﻿1
00:00:00,000 --> 00:01:37,100
<font color=#d26900>= تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند  =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

2
00:01:37,120 --> 00:01:42,600
<font color="#f2ce00">=</font> <font color="#c4a600">عشقی مانند کهکشان </font><font color="#f2ce00">=</font>

3
00:01:43,600 --> 00:01:46,860
<font color="#f2ce00">≡</font> <font color="#fbd600">قسمت هفدهم </font><font color="#f2ce00">≡</font>

4
00:02:05,607 --> 00:02:08,448
میدونستم که ارباب‌تون برای نجات دادنم میاد

5
00:02:09,528 --> 00:02:11,368
نباید اینجا بمونیم

6
00:02:11,582 --> 00:02:13,903
اینجا خیلی به پایتخت نزدیکه

7
00:02:13,928 --> 00:02:15,687
لینگ بویی مشکوک خیلی حقه بازه

8
00:02:15,687 --> 00:02:17,848
نباید بذاریم ردی ازمون بدستش برسه

9
00:02:18,008 --> 00:02:19,408
جلوی لینگ بویی

10
00:02:19,408 --> 00:02:20,568
اسمی از شاهزاده ما بردی؟

11
00:02:20,727 --> 00:02:22,368
یک کلمه هم نگفتم

12
00:02:22,607 --> 00:02:25,207
شاهزاده‌تون بهم قول داده بود

13
00:02:25,327 --> 00:02:26,287
که اگه شورش کنم

14
00:02:26,287 --> 00:02:28,687
پدرش، شاهزاده یونگ، حتما کمکم می‌کنه

15
00:02:28,807 --> 00:02:30,207
اونموقع، با همکاری شهر فنگ یی و شو

16
00:02:30,207 --> 00:02:32,568
!برای هدف بزرگمون می‌جنگیم

17
00:02:34,408 --> 00:02:36,848
ولی کی میخواد وارد عمل بشه؟

18
00:02:40,968 --> 00:02:42,008
خل شدی؟

19
00:02:42,127 --> 00:02:44,448
من متحد شاهزاده‌تونم

20
00:02:45,167 --> 00:02:46,127
شاهزاده گفتن

21
00:02:46,647 --> 00:02:48,448
.فقط یک جسد می‌تونه راز نگه دار باشه

22
00:02:48,448 --> 00:02:49,767
!حیوونا

23
00:03:03,848 --> 00:03:04,647
نه

24
00:03:14,647 --> 00:03:15,928
!ژنرال لینگ، نجاتم بده

25
00:03:15,928 --> 00:03:17,247
همه چیو بهت میگم

26
00:03:19,647 --> 00:03:20,408
!عقب نشینی

27
00:03:54,448 --> 00:03:55,287
!لطفا کمکم کن

28
00:03:56,127 --> 00:03:57,848
میخوای زنده بمونی دهنتو ببند

29
00:04:15,327 --> 00:04:17,488
ارباب جوان امروز خیلی خشن می‌جنگه

30
00:04:17,807 --> 00:04:19,167
اصلا نمی‌ذاره ما وارد صحنه بشیم

31
00:04:21,167 --> 00:04:22,408
نکنه حس و حال بدی داره؟

32
00:04:24,088 --> 00:04:25,568
اگه فن چانگ از زندان فرار نکرده بود

33
00:04:25,848 --> 00:04:27,008
امروز ارباب جوان میتونست خاندان چنگ رو

34
00:04:27,008 --> 00:04:29,008
.تو راه برگشت به عمارت‌شون همراهی کنه

35
00:04:30,408 --> 00:04:32,528
ارباب جوان چرا باید خاندان چنگ رو همراهی کنه؟

36
00:04:35,848 --> 00:04:36,848
اون آدما

37
00:04:36,848 --> 00:04:38,327
مزاحم میشن و نمیذارن ارباب جوان کارشو بکنه

38
00:04:53,807 --> 00:04:55,687
فعلا بحث خاندان چنگ و لو رو ول کنین

39
00:04:56,008 --> 00:04:57,287
اول یه نگاهی به من بندازین

40
00:04:57,727 --> 00:04:59,368
برام طبیب بیارین

41
00:05:14,928 --> 00:05:17,327
طبیب گفته خوبم

42
00:05:17,807 --> 00:05:18,687
ژنرال

43
00:05:19,127 --> 00:05:20,928
انقدر برو و بیا نکن

44
00:05:21,488 --> 00:05:23,127
سرم رو درد میاری

45
00:05:23,528 --> 00:05:24,767
انقدر کله شق نباش

46
00:05:25,368 --> 00:05:27,888
بیشتر از ۲۰ ساله که زن و شوهریم

47
00:05:28,287 --> 00:05:30,207
هیچوقت ندیدم انقدر بیمار بشی

48
00:05:30,528 --> 00:05:32,568
حتی وقتی اون سال خاندان شیائو سقوط کرد

49
00:05:32,568 --> 00:05:34,287
ذره‌ای ضعف نشون ندادی

50
00:05:34,928 --> 00:05:37,687
حالا، فقط قضیه ازدواج دخترته

51
00:05:37,687 --> 00:05:39,807
چطوری افتادی رو بستر بیماری؟

52
00:05:40,287 --> 00:05:41,488
قلبم آشفته است

53
00:05:42,287 --> 00:05:43,408
کسی مقصر نیست

54
00:05:46,127 --> 00:05:46,888
دخترعمو

55
00:05:47,287 --> 00:05:48,327
بذار من انجامش بدم

56
00:05:48,408 --> 00:05:49,607
میتونی یکم استراحت کنی

57
00:05:50,528 --> 00:05:53,008
وقتی با لو یائو تو شهر هوا وقت میگذروندی

58
00:05:53,408 --> 00:05:55,008
یانگ یانگ ازم مراقبت میکرد

59
00:05:55,008 --> 00:05:56,528
لازم نکرده دخالت کنی

60
00:05:58,408 --> 00:05:59,327
تو شهر هوا

61
00:05:59,528 --> 00:06:02,247
نیائو نیائو از اطبای حاذق آموزش دیده

62
00:06:02,247 --> 00:06:03,448
وقتی مریض بودی

63
00:06:03,568 --> 00:06:05,448
نیائو نیائو کلی کنارت موند و خدمت کرد

64
00:06:05,888 --> 00:06:07,488
دوتا دختر به نوبت ازت مراقبت میکنن

65
00:06:07,848 --> 00:06:09,968
خانومم، زودتر خوب میشی

66
00:06:11,088 --> 00:06:12,928
یانگ یانگ مطیع و معقوله

67
00:06:13,327 --> 00:06:15,607
اگه در آینده با مرد خوبی روبرو بشه

68
00:06:15,888 --> 00:06:18,368
این نعمت خانواده داماده که باهاش ازدواج کنه

69
00:06:18,767 --> 00:06:19,687
...زن عموی اول

70
00:06:20,408 --> 00:06:21,848
بخاطر اینکه غفلت کردم

71
00:06:22,368 --> 00:06:23,327
نیائو نیائو پیشاپیش

72
00:06:23,888 --> 00:06:25,327
.بحث ازدواجش رو باز کرد

73
00:06:25,568 --> 00:06:28,088
خیلی پشیمونم

74
00:06:28,807 --> 00:06:30,327
تو از نیائو نیائو بزرگتری

75
00:06:30,568 --> 00:06:32,888
وقتشه فکر ازدواجت باشی

76
00:06:34,247 --> 00:06:35,928
اگه از مردی خوشت میاد

77
00:06:36,647 --> 00:06:37,928
.بهم بگو

78
00:06:38,247 --> 00:06:40,607
.من برات باهاشون حرف میزنم

79
00:06:42,088 --> 00:06:44,888
والدین برای ازدواج فرزندشون تصمیم میگیرن

80
00:06:46,088 --> 00:06:48,647
.من پیرو امر شما هستم، زن عموی اول

81
00:06:50,687 --> 00:06:53,387
میدونستم بچه‌‌ی معقولی هستی

82
00:06:53,767 --> 00:06:54,607
نگران نباش

83
00:06:55,408 --> 00:06:56,647
...حتما

84
00:06:57,088 --> 00:06:58,368
تمام و کمال برات برنامه میریزم

85
00:07:07,888 --> 00:07:09,368
آب سر شده

86
00:07:09,368 --> 00:07:10,848
.میرم آب گرم بیارم

87
00:07:17,408 --> 00:07:19,088
چرا این حرفو گفتی؟

88
00:07:51,928 --> 00:07:53,528
نیائو نیائو خیلی تواناست

89
00:07:53,928 --> 00:07:55,088
از وقتی زن داداش مریض شد

90
00:07:55,448 --> 00:07:56,767
با نظم و ترتیب

91
00:07:56,767 --> 00:07:58,408
.به امور خونه رسیدگی کرده

92
00:07:58,848 --> 00:07:59,888
!عمو وان

93
00:07:59,888 --> 00:08:00,848
خواهر چی چی

94
00:08:00,928 --> 00:08:01,928
شما چرا اومدین؟

95
00:08:02,088 --> 00:08:04,127
شنیدم مادرت مریضه، اومدم دیدنش

96
00:08:04,327 --> 00:08:05,088
چی چی

97
00:08:05,368 --> 00:08:08,127
ببین نیائو نیائو چقدر بچه حرف گوش کن و گلیه

98
00:08:08,607 --> 00:08:10,807
اون دفعه که مریض شدم تو چیکار کردی؟

99
00:08:10,928 --> 00:08:12,727
خانوم خانوما رفت بیرون و با ملت دعوا کرد

100
00:08:13,607 --> 00:08:15,207
پدر، اصلا حرف زدن بلدی؟

101
00:08:15,928 --> 00:08:17,527
از یکی تعریف می‌کنی و اون یکی رو میکوبی

102
00:08:17,527 --> 00:08:20,207
میخوای بین من و خواهر شائوشانگ اختلاف بندازی؟

103
00:08:20,928 --> 00:08:21,848
ولی حالا که می‌بینم

104
00:08:21,928 --> 00:08:23,768
داری از خواهر کوچولوی گلم تعریف میکنی

105
00:08:23,768 --> 00:08:25,127
.اینبار رو ازت می‌گذرم

106
00:08:27,207 --> 00:08:29,088
انقدر عصبانی شدم که سمت راست سرم باز درد گرفت

107
00:08:29,768 --> 00:08:30,888
بیا واسم مالش بده

108
00:08:31,848 --> 00:08:32,728
پدر

109
00:08:32,848 --> 00:08:34,088
طبیب گفت که

110
00:08:34,088 --> 00:08:36,127
درد سمت راست جمجمه یک نشونه شومه

111
00:08:36,928 --> 00:08:38,768
دیگه تقریبا برات غیر ممکنه

112
00:08:39,287 --> 00:08:40,447
که پسر بدنیا بیاری

113
00:08:40,808 --> 00:08:41,608
خیالت تخت باشه دخترم

114
00:08:41,848 --> 00:08:43,768
قول میدم یه داداش کوچولو برات بیارم

115
00:08:47,848 --> 00:08:49,327
واقعا در شرف ازدواجی؟

116
00:08:50,287 --> 00:08:51,127
باور نکردنیه

117
00:08:51,447 --> 00:08:52,888
یه سفر رفتی و برگشتی

118
00:08:53,088 --> 00:08:55,287
و با خودت شوهر تور کردی

119
00:08:56,088 --> 00:08:57,527
مشخصا از من کم‌سن تری

120
00:08:57,527 --> 00:08:59,207
ولی داری قبل من ازدواج میکنی

121
00:09:02,127 --> 00:09:03,367
...اما اون لو یائو

122
00:09:03,608 --> 00:09:05,608
.قبلا با هه ژائوجون نامزد بوده

123
00:09:06,088 --> 00:09:08,367
همیشه هم بنظر میاد بهش زور میگن و تحقیر میشه

124
00:09:08,648 --> 00:09:09,688
گمونم زیادی صاف و ساده است

125
00:09:09,928 --> 00:09:11,447
همین صاف و ساده بودنش رو دوست دارم

126
00:09:13,167 --> 00:09:14,207
...پدر و مادرم

127
00:09:14,207 --> 00:09:15,447
از آیائو خوششون نمیاد

128
00:09:15,888 --> 00:09:17,407
ولی دیگه از کجا میتونم

129
00:09:17,848 --> 00:09:18,888
همچین شوهر مطیعی پیدا کنم؟

130
00:09:18,968 --> 00:09:20,127
وقتی خونه ها رو بازسازی می‌کردم

131
00:09:20,127 --> 00:09:21,207
وسایل ساخت و ساز رو برام اورد

132
00:09:21,447 --> 00:09:22,527
وقتی لوازم کشاورزی رو تعمیر می‌کردم

133
00:09:22,608 --> 00:09:23,848
برام جعبه کار رو آورد

134
00:09:24,127 --> 00:09:25,527
وقتی مادرم تنبیهم میکرد

135
00:09:25,728 --> 00:09:27,367
.یواشکی برام شراب ‌آورد

136
00:09:28,688 --> 00:09:29,367
...این

137
00:09:29,688 --> 00:09:30,447
.خیلی عالیه

138
00:09:32,487 --> 00:09:33,407
وایستا ببینم

139
00:09:34,247 --> 00:09:35,327
اینطور که تو میگی

140
00:09:35,648 --> 00:09:36,728
این کارها رو

141
00:09:37,768 --> 00:09:39,008
.لیان فانگ هم می‌تونه انجام بده

142
00:09:41,848 --> 00:09:42,487
بعدشم

143
00:09:42,968 --> 00:09:44,247
وقتی دونفر باهمن

144
00:09:44,247 --> 00:09:46,008
مهمترین چیز عشق دو طرفه است

145
00:09:46,088 --> 00:09:47,768
عشق دوطرفه چیه؟

146
00:09:48,527 --> 00:09:50,088
.‌‌.‌.همینکه یه همبازی رو به عنوان شوهر پیدا کنم

147
00:09:50,688 --> 00:09:51,768
.خیلی عالیه

148
00:09:57,367 --> 00:09:58,447
منطقی بود

149
00:09:58,768 --> 00:09:59,527
...پس

150
00:09:59,527 --> 00:10:00,928
منم در آینده یه شوهر مطیع پیدا می‌کنم

151
00:10:01,207 --> 00:10:03,207
که وقتی دعوا میکنم، چوبم رو بگیره

152
00:10:03,367 --> 00:10:05,287
و وقتی زخمی میشم، زخمم رو ببنده

153
00:10:06,088 --> 00:10:07,407
نمیخوام مثل برادر دوم جنابعالی باشه

154
00:10:07,407 --> 00:10:08,728
.‌فقط بلده کل روز تو روم‌ وایسته

155
00:10:08,728 --> 00:10:10,327
...برادر دومم نمیخواد تو روت وایسته

156
00:10:10,327 --> 00:10:11,247
وان چی چی

157
00:10:11,808 --> 00:10:13,088
باز داری چه مزخرفی میبافی؟

158
00:10:13,327 --> 00:10:16,167
نباید شوهری پیدا کنی که
فقط باهات سازش و مدارا کنه

159
00:10:16,167 --> 00:10:17,768
باید کسی رو پیدا کنی که ازت حمایت

160
00:10:17,768 --> 00:10:19,088
.و تشویقت کنه

161
00:10:23,608 --> 00:10:24,808
من دنبال شوهرم

162
00:10:25,088 --> 00:10:26,247
!نه معلم اخلاق

163
00:10:26,247 --> 00:10:27,848
مگه از جون خودم سیر شدم که

164
00:10:27,848 --> 00:10:28,768
مردی رو پیدا کنم که افسرده ام می‌کنه؟

165
00:10:30,127 --> 00:10:30,888
شائوگونگ

166
00:10:31,127 --> 00:10:32,447
مگه طالع بینی بلد نیستی؟

167
00:10:32,728 --> 00:10:33,447
طالعم رو بخون

168
00:10:33,447 --> 00:10:35,088
.ببین شوهر آینده ام چه شکلیه

169
00:10:44,527 --> 00:10:45,447
خواهر چی چی

170
00:10:46,127 --> 00:10:47,527
...شوهر آینده‌ات

171
00:10:47,888 --> 00:10:50,608
در کرانه آسمان و جلوی چشمته

172
00:10:58,327 --> 00:10:59,247
جلوی چشمم؟

173
00:11:02,088 --> 00:11:02,928
کوش؟

174
00:11:03,407 --> 00:11:04,608
اصلا طالع گرفتی؟

175
00:11:14,968 --> 00:11:15,648
بکش کنار

176
00:11:16,327 --> 00:11:17,808
سد راه پیدا کردن مرد مناسبمی

177
00:11:18,088 --> 00:11:18,688
شائوشانگ

178
00:11:19,008 --> 00:11:20,088
شائوشانگ، بیا

179
00:11:21,848 --> 00:11:22,688
کوشش؟

180
00:11:22,688 --> 00:11:24,848
نکنه چشمای خواهر چی چی مشکلی داره؟

181
00:11:26,888 --> 00:11:28,088
...بنظر من که

182
00:11:28,407 --> 00:11:29,487
.اون خیلی خوبه

183
00:11:35,768 --> 00:11:36,688
زن داداش

184
00:11:36,688 --> 00:11:38,648
.هنوز مریضی، نمیخواد بدرقه کنی

185
00:11:40,127 --> 00:11:40,968
اگه از من بپرسین

186
00:11:40,968 --> 00:11:42,608
زن نباید خیلی قوی باشه

187
00:11:42,888 --> 00:11:44,447
برادر چنگ بخاطر مراقبت از تو

188
00:11:44,567 --> 00:11:45,808
پوست و استخوان شده

189
00:11:45,808 --> 00:11:48,648
برادر وان، تاحالا
پوست و استخوان قوی‌ هیکلی مثل من دیدی؟

190
00:12:04,648 --> 00:12:06,167
مونده بودم چرا چی چی

191
00:12:06,327 --> 00:12:07,888
هیچ جوره حاضر نشد زردپی گوزن و بهم بده

192
00:12:08,008 --> 00:12:09,848
پس میخواست به پس جنابعالی بدتش

193
00:12:10,287 --> 00:12:11,848
چی چی جانم خیلی خوش سلیقه است

194
00:12:12,167 --> 00:12:14,728
میدونست که زردپی گوزن
 فقط لایق پسران خاندان چنگه

195
00:12:17,327 --> 00:12:18,648
چی چی، باید برگردیم خونه

196
00:12:20,728 --> 00:12:21,487
خانوم

197
00:12:21,728 --> 00:12:24,008
میترسم دوتا مناسبت فرخنده
تو عمارتمون داشته باشیم

198
00:12:28,127 --> 00:12:29,327
این دوتا بچه میمون

199
00:12:29,808 --> 00:12:31,407
.بیشتر از ۶ ماهه که به پایتخت برگشتن

200
00:12:31,487 --> 00:12:32,567
اگه ولشون کنیم همینطور علاف بچرخن

201
00:12:32,567 --> 00:12:33,567
خونه رو روی سرشون خراب میکنن

202
00:12:34,728 --> 00:12:35,608
بنظرم

203
00:12:36,008 --> 00:12:37,447
باید یه معلم براشون بیاریم

204
00:12:37,768 --> 00:12:39,527
تا توی عمارت

205
00:12:39,888 --> 00:12:42,327
بهشون درمورد آموزه‌های حکیمان و اصول یاد بدن

206
00:12:42,928 --> 00:12:44,327
خانومم، فکر بکریه

207
00:12:44,688 --> 00:12:46,247
منم فکر میکنم وقتشه یذره قانون‌مند بشن

208
00:12:47,287 --> 00:12:49,567
.و یادگیری علوم رو شروع کنن

209
00:12:58,768 --> 00:13:00,608
خاندان چنگ میخواد یک مدرسه خانگی باز کنه؟

210
00:13:01,567 --> 00:13:02,848
از شاگردان کوهستان بایلو

211
00:13:03,327 --> 00:13:04,567
میخوان که به عنوان معلم تدریس کنن؟

212
00:13:07,888 --> 00:13:10,648
خاندان چنگ برای پیدا کردن یک نفر دیگه
 نیازی به جستجوی بیشتر نداشتن

213
00:13:11,088 --> 00:13:12,088
تو کل دنیا

214
00:13:12,327 --> 00:13:13,247
جز استادم

215
00:13:13,808 --> 00:13:15,327
کی از من مناسب تره؟

216
00:13:15,527 --> 00:13:16,808
‌...منظورتون اینه که

217
00:13:16,808 --> 00:13:17,968
میخواین به عمارت چنگ برید

218
00:13:17,968 --> 00:13:19,167
و استادشون باشین؟

219
00:13:19,367 --> 00:13:22,127
استاد هوانگ فو دلواپسه خانوم سانگه

220
00:13:22,367 --> 00:13:24,207
پس گفته حواسم بهش باشه

221
00:13:24,888 --> 00:13:26,247
منم چطور میتونم از دستور استادم سرپیچی کنم؟

222
00:13:26,928 --> 00:13:29,527
مگه خانوم سانگ تو شهر هوا نیست؟

223
00:13:34,768 --> 00:13:36,167
خانوم سانگ بیشتر از همه

224
00:13:36,287 --> 00:13:38,327
،برادر زاده‌ی مزخرف و سرکشش
.چنگ شائوشانگ رو دوست داره

225
00:13:38,527 --> 00:13:40,008
از کوهستان بایلو نامه دریافت کردم

226
00:13:40,008 --> 00:13:41,527
که شاگرد جدید بهشون پیشنهاد کنم

227
00:13:42,608 --> 00:13:43,648
... چطوره خودم

228
00:13:44,088 --> 00:13:45,367
نگرانی ها رو از دوش خانوم سانگ بردارم

229
00:13:45,608 --> 00:13:47,447
و چانگ شائوشانگ رو حسابی تعلیم بدم؟

230
00:13:47,648 --> 00:13:48,968
مبادا قبل از ازدواج

231
00:13:49,127 --> 00:13:50,968
با حماقت و بی پروایی دیگران رو نرنجونه

232
00:13:51,127 --> 00:13:53,848
خاندان چانگ برای پسرها دنبال معلم آقاست

233
00:13:54,848 --> 00:13:56,608
برای دخترها دنبال معلم زن نیست

234
00:14:04,567 --> 00:14:06,008
به قول یک حکیم

235
00:14:06,207 --> 00:14:07,688
"بدون تبعیض به همه مردم علم بیاموزید"

236
00:14:08,287 --> 00:14:11,608
من آدم احمقیم که زن ها رو کوچیک بشمارم؟

237
00:14:13,728 --> 00:14:15,848
...طبیعتا دخترا رو هم

238
00:14:16,207 --> 00:14:17,527
حسابی تعلیم میدم

239
00:14:25,808 --> 00:14:27,808
کوچیک شمردن زن چه صیغه ایه؟

240
00:14:29,008 --> 00:14:31,768
اونا اصلا تحویلت نمی‌گیرن که

241
00:14:39,527 --> 00:14:40,287
!ارابه رو نگه دارین

242
00:14:45,487 --> 00:14:46,487
هنوز نرسیدیم که

243
00:14:46,808 --> 00:14:47,728
چرا نگه داشتین؟

244
00:14:48,768 --> 00:14:50,287
...ارباب جوان یوان، واقعا میخواین با پررویی تمام

245
00:14:50,287 --> 00:14:52,367
به عمارت چنگ برید و
خودتونو برای معلمی پیشنهاد بدین؟

246
00:14:52,367 --> 00:14:53,848
ندیدم کسی مقام دولتی بودن رو رد کنه

247
00:14:53,848 --> 00:14:54,968
و درعوض بخواد تو عمارت مارکیز چولینگ

248
00:14:54,968 --> 00:14:56,367
یک معلم پایین رتبه باشه

249
00:14:56,367 --> 00:14:57,287
کی گفته؟

250
00:14:57,327 --> 00:14:58,367
مگه استاد هوانگ فو هم

251
00:14:58,367 --> 00:15:00,008
به کوهستان بایلو برنگشت

252
00:15:00,008 --> 00:15:01,287
تا به دیگران آموزش بده؟

253
00:15:01,287 --> 00:15:03,167
همه اساتید قابل احترامن

254
00:15:03,167 --> 00:15:05,888
اساتید اصلا از ارکان ملت پایین تر نیستن

255
00:15:06,367 --> 00:15:07,688
شغل معلمی رو کوچیک نشمار

256
00:15:07,928 --> 00:15:09,608
گمونم افراد زیادی

257
00:15:09,768 --> 00:15:11,008
.میخوان تو عمارت چنگ استاد باشن

258
00:15:25,688 --> 00:15:27,447
ارباب جوان لو با این لباسش

259
00:15:27,728 --> 00:15:28,848
.خیلی سرزنده بنظر میاد

260
00:15:30,127 --> 00:15:32,008
چرا خانوم دوم خاندان لو هم باهاشونه؟

261
00:15:33,167 --> 00:15:34,768
گمونم برای معلم شدن نیومده اینجا

262
00:15:35,367 --> 00:15:36,808
میترسم اومده باشن دیدن خانواده عروس

263
00:15:37,167 --> 00:15:37,888
ارباب جوان

264
00:15:37,888 --> 00:15:39,728
حالا که خاندان چنگ امروز مهمون مهمی داره

265
00:15:39,728 --> 00:15:41,207
چطوره یک روز دیگه بیایم؟

266
00:15:43,447 --> 00:15:44,247
برمیگردیم عمارت

267
00:15:45,327 --> 00:15:46,567
ارباب جوان، بالاخره سر عقل اومدین

268
00:15:47,688 --> 00:15:48,608
کی گفته؟

269
00:15:49,088 --> 00:15:49,888
میخوام برگردم

270
00:15:49,888 --> 00:15:51,608
و یک لباس سرزنده تر مال لو یائو بپوشم

271
00:15:52,648 --> 00:15:54,888
نباید جلوی شاگردهام

272
00:15:55,167 --> 00:15:56,327
.ابهت و وقارم رو از دست بدم

273
00:16:16,567 --> 00:16:17,367
آیائو

274
00:16:17,447 --> 00:16:18,247
شائوشانگ

275
00:16:18,367 --> 00:16:19,968
حتما سفر طولانی ای اومدین

276
00:16:19,968 --> 00:16:21,688
بیا سوپ دفع گرما بهت بدم بخوری

277
00:16:22,327 --> 00:16:24,327
فقط آیائو می‌تونه سوپ دفع گرما بخوره؟

278
00:16:25,808 --> 00:16:28,008
.شائوشانگ، ایشون مادرمه

279
00:16:28,808 --> 00:16:29,567
بیا

280
00:16:32,768 --> 00:16:34,928
شنیدم حال مادرت مساعد نیست

281
00:16:34,928 --> 00:16:35,808
.پس برای ملاقاتشون اومدیم

282
00:16:38,527 --> 00:16:39,648
خانوم دوم لو

283
00:16:40,487 --> 00:16:41,527
سلام، خانوم دوم لو

284
00:16:42,407 --> 00:16:45,207
پسرم میشینه و بلند میشه از شائوشانگ تعریف میکنه

285
00:16:45,527 --> 00:16:47,287
ولی نگفته بود که

286
00:16:47,287 --> 00:16:49,688
‌چقدر زیبا و دوست داشتنی هستی

287
00:16:50,968 --> 00:16:52,608
آیائو چطور ازم تعریف کرد؟

288
00:16:53,407 --> 00:16:54,648
خانوم لو، بفرمایین

289
00:16:54,648 --> 00:16:55,928
تا منم یکم شاد بشم

290
00:16:57,768 --> 00:16:59,407
خانوم دوم لو اومدن

291
00:17:02,648 --> 00:17:03,567
ارباب جوان لو

292
00:17:04,008 --> 00:17:05,567
چرا از قبل بهمون اطلاع ندادین؟

293
00:17:06,367 --> 00:17:07,207
شائوشانگ

294
00:17:07,888 --> 00:17:09,167
.آداب ملاقات رو به جا بیار

295
00:17:15,968 --> 00:17:16,928
بفرمایین بشینین

296
00:17:19,447 --> 00:17:20,127
بفرما

297
00:17:20,327 --> 00:17:21,287
تو بشین اینجا

298
00:17:23,808 --> 00:17:24,608
بدو بشین

299
00:17:36,928 --> 00:17:39,088
.شنیدم احوالتون مساعد نیست

300
00:17:39,447 --> 00:17:41,127
چون نگران بودم اومدم ملاقاتتون

301
00:17:41,487 --> 00:17:43,088
اما اگه مزاحمت براتون ایجاد کردم

302
00:17:43,527 --> 00:17:44,888
.بهتر بود نمیومدم

303
00:17:45,127 --> 00:17:46,167
ادب حکم می‌کنه

304
00:17:46,447 --> 00:17:48,127
من اول به عمارت شما بیام

305
00:17:48,407 --> 00:17:50,367
.تا درمورد ازدواج بچه‌ها صحبت کنیم

306
00:17:50,768 --> 00:17:53,608
ولی متاسفانه بد موقع مریض شدم

307
00:17:53,888 --> 00:17:55,407
کم کم بهبود پیدا می کنی

308
00:17:55,888 --> 00:17:56,848
عجله نکن

309
00:17:57,247 --> 00:17:58,327
منم عجله ای ندارم

310
00:18:00,768 --> 00:18:03,447
ولی نمیدونم که پسرم میتونه صبر کنه یا نه

311
00:18:03,928 --> 00:18:04,688
!مادر

312
00:18:17,487 --> 00:18:20,407
ژنرال چنگ برای شورشی‌ها عفو عمومی گرفت
 و به عنوان سرباز استخدامشون کردن

313
00:18:20,407 --> 00:18:21,728
.این کارشون خیلی بزرگ و عالی بود

314
00:18:21,728 --> 00:18:22,728
شنیدم که اعلیحضرت

315
00:18:22,808 --> 00:18:24,127
میخوان فرمانی صادر کنن

316
00:18:24,127 --> 00:18:26,928
تا به ژنرال چنگ عنوان
معاون جناح چپ پادگان قصر سلطنتی" رو بدن"

317
00:18:27,247 --> 00:18:29,088
امروز اولا برای ملاقات شما

318
00:18:29,247 --> 00:18:30,527
.و دوما برای تبریک اومدم

319
00:18:32,928 --> 00:18:33,968
من تقریبا

320
00:18:34,487 --> 00:18:35,768
خوب شدم

321
00:18:36,808 --> 00:18:38,327
دیروز، ارباب جوان لو

322
00:18:38,688 --> 00:18:40,327
مقداری گیاه دارویی برام فرستاد

323
00:18:40,527 --> 00:18:41,768
.ولی من قبول نکردم

324
00:18:43,768 --> 00:18:44,848
...درمورد تبریک گفتن‌تون

325
00:18:45,247 --> 00:18:47,327
اعلیحضرت هنوز فرمانی صادر نکردن

326
00:18:47,688 --> 00:18:49,848
.پس نمیتونم تبریک‌تون رو قبول کنم

327
00:19:04,327 --> 00:19:05,127
خانوم چنگ

328
00:19:05,407 --> 00:19:08,688
اگه این هدیه رو قبول نکنین ضرری نکردین

329
00:19:09,648 --> 00:19:10,928
فقط لازمه بگین که

330
00:19:11,447 --> 00:19:15,008
...این هدیه رو میخواین

331
00:19:17,167 --> 00:19:18,008
.یا نه...

332
00:19:26,648 --> 00:19:29,167
امروز پر از اخبار فرخنده است

333
00:19:29,167 --> 00:19:30,888
مهمانان گرامی دم در جمع شدن

334
00:19:31,567 --> 00:19:32,527
خانوم، حدس بزنین

335
00:19:32,527 --> 00:19:34,327
چه مهمون ناپیدایی اومده

336
00:19:42,407 --> 00:19:43,407
ارباب جوان یوان

337
00:19:43,688 --> 00:19:45,367
واقعا قصد دارین تو عمارتم

338
00:19:45,728 --> 00:19:48,167
به پسرهای نادانم آموزش بدین؟

339
00:19:49,407 --> 00:19:50,367
من بااستعداد نیستم

340
00:19:50,728 --> 00:19:53,487
همیشه از خودگذشتگی و
به تاخیر انداختن موفقیت فرزندانتون

341
00:19:53,487 --> 00:19:54,728
برای وطن دوستی‌تون و محافظت از کشور

342
00:19:55,088 --> 00:19:56,327
.رو تحسین می‌کردم

343
00:19:56,888 --> 00:19:59,808
بعد از دریافت نامه خانوم سانگ
برای درخواست مراجعه، سرزده مزاحم شدم

344
00:20:00,008 --> 00:20:02,768
امیدوارم شما رو آزرده خاطر نکرده باشم

345
00:20:03,567 --> 00:20:05,367
نفرمایین

346
00:20:05,728 --> 00:20:08,088
میترسم تمام عمرم جراتشو نداشته باشم

347
00:20:08,608 --> 00:20:11,768
ارباب جوان یوان، شما خیلی دانایید

348
00:20:12,287 --> 00:20:14,088
که حتی مقام‌های درباری هم تحسینتون میکنن

349
00:20:14,608 --> 00:20:15,648
...من

350
00:20:15,888 --> 00:20:18,367
میترسم هیچکدوم از بچه‌هام به قدری بااستعداد نباشن

351
00:20:18,367 --> 00:20:19,367
که توسط شما تعلیم ببینن

352
00:20:19,367 --> 00:20:20,247
پدر

353
00:20:22,728 --> 00:20:25,247
عموی آیائو استادِ ولیعهده

354
00:20:25,247 --> 00:20:27,808
آیائو هم توسط عموش دانش آموخته

355
00:20:28,768 --> 00:20:31,367
چرا نذاریم آیائو به برادرهام درس بده؟

356
00:20:31,648 --> 00:20:34,207
اینجوری، نیاز نیست غریبه‌ها معلم بشن

357
00:20:34,447 --> 00:20:35,207
نگو اینطور

358
00:20:36,008 --> 00:20:37,808
در مقایسه با برادر شان جیان

359
00:20:38,167 --> 00:20:39,207
.دانش من خیلی کمه

360
00:20:41,648 --> 00:20:42,487
آیائو

361
00:20:42,968 --> 00:20:44,207
.آدم باید اعتماد به نفس داشته باشه

362
00:20:44,207 --> 00:20:45,287
دیگه داری ازدواج می‌کنی

363
00:20:45,407 --> 00:20:46,648
چرا هنوزم بی احترامی میکنی؟

364
00:20:47,768 --> 00:20:49,688
.بذار اول آیائو آداب و اصول رو یادت بده

365
00:20:56,768 --> 00:20:58,648
ارباب جوان یوان، ببخشید تروخدا

366
00:20:59,928 --> 00:21:00,968
یکم چای داغ بنوشین

367
00:21:27,968 --> 00:21:29,447
!بانوی جوان

368
00:21:30,888 --> 00:21:32,567
!ارباب جوان شان جیان ئه

369
00:21:32,567 --> 00:21:34,728
مزخرف نگو! این ارباب جوان شان جیان نیست

370
00:21:35,327 --> 00:21:37,008
ارباب جوان شان جیان از ارباب خاندان خواستن

371
00:21:37,008 --> 00:21:38,247
که برای تعلیم اربابان جوان

372
00:21:38,247 --> 00:21:39,447
.به عمارتمون بیان

373
00:21:42,808 --> 00:21:43,728
چی؟

374
00:21:48,127 --> 00:21:49,327
تو این آب و هوای گرم

375
00:21:49,728 --> 00:21:50,608
نوشیدن چای داغ

376
00:21:51,167 --> 00:21:52,567
غیرقابل تحمله

377
00:21:53,728 --> 00:21:54,527
آیائو

378
00:21:54,808 --> 00:21:56,367
میخواستم بهت سوپ دفع گرما بدم

379
00:21:56,487 --> 00:21:57,648
هنوز میخوای بخوری؟

380
00:21:57,648 --> 00:21:59,088
حتما، چرا که نه

381
00:21:59,367 --> 00:22:00,207
تو این هوای گرم

382
00:22:00,207 --> 00:22:01,287
باید یه چیز خنک بنوشی

383
00:22:01,287 --> 00:22:02,407
.تا سرحال بیای

384
00:22:03,487 --> 00:22:04,648
میرم واسه بیارم

385
00:22:05,808 --> 00:22:07,808
این چای طعم شیرینی داره

386
00:22:08,088 --> 00:22:09,247
که قلب و معده رو گرم می‌کنه

387
00:22:09,888 --> 00:22:12,327
نوشیدن چای گرم در تابستون

388
00:22:12,487 --> 00:22:15,247
برای مردم خردمند
روشی برای حفظ آرامش اعصاب و سلامتیه

389
00:22:15,487 --> 00:22:17,608
...فقط مردم پست

390
00:22:18,928 --> 00:22:20,167
خوراکی و نوشیدنی سرد رو ترجیح میدن

391
00:22:20,888 --> 00:22:22,127
که برای طحال و معده مضره

392
00:22:22,236 --> 00:22:23,280
<font color="#ffff80">(نتیجه‌گیری: ایرانیا مردم خردمند هستند. تامام)</font>

393
00:22:29,808 --> 00:22:32,167
یادمه پدرمم نوشیدنی سرد دوست داشت

394
00:22:35,567 --> 00:22:38,287
حالا سوپ گرم دوست دارم

395
00:22:58,287 --> 00:23:00,008
فرار فن چانگ از زندان

396
00:23:00,127 --> 00:23:01,567
تله‌ای بود که تو ترتیبشو داده بودی؟

397
00:23:01,968 --> 00:23:02,768
بله

398
00:23:03,127 --> 00:23:04,407
عمدا گذاشتم فن چانگ فرار کنه

399
00:23:04,648 --> 00:23:06,088
و بعد مخفیانه افرادی رو فرستادم دنبالش

400
00:23:06,088 --> 00:23:08,088
فهمیدیم واقعا
...با افراد شاهزاده شیائو ملاقات کرد

401
00:23:08,088 --> 00:23:09,527
اونا میخواستن بکشنش و ساکتش کنن

402
00:23:09,768 --> 00:23:11,608
فن چانگ از شاهزاده شیائو
 بخاطر از بین بردنِ روابط، متنفره

403
00:23:11,888 --> 00:23:12,928
بنابراین، اقرار کرد

404
00:23:13,088 --> 00:23:15,088
که دلیل داشتن خیال واهی در این سالها

405
00:23:15,287 --> 00:23:16,808
این بوده که شاهزاده شیائو بهش گفته

406
00:23:16,968 --> 00:23:18,808
شهر فنگ یی و شو باهم همکاری

407
00:23:19,088 --> 00:23:20,207
.و شورش خواهند کرد

408
00:23:22,567 --> 00:23:23,487
شاهزاده یونگ یکی از اولین برادرهام بود که

409
00:23:24,327 --> 00:23:27,648
برای به دست گرفتن قدرت کشور
.شونه به شونه ام جنگید

410
00:23:28,688 --> 00:23:30,648
سه تا جراحت خیلی شدید داره

411
00:23:31,688 --> 00:23:33,327
.که بخاطر محافظت از من به وجود اومده

412
00:23:35,207 --> 00:23:36,327
باور نمیکنم

413
00:23:36,487 --> 00:23:37,648
که اون مغز متفکر باشه

414
00:23:37,648 --> 00:23:38,768
نباید حرفای یک طرفه فن چانگ

415
00:23:39,487 --> 00:23:40,407
.رو باور کنیم

416
00:23:40,407 --> 00:23:42,207
تماما بر اساس اظهارات فن چانگ نیست

417
00:23:42,407 --> 00:23:44,207
من همچنین در مورد هویتِ
سربازهای فداییِ اونا که کشته شدن تحقیق کردم

418
00:23:44,527 --> 00:23:45,407
...فهمیدم که همه اون ها

419
00:23:45,768 --> 00:23:47,167
اهل شهر فنگ یی اند

420
00:23:47,728 --> 00:23:49,968
.بنابراین، این قضیه صحت داره

421
00:23:59,688 --> 00:24:00,808
وقتی این سرزمین رو پیدا کردیم

422
00:24:01,247 --> 00:24:02,207
میخواستم

423
00:24:02,968 --> 00:24:04,367
از شاهزاده یونگ دعوت کنم تا به پایتخت بیاد

424
00:24:04,768 --> 00:24:05,848
.تا باهم دیگه کشور رو بچرخونیم

425
00:24:06,088 --> 00:24:07,127
اما اون قبول نکرد و گفت

426
00:24:07,608 --> 00:24:09,367
این سالها خیلی خسته و پیر شده

427
00:24:09,848 --> 00:24:11,127
و دلتنگ زادگاهش بود

428
00:24:11,287 --> 00:24:12,367
میخواست به زادگاهش برگرده

429
00:24:12,527 --> 00:24:15,008
تا به مقبره اجداد درگذشته‌اش، پیشکش کنه

430
00:24:15,608 --> 00:24:17,608
منم چون فرزند خلفی بود

431
00:24:17,808 --> 00:24:19,008
خیلی اصرار نکردم

432
00:24:19,367 --> 00:24:20,968
برای همین دستور دادم که

433
00:24:21,127 --> 00:24:23,447
پسر بزرگش به پایتخت بیاد
و عنوان شاهزاده رو بگیره

434
00:24:23,648 --> 00:24:24,968
.گذاشتم هرچقدر میخواد حقوق بگیره

435
00:24:26,127 --> 00:24:27,008
...یعنی من

436
00:24:27,367 --> 00:24:28,928
به قدر کافی باهاشون سخاوتمند نبودم؟

437
00:24:29,207 --> 00:24:30,167
انسان طماعه

438
00:24:30,567 --> 00:24:32,327
.سخاوتمند بودن نمیتونه راضیشون کنه

439
00:24:33,127 --> 00:24:33,888
...ممکنه

440
00:24:33,888 --> 00:24:35,728
پسر بی خاصیتش

441
00:24:36,207 --> 00:24:37,527
سرخود اینکارو کرده باشه؟

442
00:24:37,968 --> 00:24:39,367
میخواسته اسلحه های نظامی رو بدزده و بفروشه

443
00:24:39,808 --> 00:24:42,127
.پس از عمدا فن چانگ رو گول زد

444
00:24:42,567 --> 00:24:44,167
شاهزاده یونگ هم

445
00:24:44,728 --> 00:24:45,848
.بی اطلاعه

446
00:24:46,008 --> 00:24:49,648
.شاید فقط نمیتونه پسرشو مهار کنه. همین

447
00:24:49,648 --> 00:24:50,608
اعلیحضرت، شما خیرخواه هستین

448
00:24:50,968 --> 00:24:52,768
اما پیش بینی کردن یک انسان سخته
 .باید احتیاط کنیم

449
00:24:53,287 --> 00:24:54,928
میخواین بدونین که شاهزاده یونگ اطلاع داره یا نه

450
00:24:55,247 --> 00:24:56,127
فقط کافیه فرمانی صادر

451
00:24:56,127 --> 00:24:57,928
.و شاهزاده یونگ رو به پایتخت احضار کنین

452
00:25:02,808 --> 00:25:04,447
اون پسر درد سر سازش

453
00:25:04,928 --> 00:25:05,848
کجاست؟

454
00:25:06,088 --> 00:25:06,928
.ته و توشو درآوردم

455
00:25:07,367 --> 00:25:08,447
بعد از شکستی که توش شهر هوا خوردن

456
00:25:08,447 --> 00:25:10,487
عروسش رو به عمارتش برد
 تا مقدمات ازدواجشون رو آماده کنه

457
00:25:10,848 --> 00:25:11,928
.هنوز برنگشته

458
00:25:11,928 --> 00:25:14,247
تو این موقعیت برای ازدواج به عمارتش رفته!؟

459
00:25:15,888 --> 00:25:16,888
!چقدر تصادفی

460
00:25:18,928 --> 00:25:20,567
عروسش کی هست؟

461
00:25:24,127 --> 00:25:24,848
چی شده؟

462
00:25:25,527 --> 00:25:26,487
...هویت عروس

463
00:25:27,088 --> 00:25:28,327
عادی نیست؟

464
00:25:28,567 --> 00:25:31,127
...اون دختر ژنرال سواره نظام، هه یونگ

465
00:25:31,407 --> 00:25:32,287
.هه ژائوجون ئه

466
00:25:36,928 --> 00:25:38,127
...یعنی هه یونگ هم

467
00:25:39,167 --> 00:25:40,447
به شاهزاده یونگ پیوسته؟

468
00:25:40,928 --> 00:25:41,848
...بنده فکر میکنم

469
00:25:42,287 --> 00:25:44,167
ژنرال هه یک خدمتگزار وفادار و خوبه

470
00:25:44,608 --> 00:25:45,768
.و توسط شاهزاده یونگ گمراه نمیشه

471
00:25:46,487 --> 00:25:47,648
شاید نمی‌دونه

472
00:25:47,768 --> 00:25:49,888
.که شاهزاده یونگ و پسرش برنامه شورش دارن

473
00:25:50,287 --> 00:25:51,167
این چطوره؟

474
00:25:51,367 --> 00:25:54,008
حواست به پیروان شاهزاده یونگ تو پایتخت باشه

475
00:25:54,287 --> 00:25:56,167
من فرمانی صادر می‌کنم

476
00:25:56,167 --> 00:25:57,728
.و به پایتخت احضارش میکنم

477
00:25:57,808 --> 00:25:59,088
وفادار یا خائن بودنش

478
00:25:59,567 --> 00:26:02,527
.به اطاعت کردن یا نکردن از فرمان من بستگی داره

479
00:26:03,608 --> 00:26:04,407
چشم

480
00:26:12,487 --> 00:26:13,928
هه ژائوجون؟

481
00:26:15,088 --> 00:26:17,367
چرا این اسم انقدر برام آشناست؟

482
00:26:17,567 --> 00:26:18,608
اعلیحضرت

483
00:26:18,888 --> 00:26:21,768
این اسمِ کوچیکترین دخترِ
ژنرال سواره نظام، هه یونگ ئه

484
00:26:21,768 --> 00:26:23,527
که توسط شاهزاده شیائو گمراه شد

485
00:26:23,648 --> 00:26:25,808
و نامزدیش با ارباب جوان لو ی دوم
از خاندان لو رو بهم زد

486
00:26:26,608 --> 00:26:28,567
حالا، ارباب جوان لو ی دوم

487
00:26:28,808 --> 00:26:31,327
.با بانوی چهارم چنگ در شرف ازدواجن

488
00:26:31,487 --> 00:26:33,447
.مراسم ازدواجشون نزدیکه

489
00:26:33,447 --> 00:26:34,648
...بانوی چهارم چنگ

490
00:26:35,608 --> 00:26:36,608
همون دختریه که اون سری

491
00:26:36,608 --> 00:26:38,447
زی شنگ تا شهر همراهیش کرد؟

492
00:26:38,968 --> 00:26:40,207
.خودشه

493
00:26:47,207 --> 00:26:48,688
! شاهزاده شیائو نکبت

494
00:26:48,688 --> 00:26:49,407
آخه تو بگو

495
00:26:49,768 --> 00:26:51,327
،اگه اون هه ژائوجون رو اغوا نمیکرد

496
00:26:51,447 --> 00:26:52,088
لو یائو هم

497
00:26:52,088 --> 00:26:54,407
!عشقِ زی شنگ رو نمیدزدید

498
00:26:54,567 --> 00:26:55,367
اون باعث شد

499
00:26:55,367 --> 00:26:57,848
!که زی شنگ من مجرد و تنهای بدبخت بمونه

500
00:26:57,848 --> 00:26:59,088
!طفلکی

501
00:27:00,648 --> 00:27:02,327
!نفرت انگیز! حقشه صدبار بمیره

502
00:27:05,527 --> 00:27:06,768
...یوان شان جیان

503
00:27:06,968 --> 00:27:08,888
جز درخواست برای معلم شدن

504
00:27:10,888 --> 00:27:12,527
چیز دیگه ای مطرح نکرد؟

505
00:27:14,848 --> 00:27:16,888
چیز مهمی نگفت

506
00:27:17,728 --> 00:27:19,968
درمورد خوردن سوپ گرم تو تابستون حرف زد

507
00:27:20,447 --> 00:27:22,527
و اینکه مردم پست چیزهای سرد میخورن

508
00:27:23,008 --> 00:27:24,567
اون تحصیلات بالایی داره

509
00:27:25,447 --> 00:27:28,127
چرا میخواد تو عمارت ما تدریس کنه؟

510
00:27:32,367 --> 00:27:33,768
چه بدونم والا

511
00:27:34,728 --> 00:27:36,167
منم نمیفهمم

512
00:27:39,608 --> 00:27:40,487
ژنرال

513
00:27:41,008 --> 00:27:42,008
خوب بهش فکر کن

514
00:27:42,487 --> 00:27:43,888
... منظورت اینه که

515
00:27:44,888 --> 00:27:46,088
...یوان شان جیان هم

516
00:27:46,808 --> 00:27:48,688
به نیائو نیائو احساسی داره؟

517
00:27:57,447 --> 00:27:58,968
.با جزئیات کامل برام تعریف کن

518
00:27:59,327 --> 00:28:01,287
تو چند ماه گذشته چه کارایی کردی؟

519
00:28:01,768 --> 00:28:02,768
کیا رو دیدی؟

520
00:28:03,768 --> 00:28:05,247
سیر تا پیازش رو بگو

521
00:28:07,608 --> 00:28:08,808
سیر تا پیازش رو بگم؟

522
00:28:09,808 --> 00:28:11,287
.خب چندماه طول می‌کشه تا بگم

523
00:28:15,287 --> 00:28:16,088
خیلی خوب

524
00:28:18,207 --> 00:28:19,127
...اون روز

525
00:28:19,287 --> 00:28:23,008
همراه عموی سوم و زن عموی سوم
...سوار ارابه شدم

526
00:28:23,367 --> 00:28:24,928
نمیخوام اینا رو تحویلم بدی که

527
00:28:28,808 --> 00:28:30,327
پدر، چطوره فقط رک‌ باشی؟

528
00:28:31,247 --> 00:28:32,688
میخوای درمورد یوان شان جیان بپرسی؟

529
00:28:34,167 --> 00:28:35,247
دقیقا. یوان شان جیان

530
00:28:37,088 --> 00:28:38,608
کی باهاش آشنا شدی؟

531
00:28:39,088 --> 00:28:40,167
چندبار دیدیش؟

532
00:28:40,447 --> 00:28:41,447
چیا بهم گفتین؟

533
00:28:42,407 --> 00:28:44,688
...حدودا

534
00:28:45,487 --> 00:28:46,648
پنج، شش، هفت، هشت دفعه دیدمش

535
00:28:48,527 --> 00:28:49,608
ولی تضمین میکنم

536
00:28:49,608 --> 00:28:51,008
.هیچ ارتباطی باهاش ندارم

537
00:28:51,287 --> 00:28:52,728
میتونم به خدا قسم بخورم

538
00:28:53,207 --> 00:28:54,407
پس چرا یوان شان جیان

539
00:28:54,768 --> 00:28:57,247
مخصوصا اومده که معلمتون باشه؟

540
00:28:59,287 --> 00:29:00,728
اون مردک حقه باز و هوس بازه

541
00:29:01,327 --> 00:29:02,808
نباید یوان شان جیان صداش بزنن

542
00:29:03,088 --> 00:29:05,247
باید بهش بگن یوان شان بیان
<font color="#ffff80">(شان بیان: هوس باز)</font>

543
00:29:05,768 --> 00:29:06,728
پدر، مادر

544
00:29:06,968 --> 00:29:08,367
این شخص خودشو برای معلمی پیشنهاد داد

545
00:29:08,648 --> 00:29:09,848
مطمئنا نیت خیری نداره

546
00:29:10,367 --> 00:29:11,688
مادر، شما عاقل و دانایی

547
00:29:11,688 --> 00:29:13,407
خودت برای تعلیم برادرهام کافی ای

548
00:29:13,567 --> 00:29:15,127
چرا میخوای از بیرون معلم استخدام کنی؟

549
00:29:15,127 --> 00:29:16,648
اگه بازم نشد، آیائو می‌تونه تعلیمشون بده

550
00:29:16,928 --> 00:29:18,928
انقدر آیائو آیائو نکن

551
00:29:19,167 --> 00:29:20,608
اینطور که من می‌بینم

552
00:29:20,608 --> 00:29:23,287
دانش لو‌ یائو یک ذره از تو بیشتره

553
00:29:23,808 --> 00:29:25,527
شماها فقط نسبت به آیائو پیش‌داوری میکنین

554
00:29:26,167 --> 00:29:27,888
مادر، امروز خودتم دیدی

555
00:29:28,088 --> 00:29:29,447
مادرشوهر آینده‌ام

556
00:29:29,447 --> 00:29:30,888
...خیلی از منِ عروس آینده‌اش

557
00:29:30,888 --> 00:29:32,287
.خوشش اومده بود

558
00:29:32,728 --> 00:29:34,487
مطمئنم بعد از وصلت با خاندان لو

559
00:29:34,768 --> 00:29:35,928
.زندگی آروم و صلح آمیزی خواهم داشت

560
00:29:36,447 --> 00:29:38,688
اون که بهرحال از هه ژائوجون خوشش نمیومد

561
00:29:39,127 --> 00:29:40,287
،وقتی خاندان هه نامزدی رو بهم زد

562
00:29:40,287 --> 00:29:41,928
.باعث خجالتش شد

563
00:29:43,648 --> 00:29:45,608
البته که این سری از تو انتظارات بالایی داره

564
00:29:45,768 --> 00:29:47,808
مجبور نیستی از خودت تعریف کنی

565
00:29:50,447 --> 00:29:51,367
فردا

566
00:29:51,688 --> 00:29:53,327
باهام بیا تا هدایا رو به خاندان لو تقدیم کنی

567
00:29:53,808 --> 00:29:55,848
باید با چشمای خودت ببینی

568
00:29:56,167 --> 00:29:57,808
.که خاندان لو چه شکلیه

569
00:30:02,566 --> 00:30:07,324
<font color="#ff8080">(عمارت لو)</font>

570
00:30:09,207 --> 00:30:10,768
!عمارت لو واقعا باشکوهه

571
00:30:11,088 --> 00:30:11,928
اصولا

572
00:30:12,247 --> 00:30:13,247
اندرونی غربی اقامتگاه دوم

573
00:30:13,247 --> 00:30:15,247
باید از اندرونی شرقی اقامتگاه اول کوچیکتر باشه

574
00:30:15,407 --> 00:30:16,287
اما ببین

575
00:30:16,447 --> 00:30:17,728
.تفاوت زیادی ندارن

576
00:30:18,567 --> 00:30:19,447
سکوت کن بچه

577
00:30:20,527 --> 00:30:21,287
راه بیفت

578
00:30:47,247 --> 00:30:49,688
<font color="#e09905">(خانوم اول خاندان لو)
</font>شما باید خانوم اول خاندان چنگ

579
00:30:50,928 --> 00:30:52,008
<font color="#e09905">(خانوم اول خاندان لو)
</font>و شائوشانگ باشین

580
00:30:54,688 --> 00:30:55,527
شائوشانگ

581
00:30:56,088 --> 00:30:57,487
ایشون زن عموی بزرگته

582
00:30:57,848 --> 00:30:58,688
...ایشونم

583
00:30:58,968 --> 00:31:00,167
<font color="#e09905">(وانگ یانجی)</font>
همسرِ برادر آیائو هستن

584
00:31:00,251 --> 00:31:01,335
<font color="#e09905">(وانگ یانجی)</font>

585
00:31:03,808 --> 00:31:05,088
درود، خانوم اول لو

586
00:31:06,008 --> 00:31:06,848
شائوشانگ

587
00:31:07,447 --> 00:31:08,407
آداب رو به جا بیار

588
00:31:11,688 --> 00:31:12,848
درود، زن عموی اول
<font color="#ffff80">(م: چون زن عموی شوهرش حساب میشه)</font>

589
00:31:31,968 --> 00:31:34,088
میتونی خواهر یانجی صدام کنی

590
00:31:34,327 --> 00:31:35,928
بعد از ازدواجت با آیائو

591
00:31:35,928 --> 00:31:37,088
میتونی راحت صدام کنی

592
00:31:38,287 --> 00:31:39,808
خواهر یانجی به سلامت باشن

593
00:31:45,648 --> 00:31:47,768
چطوره فعلا بشینن؟

594
00:31:51,487 --> 00:31:53,207
بفرمایین بشنین و صحبت کنین

595
00:32:15,848 --> 00:32:17,527
جاری جون، خیلی خوش اقبالی

596
00:32:18,008 --> 00:32:19,447
عروس‌هات

597
00:32:19,608 --> 00:32:21,247
یکی از یکی زیباترن

598
00:32:22,327 --> 00:32:23,367
بله

599
00:32:23,848 --> 00:32:24,648
شائوشانگ

600
00:32:24,648 --> 00:32:26,407
از همه بانوان جوان اینجا

601
00:32:26,407 --> 00:32:27,608
.پیشی گرفته

602
00:32:28,167 --> 00:32:30,088
اون یک فرزند خلف و مهربونه

603
00:32:30,327 --> 00:32:32,127
.به آیائو هم خیلی اهمیت میده

604
00:32:32,367 --> 00:32:35,367
واقعا بهترین عروسه

605
00:32:35,968 --> 00:32:37,768
،حالا که تو و آیائو خوشتون اومده

606
00:32:37,968 --> 00:32:39,127
.خیالم راحته

607
00:32:40,327 --> 00:32:43,207
جاری جون، یعنی با این ازدواج موافقت کردین؟

608
00:32:44,728 --> 00:32:46,287
اگه موافقت نکنم

609
00:32:46,367 --> 00:32:48,287
.میترسم آیائو نادیده بگیرتم

610
00:32:48,768 --> 00:32:51,608
فردا از کشیش می‌خوام یک روز مبارک انتخاب کنه

611
00:32:52,447 --> 00:32:53,527
!عالی شد

612
00:32:55,608 --> 00:32:56,487
بیا اینجا

613
00:33:00,848 --> 00:33:02,648
چون عجله داشتیم نشد همه چیز رو آماده کنیم

614
00:33:03,008 --> 00:33:04,888
شائوشانگ، اینو بگیر

615
00:33:05,648 --> 00:33:07,127
به عنوان نشون

616
00:33:15,968 --> 00:33:16,968
خانوم اول لو

617
00:33:17,407 --> 00:33:18,888
نیازی نیست برای انتخاب روز مبارک

618
00:33:18,888 --> 00:33:20,447
.خیلی عجله کنین

619
00:33:21,968 --> 00:33:23,487
کشور درحال‌حاضر در صلحه

620
00:33:23,487 --> 00:33:25,247
.ولی بازم ممکنه تغییراتی صورت بگیره

621
00:33:25,608 --> 00:33:28,968
.هنوز برای بحث ازدواج زوده

622
00:33:29,567 --> 00:33:30,848
چطوره صبر کنیم

623
00:33:31,367 --> 00:33:33,367
تا همه چیز باثبات بشه؟

624
00:33:33,768 --> 00:33:35,487
مگه چی بی ثباته؟

625
00:33:35,848 --> 00:33:37,688
فکر می‌کنی نشونی که جاری‌ام

626
00:33:37,688 --> 00:33:39,008
با عجله داده و ناچیزه؟

627
00:33:39,287 --> 00:33:40,167
...این یشم حلقه ای

628
00:33:40,167 --> 00:33:42,088
مال جهیزیه‌اشه

629
00:33:42,088 --> 00:33:43,287
که سالها همراه خودش نگهش داشته

630
00:33:43,808 --> 00:33:45,088
اوایل فکر میکردم که

631
00:33:45,567 --> 00:33:47,207
به همسر‍ِ آبن هدیه بدتش

632
00:33:47,447 --> 00:33:48,928
اما به شائوشانگ هدیه اش کرد

633
00:33:49,287 --> 00:33:50,088
...انگاری

634
00:33:50,768 --> 00:33:53,207
.این عروس کوچیکت رو بیشتر دوست داری

635
00:34:01,407 --> 00:34:02,608
از حد فراتر رفتم

636
00:34:03,447 --> 00:34:04,848
یانجی، به دل نگیریا

637
00:34:05,127 --> 00:34:06,848
مطمئنم مادرشوهرت به تو هم اهمیت میده

638
00:34:07,008 --> 00:34:08,968
‌.و بینتون تبعیض قائل نمیشه

639
00:34:28,447 --> 00:34:29,327
خواهر یانجی

640
00:34:29,567 --> 00:34:30,527
آیائو بهم گفت که

641
00:34:30,968 --> 00:34:32,447
بهترین نشون خاندان لو

642
00:34:32,567 --> 00:34:33,688
.دست توئه

643
00:34:36,768 --> 00:34:39,247
یانجی و برادر بزرگ
 همدیگه رو در طول سفر ملاقات کردن

644
00:34:39,567 --> 00:34:41,728
و برادر بزرگ موقع سفر
اشیا گرون قیمت همراه خودش نبرده بوده

645
00:34:41,888 --> 00:34:43,527
پس، شخصا یک آینه برنزی

646
00:34:43,527 --> 00:34:44,648
.برای خواهر یانجی ساخت

647
00:34:45,167 --> 00:34:46,287
...این یعنی

648
00:34:46,287 --> 00:34:49,008
دلش چون آینه صاف است "
"و هیچ شکی در احساساتشان به یکدیگر نیست

649
00:34:49,527 --> 00:34:50,247
فکر می‌کنم

650
00:34:50,487 --> 00:34:52,327
حتی اگه همه نشون های دنیا یک جا جمع بشن

651
00:34:52,567 --> 00:34:53,968
.با اون اینه برنزی قابل مقایسه نیستن

652
00:34:54,167 --> 00:34:55,167
درست میگم خواهر؟

653
00:34:57,127 --> 00:34:58,527
خواهر شائوشانگ، درست گفتی

654
00:34:58,728 --> 00:35:00,407
شوهرم خیلی وقت پیش

655
00:35:00,407 --> 00:35:01,848
.بهترین نشون خاندان لو رو بهم داد

656
00:35:03,088 --> 00:35:05,287
!شائوشانگ درست گفت. درسته

657
00:35:05,287 --> 00:35:07,127
من واقعا پیر خرفت شدم

658
00:35:07,808 --> 00:35:09,447
چطوری اینو فراموش کردم؟

659
00:35:09,608 --> 00:35:11,968
پسر بزرگم تو خطاطی خیلی ماهره

660
00:35:12,127 --> 00:35:13,527
حتی پشت آینه

661
00:35:13,688 --> 00:35:14,968
با خطوط نوشتاری مختلف

662
00:35:14,968 --> 00:35:16,848
.شعر "جیان‌جیا" رو حک کرده

663
00:35:30,447 --> 00:35:31,888
شائوشانگ، اومدی

664
00:35:32,088 --> 00:35:32,808
!آیائو

665
00:35:34,567 --> 00:35:35,928
همه بزرگترهات اینجان

666
00:35:36,447 --> 00:35:38,567
فقط عروس آینده‌ات رو میبینی؟

667
00:35:46,247 --> 00:35:48,247
عموت نحوه برخورد با موقعیت سخت رو یادت داد

668
00:35:48,367 --> 00:35:50,088
!ولی بنظر میاد اصلا توجهی نشون ندادی

669
00:35:50,487 --> 00:35:51,287
...من

670
00:35:55,728 --> 00:35:57,167
آیائو خیلی خوب از اصول سردرمیاره

671
00:35:57,688 --> 00:35:58,768
آیائو اینطوری رفتار کرد

672
00:35:58,768 --> 00:35:59,808
چون تو اعماق قلبش

673
00:35:59,808 --> 00:36:01,407
خانوم اول لو رو غریبه نمی‌دونه

674
00:36:05,848 --> 00:36:06,728
آیائو

675
00:36:07,167 --> 00:36:09,527
زنی که پیدا کردی خیلی ماهره

676
00:36:10,247 --> 00:36:12,247
خیلی خوش زبونه

677
00:36:12,688 --> 00:36:13,327
درسته

678
00:36:13,527 --> 00:36:15,008
شائوشانگ نه تنها باهوش و تواناست

679
00:36:15,327 --> 00:36:16,968
بلکه همه چیز رو تو دنیا می‌دونه

680
00:36:19,848 --> 00:36:21,127
اونجا خشکت نزنه

681
00:36:21,688 --> 00:36:23,327
زودتر برو دنبال عموت و برگردونش

682
00:36:23,487 --> 00:36:24,848
نامزدی مسئله کم اهمیتی نیست

683
00:36:25,207 --> 00:36:27,207
.برای تصمیم گیری امور زیادی بهش نیاز داریم

684
00:36:27,808 --> 00:36:28,648
همین الان میرم

685
00:36:45,367 --> 00:36:46,207
یانجی

686
00:36:46,928 --> 00:36:48,088
چطوره اطراف عمارت رو

687
00:36:48,207 --> 00:36:49,688
نشون شائوشانگ بدی؟

688
00:36:52,808 --> 00:36:53,447
خیلی خوبه

689
00:36:53,888 --> 00:36:55,768
اتفاقا خیلی دلم میخواد آینه برنزی‌ات رو ببینم

690
00:36:56,167 --> 00:36:57,608
خواهر یانجی، میشه منو ببری؟

691
00:36:58,207 --> 00:36:59,127
باهام بیا

692
00:37:28,287 --> 00:37:29,088
از این طرف

693
00:37:35,608 --> 00:37:37,327
بابت کمک یکم پیشت ممنونم

694
00:37:37,608 --> 00:37:39,888
تونستی آبروی اقامتگاه دوم رو حفظ کنی

695
00:37:42,688 --> 00:37:43,928
...اون خانوم اول لو

696
00:37:44,648 --> 00:37:46,648
همیشه با بی‌ادبی و خشونت با آیائو حرف میزنه؟

697
00:37:47,008 --> 00:37:48,367
پدر شوهرم زود از دنیا رفت

698
00:37:48,928 --> 00:37:50,527
چون عموی اول استاد ولیعهده

699
00:37:50,648 --> 00:37:52,008
عمارت لو تمام اعتبار و عزتش رو

700
00:37:52,008 --> 00:37:53,487
.مدیون عموی اوله

701
00:37:53,728 --> 00:37:54,928
پس طبیعتا اقامتگاه دوم دربرابر اقامتگاه اول

702
00:37:54,928 --> 00:37:56,407
حرفی برای گفتن نداره

703
00:37:57,008 --> 00:37:57,808
معمولا

704
00:37:57,968 --> 00:37:59,608
زن عموی اول، لو یائو رو جلوی دیگران توبیخ می‌کنه

705
00:38:00,367 --> 00:38:01,848
و هیچوقت جلوی دیگران

706
00:38:02,247 --> 00:38:03,608
.حفظ آبرو نمی‌کنه

707
00:38:07,167 --> 00:38:08,768
تعجب نداره بار اول که آیائو رو دیدم

708
00:38:09,527 --> 00:38:10,928
.کم‌رو و ترسو بود

709
00:38:11,768 --> 00:38:12,808
حتی وقتی براش قلدری میکردن

710
00:38:12,808 --> 00:38:14,728
.سکوت میکرد و از خودش دفاع نمی‌کرد

711
00:38:15,407 --> 00:38:17,928
،بعد از اینکه با خاندان لو وصلت کنی

712
00:38:18,888 --> 00:38:20,327
میترسم مجبور شی با ما

713
00:38:20,327 --> 00:38:21,648
.اذیت بشی

714
00:38:25,247 --> 00:38:26,407
خواهر یانجی، نگران نباش

715
00:38:26,808 --> 00:38:29,207
آدمی نیستم که زیر بار حرف زور برم

716
00:38:30,167 --> 00:38:32,207
،اگه در آینده جسارت اذیت کردن آیائو رو پیدا کنن

717
00:38:33,327 --> 00:38:34,567
...حتما

718
00:38:34,567 --> 00:38:35,688
با دلیل و منطق باهاشون بحث میکنم

719
00:38:38,088 --> 00:38:39,247
به همین زودی رنگ واقعیت و نشون دادی

720
00:38:40,167 --> 00:38:40,888
...قبلا

721
00:38:41,247 --> 00:38:43,968
زن عموی دوم بخاطر ملایم و فاضل بودن
.از بانوی چهارم چنگ تعریف میکرد

722
00:38:44,608 --> 00:38:46,287
من فکر کردم لابد اجنه تسخیرت کردن

723
00:38:46,287 --> 00:38:47,247
.که یه آدم دیگه شدی

724
00:38:47,928 --> 00:38:48,808
ولی متاسفانه

725
00:38:48,968 --> 00:38:50,768
.در کسری از ثانیه خود واقعیت و لو دادی

726
00:38:51,127 --> 00:38:52,608
...در مواجهه با افراد سلطه گر و زورگو

727
00:38:53,407 --> 00:38:55,088
.منم بی ادب و بی منطق میشم

728
00:38:56,407 --> 00:38:57,928
ولی در مواجهه با

729
00:38:58,247 --> 00:38:59,567
،زن‌های ملایم و فاضلی مثل خواهر یانجی

730
00:39:00,167 --> 00:39:01,688
.طبیعتا با احترام، ادب و منطق برخورد میکنم

731
00:39:03,928 --> 00:39:04,728
لو لی

732
00:39:04,928 --> 00:39:06,688
حالا لازمه فکر کنی که

733
00:39:06,928 --> 00:39:08,008
چرا هروقت میبینمت

734
00:39:08,327 --> 00:39:10,088
بی منطق باهات رفتار میکنم؟

735
00:39:10,088 --> 00:39:11,008
پاتو از گلیمت درازتر نکن

736
00:39:11,648 --> 00:39:13,608
خدا بهت نظر کرده که میتونی با خاندان لو وصلت کنی

737
00:39:14,207 --> 00:39:15,608
،اگه خواهر ژائوجون با کس دیگه‌ای ازدواج نمیکرد

738
00:39:15,768 --> 00:39:16,808
فکر کردی فرصت داستی آدم بشی؟

739
00:39:16,808 --> 00:39:17,808
!لو لی، دهنتو ببند

740
00:39:20,088 --> 00:39:21,567
خواهر یانجی، بخاطر یک غریبه

741
00:39:21,567 --> 00:39:23,127
سر من داد میزنی؟

742
00:39:23,447 --> 00:39:24,688
.حق با مادرم بود

743
00:39:25,487 --> 00:39:26,848
عموی دوم زود از دنیا رفت

744
00:39:26,848 --> 00:39:28,608
برای همین افراد اقامتگاه دوم ادب نشدن

745
00:39:28,608 --> 00:39:29,407
!تو

746
00:39:30,487 --> 00:39:31,287
لو لی

747
00:39:31,848 --> 00:39:33,008
حالا که بحث ادب شد

748
00:39:33,608 --> 00:39:35,367
باید خوب باهم گفت‌وگو کنیم

749
00:39:36,287 --> 00:39:38,407
...بهرحال وقتی با خاندان لو وصلت کنم

750
00:39:39,207 --> 00:39:40,407
میشم زنِ پسر عموت

751
00:39:41,127 --> 00:39:42,367
سر زن داداش دومت داد زدی

752
00:39:42,567 --> 00:39:44,327
.و حرکات تهدیدآمیز انجام دادی

753
00:39:44,648 --> 00:39:45,608
کی هستی که درمورد ادب حرف بزنی؟

754
00:39:46,207 --> 00:39:48,207
،هنوز عضوی از خاندان لو نیستی

755
00:39:48,207 --> 00:39:48,928
!اصلا شرم و حیا سرت نمیشه

756
00:39:48,928 --> 00:39:49,567
خیلی خوب

757
00:39:50,407 --> 00:39:51,928
پس گیریم که من الان زن داداش دومت نیستم

758
00:39:52,527 --> 00:39:53,808
اما بازم مهمان افتخاری خاندان لو ئم

759
00:39:54,688 --> 00:39:55,688
،به عنوان میزبان

760
00:39:56,247 --> 00:39:57,167
به مهمونت سرکوفت زدی

761
00:39:57,247 --> 00:39:58,728
.و تو شرایط سخت قرارش دادی

762
00:39:59,527 --> 00:40:02,008
خاندان لو اینطوری با مهموناش رفتار میکنه؟

763
00:40:02,447 --> 00:40:04,608
به اصلاح ادب و فرهنگِ
 اقامتگاه اولِ خاندان لو همین بود؟

764
00:40:04,888 --> 00:40:06,167
تو دقیقا چطوری مهمون افتخاری حساب میشی؟

765
00:40:06,768 --> 00:40:07,688
گفته باشم

766
00:40:07,888 --> 00:40:09,648
مادرم عاشق ژائوجونه

767
00:40:10,367 --> 00:40:12,167
از وقتی فهمید داریم با خاندان چنگ فامیل میشیم

768
00:40:12,167 --> 00:40:13,487
.اصلا خوشحال نشد

769
00:40:13,728 --> 00:40:15,888
مادرت از بانوی جوان هه خوشش میاد؟

770
00:40:18,327 --> 00:40:20,728
پس چرا داداش بزرگ خودتو به عقدش درنمیاره؟

771
00:40:25,088 --> 00:40:25,968
... چون

772
00:40:27,167 --> 00:40:28,608
اقامتگاه دوم بیشتر ژائوجون رو دوست دارن

773
00:40:32,008 --> 00:40:33,127
...که اینطور

774
00:40:34,127 --> 00:40:35,567
!دقیقا همینطوره

775
00:40:37,327 --> 00:40:38,008
متاسفانه

776
00:40:38,327 --> 00:40:39,247
مادر شوهر آینده‌ات

777
00:40:39,247 --> 00:40:40,728
یک ذره هم دوستت نداره

778
00:40:41,167 --> 00:40:42,928
از بچگی تحت تربیت پدر و مادرت نبودی

779
00:40:43,127 --> 00:40:44,968
نه چیزی بلدی نه مهارتی داری و نه صبوری

780
00:40:45,127 --> 00:40:47,127
چطور لیاقت خاندان لو ی برجسته رو داری؟

781
00:40:47,127 --> 00:40:48,207
چی گفتی؟

782
00:40:50,407 --> 00:40:51,287
مادر

783
00:40:58,928 --> 00:41:00,008
ببخشین که بی اطلاعم

784
00:41:00,728 --> 00:41:01,928
این بانوی جوان

785
00:41:02,207 --> 00:41:04,407
.باید دختر عزیز دردونه شما باشه

786
00:41:04,487 --> 00:41:05,247
درسته

787
00:41:05,848 --> 00:41:08,207
اون تک دختر کل خاندان لو ئه

788
00:41:08,648 --> 00:41:09,648
.اسمش لو لی ئه

789
00:41:11,127 --> 00:41:14,567
استاد اعظم لو مورد لطف اعلیحضرت قرار گرفت
و افتخار آموزش به ولیعهد رو داشت

790
00:41:15,407 --> 00:41:18,728
خانوم اول لو هم از خاندان نجیب و بافرهنگی هستن

791
00:41:19,688 --> 00:41:20,808
بانوی جوان لو

792
00:41:20,968 --> 00:41:23,367
از بچگی توسط پدر و مادرش تربیت شده

793
00:41:23,848 --> 00:41:25,768
نباید مثل شائوشانگِ من که تربیت نشده

794
00:41:26,367 --> 00:41:28,167
.رفتار کنه

795
00:41:29,207 --> 00:41:31,088
خواهر لو لی دخترِ اقامتگاه اوله

796
00:41:31,487 --> 00:41:34,447
اما من قادر به مهار کردنش نبودم

797
00:41:34,928 --> 00:41:36,407
لطفا ببخشین، خانوم اول چنگ

798
00:41:36,808 --> 00:41:38,367
تو و بانوی جوان لو

799
00:41:38,928 --> 00:41:40,167
هم درجه و برابر هستین

800
00:41:40,567 --> 00:41:41,808
و تو مال اقامتگاه دومی

801
00:41:42,367 --> 00:41:43,848
چرا تو باید مهارش کنی؟

802
00:41:45,088 --> 00:41:46,768
...صحبت مهار و محدود کردن بچه که میشه

803
00:41:47,207 --> 00:41:49,327
.از قدیم این وظیفه ی پدر و مادر بوده

804
00:41:50,247 --> 00:41:51,888
چطور میتونین بذارین
 یک نفر دیگه وظیفه تون رو انجام بده؟

805
00:41:53,648 --> 00:41:55,167
...لازم نکرده تو درمورد خاندان لو

806
00:41:57,688 --> 00:41:58,327
!مادر

807
00:41:59,447 --> 00:42:01,768
شائوشانگ به زودی با پسر عموت ازدواج می‌کنه

808
00:42:02,327 --> 00:42:03,648
.در آینده قراره عضوی از خاندان ما بشه

809
00:42:04,207 --> 00:42:05,728
امروز برای اولین بار به عمارتمون اومده

810
00:42:05,728 --> 00:42:07,008
چطور میتونی با بی‌فرهنگی‌ تحقیرش کنی؟

811
00:42:07,728 --> 00:42:09,327
میخوای با چه رویی با پسرعموت روبرو شی؟

812
00:42:10,127 --> 00:42:11,888
!بیخودی باهات مهربون بود

813
00:42:15,608 --> 00:42:17,008
خانوم اول چنگ

814
00:42:17,527 --> 00:42:18,888
امیدوارم خودتون رو تا سطح دخترم پایین نیارین

815
00:42:25,327 --> 00:42:26,808
الان خواهر لو لی گفت

816
00:42:27,088 --> 00:42:29,127
که زن عموی اول خیلی ژائوجون رو دوست داره

817
00:42:29,608 --> 00:42:30,648
اگه زودتر اینو میدونستیم

818
00:42:30,768 --> 00:42:32,527
نباید میذاشتیم آیائو نامزدیشونو بهم بزنه

819
00:42:32,768 --> 00:42:33,768
بهتره مردهای اقامتگاه اول

820
00:42:33,768 --> 00:42:35,968
زودتر با ژائوجون ازدواج کنن

821
00:42:36,207 --> 00:42:38,207
.تا مثل امروز دردسر نشه

822
00:42:45,247 --> 00:42:47,127
انگار هنوز ادب یاد نگرفتی

823
00:42:47,327 --> 00:42:49,407
به چه جراتی جلوی مهمون چرت و پرت گفتی؟

824
00:42:50,207 --> 00:42:51,447
!برگرد و به اشتباهاتت فکر کن

825
00:42:56,928 --> 00:42:57,848
!به خودت نناز

826
00:43:06,648 --> 00:43:08,648
زودتر از خانوم اول لو تشکر کن

827
00:43:11,688 --> 00:43:14,407
زن عموی اول، ممنونم که ازم حمایت کردین

828
00:43:14,448 --> 00:43:48,678
<font color=#d26900>= تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند  =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

829
00:43:48,678 --> 00:43:55,717
<font color=#ffc2a6>♪ فانوس دریایی برف سپید را پخش زمین کرده است ♪</font>

830
00:43:57,518 --> 00:44:01,079
<font color=#ffc2a6>♪ زخم هایی که از گذشته برجا مانده اند را ♪</font>

831
00:44:01,079 --> 00:44:05,194
<font color=#ffc2a6>♪ با عطوفت نوازش کرده ام ♪</font>

832
00:44:06,278 --> 00:44:13,598
<font color=#ffc2a6>♪ پشتت به نور است و کهکشان در چشمانت ♪</font>

833
00:44:15,037 --> 00:44:18,511
<font color=#ffc2a6>♪ آهنگی نجوا می کنم ♪</font>

834
00:44:18,511 --> 00:44:22,517
<font color=#ffc2a6>♪ ماه و خورشید نیز آن را زمزمه می کنند ♪</font>

835
00:44:23,158 --> 00:44:26,917
<font color=#ffc2a6>♪ نوری که میان ابروهای توست ♪</font>

836
00:44:27,518 --> 00:44:31,397
<font color=#ffc2a6>♪ توسط این روزگارِ دنیوی خاموش و از نو احیا شد ♪</font>

837
00:44:32,178 --> 00:44:39,518
<font color=#ffc2a6>♪ فلک، کوهستان و اقیانوس را برای چه کسی بهم زنم؟ ♪</font>

838
00:44:41,518 --> 00:44:45,497
<font color=#ffc2a6>♪ هنگامی که در دریای آبی چشم می گشودم ♪</font>

839
00:44:45,497 --> 00:44:49,739
<font color=#ffc2a6> لوح های یادبود سنگی ♪
 ♪ همچو رشته کوه صف کشیده بودند</font>

840
00:44:50,078 --> 00:44:54,396
<font color=#ffc2a6>♪ زیر فانوس، نکوهش ها به سمتم حجوم می آوردند ♪</font>

841
00:44:54,426 --> 00:44:58,655
<font color=#ffc2a6>♪ درِ باریک نمیتوانست احساساتم را در خود نگه دارد ♪</font>

842
00:44:59,117 --> 00:45:03,213
<font color=#ffc2a6>♪ همانطور که رویای آینده را میبینیم ♪</font>

843
00:45:03,213 --> 00:45:07,530
<font color=#ffc2a6> درمورد پستی ها و بلندی های ♪
 ♪ این زندگی فانی هم صحبت میشویم </font>

844
00:45:07,798 --> 00:45:11,477
<font color=#ffc2a6>♪ من و توی فانی در آینده ♪</font>

845
00:45:11,837 --> 00:45:22,697
<font color=#ffc2a6> با خلوص و شرافتمان ♪
 ♪ به دریای ستارگان روشنایی خواهیم بخشید </font>

846
00:45:25,037 --> 00:45:31,338
<font color=#ffc2a6>♪ خلوص و شرافت ما ♪</font>

847
00:45:31,361 --> 00:45:36,525
<font color=#d26900>= تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند  =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

