﻿1
00:00:00,000 --> 00:01:37,100
<font color=#d26900>تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند </font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

2
00:01:37,120 --> 00:01:42,600
<font color="#f2ce00">=</font> <font color="#c4a600">عشقی مانند کهکشان </font><font color="#f2ce00">=</font>

3
00:01:43,640 --> 00:01:46,600
<font color="#f2ce00">≡</font> <font color="#fbd600">قسمت نوزدهم </font><font color="#f2ce00">≡</font>

4
00:01:56,300 --> 00:01:59,060
فرمان سلطنتی به شائوشانگ دختر مارکیز چولینگ

5
00:02:00,140 --> 00:02:01,300
کمک به ضعفا

6
00:02:01,580 --> 00:02:02,940
کوشا و با فضلیت

7
00:02:02,940 --> 00:02:04,260
مهربان و ارام

8
00:02:04,380 --> 00:02:05,700
دانا

9
00:02:05,980 --> 00:02:07,220
روحیه سرزنده

10
00:02:07,660 --> 00:02:10,220
کمک به مردم شهر هوا

11
00:02:10,500 --> 00:02:12,300
رو یا رویی با راهزن ها

12
00:02:12,780 --> 00:02:14,980
.ویژگی های کوچیکی از ایشونه

13
00:02:15,740 --> 00:02:19,180
با آرزوی خوشبختی برای
 وصلت بین خاندان چنگ و لو

14
00:02:19,900 --> 00:02:22,140
(داره منو میگه خدایی؟)

15
00:02:22,140 --> 00:02:23,580
یه جفت یشم و

16
00:02:24,340 --> 00:02:25,740
.ده طاقه پارچه ابریشم به اونها اعطا میشه

17
00:02:27,180 --> 00:02:28,340
!تعظیم کنید

18
00:02:29,020 --> 00:02:30,500
.سپاسگزاریم اعلیحضرت

19
00:02:31,660 --> 00:02:33,180
.بابت لطف اعلیحضرت متشکرم

20
00:02:55,100 --> 00:02:55,980
فرمان رو بگیر

21
00:03:32,740 --> 00:03:33,540
اعلیحضرت

22
00:03:33,780 --> 00:03:34,780
حالا که میخواین بهش پاداش بدین

23
00:03:34,780 --> 00:03:35,540
...میشه لطفا

24
00:03:35,940 --> 00:03:37,940
یک لطفی در حق بانو چنگ بکنین؟

25
00:03:38,460 --> 00:03:39,940
... چرا

26
00:03:40,420 --> 00:03:41,660
طی ضیافت در عمارت لو

27
00:03:41,820 --> 00:03:43,220
یا یک حکم بهش افتخار ندین؟

28
00:03:43,500 --> 00:03:44,940
اینجوری همزمان هم در حق خاندان چنگ لطف میکنین

29
00:03:45,380 --> 00:03:46,900
و به خاندان لو افتخار میدین

30
00:04:00,780 --> 00:04:02,100
همگی، میتونین بلند بشین

31
00:04:15,340 --> 00:04:16,340
من دیگه میرم

32
00:04:46,060 --> 00:04:47,620
این واقعا واسه منه؟

33
00:05:11,660 --> 00:05:13,180
میتونی لینگ بویی بود که از اعلیحضرت

34
00:05:13,180 --> 00:05:15,100
تقاضای صدور اون فرمان سلطنتی رو کرد؟

35
00:05:15,380 --> 00:05:16,180
واقعا؟

36
00:05:17,420 --> 00:05:18,820
پس باید از برادر زی شنگ تشکر کنم

37
00:05:19,020 --> 00:05:19,820
...اشتباه شد

38
00:05:19,980 --> 00:05:22,140
باید با شائوشانگ برم دیدنش و ازش تشکر کنم

39
00:05:22,340 --> 00:05:23,220
لازم نیست

40
00:05:24,940 --> 00:05:26,820
حالا که ژنرال لینگ به کسی درموردش نگفته

41
00:05:27,180 --> 00:05:28,820
.یعنی نمیخواد کسی بفهمه

42
00:05:29,460 --> 00:05:30,300
فقط بهتره تو و همسرت

43
00:05:30,300 --> 00:05:32,100
.در آینده زیاد باهاش رفت و آمد نداشته باشید

44
00:05:36,060 --> 00:05:37,540
برو از مهمون ها پذیرایی کن

45
00:05:38,180 --> 00:05:39,660
بله، الان میرم

46
00:05:56,860 --> 00:05:57,780
ژنرال لینگ

47
00:06:00,500 --> 00:06:01,740
تو نامه‌هایی که میفرستادی

48
00:06:02,140 --> 00:06:03,900
زی شنگ" خطابم میکردی"

49
00:06:05,100 --> 00:06:06,220
چرا حالا که شخصا همو دیدیم

50
00:06:06,700 --> 00:06:07,940
...غریبه شدی

51
00:06:09,180 --> 00:06:10,260
جناب مو؟

52
00:06:15,580 --> 00:06:16,620
از کجا فهمیدی

53
00:06:17,260 --> 00:06:18,700
من جناب مو ام؟

54
00:06:19,140 --> 00:06:21,060
فکر کردی به هرکسی اعتماد میکنم؟

55
00:06:21,580 --> 00:06:22,900
اگه کاملا درمورد اصل و نسبت باخبر نباشم

56
00:06:23,860 --> 00:06:25,300
جسارت استفاده کردن
 از اطلاعاتی که دادی رو پیدا نمی‌کنم

57
00:06:27,460 --> 00:06:29,220
.الحق که چیزی از چشمت پنهان نمیمونه

58
00:06:29,620 --> 00:06:32,220
...زی شنگ، امروز بخاطر من اومدی

59
00:06:32,900 --> 00:06:33,900
...یا بخاطر

60
00:06:33,900 --> 00:06:35,100
جناب مو، می‌دونم که

61
00:06:35,580 --> 00:06:38,300
.زمین شهر فنگ یی رو عین کف دستت میشناسی

62
00:06:38,740 --> 00:06:39,780
درحال حاضر اعلیحضرت

63
00:06:40,180 --> 00:06:41,700
برای سرکوب کردن شورش
به نقشه زمین اونجا نیاز داره

64
00:06:42,060 --> 00:06:43,460
،اگه بتونی کمک کنی

65
00:06:44,380 --> 00:06:47,620
.آینده ی درخشانی خواهی داشت

66
00:06:52,780 --> 00:06:53,700
،هرچند

67
00:06:54,260 --> 00:06:55,820
،میترسم اگه واقعا همکار بشیم

68
00:06:56,580 --> 00:06:57,420
در آینده

69
00:06:58,340 --> 00:07:01,060
نتونین رفت و آمد با من رو کاهش بدین

70
00:07:04,380 --> 00:07:05,460
حرفایی که یکم پیش زدم

71
00:07:06,140 --> 00:07:07,700
رو شنیدی؟

72
00:07:13,260 --> 00:07:15,540
.پس باهات صادقانه حرف میزنم

73
00:07:16,300 --> 00:07:17,380
پدرم زود از دنیا رفت

74
00:07:17,660 --> 00:07:19,180
و تنها برادر و مادرم رو برام باقی گذاشت

75
00:07:19,620 --> 00:07:20,940
آیائو دل پاک و ساده‌ای داره

76
00:07:21,180 --> 00:07:22,660
طبیعتا باید مواظب باشم که

77
00:07:22,660 --> 00:07:24,260
که مورد آزار و اذیت قرار نگیره

78
00:07:25,260 --> 00:07:26,540
شاید بلند پرواز باشم

79
00:07:26,620 --> 00:07:28,900
و بخوام استعدادم رو تو دربار امپراتوری به نمایش بذارم

80
00:07:28,980 --> 00:07:30,740
...ولی هرچقدر هم که موقعیت برام ارزشمند باشه

81
00:07:31,500 --> 00:07:34,180
.هرگز به اطرافیانم صدمه نخواهم زد

82
00:07:39,820 --> 00:07:41,820
امشب به سمت شهر فنگ یی عازم میشم

83
00:07:42,420 --> 00:07:43,860
لازم نیست بخاطر برادر کوچیکت نگران باشی

84
00:07:44,380 --> 00:07:45,180
...فقط برای نقشه

85
00:07:45,980 --> 00:07:47,140
.اومدم دنبالت

86
00:07:47,380 --> 00:07:49,140
حالا که فقط دنبال نقشه هستین

87
00:07:49,860 --> 00:07:50,620
امشب

88
00:07:51,060 --> 00:07:52,540
.براتون میفرستم

89
00:07:54,820 --> 00:07:55,700
متشکرم

90
00:07:58,580 --> 00:07:59,380
رفع زحمت میکنم

91
00:08:19,100 --> 00:08:19,980
عمو

92
00:08:23,940 --> 00:08:26,780
پس هنوز یادته من عموتم

93
00:08:40,260 --> 00:08:41,700
!بانو چنگ، تو محشری

94
00:08:41,700 --> 00:08:43,260
الان انقدر ترسیده بودم که
 جرات نفس کشیدنم نداشتم

95
00:08:43,260 --> 00:08:44,740
.فقط بانو چنگ با متانت و آرامش برخورد کرد

96
00:08:45,060 --> 00:08:46,260
کاملا منطقیه که بانو چنگ توسط اعلیحضرت

97
00:08:46,260 --> 00:08:47,140
.مورد ستایش قرار گرفت

98
00:08:47,140 --> 00:08:48,220
شما نه تنها دانایید

99
00:08:48,220 --> 00:08:49,340
.بلکه سرزنده و خوش رو هم هستین

100
00:08:49,780 --> 00:08:51,780
دانام؟ نفرمایید خجالتم ندین

101
00:08:52,220 --> 00:08:53,420
نمیتونم بپذیرمش نفرمایید

102
00:08:53,420 --> 00:08:54,340
بانو چنگ، زیادی فروتنی

103
00:08:54,340 --> 00:08:55,340
... داری میگی که

104
00:08:55,940 --> 00:08:57,020
اعلیحضرت اشتباه کرده؟

105
00:08:57,700 --> 00:08:59,260
هیچوقت نگفتم اعلیحضرت اشتباه کردن

106
00:08:59,540 --> 00:09:00,820
من اشتباه کردم

107
00:09:01,780 --> 00:09:04,020
اونقدری که اعلیحضرت گفتن و ازم تمجید کردن

108
00:09:04,140 --> 00:09:06,500
.خوب نیستم

109
00:09:06,740 --> 00:09:08,180
همش تقصیر منه

110
00:09:08,340 --> 00:09:09,060
.تقصیر خودمه

111
00:09:09,060 --> 00:09:11,580
بانو چنگ، تو خیلی فروتنی -
واقعا فروتن و خاکی هستی -

112
00:09:12,180 --> 00:09:13,300
خودم اشتباه کردم

113
00:09:13,300 --> 00:09:14,300
بذار به احترامت بنوشم

114
00:09:14,300 --> 00:09:15,420
بیاین همگی بنوشیم

115
00:09:16,580 --> 00:09:17,460
به سلامتی

116
00:09:17,460 --> 00:09:18,500
ممنونم خواهرا

117
00:09:18,700 --> 00:09:20,260
اعلیحضرت چطور می‌تونه انقدر خرفت و احمق باشه؟

118
00:09:20,380 --> 00:09:21,540
چطور تونست یک زن بی‌فرهنگ و نادون رو

119
00:09:21,540 --> 00:09:22,820
به عنوان الگوی بانوان جوان معرفی کنه؟

120
00:09:23,540 --> 00:09:24,860
هیس، اگه همینطور بی‌پروا حرف بزنی

121
00:09:24,860 --> 00:09:26,540
مادرت یه فصل دیگه کتکت میزنه ها

122
00:09:29,660 --> 00:09:30,500
خواهر چی چی

123
00:09:30,620 --> 00:09:31,660
کمک کن از اونا پذیرایی کنم

124
00:09:32,820 --> 00:09:33,380
بیاین

125
00:09:33,740 --> 00:09:34,460
بفرمایین

126
00:09:34,940 --> 00:09:35,420
به سلامتی

127
00:09:35,420 --> 00:09:36,340
بانوی جوان

128
00:09:37,140 --> 00:09:38,140
بانوی جوان؟

129
00:09:41,700 --> 00:09:42,820
بانوی جوان

130
00:09:45,780 --> 00:09:46,820
بانوی جوان

131
00:09:53,580 --> 00:09:55,620
بانو چنگ، لطفا برامون تعریف کنین

132
00:09:55,620 --> 00:09:56,580
تعریف کنین دیگه

133
00:09:56,700 --> 00:09:57,620
خواهرا

134
00:09:58,300 --> 00:10:00,260
کاری پیش اومده، از حضورتون مرخص میشم

135
00:10:00,340 --> 00:10:01,420
چرا میری؟

136
00:10:01,420 --> 00:10:02,860
چطوری از پسش براومدی؟

137
00:10:06,100 --> 00:10:08,500
!بانو چنگ، تعریف کن دیگه

138
00:10:08,500 --> 00:10:09,460
بانو چنگ

139
00:10:13,420 --> 00:10:14,700
چرا با عجله میخواستی ببینیم؟

140
00:10:14,700 --> 00:10:15,300
مگه نمیبینی؟

141
00:10:15,300 --> 00:10:16,700
همشون خودکشی میکردن باهام بنوشن

142
00:10:16,700 --> 00:10:17,660
بانوی جوان

143
00:10:18,060 --> 00:10:20,060
ژنرال لینگ خواست سه تا پیغام بهت برسونم

144
00:10:20,740 --> 00:10:21,580
اول؛

145
00:10:21,740 --> 00:10:23,700
.میخواد حرفی بهت بزنه

146
00:10:23,900 --> 00:10:24,700
دوم؛

147
00:10:25,540 --> 00:10:26,820
گفت نگران نباشی

148
00:10:26,820 --> 00:10:28,340
چون اون هرگز بهت صدمه نمیزنه

149
00:10:28,340 --> 00:10:29,540
.خواست بهش اعتماد کنی

150
00:10:29,540 --> 00:10:30,300
لیان فانگ

151
00:10:30,540 --> 00:10:31,500
برو بهش بگو

152
00:10:31,740 --> 00:10:33,460
که هیچ جوره نمیخوام ببینمش

153
00:10:33,660 --> 00:10:34,540
.نامناسبه

154
00:10:37,060 --> 00:10:39,460
...هنوز سومین پیغام مونده

155
00:10:40,900 --> 00:10:42,540
ژنرال لینگ اینم گفت که

156
00:10:42,740 --> 00:10:44,580
...اگه نخوای ببینیش

157
00:10:46,220 --> 00:10:47,540
شخصا میاد دیدنش

158
00:10:47,540 --> 00:10:48,540
و اونموقع که دردسر بزرگی پیش بیاد

159
00:10:48,540 --> 00:10:50,100
باید صبر کنی تا نامزدیت بهم بخوره
و زن اون بشی

160
00:10:51,420 --> 00:10:53,140
اگه واقعا نری دیدنش

161
00:10:53,220 --> 00:10:54,220
...اینطور برداشت می‌کنه که

162
00:10:54,380 --> 00:10:55,980
.به درخواست ازدواجش جواب مثبت دادی...

163
00:10:59,860 --> 00:11:01,660
!شورشو درآورده

164
00:11:03,740 --> 00:11:04,740
...من، چنگ شائوشانگ

165
00:11:05,140 --> 00:11:06,660
.هیچوقت نمیذارم اون تهدیدم کنه

166
00:11:10,020 --> 00:11:11,540
کجاست؟ منو ببر پیشش

167
00:11:11,780 --> 00:11:12,500
بریم

168
00:12:11,140 --> 00:12:13,020
بخاطر اینکه میخواستم ببینمت اومدی

169
00:12:14,300 --> 00:12:15,180
...یا

170
00:12:16,340 --> 00:12:17,940
بخاطر پیغام سوم اومدی؟

171
00:12:20,620 --> 00:12:22,180
بخاطر اینکه جونم رو نجات دادین

172
00:12:22,180 --> 00:12:23,340
و بارها کمکم کردین، بهتون مدیونم

173
00:12:23,500 --> 00:12:24,740
باید صادقانه

174
00:12:25,180 --> 00:12:27,220
با خیرخواهی و مهربونیت برخورد کنم

175
00:12:28,700 --> 00:12:29,820
...ولی نمی‌دونم که

176
00:12:30,820 --> 00:12:32,660
دلیل درخواست این ملاقات

177
00:12:34,180 --> 00:12:35,060
چیه؟

178
00:12:37,180 --> 00:12:38,620
پس گویا بعد از شنیدن پیغام سوم اومدی

179
00:12:41,620 --> 00:12:42,460
اینم بدک نیست

180
00:12:43,700 --> 00:12:45,100
یاد گرفتی بیشتر محتاط باشی

181
00:12:47,220 --> 00:12:48,180
.این چیز خوبیه

182
00:12:53,940 --> 00:12:55,580
اگه حرف دیگه‌ای برای گفتن ندارین

183
00:12:55,940 --> 00:12:57,260
.من مرخص میشم

184
00:12:57,820 --> 00:12:58,660
بانو چنگ

185
00:13:01,660 --> 00:13:03,380
بذار چند کلمه بیشتر باهات صحبت کنم

186
00:13:05,460 --> 00:13:06,260
خیلی خوب؟

187
00:13:09,060 --> 00:13:10,100
نگران نباش

188
00:13:10,980 --> 00:13:13,420
خدمتکارای خاندان لو
که اینجا نگهبانی میدادن رو دک کردم

189
00:13:14,780 --> 00:13:16,180
نمی‌خوام این ملاقات‌مون

190
00:13:16,940 --> 00:13:18,300
تو رو تو شرایط سختی قرار بده

191
00:13:20,140 --> 00:13:21,660
.یا کسی درموردش بفهمه

192
00:13:22,620 --> 00:13:23,460
ژنرال لینگ

193
00:13:24,380 --> 00:13:25,260
خودتم میدونی

194
00:13:26,100 --> 00:13:27,580
من و آیائو به زودی ازدواج می‌کنیم

195
00:13:28,060 --> 00:13:29,500
اینکه یهویی منو ملاقات کنی

196
00:13:29,980 --> 00:13:31,300
واقعا شگون نداره

197
00:13:35,620 --> 00:13:36,900
میخوای در آینده چیکار کنی؟

198
00:13:39,220 --> 00:13:40,100
...منظورم اینه که

199
00:13:42,820 --> 00:13:43,780
جز ازدواج چه برنامه‌ای داری؟

200
00:13:47,820 --> 00:13:49,340
خیلی کارا می‌خوام بکنم

201
00:13:50,300 --> 00:13:52,300
می‌خوام اطبای زیادی رو گردهم بیارم

202
00:13:53,180 --> 00:13:56,060
تا تمام مهارت ها و دانش‌هاشونو

203
00:13:56,900 --> 00:13:57,820
تو یک کتاب جمع کنم

204
00:13:58,380 --> 00:13:59,420
.تا مردم ازش بهره ببرن

205
00:14:00,500 --> 00:14:01,340
...همچنین می‌خوام

206
00:14:01,620 --> 00:14:03,100
ابزارهای سنگین کشاورزی رو تغییرشکل بدم

207
00:14:03,700 --> 00:14:05,100
تا فشار کمتری به مردم وارد بشه

208
00:14:05,540 --> 00:14:07,060
.و تولید مواد غذایی افزایش پیدا کنه

209
00:14:07,820 --> 00:14:08,660
همچنین

210
00:14:09,620 --> 00:14:11,340
می‌خوام یک کوره ی ذوب آهن بسازم

211
00:14:12,500 --> 00:14:13,740
ابزار بیشتری طراحی کنم

212
00:14:14,980 --> 00:14:16,940
.و ببینم میتونم بسازمشون یا نه

213
00:14:17,940 --> 00:14:18,820
...همچنین می‌خوام

214
00:14:25,020 --> 00:14:26,540
ژنرال لینگ، امروز خواستی منو ببینی

215
00:14:27,620 --> 00:14:28,980
تا درمورد اینا باهام حرف بزنی؟

216
00:14:30,060 --> 00:14:31,580
دلت به بزرگی کل دنیاست

217
00:14:32,580 --> 00:14:34,100
من و تو هم مسیر نیستیم

218
00:14:35,140 --> 00:14:36,180
.البته که اینطوره

219
00:14:36,780 --> 00:14:38,460
تو تویی و من منم

220
00:14:40,420 --> 00:14:41,220
درسته

221
00:14:43,540 --> 00:14:44,460
تو تویی

222
00:14:46,180 --> 00:14:47,140
من منم

223
00:14:54,940 --> 00:14:55,740
امروز

224
00:14:55,740 --> 00:14:57,980
شاید آخرین ملاقات ما باشه

225
00:15:02,420 --> 00:15:04,100
چرا اینطور میگی؟

226
00:15:06,140 --> 00:15:07,860
جنگی پیش روته؟

227
00:15:08,900 --> 00:15:09,860
کجا میری؟

228
00:15:11,100 --> 00:15:12,260
این سفر چقدر طول می‌کشه؟

229
00:15:13,500 --> 00:15:14,700
امشب عازم میشم

230
00:15:16,860 --> 00:15:18,660
اینبار ممکنه تو میدون جنگ کشته بشم

231
00:15:22,260 --> 00:15:24,380
.این تقدیرِ ما سربازهاست

232
00:15:28,140 --> 00:15:29,100
چنگ شائوشانگ

233
00:15:31,540 --> 00:15:33,260
می‌دونم میخوای بعد از ترفیع گرفتنِ لو یائو
همراهش اینجا رو ترک کنی

234
00:15:34,260 --> 00:15:35,660
ولی خیلی عجول نباش

235
00:15:36,740 --> 00:15:37,980
از اعلیحضرت خواهش میکنم

236
00:15:39,060 --> 00:15:40,780
که به محل امنی بفرستتون

237
00:15:41,940 --> 00:15:44,100
فقط برای فرار کردن از چنگ خانواده‌ات

238
00:15:45,180 --> 00:15:47,060
به هر جای دور افتاده و خشکی نرو

239
00:15:49,140 --> 00:15:50,300
بدنت نحیفه

240
00:15:52,300 --> 00:15:53,300
.نمیتونی تاب بیاری

241
00:16:39,340 --> 00:16:40,380
تازه یادم اومد که

242
00:16:42,860 --> 00:16:44,140
از وقتی باهم آشنا شدیم

243
00:16:45,780 --> 00:16:47,980
با دقت به فلوت زدنت گوش ندادم

244
00:16:48,660 --> 00:16:50,140
سفر پیش رو مملو از خطره

245
00:16:50,380 --> 00:16:51,900
ژنرال لینگ، مراقب خودتون باشین

246
00:16:52,180 --> 00:16:53,460
اگه میخواین بهش گوش بدین

247
00:16:53,940 --> 00:16:55,060
بعد از برگشتن‌تون با پیروزی

248
00:16:56,060 --> 00:16:57,420
براتون فلوت میزنم

249
00:16:58,340 --> 00:16:59,420
بهتره نزنی

250
00:17:01,420 --> 00:17:04,300
باید فلوت زدنت رو برای شوهرت نگه داری

251
00:17:06,220 --> 00:17:07,460
بهرحال، به زودی متاهل میشی

252
00:17:09,700 --> 00:17:11,140
اگه قادر باشم زنده برگردم

253
00:17:13,300 --> 00:17:14,820
از اون به بعد، مثل غریبه ها میشیم

254
00:17:16,860 --> 00:17:17,940
و هیچوقت دیگه همو ملاقات نمی‌کنیم

255
00:17:21,380 --> 00:17:22,420
.حرفام تموم شد

256
00:17:25,220 --> 00:17:26,380
میتونی برگردی

257
00:17:28,460 --> 00:17:29,540
تو چی؟

258
00:17:35,220 --> 00:17:36,660
یکم بیشتر اینجا میمونم

259
00:18:54,780 --> 00:19:00,300
<font color="#ff8080">(عمارت لینگ)</font>

260
00:19:00,780 --> 00:19:01,540
ارباب جوان

261
00:19:01,700 --> 00:19:04,060
جناب لو بن افرادی رو فرستاد
تا این نقشه رو تحویل بدن

262
00:19:04,380 --> 00:19:06,260
گفت کاری که بهش محول شده بود رو انجام داده

263
00:19:06,780 --> 00:19:09,020
گفت زندگی آزادانه و بی‌دغدغه رو ترجیح میده

264
00:19:09,500 --> 00:19:11,820
و لازم نیست برای ملحق شدن
.به دربار امپراتوری معرفیش کنین

265
00:19:15,580 --> 00:19:16,660
انگار استاد اعظم لو

266
00:19:17,900 --> 00:19:19,900
نمی‌ذاره به اعلیحضرت خدمت کنه

267
00:19:23,620 --> 00:19:25,700
اقامتگاه دومِ خاندان لو طبق
 احساسات دمدمیِ اقامتگاه اول زندگی میکنن

268
00:19:28,180 --> 00:19:29,500
...نمی‌دونم اون بعد از ازدواج

269
00:19:31,820 --> 00:19:33,140
چه زندگی خواهد داشت

270
00:20:18,700 --> 00:20:19,740
تازه یادم اومد که

271
00:20:22,300 --> 00:20:23,620
از وقتی باهم آشنا شدیم

272
00:20:25,140 --> 00:20:27,340
با دقت به فلوت زدنت گوش ندادم

273
00:20:28,260 --> 00:20:29,700
سفر پیش رو مملو از خطره

274
00:20:29,980 --> 00:20:31,300
ژنرال لینگ، مراقب خودتون باشین

275
00:20:31,540 --> 00:20:32,820
اگه میخواین بهش گوش بدین

276
00:20:33,420 --> 00:20:34,540
بعد از برگشتن‌تون با پیروزی

277
00:20:35,380 --> 00:20:36,780
.براتون فلوت میزنم

278
00:20:50,260 --> 00:20:50,980
ارباب جوان

279
00:20:51,100 --> 00:20:52,700
سربازها دم دروازه جمع شدن

280
00:20:52,700 --> 00:20:53,500
کی عازم میشیم؟

281
00:20:54,940 --> 00:20:55,740
همین حالا

282
00:20:56,020 --> 00:20:57,060
!اطاعت میشه

283
00:21:15,560 --> 00:21:20,880
<font color="#ff8080">(عمارت لینگ)</font>

284
00:21:23,980 --> 00:21:27,700
<font color="#d2a60d">(یک ماه بعد)</font>

285
00:21:40,220 --> 00:21:41,540
درود بر اعلیحضرت -
درود بر اعلیحضرت -

286
00:21:41,900 --> 00:21:42,580
اعلیحضرت

287
00:21:42,900 --> 00:21:44,180
ما در انجام وظیفه شکست نخوردیم

288
00:21:44,180 --> 00:21:46,220
شاهزاده یونگ و پسرش رو زنده دستگیر کردیم

289
00:21:46,580 --> 00:21:47,300
بسیار خوب

290
00:21:47,820 --> 00:21:50,540
ژنرال لینگ، ژنرال وو، برخیزید

291
00:21:50,740 --> 00:21:51,820
سپاسگزاریم اعلیحضرت

292
00:21:55,220 --> 00:21:56,620
ژنرال هه و پسرش

293
00:21:56,620 --> 00:21:57,780
زنده موندن؟

294
00:21:57,940 --> 00:21:58,860
اعلیحضرت

295
00:21:59,300 --> 00:22:00,500
من دیر کردم

296
00:22:00,740 --> 00:22:02,540
<font color="#d2a60d">(ژنرال وو)
</font>تمام خاندان هه در راه کشور شهید شدن

297
00:22:02,820 --> 00:22:05,300
،اگه ژنرال هه خاندانش رو فدا نمیکرد

298
00:22:05,500 --> 00:22:06,380
تقریبا غیرممکن بود

299
00:22:06,380 --> 00:22:07,900
که من و زی شنگ

300
00:22:08,060 --> 00:22:09,220
به این سرعت شاهزاده یونگ رو

301
00:22:09,420 --> 00:22:10,420
.به پایتخت برگردونیم

302
00:22:13,380 --> 00:22:14,700
خدایان

303
00:22:15,620 --> 00:22:18,140
یکی از ژنرال‌های باوفامو ازم گرفتن

304
00:22:18,980 --> 00:22:22,340
وقتی ژنرال هه برای ازدواج دخترش ازم وداع میکرد

305
00:22:22,620 --> 00:22:25,420
چهره‌اش خندان و غرق در شادی بود

306
00:22:26,180 --> 00:22:27,140
...کی فکرشو میکرد که

307
00:22:27,500 --> 00:22:28,540
اینبار که برگرده

308
00:22:29,060 --> 00:22:32,100
مرگ ما رو از هم جدا کنه؟

309
00:22:32,660 --> 00:22:33,500
اعلیحضرت

310
00:22:34,140 --> 00:22:37,180
ژنرال هه قبل از مرگ درخواستی مطرح کردن

311
00:22:39,460 --> 00:22:40,780
چه درخواستی داشت؟

312
00:22:41,380 --> 00:22:42,660
فقط بهم بگو

313
00:22:43,140 --> 00:22:43,940
...من

314
00:22:44,820 --> 00:22:46,020
حتما به خواسته‌اش تحقق می‌بخشم

315
00:22:46,420 --> 00:22:47,780
ژنرال هه درمورد

316
00:22:48,140 --> 00:22:50,060
.زندگی دختر و پسرش نگران بود

317
00:22:50,620 --> 00:22:51,580
پسرش هنوز جوان و کم‌سنه

318
00:22:51,860 --> 00:22:53,020
دخترش، هه ژائوجون

319
00:22:53,020 --> 00:22:54,700
،قبل از ازدواج کردن با شاهزاده شیائو

320
00:22:54,700 --> 00:22:56,420
نامزدِ خاندان لو بود

321
00:22:56,660 --> 00:22:58,980
مشخص نیست که خاندان شیائو اعدام یا زندانی بشن

322
00:22:59,180 --> 00:23:01,500
و ازدواج بین خاندان شیائو و خاندان هه بهم خورد

323
00:23:01,740 --> 00:23:05,180
امیدواریم خاندان لو بتونن دوباره نامزدی رو از سر بگیرن

324
00:23:06,700 --> 00:23:07,980
مگه ارباب جوان لو

325
00:23:08,380 --> 00:23:09,900
نامزد نکرده؟

326
00:23:10,660 --> 00:23:12,180
ژنرال هه بی خبر بودن که

327
00:23:12,180 --> 00:23:15,260
برادرزاده ی استاد اعظم لو با بانو چنگ نامزد کرده

328
00:23:15,660 --> 00:23:17,340
‌برای همین چنین درخواستی رو مطرح کردن

329
00:23:17,460 --> 00:23:19,020
اتفاق غم‌انگیزی برای خاندان هه رخ داد

330
00:23:19,020 --> 00:23:21,300
شاید این درخواست اخلاقی نباشه
.ولی قابل درکه

331
00:23:21,740 --> 00:23:24,740
.از اعلیحضرت می‌خوام تصمیم بگیرن

332
00:23:30,860 --> 00:23:32,260
چه تصمیمی؟

333
00:23:32,260 --> 00:23:33,500
به عنوان یک مقام دولتی

334
00:23:33,740 --> 00:23:35,980
وفادار بودن به کشور وظیفه مونه

335
00:23:36,300 --> 00:23:37,820
شاید حرفم ناپسند بنظر برسه

336
00:23:37,940 --> 00:23:39,100
یعنی هرکس خدمتی ارائه بده

337
00:23:39,100 --> 00:23:41,740
مستحق پاداشه؟

338
00:23:42,100 --> 00:23:43,700
<font color="#d2a60d">(جناب ژو)
</font>نمیتونین اینطور بگین

339
00:23:43,700 --> 00:23:44,420
<font color="#d2a60d">(جناب ژو)
</font>

340
00:23:44,420 --> 00:23:46,340
<font color="#d2a60d">(جناب ژو)
</font>.اکثر اعضای خاندان هه کشته شدن

341
00:23:46,660 --> 00:23:48,500
نباید یکم غم‌خواری نشونشون بدیم؟

342
00:23:49,660 --> 00:23:51,340
منظور شما اینه که

343
00:23:51,580 --> 00:23:54,220
اعلیحضرت باید درخواست‌شون رو تحقق ببخشن؟

344
00:23:54,620 --> 00:23:56,580
خوب به این قضیه فکر کردین؟

345
00:23:56,860 --> 00:23:58,020
اگه اجازه اش صادر بشه

346
00:23:58,420 --> 00:24:01,380
به این معناست که از این به بعد
هر خاندانی اتفاق غم‌انگیزی تجربه کنه

347
00:24:01,660 --> 00:24:02,460
می‌تونه به بهونه ارائه خدمات به کشور

348
00:24:02,700 --> 00:24:06,140
دارایی خاندان های دیگه رو بگیره؟

349
00:24:07,260 --> 00:24:08,500
خب خاندان لو و خاندان چنگ

350
00:24:08,500 --> 00:24:10,260
.هنوز وصلت نکردن

351
00:24:10,620 --> 00:24:12,060
نامزدی یک عهده

352
00:24:12,420 --> 00:24:13,860
چطور میشه به راحتی شکستش؟

353
00:24:14,260 --> 00:24:16,340
ولی خارج از قوانین دولتی

354
00:24:16,580 --> 00:24:17,580
احساسات انسانی هم هست

355
00:24:17,580 --> 00:24:19,980
شجاعت و دلاوری خاندان هه آسمون رو تکون داد

356
00:24:19,980 --> 00:24:21,460
باید به وصیت ژنرال هه

357
00:24:21,820 --> 00:24:23,140
عمل کنیم

358
00:24:23,780 --> 00:24:24,820
پیرمرد جی

359
00:24:25,020 --> 00:24:26,460
تو طرف کی هستی؟

360
00:24:26,700 --> 00:24:27,980
این یک امور دولتیه

361
00:24:28,420 --> 00:24:30,900
همچنین، از امور خانوادگی استاد اعظم لو ئه

362
00:24:31,220 --> 00:24:31,980
بنابراین

363
00:24:32,180 --> 00:24:34,740
.باید اول نظر استاد اعظم لو رو بپرسیم

364
00:24:34,980 --> 00:24:35,820
استاد اعظم لو

365
00:24:36,260 --> 00:24:38,260
نظر شما چیه؟

366
00:24:41,500 --> 00:24:42,940
این عهد بین دو خاندانه

367
00:24:43,220 --> 00:24:44,500
چرا باید اول نظر خاندان داماد رو بخواین؟

368
00:24:44,740 --> 00:24:46,340
بخاطر اینکه برادر چنگ شیِ من تو دربار نیست

369
00:24:46,340 --> 00:24:48,100
از موقعیت سواستفاده می‌کنین؟

370
00:24:55,060 --> 00:24:57,060
مدیریت این قضیه سخته

371
00:25:00,660 --> 00:25:01,420
چی؟

372
00:25:01,500 --> 00:25:03,300
آیائو این چندروز نمیاد؟

373
00:25:05,020 --> 00:25:06,700
همش تقصیر اون یوان شان جیانه

374
00:25:07,460 --> 00:25:09,060
مانع دیدار من و آیائو شد

375
00:25:10,060 --> 00:25:11,820
اصرار داشت رو درس خوندن تاثیر میذاره

376
00:25:12,180 --> 00:25:14,100
حتی گفت مواظب باشم که مبادا
شادی بیش‌از حد موجب غم بشه

377
00:25:15,180 --> 00:25:16,420
واقعا از یک زن دهاتیِ فضول هم

378
00:25:16,420 --> 00:25:18,500
!زبونش سمی تره

379
00:25:19,420 --> 00:25:20,220
نیائو نیائو

380
00:25:20,460 --> 00:25:21,980
اینطور نگو

381
00:25:22,180 --> 00:25:23,820
استاد یوان بخاطر اهمیتی که به ارباب جوان لو میده

382
00:25:23,820 --> 00:25:24,900
.مانع ملاقات شما شده

383
00:25:26,420 --> 00:25:28,020
گمونم استاد یوان نمیتونسته

384
00:25:28,020 --> 00:25:29,620
دل و قلوه دادنِ چندش تو و آیائو رو تحمل کنه

385
00:25:29,620 --> 00:25:31,260
.واسه همین مانع ملاقاتتون شده

386
00:25:32,100 --> 00:25:33,780
"به این میگن "جنگیدن علیه سم، با سم

387
00:25:36,500 --> 00:25:37,780
برادر سوم، به کی گفتی سم؟

388
00:25:40,980 --> 00:25:42,860
نکنه شماها هم آیائو رو دست کم میگیرین؟

389
00:25:43,340 --> 00:25:45,460
ارباب جوان لو رو دست کم نمی‌گیریم

390
00:25:46,500 --> 00:25:48,140
جنابعالی رو دست کم می‌گیریم

391
00:25:50,380 --> 00:25:51,460
،هربار چشمت به اون میفته

392
00:25:51,460 --> 00:25:53,740
شبیه ار وانگ همسایه بغلی وقتی که
 رون مرغ تا ته توی دهنش بود، نیشت باز میشه

393
00:25:55,460 --> 00:25:57,020
!خودت شبیه ار وانگِ همسایه بغلی هستی

394
00:25:58,980 --> 00:25:59,740
...خواهر چی چی

395
00:26:03,060 --> 00:26:04,540
این اسکلا رو بیخیال فعلا

396
00:26:05,060 --> 00:26:06,860
شائوشانگ، اتفاق بدی افتاده

397
00:26:07,620 --> 00:26:08,620
چه اتفاقی؟

398
00:26:08,620 --> 00:26:10,260
چی شده که با عجله دویدی اینجا؟

399
00:26:10,460 --> 00:26:12,260
پدرم تازه از دربار امپراتوری برگشته

400
00:26:12,260 --> 00:26:13,700
...گفت که تو جنگِ شهر فنگ یی

401
00:26:14,140 --> 00:26:15,140
!پیروز شدیم

402
00:26:15,540 --> 00:26:17,180
شاهزاده یونگ و پسرش دستگیر شدن

403
00:26:17,180 --> 00:26:18,900
و اونا رو به پایتخت برگردوندن

404
00:26:18,900 --> 00:26:21,060
مردم پایتخت دم دروازه شهر جمع شدن
اونجام حسابی شلوغه

405
00:26:21,500 --> 00:26:22,860
این خبر خوبیه که

406
00:26:22,860 --> 00:26:24,340
چرا گفتی اتفاق بدیه؟

407
00:26:24,540 --> 00:26:25,500
اصلا هم خوب نیست

408
00:26:25,620 --> 00:26:26,820
برای تو بد شده

409
00:26:27,700 --> 00:26:28,660
میدونی

410
00:26:28,660 --> 00:26:29,860
کل خاندان ژنرال هه

411
00:26:30,340 --> 00:26:31,380
تو جنگ کشته شدن؟

412
00:26:34,700 --> 00:26:36,620
کل خاندان هه تو جنگ کشته شدن؟

413
00:26:38,540 --> 00:26:39,460
طفلکیا

414
00:26:41,780 --> 00:26:43,380
خب چرا واسه من بد شد؟

415
00:26:47,580 --> 00:26:49,180
بخاطر اینکه خاندان چنگ تو دربار مقامی نداره

416
00:26:49,180 --> 00:26:50,260
!بهمون زور میگن

417
00:26:50,580 --> 00:26:52,020
یعنی راه دیگه ای برای

418
00:26:52,020 --> 00:26:53,860
آروم کردنِ خاندان هه نبود؟

419
00:26:54,220 --> 00:26:56,860
حتما باید با ازدواج نیائو نیائو ی من
لطف اونا رو جبران کنن؟

420
00:26:57,180 --> 00:26:59,700
!باورم نمیشه استاد اعظم لو لام‌تاکام حرف نزده

421
00:27:01,020 --> 00:27:03,220
اون پیرمرد خرفت انگار زبونش رو موش‌ خورده بود

422
00:27:04,580 --> 00:27:05,620
زن داداش، خونسرد باش

423
00:27:05,780 --> 00:27:07,260
هنوز تصمیمی براش گرفته نشده

424
00:27:07,380 --> 00:27:08,300
چرا باید عصبی باشم؟

425
00:27:08,740 --> 00:27:11,140
حالا که خاندان لو تو موقعیت حساس
جسارت قاطع بودن نداشتن

426
00:27:11,620 --> 00:27:13,140
باید صبر کنیم تا خوب فکراشونو بکنن

427
00:27:13,140 --> 00:27:14,460
.بعد باهاشون بحث میکنیم

428
00:27:14,620 --> 00:27:15,340
!دقیقا

429
00:27:15,340 --> 00:27:17,660
فوق فوقش، نامزدی رو بهم میزنیم

430
00:27:17,660 --> 00:27:19,340
نیائو نیائو ی من کم خاطرخواه نداره

431
00:27:19,460 --> 00:27:21,780
اول کاری خودشون خواستگاری کردن

432
00:27:21,900 --> 00:27:24,100
حالام خودشون بزدل شدن

433
00:27:24,340 --> 00:27:26,860
خاندان چنگ به دامادی مثل آیائو احتیاج نداره

434
00:27:26,860 --> 00:27:29,300
.‌نیائو نیائو ی من نباید اینطور تحقیر بشه

435
00:27:32,780 --> 00:27:34,380
من همیشه بد اقبال بودم

436
00:27:35,940 --> 00:27:37,540
بخاطر همین کنجکاو بودم

437
00:27:39,100 --> 00:27:41,460
که چرا این دفعه کارای نامزدیم رو‌ غلتک بود

438
00:27:42,340 --> 00:27:44,460
انتظار نداشتم بد اقبالی اینجا منتظرم باشه

439
00:27:46,420 --> 00:27:47,340
دخترکم، غمت نباشه

440
00:27:47,700 --> 00:27:49,180
تا وقتی خاندان لو موضع‌اش رو مشخص نکنه

441
00:27:49,820 --> 00:27:51,140
.نامزدیت پابرجاست

442
00:27:52,820 --> 00:27:54,140
دلیل مشخص نکردن موضع‌شون

443
00:27:56,500 --> 00:27:58,060
این نیست که برای خاندان چنگ اهمیت قائلن

444
00:27:59,460 --> 00:28:00,860
بلکه دارن قضیه رو سبک سنگین میکنن

445
00:28:03,140 --> 00:28:04,380
که اگه قبول کنن

446
00:28:04,820 --> 00:28:06,380
انتقاد بیشتری دریافت میکنن

447
00:28:06,900 --> 00:28:08,700
یا مزیت بیشتری گیرشون میاد

448
00:28:09,420 --> 00:28:10,460
.نیائو نیائو درست میگه

449
00:28:11,380 --> 00:28:13,340
استاد اعظم لو یک روباه مکاره

450
00:28:13,500 --> 00:28:15,660
اگه براش مزیتی نداشته باشه تصمیمی نمیگیره

451
00:28:19,780 --> 00:28:21,020
ولی نیائو نیائو

452
00:28:22,420 --> 00:28:24,740
پای زندگیت درمیونه

453
00:28:25,180 --> 00:28:26,260
خاندان لو رو بذار کنار

454
00:28:26,740 --> 00:28:28,380
خودت چی فکر می‌کنی؟

455
00:28:29,500 --> 00:28:31,380
افکار من هیچوقت مهم نبوده

456
00:28:34,220 --> 00:28:35,620
فقط دلم برای آیائو کبابه

457
00:28:37,860 --> 00:28:40,660
تلاش برای ترک کردنِ اون خونه پر از ظلم

458
00:28:41,540 --> 00:28:42,980
.اصلا راحت نبود

459
00:28:45,340 --> 00:28:46,380
.‌‌..ولی حالا

460
00:28:49,660 --> 00:28:50,900
تقریبا یک قدم مونده بود

461
00:28:55,460 --> 00:28:57,540
اونی که بیشتر بخاطر این قضیه
... اذیت میشه، من نیستم

462
00:28:59,340 --> 00:29:00,340
آیائو ئه

463
00:29:08,220 --> 00:29:10,260
من فقط نتونستم با کسی که میخواستم ازدواج کنم

464
00:29:11,940 --> 00:29:12,780
...اما اون

465
00:29:14,780 --> 00:29:16,740
.مجبوره با کسی که نمی‌خواد ازدواج کنه

466
00:29:43,300 --> 00:29:44,100
!پسرک

467
00:29:48,260 --> 00:29:49,060
عموی اول

468
00:29:49,660 --> 00:29:51,180
به قدر کافی مسخره بازی درنیاوردی؟

469
00:29:51,260 --> 00:29:52,700
حتما باید یه کاری بکنی

470
00:29:52,700 --> 00:29:54,180
که آبروی خاندان لو بره

471
00:29:54,180 --> 00:29:55,660
تا دست از کارات برداری؟

472
00:29:56,540 --> 00:29:57,700
!گم شو بیا پایین ببینم

473
00:30:07,220 --> 00:30:09,340
حتی نمیتونی از دیوار بالا بری

474
00:30:09,980 --> 00:30:11,300
خیال واهیِ مبارزه کردن داری؟

475
00:30:13,420 --> 00:30:14,340
کمکش نکنین

476
00:30:17,700 --> 00:30:18,620
به افراد اقامتگاه دوم اطلاع بده

477
00:30:19,300 --> 00:30:20,580
تا بیان و برگردوننش

478
00:30:21,100 --> 00:30:21,900
چشم

479
00:30:23,780 --> 00:30:24,820
آخ پام

480
00:30:34,820 --> 00:30:36,540
چرا انقدر بی احتیاطی؟

481
00:30:37,540 --> 00:30:39,660
حتی اگه اعلیحضرت عنوان "بانو آنچنگ" یا

482
00:30:39,860 --> 00:30:41,900
شاهدخت آنچنگ" رو به هه ژائوجون اعطا کنن"

483
00:30:42,300 --> 00:30:43,220
صد سال سیاه نمی‌خوامش

484
00:30:44,140 --> 00:30:46,140
خب بازم نباید با بی پروایی وارد عمل بشی

485
00:30:46,500 --> 00:30:48,060
،اگه زبونم لال بلایی سرت بیاد

486
00:30:48,420 --> 00:30:50,060
.مادرت خیلی غصه میخوره

487
00:30:54,820 --> 00:30:57,020
ارباب خاندان دستور داد بیام ملاقات آیائو

488
00:31:00,620 --> 00:31:02,540
انتظار نداشتم انقدر بی خاصیت باشی

489
00:31:02,940 --> 00:31:04,220
بخاطر عشق و عاشقی

490
00:31:04,740 --> 00:31:06,460
زدی پاتو شکوندی

491
00:31:06,820 --> 00:31:07,820
می‌خوام یک سوال ازت بپرسم

492
00:31:08,020 --> 00:31:09,300
کل خاندان هه شهید شدن

493
00:31:09,580 --> 00:31:11,660
فقط هه ژائوجون و برادر کوچکش زنده موندن

494
00:31:11,860 --> 00:31:13,980
یعنی فقط به عشق و عاشقی فکر می‌کنی؟

495
00:31:13,980 --> 00:31:15,900
هه ژائوجون از وقتی بچه بود ازش خوشم نمیومد

496
00:31:18,300 --> 00:31:19,580
آیائو ی طلفکی من

497
00:31:20,100 --> 00:31:21,860
.اینهمه سال از دستش زجر کشید

498
00:31:23,060 --> 00:31:24,140
هرگز با این ازدواج

499
00:31:24,900 --> 00:31:25,900
.موافقت نمی‌کنم

500
00:31:30,700 --> 00:31:32,820
می‌دونم از هه ژائوجون خوشت نمیاد

501
00:31:33,060 --> 00:31:33,940
این چطوره؟

502
00:31:34,260 --> 00:31:35,540
بعد از اینکه با خاندان‌مون وصلت کرد

503
00:31:35,540 --> 00:31:36,740
من راهنماییش میکنم

504
00:31:37,420 --> 00:31:39,380
تو با خیال آسوده زندگیتو بکن

505
00:31:41,260 --> 00:31:43,620
از وقتی آیائو با شائوشانگ نامزد کرده

506
00:31:43,820 --> 00:31:45,140
خوشحال و مسروره

507
00:31:45,500 --> 00:31:46,820
الان چطور میتونین

508
00:31:46,820 --> 00:31:48,140
به ازدواج با زنی که دوست نداره مجبورش کنین؟

509
00:31:48,140 --> 00:31:49,700
!کسی از تو نظر نخواست

510
00:31:56,740 --> 00:31:58,700
باید مزیت بزرگ رو در نظر بگیرین

511
00:31:59,100 --> 00:32:00,100
از لحاظ جهانی بگیم

512
00:32:00,860 --> 00:32:02,460
ژنرال هه در راه نجات کشور مرد

513
00:32:02,900 --> 00:32:03,980
صحبت از خودمون باشه

514
00:32:04,300 --> 00:32:05,940
خاندان لو به هه ژائوجون مدیونه

515
00:32:06,180 --> 00:32:07,620
چه بخاطر وفاداریش باشه چه درستکاریش

516
00:32:08,660 --> 00:32:10,500
اون باید با خاندان لو وصلت کنه

517
00:32:11,500 --> 00:32:13,300
حالا که به خاندان هه مدیونی

518
00:32:13,700 --> 00:32:15,740
چرا یهو به هول و ولا افتادی

519
00:32:15,900 --> 00:32:17,300
تا پسر بزرگت رو زن بدی؟

520
00:32:17,780 --> 00:32:19,300
اگه فکر صلاح اعلیحضرتی

521
00:32:19,380 --> 00:32:21,900
خاندان هه فقط گفتن که هه ژائوجون
باید با خاندان لو ازدواج کنه

522
00:32:22,020 --> 00:32:23,980
.نگفتن که حتما باید با آیائو ازدواج کنه

523
00:32:24,420 --> 00:32:26,980
چرا نمیذاری پسر دوم خودت باهاش ازدواج کنه؟

524
00:32:28,460 --> 00:32:30,460
فکر نکن که منِ زن بیوه با بچه های یتیمم

525
00:32:31,460 --> 00:32:32,700
احمقیم

526
00:32:32,900 --> 00:32:34,300
!کمتر مزخرف بگو

527
00:32:34,380 --> 00:32:35,540
!چطور جرات می‌کنی باهام دهن به دهن کنی

528
00:32:35,540 --> 00:32:37,020
مادر شوهرم حرف اشتباهی نزد

529
00:32:37,460 --> 00:32:38,620
دلت نمیاد ببینی پسر دوم خودت

530
00:32:38,620 --> 00:32:39,660
بخاطر هه ژائوجون اذیت بشه

531
00:32:39,660 --> 00:32:40,980
ولی بازم آیائو رو تو گودال هل میدی

532
00:32:41,700 --> 00:32:43,380
به جرم نافرمانی ازت شکایت می‌کنم

533
00:32:43,380 --> 00:32:44,620
تو که مادر شوهرم نیستی

534
00:32:44,620 --> 00:32:45,820
چطور میتونی ازم شکایت کنی؟

535
00:32:46,140 --> 00:32:47,140
باهاش ازدواج نمی‌کنم

536
00:32:47,820 --> 00:32:49,380
اگه شما و عمو همچنان بهم فشار بیارین

537
00:32:49,620 --> 00:32:51,500
روز عروسیم با هه ژائوجون

538
00:32:51,980 --> 00:32:53,220
جلوی همه مهمونا

539
00:32:53,660 --> 00:32:56,705
میگم که اقامتگاه اول خاندان لو
با عجله پسر اولشون رو زن دادن

540
00:32:56,705 --> 00:32:59,780
.تا مبادا مجبور به ازدواج با هه ژائوجون بشه

541
00:33:00,620 --> 00:33:01,980
میذاریم اونا قضاوت کنن

542
00:33:03,140 --> 00:33:04,380
و ببینن اقامتگاه اول خاندان لو

543
00:33:04,860 --> 00:33:06,580
.چطور حقه بازی می‌کنه

544
00:33:15,580 --> 00:33:16,580
بهم زدن یا نزدن نامزدی

545
00:33:16,900 --> 00:33:18,060
دست تو نیست

546
00:33:18,300 --> 00:33:20,540
الان یک نفر رو می‌فرستم
 تا به خاندان چنگ دعوتنامه ای برسونه

547
00:33:20,860 --> 00:33:22,460
.تا خودشون برای بهم زدن نامزدی بیان اینجا

548
00:33:31,740 --> 00:33:34,220
آیائو از وقتی با بانوی چهارم چنگ نامزد کرده

549
00:33:34,780 --> 00:33:36,180
.خیلی عوض شده

550
00:33:36,500 --> 00:33:38,380
حالا بلده برای دلایلی مبارزه کنه

551
00:33:41,220 --> 00:33:42,260
شائوشانگ گفت که

552
00:33:44,180 --> 00:33:45,620
باید برای زندگی ای که می‌خوایم

553
00:33:46,860 --> 00:33:48,260
.مبارزه کنیم

554
00:34:13,340 --> 00:34:15,540
!ژنرال‌ لینگ، چقدر که تو توانایی

555
00:34:15,740 --> 00:34:18,540
همه نگهبانان سیاه چال وزارت عدلیه

556
00:34:18,540 --> 00:34:20,060
رو فرستادی برن

557
00:34:20,740 --> 00:34:21,580
چیه؟

558
00:34:21,980 --> 00:34:23,580
...میخوای

559
00:34:23,660 --> 00:34:26,500
<font color="#d2a60d">(شاهزاده یونگ)</font>
باهام خصوصی حرف بزنی؟

560
00:34:26,700 --> 00:34:27,660
درسته

561
00:34:29,060 --> 00:34:31,620
تو این سالها تو شهر فنگ یی مونده بودی

562
00:34:32,060 --> 00:34:32,740
هربار اعلیحضرت احضارت میکرد

563
00:34:32,740 --> 00:34:34,700
یا مریض بودی یا مجروح

564
00:34:34,900 --> 00:34:36,380
.دیدنت خیلی سخت بود

565
00:34:37,380 --> 00:34:39,180
بنظرت نباید فرصت رو بچسبم و خوب صحبت کنیم؟

566
00:34:42,060 --> 00:34:44,180
میخوای درمورد چی‌صحبت کنی؟

567
00:34:44,660 --> 00:34:46,220
برنده شاه میشه و بازنده راهزن
<font color="#ffff80">(ضرب المثل: پیروز نهایی قادره)</font>

568
00:34:46,460 --> 00:34:48,140
سرنوشتم رو میپذیرم

569
00:34:48,420 --> 00:34:49,540
...همه کارها رو

570
00:34:50,900 --> 00:34:53,260
به تنهایی انجام دادم

571
00:34:53,540 --> 00:34:56,540
پسرم فقط از دستوراتم اطاعت میکرد

572
00:34:56,980 --> 00:34:59,140
از مرگم پیشمون نمیشم

573
00:34:59,940 --> 00:35:03,580
فقط امیدوارم اعلیحضرت
 دوستی قدیمیمون رو درنظر بگیرن

574
00:35:03,900 --> 00:35:05,740
.و جونش رو ببخشن

575
00:35:06,340 --> 00:35:08,140
واقعا مهر پدری داریا

576
00:35:09,100 --> 00:35:10,100
...فقط نمی‌دونم

577
00:35:11,340 --> 00:35:12,580
‌‌...گفتی مسئولیت همه کارا رو قبول میکنی

578
00:35:13,460 --> 00:35:15,820
پرونده شهر گو هم جزوشون میشه؟

579
00:35:26,220 --> 00:35:27,660
ژنرال لینگ، چی گفتی؟

580
00:35:29,460 --> 00:35:31,100
نمی‌فهمم

581
00:35:31,220 --> 00:35:32,500
اگه واقعا نمی‌فهمی

582
00:35:33,300 --> 00:35:35,300
چرا درست زمان دریافت کردن فرمان اعلیحضرت

583
00:35:35,380 --> 00:35:36,980
شورش رو آغاز کردی؟

584
00:35:37,420 --> 00:35:38,860
خیلی خوب می‌دونستی

585
00:35:38,980 --> 00:35:40,980
اگه قضیه فقط قاچاق اسلحه ی شاهزاده شیائو

586
00:35:41,100 --> 00:35:43,580
و قصد شورش تو بود

587
00:35:43,860 --> 00:35:45,180
.ممکن بود اعلیحضرت بخاطرش جونتو نگیره

588
00:35:46,340 --> 00:35:47,460
ولی اگه تو قضیه ی سرقت اسلحه‌های ارتش

589
00:35:48,780 --> 00:35:51,260
تو شهر گو هم دست داشته باشی

590
00:35:52,260 --> 00:35:53,540
که باعث سقوط شهر گو

591
00:35:53,540 --> 00:35:55,380
و مرگ غم‌انگیزِ برادر قسم خورده‌ی
... اعلیحضرت و خاندانش شد

592
00:35:58,300 --> 00:36:00,220
اعلیحضرت هرگز نمی‌ذاره قسر دربری

593
00:36:09,820 --> 00:36:11,540
!الحق

594
00:36:11,860 --> 00:36:13,340
وقتی که پسرم بهم گفت

595
00:36:13,740 --> 00:36:14,940
که از طریق شو جین ژونگ

596
00:36:14,940 --> 00:36:17,700
اسلحه‌ها رو بدست آورده

597
00:36:17,860 --> 00:36:19,220
و شو جین ژونگ

598
00:36:19,540 --> 00:36:21,300
،تو چنگ تو افتاده

599
00:36:21,300 --> 00:36:24,420
فهمیدم پته‌هام ریخته شده رو آب

600
00:36:24,740 --> 00:36:25,620
واقعا حیف که

601
00:36:25,780 --> 00:36:28,220
بهش اسم "جین ژونگ" رو دادم

602
00:36:28,580 --> 00:36:30,660
!اون آشغال خائن

603
00:36:31,340 --> 00:36:33,740
اگه اون سال بهش پر و بال نمیدادم

604
00:36:33,980 --> 00:36:35,020
...الان

605
00:36:35,140 --> 00:36:37,140
!فقط یک آهنگر پست بود

606
00:36:37,740 --> 00:36:39,460
اگه بهم خیانت نمی‌کرد

607
00:36:39,980 --> 00:36:41,660
و اتفاق شهر گو رو لو نمیداد

608
00:36:41,860 --> 00:36:44,620
چه نیاز بود خطرِ شورش رو به جون بخرم

609
00:36:45,020 --> 00:36:48,780
و دستاوردهای نیمی از عمرم رو به فنا بدم؟

610
00:36:50,740 --> 00:36:53,180
خیلی خوشت میاد براساس باورهای خودت
دیگران رو قضاوت کنی

611
00:36:53,820 --> 00:36:55,180
بخاطر منفعت خودت

612
00:36:55,420 --> 00:36:57,700
تمام شهر گو رو توی خطر انداختی

613
00:36:58,260 --> 00:36:59,300
!تو بی اخلاقی

614
00:36:59,660 --> 00:37:00,820
از فرمان سلطنتی سرپیچی

615
00:37:01,020 --> 00:37:01,980
و شورش کردی

616
00:37:02,460 --> 00:37:03,700
!تو بی وفایی

617
00:37:03,980 --> 00:37:06,340
توهم یک‌اشغال بی اخلاق و بی وفایی

618
00:37:06,540 --> 00:37:09,340
چطور جرات می‌کنی توقع داشته باشی
دیگران رازت رو حفظ کنن؟

619
00:37:11,940 --> 00:37:13,020
...اما یک‌ چیزی رو

620
00:37:14,300 --> 00:37:15,620
.اشتباه حدس زدی

621
00:37:16,940 --> 00:37:18,020
...شو جین ژونگ

622
00:37:19,140 --> 00:37:20,780
.اینا رو بهم لو نداد

623
00:37:22,180 --> 00:37:23,420
قبل از اینکه بتونم بازجوییش کنم

624
00:37:23,420 --> 00:37:24,860
مرده بود

625
00:37:25,580 --> 00:37:27,180
اعلیحضرت به پایتخت احضارت کرد

626
00:37:27,420 --> 00:37:29,860
چون میخواست از زبون خودت توضیح بشنوه
و جونت رو ببخشه

627
00:37:29,860 --> 00:37:30,740
...ولی تو

628
00:37:32,540 --> 00:37:35,100
به اینکه شو جین ژونگ بهت خیانت کرده
 مشکوک شدی

629
00:37:35,220 --> 00:37:37,180
بنابراین، فورا شورش رو آغاز کردی

630
00:37:37,900 --> 00:37:39,620
...حماقت خودت

631
00:37:40,220 --> 00:37:41,900
.واست گور کند

632
00:37:42,140 --> 00:37:43,180
!غیرممکنه

633
00:37:43,580 --> 00:37:46,340
اعلیحضرت میخواست منو بکشه
!واسه همین شورش کردم

634
00:37:47,140 --> 00:37:49,540
!من هیچوقت تصمیم اشتباهی نگرفتم

635
00:37:50,380 --> 00:37:51,660
!این کیفر گناهان توئه

636
00:37:52,760 --> 00:37:54,000
<font color="#ff8080">(دژ شرقی)</font>

637
00:37:56,600 --> 00:37:57,600
<font color="#ff8080">(دژ شرقی)</font>

638
00:38:00,620 --> 00:38:01,900
...هیچ میدونی بخاطر تو

639
00:38:03,300 --> 00:38:05,620
چندین سرباز شهر گو نتونستن تو آرامش بمیرن؟

640
00:38:06,660 --> 00:38:08,540
و چند شهروند بی خانمان و آواره شدن؟

641
00:38:11,380 --> 00:38:12,500
بذار اینو ازت بپرسم

642
00:38:13,740 --> 00:38:14,900
...طی این سالها

643
00:38:15,460 --> 00:38:16,660
...تونستی یک شب

644
00:38:19,500 --> 00:38:21,260
یک خواب راحت داشته باشی؟

645
00:38:21,264 --> 00:38:57,691
<font color=#d26900>تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند </font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

646
00:38:57,691 --> 00:39:04,730
<font color=#ffc2a6>♪ فانوس دریایی برف سپید را پخش زمین کرده است ♪</font>

647
00:39:06,531 --> 00:39:10,092
<font color=#ffc2a6>♪ زخم هایی که از گذشته برجا مانده اند را ♪</font>

648
00:39:10,092 --> 00:39:14,207
<font color=#ffc2a6>♪ با عطوفت نوازش کرده ام ♪</font>

649
00:39:15,291 --> 00:39:22,611
<font color=#ffc2a6>♪ پشتت به نور است و کهکشان در چشمانت ♪</font>

650
00:39:24,050 --> 00:39:27,524
<font color=#ffc2a6>♪ آهنگی نجوا می کنم ♪</font>

651
00:39:27,524 --> 00:39:31,530
<font color=#ffc2a6>♪ ماه و خورشید نیز آن را زمزمه می کنند ♪</font>

652
00:39:32,171 --> 00:39:35,930
<font color=#ffc2a6>♪ نوری که میان ابروهای توست ♪</font>

653
00:39:36,531 --> 00:39:40,410
<font color=#ffc2a6>♪ توسط این روزگارِ دنیوی خاموش و از نو احیا شد ♪</font>

654
00:39:41,191 --> 00:39:48,531
<font color=#ffc2a6>♪ فلک، کوهستان و اقیانوس را برای چه کسی بهم زنم؟ ♪</font>

655
00:39:50,531 --> 00:39:54,510
<font color=#ffc2a6>♪ هنگامی که در دریای آبی چشم می گشودم ♪</font>

656
00:39:54,510 --> 00:39:58,752
<font color=#ffc2a6> لوح های یادبود سنگی ♪
 ♪ همچو رشته کوه صف کشیده بودند</font>

657
00:39:59,091 --> 00:40:03,409
<font color=#ffc2a6>♪ زیر فانوس، نکوهش ها به سمتم حجوم می آوردند ♪</font>

658
00:40:03,439 --> 00:40:07,668
<font color=#ffc2a6>♪ درِ باریک نمیتوانست احساساتم را در خود نگه دارد ♪</font>

659
00:40:08,130 --> 00:40:12,226
<font color=#ffc2a6>♪ همانطور که رویای آینده را میبینیم ♪</font>

660
00:40:12,226 --> 00:40:16,543
<font color=#ffc2a6> درمورد پستی ها و بلندی های ♪
 ♪ این زندگی فانی هم صحبت میشویم </font>

661
00:40:16,811 --> 00:40:20,490
<font color=#ffc2a6>♪ من و توی فانی در آینده ♪</font>

662
00:40:20,850 --> 00:40:31,710
<font color=#ffc2a6> با خلوص و شرافتمان ♪
 ♪ به دریای ستارگان روشنایی خواهیم بخشید </font>

663
00:40:34,050 --> 00:40:40,351
<font color=#ffc2a6>♪ خلوص و شرافت ما ♪</font>

664
00:40:40,374 --> 00:40:45,538
<font color=#d26900>تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند </font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

