6>♪ توسط این روزگارِ دنیوی خاموش و از نو احیا شد ♪</font>

770
00:42:11,697 --> 00:42:19,037
<font color=#ffc2a6>♪ فلک، کوهستان و اقیانوس را برای چه کسی بهم زنم؟ ♪</font>

771
00:42:21,037 --> 00:42:25,016
<font color=#ffc2a6>♪ هنگامی که در دریای آبی چشم می گشودم ♪</font>

772
00:42:25,016 --> 00:42:29,258
<font color=#ffc2a6> لوح های یادبود سنگی ♪
 ♪ همچو رشته کوه صف کشیده بودند</font>

773
00:42:29,597 --> 00:42:33,915
<font color=#ffc2a6>♪ زیر فانوس، نکوهش ها به سمتم حجوم می آوردند ♪</font>

774
00:42:33,945 --> 00:42:38,174
<font color=#ffc2a6>♪ درِ باریک نمیتوانست احساساتم را در خود نگه دارد ♪</font>

775
00:42:38,636 --> 00:42:42,732
<font color=#ffc2a6>♪ همانطور که رویای آینده را میبینیم ♪</font>

776
00:42:42,732 --> 00:42:47,049
<font color=#ffc2a6> درمورد پستی ها و بلندی های ♪
 ♪ این زندگی فانی هم صحبت میشویم </font>

777
00:42:47,317 --> 00:42:50,996
<font color=#ffc2a6>♪ من و توی فانی در آینده ♪</font>

778
00:42:51,356 --> 00:43:02,216
<font color=#ffc2a6> با خلوص و شرافتمان ♪
 ♪ به دریای ستارگان روشنایی خواهیم بخشید </font>

779
00:43:04,556 --> 00:43:10,857
<font color=#ffc2a6>♪ خلوص و شرافت ما ♪</font>

780
00:43:10,880 --> 00:43:16,044
<font color=#d26900>= تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند  =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

