﻿1
00:00:00,000 --> 00:01:37,100
<font color=#d26900>= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

2
00:01:37,120 --> 00:01:42,600
<font color="#f2ce00">=</font> <font color="#c4a600">عشقی مانند کهکشان </font><font color="#f2ce00">=</font>

3
00:01:43,100 --> 00:01:46,500
<font color="#f2ce00">≡</font> <font color="#fbd600">قسمت ییست و یکم </font><font color="#f2ce00">≡</font>

4
00:01:50,884 --> 00:01:51,764
!هه ژائوجون

5
00:01:53,123 --> 00:01:54,364
!هه ژائوجون، صبر کن

6
00:01:55,804 --> 00:01:56,764
فکرامو کردم

7
00:02:01,483 --> 00:02:03,244
.هنوزم نمیتونم آیائو رو بهت بدم

8
00:02:04,364 --> 00:02:06,163
در آینده بازم براش قلدری می‌کنی

9
00:02:08,203 --> 00:02:09,884
قبلا که با لو یائو نامزد بودم

10
00:02:10,724 --> 00:02:12,324
فقط اینکه دوستش دارم یا نه اهمیت داشت

11
00:02:12,563 --> 00:02:13,884
ولی از حالا به بعد

12
00:02:14,563 --> 00:02:15,964
اینکه دوستش دارم یا نه

13
00:02:16,284 --> 00:02:17,483
.دیگه اهمیتی نداره

14
00:02:20,964 --> 00:02:22,163
پدرم قبل از مرگش

15
00:02:22,163 --> 00:02:23,764
دوبار محکم بهم سیلی زد

16
00:02:24,364 --> 00:02:25,643
و حرفی بهم زد

17
00:02:28,003 --> 00:02:28,924
اول گفت

18
00:02:30,203 --> 00:02:31,364
از حالا به بعد

19
00:02:31,884 --> 00:02:34,444
دیگه کسی نیست که از خاندان هه محافظت کنه

20
00:02:36,563 --> 00:02:37,444
دومین حرفش این بود که

21
00:02:38,844 --> 00:02:40,364
مسئولیت نگهداری از خاندان هه و برادر کوچیکم

22
00:02:40,764 --> 00:02:42,083
میفته رو شونه های من

23
00:02:44,123 --> 00:02:46,324
باید تا وقتی برادر کوچیکم بزرگ میشه زندگی کنم

24
00:02:50,643 --> 00:02:51,603
چنگ شائوشانگ

25
00:02:53,444 --> 00:02:55,284
من دیگه آدم گذشته نیستم

26
00:02:56,643 --> 00:02:58,083
دیگه با بی پروایی رفتار نمی‌کنم

27
00:02:58,603 --> 00:02:59,643
با موقعیت فعلیم

28
00:03:00,083 --> 00:03:01,523
قدرت اهانت کردن به احدی رو ندارم

29
00:03:02,764 --> 00:03:04,003
نمیتونمم بهاش رو تحمل کنم

30
00:03:06,083 --> 00:03:07,804
.باید از برادر کوچیکم مراقبت کنم

31
00:03:17,724 --> 00:03:20,043
می‌دونم عزادار برادرها و پدرت هستی

32
00:03:22,043 --> 00:03:23,683
دلم برات کبابه

33
00:03:26,043 --> 00:03:28,404
اما آیائو عاشقت نیست

34
00:03:29,523 --> 00:03:31,083
خوشبختی اون نباید قربانی بشه

35
00:03:36,924 --> 00:03:39,203
فکر کردی من عاشق آیائو ام؟

36
00:03:39,844 --> 00:03:43,163
مگه من خوشبختی یک عمرم رو قربانی نمیکنم؟

37
00:03:49,244 --> 00:03:51,003
فکر کردی خوشبخت میشم؟

38
00:03:51,804 --> 00:03:53,483
اگه میشد برادرها و پدرم زنده بشن

39
00:03:53,683 --> 00:03:55,884
!صدسال سیاه هزارتا لو یائو هم میدادین نمیخواستم

40
00:03:59,083 --> 00:04:01,244
بانو آنچنگ، لازم نیست
اینطوری بانو چنگ رو بترسونین

41
00:04:02,764 --> 00:04:03,804
خاندان های لو و چنگ

42
00:04:04,563 --> 00:04:06,003
تصمیم بهم زدن نامزدی رو گرفتن

43
00:04:10,924 --> 00:04:14,043
هیچوقت ندیده بودم اینطور به زنی اهمیت بدی

44
00:04:18,683 --> 00:04:19,603
چنگ شائوشانگ

45
00:04:21,483 --> 00:04:22,924
حالا که ژنرال لینگ رو‌ داری

46
00:04:24,123 --> 00:04:25,964
!دیگه چرا میخوای لو یائو ی منو بدزدی؟

47
00:04:27,364 --> 00:04:28,523
عرق سرد کردی

48
00:04:29,203 --> 00:04:30,083
این بیرون نمون

49
00:04:30,643 --> 00:04:32,404
سوار ارابه من شو، میرسونمت

50
00:04:32,643 --> 00:04:33,483
برو

51
00:04:45,563 --> 00:04:46,523
بانو آنچنگ

52
00:04:49,563 --> 00:04:51,444
همه مردم دنیا به خاندان هه مدیون نیستن

53
00:04:51,764 --> 00:04:53,364
پدر و برادرهات به خاطر وفاداری
و شجاعتشون مورد ستایش قرار گرفتن

54
00:04:53,683 --> 00:04:55,964
حالا همه مردم دنیا
با تو و برادر کوچیکترت غمخواری میکنن

55
00:04:56,163 --> 00:04:58,364
اما در آینده مسیر درازی پیش روئه

56
00:04:58,884 --> 00:05:00,003
اینکه همه جا برای خودت دشمن بتراشی

57
00:05:01,083 --> 00:05:02,364
یا با مهربانی برخورد کنی

58
00:05:03,083 --> 00:05:05,244
.تصمیم خودته

59
00:05:08,643 --> 00:05:10,324
بانو آنچنگ، به کار درست فکر کن

60
00:05:35,764 --> 00:05:36,804
...حادثه شهر فنگ یی

61
00:05:38,764 --> 00:05:40,804
اونقدری که اون گفت غم‌انگیز بود؟

62
00:05:43,043 --> 00:05:44,043
...خاندان هه واقعا

63
00:05:46,244 --> 00:05:47,764
قتل عام شدن؟

64
00:05:50,083 --> 00:05:51,043
حادثه شهر هوا

65
00:05:53,163 --> 00:05:54,844
با حادثه شهر فنگ یی فرق می‌کنه

66
00:05:55,804 --> 00:05:57,643
چون ژنرال هه رو جون هر ۵ پسر

67
00:05:57,764 --> 00:05:59,964
و پیروان مورد اعتمادش، قمار کرد

68
00:06:00,764 --> 00:06:03,003
اون و زیردست‌های مورد اعتمادش
 ابتدا با سرسختی از شهر فنگ یی دفاع کردن

69
00:06:04,123 --> 00:06:05,043
روز بعد

70
00:06:06,083 --> 00:06:07,284
ارتش رو جمع کرد

71
00:06:08,123 --> 00:06:09,563
.تا مانع ارتش شورشی خاندان شیائو بشه

72
00:06:12,724 --> 00:06:14,123
ژنرال هه زیر بار نرفت و تسلیم نشد

73
00:06:16,123 --> 00:06:17,724
و جنگید تا لحظه ای که
 به آخرین بازمانده، تبدیل شد

74
00:06:19,043 --> 00:06:20,764
تونست تا آخر از شهر فنگ یی دفاع کنه

75
00:06:21,683 --> 00:06:23,844
تقریبا هیچ زن و فرزندی از خاندان هه باقی نموند

76
00:06:26,003 --> 00:06:28,364
... بخاطر اینکه ژنرال هه تاپای مرگ مقاومت کرد

77
00:06:30,844 --> 00:06:32,364
شهر فنگ یی حفظ شد

78
00:06:35,043 --> 00:06:37,603
هیچ شورشی‌ای تو شهر فنگ یی پخش نشد

79
00:06:38,804 --> 00:06:40,523
هیچ بچه‌ای آواره و بی خانمان نشد

80
00:06:41,483 --> 00:06:43,324
هیچ دختر بی‌گناهی بی عفت نشد

81
00:06:44,724 --> 00:06:46,083
...مثل شهر هوا

82
00:06:47,643 --> 00:06:49,444
هزاران گور ساخته نشد

83
00:06:50,924 --> 00:06:51,844
...و تو

84
00:06:53,603 --> 00:06:55,964
دیگه لازم نیست یواشکی
 برای دیدن درگذشتگان به گورستان بری

85
00:07:01,043 --> 00:07:02,523
سعی ندارم متقاعدت کنم

86
00:07:03,643 --> 00:07:05,163
که با بهم زدن نامزدی موافقت کنی

87
00:07:07,483 --> 00:07:08,804
...حقیقتا فکر میکنم

88
00:07:09,764 --> 00:07:10,924
تو این لحظه

89
00:07:12,603 --> 00:07:14,804
...هر تصمیمی هم که بگیری

90
00:07:17,724 --> 00:07:18,924
.اشتباه نیست

91
00:07:21,244 --> 00:07:22,643
فقط دلم راضی نمیشه

92
00:07:24,924 --> 00:07:26,884
چرا همیشه بد اقبال ترین آدم دنیا منم؟

93
00:07:28,683 --> 00:07:31,924
چرا همیشه من؟

94
00:07:54,900 --> 00:07:58,380
<font color="#ff8080">(عمارت مارکیز چولینگ)</font>

95
00:08:44,363 --> 00:08:45,924
ژنرال لینگ، ممنونم که تا خونه رسوندیم

96
00:08:47,083 --> 00:08:48,323
وقتی برگشتی استراحت کن

97
00:09:08,924 --> 00:09:10,844
مگه الان با هه ژائوجون نرفتی؟

98
00:09:11,083 --> 00:09:12,604
چی شد که به پست ژنرال لینگ خوردی؟

99
00:09:13,083 --> 00:09:14,804
هه ژائوجون منو به وزارت عدلیه برد

100
00:09:16,163 --> 00:09:17,684
تا شاهد اعدام شدنِ شاهزاده شیائو باشم

101
00:09:18,884 --> 00:09:19,764
چی!؟

102
00:09:20,724 --> 00:09:22,644
بردت تا شاهد اعدام شاهزاده شیائو باشی؟

103
00:09:23,443 --> 00:09:24,524
الان میرم سراغش

104
00:09:24,684 --> 00:09:25,484
آیائو

105
00:09:32,043 --> 00:09:33,243
...بیا بعدا

106
00:09:34,724 --> 00:09:36,083
درمورد بقیه چیزا حرف بزنیم

107
00:09:37,163 --> 00:09:38,243
من میرم داخل

108
00:09:39,363 --> 00:09:40,243
...شائوشانگ

109
00:09:42,684 --> 00:09:44,283
خیلی خوب پس

110
00:09:44,804 --> 00:09:45,564
امروز

111
00:09:45,844 --> 00:09:47,083
زودتر استراحت کن

112
00:09:47,684 --> 00:09:48,884
فردا میام دیدنت

113
00:09:49,844 --> 00:09:52,083
این مدت بهتره نیای پیشم

114
00:09:54,524 --> 00:09:55,323
...میخوام

115
00:09:55,524 --> 00:09:56,684
یکم تنها باشم

116
00:10:11,924 --> 00:10:12,724
شائوشانگ

117
00:10:15,964 --> 00:10:17,964
چندتا مغازه‌ تنقلات فروشی جدید
 تو بازار غربی باز شدن

118
00:10:18,363 --> 00:10:19,564
وقتی حالت بهتر شد

119
00:10:19,924 --> 00:10:21,163
می‌برمت تنقلات بخوری

120
00:10:21,403 --> 00:10:22,243
خوبه؟

121
00:11:06,283 --> 00:11:07,123
بانوی جوان

122
00:11:07,484 --> 00:11:09,724
نیمه شبه، وقت خوابه

123
00:11:32,844 --> 00:11:35,203
<font color="#ffff80">(همشون درمورد اخلاقیات و با درک بودن)</font>

124
00:11:35,684 --> 00:11:36,844
<font color="#ffff80">(برام نطق می کنن)</font>

125
00:11:38,804 --> 00:11:40,684
<font color="#ffff80">(ولی کیه که منو درک کنه؟)</font>

126
00:11:47,123 --> 00:11:48,043
<i>چنگ شائوشانگ</i>

127
00:11:48,684 --> 00:11:50,443
<i>من دیگه آدم سابق نیستم</i>

128
00:11:50,964 --> 00:11:52,363
<i>دیگه با بی پروایی رفتار نمی‌کنم</i>

129
00:11:53,844 --> 00:11:56,123
<i>فکر کردی عاشق آیائو ام؟</i>

130
00:11:56,443 --> 00:11:57,924
<i>فکر کردی خوشبخت میشم؟</i>

131
00:11:58,123 --> 00:11:59,924
<i>اگه میشد برادرها و پدرم زنده بشن</i>

132
00:12:00,564 --> 00:12:01,764
<i>صدسال سیاه</i>

133
00:12:02,203 --> 00:12:03,403
<i>!هزارتا لو یائو هم میدادین نمیخواستم</i>

134
00:12:04,724 --> 00:12:07,003
<i>... بخاطر اینکه ژنرال هه تاپای مرگ مقاومت کرد</i>

135
00:12:08,363 --> 00:12:11,003
<i>هیچ شورشی‌ای تو شهر فنگ یی پخش نشد</i>

136
00:12:12,043 --> 00:12:13,684
<i>هیچ بچه‌ای آواره و بی خانمان نشد</i>

137
00:12:14,764 --> 00:12:16,684
<i>هیچ دختر بی‌گناهی بی عفت نشد</i>

138
00:12:17,964 --> 00:12:19,283
<i>...مثل شهر هوا</i>

139
00:12:19,684 --> 00:12:21,403
<i>هزاران گور ساخته نشد</i>

140
00:12:22,844 --> 00:12:23,644
<i>... و تو</i>

141
00:12:25,764 --> 00:12:27,880
<i>دیگه لازم نیست یواشکی
 برای دیدن درگذشتگان به گورستان بری</i>

142
00:12:28,043 --> 00:12:28,580
<font color="#ff80c0">(به یاد چنگ شیائومی مرحومه)</font>

143
00:12:34,180 --> 00:12:39,500
<font color="#ff8080">(عمارت مارکیز چولینگ)</font>

144
00:12:45,764 --> 00:12:46,684
<font color="#ffff80">(شائوشانگ)</font>

145
00:12:47,644 --> 00:12:48,764
<font color="#ffff80">(بهم قول دادیم)</font>

146
00:12:49,884 --> 00:12:51,003
<font color="#ffff80">(که همدیگه رو ترک و رها نکنیم)</font>

147
00:13:18,443 --> 00:13:19,283
خانوم

148
00:13:19,524 --> 00:13:20,884
ارباب جوان لو هنوز بیرون وایستاده

149
00:13:21,043 --> 00:13:22,083
حاضر به رفتن نمیشه

150
00:13:25,844 --> 00:13:26,724
فهمیدم

151
00:13:32,163 --> 00:13:33,443
پسر احساساتی‌ایه

152
00:13:34,484 --> 00:13:35,443
حیف

153
00:13:35,764 --> 00:13:38,163
قسمت نبود با نیائو نیائو باشه

154
00:13:43,924 --> 00:13:44,684
مال منه

155
00:13:45,283 --> 00:13:46,243
همش مال منه

156
00:13:46,644 --> 00:13:47,804
!همش مال خودمه

157
00:13:48,163 --> 00:13:51,443
!ببینم کی جرات داره گنج‌هامو ازم بگیره

158
00:13:52,163 --> 00:13:53,924
مال منه، همش مال خودمه

159
00:13:56,524 --> 00:13:57,323
مادر

160
00:13:57,804 --> 00:13:58,163
!مادر

161
00:13:58,163 --> 00:13:59,003
!دست نزن

162
00:14:00,964 --> 00:14:01,724
!مال خودمه

163
00:14:02,243 --> 00:14:03,003
مادرشوهر

164
00:14:03,243 --> 00:14:05,484
قرار نامزدی بین خاندان لو و چنگ بهم خورده

165
00:14:05,484 --> 00:14:07,443
این هدایای نامزدی رو خاندان لو فرستادن

166
00:14:07,764 --> 00:14:10,003
قبلا دستور دادم این هدایای نامزدی رو جمع کنن

167
00:14:10,203 --> 00:14:11,804
حالا، باید خوب بشماریم و حساب کنیم

168
00:14:12,043 --> 00:14:13,644
اگه نامزدی واقعا بهم بخوره

169
00:14:13,884 --> 00:14:16,003
باید همشو به خاندان لو پس بدیم

170
00:14:16,443 --> 00:14:19,083
همین چند روز پیش

171
00:14:19,083 --> 00:14:20,524
به رفقام نامه نوشتم

172
00:14:20,724 --> 00:14:21,724
بهشون گفتم

173
00:14:22,083 --> 00:14:25,604
نیائو نیائو میخواد با
خاندانِ استاد اعظم ولیعهد ازدواج کنه

174
00:14:25,724 --> 00:14:27,283
وقتی خبر رو شنیدن

175
00:14:27,283 --> 00:14:29,003
خواستن واسه شرکت کردن
 تو عروسیشون بیان پایتخت

176
00:14:29,003 --> 00:14:29,964
اگه نامزدی رو بهم بزنین

177
00:14:29,964 --> 00:14:32,684
!شرف و آبروی من می‌ره کف پام

178
00:14:34,564 --> 00:14:35,884
مادر

179
00:14:36,083 --> 00:14:38,083
هنوز تاریخ ازدواج نیائو نیائو مشخص نشده

180
00:14:38,083 --> 00:14:39,323
بعد رفتی همه جا جار زدی؟

181
00:14:39,403 --> 00:14:41,604
بهم زدن یا نزدن نامزدی

182
00:14:41,684 --> 00:14:42,844
به تصمیم دربار امپراتوریه

183
00:14:42,844 --> 00:14:43,684
به من و تو نیست که

184
00:14:43,684 --> 00:14:44,844
!آخه اونا رو سننه

185
00:14:45,083 --> 00:14:47,564
همه مقامات درباری قدرتمند و ثروتمندن

186
00:14:47,724 --> 00:14:48,724
وقتی تصمیم میگیرن

187
00:14:48,964 --> 00:14:51,203
به اینکه بعد از بهم خوردن نامزدی
چه بلایی سر یک دختر جوان میاد

188
00:14:51,203 --> 00:14:52,524
اهمیتی نمیدن

189
00:14:53,043 --> 00:14:54,083
بعد از بهم خوردن این نامزدی

190
00:14:54,363 --> 00:14:56,724
اونا نمیان دلال ازدواجش بشن که شوهر گیرش بیاد

191
00:15:00,684 --> 00:15:01,484
مادرشوهر

192
00:15:03,123 --> 00:15:04,003
آروم باش

193
00:15:04,203 --> 00:15:06,924
امروز نیائو نیائو میخواد با لو یائو صحبت کنه

194
00:15:07,083 --> 00:15:10,843
الان فقط می‌خوایم هدایای نامزدی
خاندان لو رو واسه آماده‌سازی بشماریم

195
00:15:10,844 --> 00:15:12,243
نمیخوایم بلافاصله نامزدی رو بهم بزنیم که

196
00:15:12,484 --> 00:15:13,243
جدی؟

197
00:15:13,403 --> 00:15:14,163
جدی

198
00:15:14,163 --> 00:15:15,083
مطمئنی؟

199
00:15:15,203 --> 00:15:16,163
مطمئنم

200
00:15:24,123 --> 00:15:24,884
پدر

201
00:15:25,323 --> 00:15:26,163
مادر

202
00:15:26,644 --> 00:15:27,403
مادربزرگ

203
00:15:28,564 --> 00:15:29,524
تصمیمم رو گرفتم

204
00:15:30,203 --> 00:15:31,083
به عمارت لو میرم

205
00:15:32,764 --> 00:15:33,964
.تا نامزدی رو بهم بزنم

206
00:15:52,443 --> 00:15:54,564
شائوشانگ تصمیمش رو گرفته

207
00:15:55,403 --> 00:15:57,844
می‌خوایم نامزدی رو بهم بزنیم

208
00:16:03,283 --> 00:16:06,323
اگه استاد اعظم نخواد قاطعانه تصمیمی بگیره

209
00:16:06,644 --> 00:16:08,323
امروز بعد از ترک کردن عمارت لو

210
00:16:08,604 --> 00:16:10,163
برای مقامات همکارم توضیح میدم

211
00:16:10,644 --> 00:16:13,564
که خاندان چنگ برای بهم زدن نامزدی
به عمارت لو رفت

212
00:16:13,764 --> 00:16:16,524
هرچند، خاندان لو نخواست
 به وصیت ژنرال هه عمل کنه

213
00:16:16,684 --> 00:16:18,123
.و موافقت نکرد

214
00:16:18,524 --> 00:16:20,003
مارکیز چولینگ، مواظب حرفات باش

215
00:16:20,443 --> 00:16:21,443
کی خاندان لو

216
00:16:22,323 --> 00:16:24,163
با بهم زدن نامزدی مخالفت کرد؟

217
00:16:24,604 --> 00:16:27,484
حالا که استاد اعظم لو و خانوم اول لو
هیچ مخالفتی نمیکنن

218
00:16:28,243 --> 00:16:30,524
بیاین نشون های نامزدی رو پس بدیم

219
00:16:41,804 --> 00:16:42,644
شائوشانگ

220
00:16:42,804 --> 00:16:44,844
مگه اون روز بهم قول ندادیم؟

221
00:16:45,083 --> 00:16:47,003
که تا وقتی من از حرفم برنگردم
تو هم پا پس نکشی؟

222
00:16:47,804 --> 00:16:49,283
هه ژائوجون مجبورت کرده؟

223
00:16:49,443 --> 00:16:50,724
میرم باهاش حرف میزنم

224
00:16:50,724 --> 00:16:51,684
کار هه ژائوجون نیست

225
00:16:54,243 --> 00:16:55,884
خودم تصمیم گرفتم

226
00:17:01,243 --> 00:17:02,884
ژنرال هه در راه کشورش شهید شد

227
00:17:03,644 --> 00:17:04,724
از خاندان هه فقط

228
00:17:05,203 --> 00:17:06,924
...هه ژائوجون و برادر کوچیکش زنده موندن

229
00:17:06,924 --> 00:17:08,443
اینو که میدونستیم

230
00:17:09,443 --> 00:17:10,484
حتی بهم گفتی

231
00:17:10,924 --> 00:17:11,964
هه ژائوجون هرچقدر هم بدبخت باشه

232
00:17:12,363 --> 00:17:14,403
این قضیه به ازدواج ما مربوط نمیشه

233
00:17:16,123 --> 00:17:17,724
اگه فقط به من و تو مربوط می‌شد

234
00:17:19,083 --> 00:17:19,964
.این قضیه صدق میکرد

235
00:17:21,684 --> 00:17:22,884
ولی حالا که به دنیا و وطن‌مون

236
00:17:23,283 --> 00:17:24,123
...مربوطه

237
00:17:26,924 --> 00:17:27,884
دیگه صدق نمی‌کنه

238
00:17:28,644 --> 00:17:30,043
!دنیا و وطن اهمیتی نداره

239
00:17:33,604 --> 00:17:35,724
!همتون میخواین‌ با اخلاقیات و اصول خرم کنین

240
00:17:36,243 --> 00:17:37,243
همیشه میگین

241
00:17:37,484 --> 00:17:39,123
این کار بیانگر انسانیت و خیرخواهیه

242
00:17:39,323 --> 00:17:41,003
این کار برای جبران یک دینه

243
00:17:41,524 --> 00:17:43,644
ولی چرا فقط منم که تو این خاندان عذاب میکشم؟

244
00:17:43,644 --> 00:17:44,924
!چرا من؟

245
00:17:49,203 --> 00:17:50,524
هیچ کدوم تون

246
00:17:50,524 --> 00:17:51,924
جای من زندگی نمی‌کنین

247
00:17:54,644 --> 00:17:56,684
به چه حقی منو قربانی میکنین؟

248
00:18:02,564 --> 00:18:03,484
شائوشانگ

249
00:18:04,844 --> 00:18:06,403
چرا حتی تو هم تغییر کردی

250
00:18:08,003 --> 00:18:09,123
و بهم فشار میاری؟

251
00:18:29,283 --> 00:18:30,123
آیائو

252
00:18:30,403 --> 00:18:31,484
بیا بریم بیرون

253
00:18:31,964 --> 00:18:33,203
باید چیزی بهت بگم

254
00:19:16,043 --> 00:19:16,844
شائوشانگ

255
00:19:17,804 --> 00:19:18,724
لازم نیست متقاعدم کنی

256
00:19:19,644 --> 00:19:21,083
هیچوقت با بهم زدن نامزدی موافقت نمی‌کنم

257
00:19:37,283 --> 00:19:38,163
آیائو

258
00:19:39,724 --> 00:19:41,003
قبلا خودت بهم گفتی

259
00:19:42,684 --> 00:19:44,083
شاید هه ژائوجون رو دوست نداشته باشی

260
00:19:45,083 --> 00:19:46,123
اما ژنرال‌ هه

261
00:19:46,283 --> 00:19:47,724
باهات مهربون بوده

262
00:19:48,724 --> 00:19:49,844
هرچقدر هم که پرمشغله بوده

263
00:19:50,003 --> 00:19:51,684
برای راهنمایی کردنت، وقتشو خالی میکرد

264
00:19:52,163 --> 00:19:53,964
هم جای پدرت بود هم معلمت

265
00:19:54,804 --> 00:19:56,764
برای همینم قلبا براش احترام قائلی

266
00:19:57,884 --> 00:19:58,924
درست میگم؟

267
00:20:01,163 --> 00:20:02,163
تو این سالها

268
00:20:02,323 --> 00:20:03,884
رفتارهای هه ژائوجون رو تحمل کردی

269
00:20:04,363 --> 00:20:05,884
نصفش بخاطر این بود که مدیونی

270
00:20:06,884 --> 00:20:07,724
نصف دیگه‌اش

271
00:20:08,003 --> 00:20:10,083
.بخاطر روی گل ژنرال هه بود

272
00:20:11,163 --> 00:20:12,203
درست میگم؟

273
00:20:17,163 --> 00:20:18,484
با ارباب جوان پنجمِ خاندان هه

274
00:20:19,724 --> 00:20:21,043
رابطه صمیمی داشتی

275
00:20:21,484 --> 00:20:22,644
حتی بهم گفته بودی

276
00:20:23,123 --> 00:20:24,123
اون تیراندازی‌ با کمان

277
00:20:24,644 --> 00:20:25,844
.یادت داد

278
00:20:27,243 --> 00:20:28,363
خب میدونی

279
00:20:29,363 --> 00:20:30,684
اون چطوری مرد؟

280
00:20:33,964 --> 00:20:36,363
اون افراد ده ها تیر به سمتش پرتاب کردن

281
00:20:37,043 --> 00:20:38,524
وقتی جسدش رو تحویل گرفتن

282
00:20:38,684 --> 00:20:40,203
بدنش پر از سوراخ و زخم و بریدگی بود

283
00:20:40,484 --> 00:20:42,083
حتی جسدش سالم نموند

284
00:20:44,443 --> 00:20:45,363
...برادر پنجم

285
00:20:47,804 --> 00:20:49,203
...بقیه پسران خاندان هه

286
00:20:50,484 --> 00:20:51,964
تا حد مرگ زیر سم اسب ها لگدمال شدن

287
00:20:52,924 --> 00:20:54,443
جسد هیچ کدومشون سالم نموند

288
00:20:56,804 --> 00:20:57,684
آیائو

289
00:20:59,043 --> 00:21:01,123
تو شهر هوا بهم گفتی

290
00:21:02,043 --> 00:21:03,283
یک بزرگمرد

291
00:21:03,443 --> 00:21:04,924
باید از مردم محافظت کنه

292
00:21:05,323 --> 00:21:07,684
.تا لایق زندگی در دنیا باشه

293
00:21:08,964 --> 00:21:10,003
ولی میدونی چیه؟

294
00:21:10,443 --> 00:21:13,203
حادثه شهر هوا با حادثه شهر فنگ یی فرق داشت

295
00:21:14,163 --> 00:21:15,604
چون ژنرال هه

296
00:21:15,724 --> 00:21:18,243
با هر پنج تا پسرش تو خط مقدم وایستاد

297
00:21:19,043 --> 00:21:20,323
از شهروندان محافظت کرد

298
00:21:20,644 --> 00:21:22,283
.و جلوی وقوع مصیبت رو گرفت

299
00:21:25,243 --> 00:21:26,604
اون یک بزرگمرد بود

300
00:21:27,283 --> 00:21:28,524
در راه حفاظت از وطنش شهید شد

301
00:21:29,884 --> 00:21:31,163
...پس مسائل عشق و عاشقی من و تو

302
00:21:32,163 --> 00:21:34,524
...در برابر اون

303
00:21:36,043 --> 00:21:37,484
حتی ارزش بحث نداره

304
00:21:50,684 --> 00:21:51,604
آیائو

305
00:21:52,283 --> 00:21:53,924
می‌دونم دل شکسته ای

306
00:21:55,283 --> 00:21:56,884
می‌دونم در حقت بد کردم

307
00:21:58,043 --> 00:21:58,924
می‌دونم

308
00:21:59,083 --> 00:22:00,363
متقاعد کردن راحته

309
00:22:00,804 --> 00:22:02,644
ولی کسی که با هه ژائوجون ازدواج می‌کنه تویی

310
00:22:03,203 --> 00:22:05,163
...اگه میتونستم به جات با هه ژائوجون ازدواج کنم

311
00:22:05,764 --> 00:22:07,243
بی درنگ اینکارو می‌کردم

312
00:22:08,844 --> 00:22:09,804
متاسفم

313
00:22:11,484 --> 00:22:13,043
خیلی خیلی متاسفم

314
00:22:19,123 --> 00:22:20,003
دیگه چیزی نگو

315
00:22:21,644 --> 00:22:22,564
شائوشانگ

316
00:22:24,924 --> 00:22:26,243
تو در حقم بد نکردی

317
00:22:33,684 --> 00:22:34,844
حق با توئه

318
00:22:37,764 --> 00:22:39,203
قبلا همیشه میگفتم

319
00:22:39,403 --> 00:22:41,443
که میخوام بزرگمردی باشم
 که از مردم محافظت می‌کنه

320
00:22:43,163 --> 00:22:45,283
بااینحال حتی نمیتونم یه ذره عذاب رو تاب بیارم

321
00:22:48,964 --> 00:22:50,123
خنده دار نیست؟

322
00:22:56,564 --> 00:22:57,443
آیائو

323
00:22:59,363 --> 00:23:00,844
موقتا عذاب میکشی

324
00:23:01,644 --> 00:23:03,163
اما نذار این یک عمر عذابت بده

325
00:23:05,443 --> 00:23:06,243
...من

326
00:23:08,203 --> 00:23:08,964
واقعا میتونم ؟

327
00:23:08,964 --> 00:23:10,123
البته که میتونی

328
00:23:11,243 --> 00:23:12,804
آیائو، تو میتونی

329
00:23:14,684 --> 00:23:16,524
بعد از اینکه با هه ژائوجون ازدواج کردی

330
00:23:16,924 --> 00:23:18,524
فقط شوهرش نیستی

331
00:23:19,123 --> 00:23:21,524
برادر بزرگ و تکیه گاهش میشی

332
00:23:23,524 --> 00:23:25,844
باید بهش عشق بورزی و راهنماییش کنی

333
00:23:27,564 --> 00:23:29,203
اما اگه مرتکب اشتباهی شد

334
00:23:30,203 --> 00:23:31,283
نباید بهش رو بدی

335
00:23:32,083 --> 00:23:34,283
اگه باز کج خلقی کرد و دیوونه بازی درآورد

336
00:23:34,844 --> 00:23:36,283
نباید مثل قدیم خشمت رو قورت بدی

337
00:23:36,524 --> 00:23:38,924
و بذاری برات قلدری کنه

338
00:23:40,684 --> 00:23:41,644
حرفام یادت موند؟

339
00:23:43,564 --> 00:23:45,363
...اگه بی منطق رفتار کنه

340
00:23:48,003 --> 00:23:50,443
میبرمش جلوی مقبره ژنرال هه
تا به اشتباهش فکر کنه

341
00:24:56,323 --> 00:24:57,283
بزرگان حاضر

342
00:24:58,283 --> 00:24:59,323
سر عقل اومدم

343
00:24:59,644 --> 00:25:00,764
با بهم خوردن نامزدی موافقم

344
00:25:09,804 --> 00:25:11,403
آیائو با ژنرال ها و مقامات وفادار و شجاعی که

345
00:25:11,684 --> 00:25:13,924
برای کشور، خودشون و خاندانشون رو فدا کردن
همدردی می‌کنه

346
00:25:14,524 --> 00:25:15,403
...اون تصمیم‌ گرفت

347
00:25:16,003 --> 00:25:17,804
برای عمل به وصیت ژنرال هه

348
00:25:18,123 --> 00:25:19,283
با هه ژائوجون ازدواج کنه

349
00:25:20,323 --> 00:25:21,684
چنین عمل صالحی

350
00:25:22,403 --> 00:25:24,003
مطمئنا حتی توسط امپراتور هم ستایش میشه

351
00:25:25,003 --> 00:25:25,964
... میبنیم در آینده

352
00:25:27,203 --> 00:25:28,884
کی جرات می‌کنه تو امور اقامتگاه دوم دخالت کنه

353
00:25:31,243 --> 00:25:32,083
درسته

354
00:25:32,604 --> 00:25:34,724
همسر آینده ام اصلا خوش اخلاق نیست

355
00:25:35,123 --> 00:25:36,403
امیدوارم عمو و زن عموی اول

356
00:25:36,764 --> 00:25:37,804
باهاش مدارا کنن

357
00:25:40,203 --> 00:25:41,083
لو یائو

358
00:25:41,724 --> 00:25:43,283
منظورت چیه؟

359
00:25:43,684 --> 00:25:44,884
تا ده سال آینده

360
00:25:45,604 --> 00:25:46,604
همه سربازان شخصی خاندان هه

361
00:25:46,724 --> 00:25:48,363
.تحت فرمان اقامتگاه دوم خواهند بود

362
00:25:48,884 --> 00:25:50,003
می‌خوام ببینم

363
00:25:50,443 --> 00:25:51,844
کی جرات می‌کنه باز بهمون زور بگه

364
00:25:56,924 --> 00:25:57,924
!بسه دیگه

365
00:25:58,644 --> 00:25:59,564
دهنا بسته

366
00:26:01,964 --> 00:26:02,924
...این قضیه رو

367
00:26:03,243 --> 00:26:05,243
طبق درخواست مارکیز چولینگ پیش می‌بریم

368
00:26:05,804 --> 00:26:06,844
نامه نامزدی رو بیارین

369
00:26:07,243 --> 00:26:08,323
باطلش می‌کنیم

370
00:26:17,964 --> 00:26:18,844
عمو چنگ

371
00:26:19,123 --> 00:26:20,043
زن عمو چنگ

372
00:26:20,363 --> 00:26:21,203
امیدوارم در آینده

373
00:26:22,403 --> 00:26:24,283
.مثل برادرزاده‌تون باهام رفتار کنین

374
00:26:35,243 --> 00:26:36,203
ارباب جوان لو

375
00:26:36,684 --> 00:26:38,924
باید با بانو آنچنگ زندگی خوبی داشته باشی

376
00:26:39,844 --> 00:26:41,123
اون الان تنها و بی کسه

377
00:26:41,524 --> 00:26:43,083
شاید خشن بنظر برسه

378
00:26:43,443 --> 00:26:45,564
ولی خیلی بی چاره و مظلومه

379
00:26:46,163 --> 00:26:48,644
اگه با صداقت و بردباری باهاش رفتار کنی

380
00:26:49,003 --> 00:26:50,524
مرتکب اشتباه نمیشه

381
00:27:08,884 --> 00:27:09,764
شائوشانگ

382
00:27:11,924 --> 00:27:12,844
...از حالا به بعد

383
00:27:14,844 --> 00:27:16,243
میتونی "برادر" خطابم کنی

384
00:27:20,564 --> 00:27:21,443
خیلی خوب

385
00:27:25,283 --> 00:27:26,724
امیدوارم همه چیز خوب پیش بره

386
00:27:28,123 --> 00:27:29,564
.و زندگی خوبی داشته باشی، برادر

387
00:27:31,443 --> 00:27:33,283
وقتی در آینده به عنوان یک مقام دولتی منصوب شدی

388
00:27:34,684 --> 00:27:36,043
.امیدوارم پله‌های ترقی رو‌ طی کنی

389
00:27:41,403 --> 00:27:42,804
خواهر شائوشانگ، پس منم آرزو میکنم

390
00:27:44,163 --> 00:27:45,524
در آینده با مرد مناسبی ازدواج کنی

391
00:27:46,604 --> 00:27:47,564
و تا آخر عمر

392
00:27:48,003 --> 00:27:49,163
باهاش پیر بشی

393
00:27:50,403 --> 00:27:51,564
.و بدون شک‌ و تردید بهم عشق بورزین

394
00:28:30,924 --> 00:28:32,243
کی به ذهنش خطور میکرد که

395
00:28:32,484 --> 00:28:34,764
که خاندان لو انقدر بی فکر باشه؟

396
00:28:35,323 --> 00:28:37,443
اول نامزدی رو با خاندان هه بهم زدن

397
00:28:37,724 --> 00:28:40,323
بعد با شور و شوق با خاندان هه نامزد کردن

398
00:28:40,644 --> 00:28:42,604
بعدترش دوباره نامزدی رو با خاندان چنگ بهم زدن

399
00:28:42,764 --> 00:28:45,443
و تو یک چشم بهم زدن
هه ژائوجون رو به عنوان عروس انتخاب کردن

400
00:28:46,283 --> 00:28:47,764
بنظرت خنده دار نیست؟

401
00:28:48,003 --> 00:28:49,443
این تقصیر خاندان لو نیست

402
00:28:49,564 --> 00:28:51,443
فقط خاندان لو خیلی بدبخته

403
00:28:51,604 --> 00:28:53,363
همه اهالی پایتخت منتظرن

404
00:28:53,363 --> 00:28:54,644
که هه ژائوجون همسر خوبی پیدا کنه

405
00:28:54,804 --> 00:28:57,283
بانو چنگ هم زیادی بد اقباله

406
00:28:57,283 --> 00:28:58,644
بی دلیل نامزدیش بهم خورد

407
00:28:59,764 --> 00:29:01,884
در آینده چطور میخواد ازدواج کنه؟

408
00:29:02,924 --> 00:29:05,764
خیلی مهربونی! چرا نگرانشی؟

409
00:29:06,283 --> 00:29:07,604
بانوی چهارم خاندان چنگ

410
00:29:07,604 --> 00:29:09,403
.بی منطقه و رفتار نامناسبی داره

411
00:29:09,884 --> 00:29:11,003
اصلا مثل تو

412
00:29:11,003 --> 00:29:12,203
قابل اعتماد و باوقار نیست

413
00:29:12,203 --> 00:29:14,403
خدا حتما با بخت خوبی بهت برکت میده

414
00:29:14,684 --> 00:29:16,443
خاندان چنگ یک خاندان کوچیکه

415
00:29:16,443 --> 00:29:18,123
چطور ممکنه دخترشون

416
00:29:18,123 --> 00:29:19,964
با شاهدخت قابل مقایسه باشه؟

417
00:29:20,203 --> 00:29:21,043
از من بپرسین

418
00:29:21,203 --> 00:29:22,403
میگم تو کل دنیا

419
00:29:22,403 --> 00:29:24,323
فقط زی شنگ من

420
00:29:24,323 --> 00:29:26,524
به شاهدخت میاد

421
00:29:28,323 --> 00:29:30,884
از اعلیحضرت خواستم باهاش حرف بزنه

422
00:29:31,003 --> 00:29:31,644
اونم موافقت کرد

423
00:29:31,644 --> 00:29:33,524
که هرماه برای صرف شام
به عمارت مارکیز چنگ یانگ بره

424
00:29:33,684 --> 00:29:35,363
امروز حتما می‌ره اونجا

425
00:29:35,524 --> 00:29:36,403
جدی!؟

426
00:29:38,043 --> 00:29:40,003
برای درست کردن رابطه اون پدر و پسر

427
00:29:40,003 --> 00:29:41,323
خودت اذیت و تحقیر شدی

428
00:29:41,724 --> 00:29:43,243
فکر کنم بین همه زن های متاهل پایتخت

429
00:29:43,243 --> 00:29:45,684
.تو بیشتر از همه اذیت شدی

430
00:29:46,924 --> 00:29:48,644
واست یک دستورالعمل سری دارم

431
00:29:48,844 --> 00:29:51,764
باید زودتر برای مارکیز چنگ یانگ بچه بیاری

432
00:29:51,924 --> 00:29:53,844
اینکه تکیه گاه داشته باشی امن تره

433
00:29:55,604 --> 00:29:56,644
متشکرم همسر شاهزاده

434
00:29:57,644 --> 00:29:58,964
لازم نیست خجالت بکشی

435
00:29:59,323 --> 00:30:00,323
بهتره

436
00:30:00,484 --> 00:30:01,724
مارکیز چنگ یانگ رو متقاعد کنی

437
00:30:02,363 --> 00:30:04,724
تا زی شنگ رو به ازدواج و بچه دار شدن تشویق کنه

438
00:30:05,403 --> 00:30:07,484
و کل روز مشغول بکش بکش و جنگ‌ نباشه

439
00:30:08,083 --> 00:30:09,323
دیدی چی به سر خاندان هه اومد؟

440
00:30:09,724 --> 00:30:11,363
بیشترشون مردن

441
00:30:11,363 --> 00:30:12,844
گیریم دستاورد نظامی دارن، که چی؟

442
00:30:13,083 --> 00:30:15,684
آخرش مجبور شدن با خجالت
 با خاندان لو وصلت کنن

443
00:30:16,043 --> 00:30:17,964
اگه همه میخواستن بی‌هدف باشن
...و دو دستی زندگی‌شون رو بچسبن

444
00:30:20,764 --> 00:30:23,003
اون شیائو شورشی تاحالا پایتخت رو تصرف کرده بود

445
00:30:23,443 --> 00:30:24,484
شما خانوما هم

446
00:30:24,924 --> 00:30:26,243
زنده نبودین تا

447
00:30:26,403 --> 00:30:27,964
درمورد ازدواج دیگران نظر بدین

448
00:30:28,083 --> 00:30:28,924
زی شنگ

449
00:30:29,644 --> 00:30:32,043
مقابل همسر شاهزاده رویانگ بی ادب نباش

450
00:30:32,283 --> 00:30:34,163
نمی‌دونستم زنی که شوهر یک نفر دیگه رو دزدیده

451
00:30:35,003 --> 00:30:36,564
!با کلمه ی "ادب" آشنایی داره

452
00:30:36,764 --> 00:30:37,604
!گستاخ

453
00:30:37,844 --> 00:30:39,484
خانوم چون یو نامادریته

454
00:30:39,644 --> 00:30:41,123
چطور میتونی تحقیرش کنی؟

455
00:30:41,403 --> 00:30:42,764
!پسرک ناخلف

456
00:30:42,764 --> 00:30:43,724
همسر شاهزاده

457
00:30:44,844 --> 00:30:46,003
...میدونین چرا چند روز پیش

458
00:30:46,764 --> 00:30:49,123
اعلیحضرت با قطع کردن حقوق و آذوقه نصف سال

459
00:30:50,163 --> 00:30:51,644
مجازاتم کردن؟

460
00:30:52,203 --> 00:30:53,604
!سعی نکن تهدیدم کنی

461
00:30:53,804 --> 00:30:54,964
من که شاهزاده یونگ نیستم

462
00:30:54,964 --> 00:30:56,283
هیچوقت شورش نکردم

463
00:30:56,484 --> 00:30:57,764
نکنه میخوای منم بکشی؟

464
00:30:57,844 --> 00:30:59,163
همسر شاهزاده، شوخیتون‌ گرفته

465
00:30:59,844 --> 00:31:01,524
کی گفتم قصد کشتن‌تون رو دارم؟

466
00:31:01,764 --> 00:31:02,924
میخواستم بگم

467
00:31:03,323 --> 00:31:05,003
اعلیحضرت عادل و سختگیرن

468
00:31:05,484 --> 00:31:07,003
مهم نیست چه کسی مرتکب اشتباه میشه

469
00:31:07,443 --> 00:31:09,283
باید حتما مجازات بشه

470
00:31:09,684 --> 00:31:11,844
حالا اعلیحضرت امیدوارن خاندان های لو و هه
توسط ازدواج باهم متحد بشن

471
00:31:12,123 --> 00:31:13,964
.در این باره تصمیم گرفته شده

472
00:31:14,323 --> 00:31:15,724
...اگه کسی درموردش شایعه پراکنی کنه

473
00:31:15,924 --> 00:31:17,644
یک مجرم شناخته میشه

474
00:31:17,644 --> 00:31:18,844
مطمئنا شما هم نمیخواین

475
00:31:18,844 --> 00:31:20,804
...عزت و افتخار یک عمرتون رو

476
00:31:21,363 --> 00:31:23,363
.بخاطر این جرم نابود کنین

477
00:31:24,083 --> 00:31:24,764
زی شنگ

478
00:31:24,764 --> 00:31:27,964
همسر شاهزاده رویانگ و شاهدخت یوچانگ
مخصوصا منتظر بودن

479
00:31:27,964 --> 00:31:30,083
.تا برگردی و باهاشون شام بخوری

480
00:31:30,323 --> 00:31:32,804
چطوره داخل غذا بخوریم و حرف بزنیم؟

481
00:31:32,804 --> 00:31:33,644
لازم نکرده

482
00:31:34,323 --> 00:31:36,363
علاقه‌ای ندارم که با شماها غذا بخورم

483
00:31:36,684 --> 00:31:39,083
لطفا پیغامم رو به مارکیز چنگ یانگ برسونین

484
00:31:39,684 --> 00:31:42,003
که از این به بعد اعلیحضرت
 رو با هر موضوعی اذیت نکنه

485
00:31:42,644 --> 00:31:43,564
...خودم

486
00:31:44,443 --> 00:31:46,524
گهگداری برای دیدنتون میام

487
00:31:47,323 --> 00:31:48,083
،بعلاوه

488
00:31:48,283 --> 00:31:49,684
لازم نیست درمورد ازدواج بانو چنگ

489
00:31:50,043 --> 00:31:51,644
.نگران باشین

490
00:31:53,003 --> 00:31:54,123
... مسئولیتِ ازدواجش رو

491
00:31:55,443 --> 00:31:56,604
.خودم به عهده میگیرم...

492
00:32:21,363 --> 00:32:23,283
!حیف این نامزدی عالی باشه

493
00:32:24,764 --> 00:32:26,924
!یهو آب دوغ خیاری بهم خورد

494
00:32:27,203 --> 00:32:30,283
در حق خاندان چنگ بی انصافی شده

495
00:32:32,123 --> 00:32:33,043
مادر

496
00:32:33,443 --> 00:32:34,684
بهم خوردن این نامزدی

497
00:32:34,684 --> 00:32:37,403
.خیلی به نفع خاندان های چنگ و لو ئه

498
00:32:38,724 --> 00:32:40,604
!واسه شهرت و اعتبار کوفتی شماها

499
00:32:41,123 --> 00:32:43,323
همچین نامزدی خوبی بهم خورد

500
00:32:43,564 --> 00:32:44,564
!می ارزه؟

501
00:32:44,724 --> 00:32:47,443
،بعد از اینکه مقام دولتی شدی
عقلتو از دست دادی

502
00:32:47,804 --> 00:32:50,564
غذاها، پول ها، دارایی ها

503
00:32:50,724 --> 00:32:52,043
و زمین هایی که داریم

504
00:32:52,043 --> 00:32:54,884
!واقعی‌اند

505
00:32:54,884 --> 00:32:56,083
مادر

506
00:32:56,524 --> 00:32:58,003
چرا مزخرف میگی؟

507
00:32:58,003 --> 00:32:59,083
چه مزخرفی گفتم؟

508
00:32:59,524 --> 00:33:01,323
چطور میگی مزخرفه؟

509
00:33:02,644 --> 00:33:03,524
برای نیائو نیائو

510
00:33:04,323 --> 00:33:07,764
خیلی سخت بود کسی رو پیدا کنه که

511
00:33:07,764 --> 00:33:11,043
بدون پلک زدن چشمش بهش باشه
.و مطیعش باشه

512
00:33:12,283 --> 00:33:13,323
نمیدونی که

513
00:33:13,564 --> 00:33:17,043
ازدواج کردن در آینده برای نیائو نیائو سخت میشه؟

514
00:33:18,243 --> 00:33:19,323
...اعلیحضرت

515
00:33:19,804 --> 00:33:22,003
!واسه اینکه خاندان ما کوچیکه واسمون قلدری میکنه

516
00:33:23,804 --> 00:33:25,484
بپا دیوار موش داره، موش گوش داره

517
00:33:27,363 --> 00:33:28,484
اگه کسی بشنوه پشت اعلیحضرت بدگویی میکنی

518
00:33:28,484 --> 00:33:30,924
سرمون رو میزنن

519
00:33:32,163 --> 00:33:33,403
... نه ... چیزی نگفتم

520
00:33:33,403 --> 00:33:34,203
...من... من فقط

521
00:33:34,203 --> 00:33:36,323
فقط دلم واسه نوه‌ام کباب بود

522
00:33:36,323 --> 00:33:37,884
چرا باید سرم رو بزنن؟

523
00:33:43,003 --> 00:33:44,924
اگه تو نگی

524
00:33:45,443 --> 00:33:46,964
اعلیحضرت از کجا میخواد بفهمه چی‌گفتم؟

525
00:33:49,764 --> 00:33:51,083
خانوم بزرگ، ارباب خاندان

526
00:33:51,604 --> 00:33:52,684
کسی از قصر اومده

527
00:33:55,323 --> 00:33:56,283
اومدن دستگیرم کنن؟

528
00:33:56,283 --> 00:33:57,804
...یه چرت و پرتی بلغور کردم... من، من

529
00:33:57,884 --> 00:33:59,804
...فقط چرت و پرت گفتم

530
00:33:59,804 --> 00:34:01,524
افرادی که از قصر اومدن چیزی گفتن؟

531
00:34:01,764 --> 00:34:03,043
گفتن اعلیحضرت حکمی صادر کردن

532
00:34:03,163 --> 00:34:04,243
تا شما و خانوم‌تون

533
00:34:04,243 --> 00:34:05,644
همراه پسرها و دخترهای خاندان‌تون

534
00:34:05,644 --> 00:34:07,924
همراهشون به مراسم قربانی در کوه توگائو برید

535
00:34:08,564 --> 00:34:09,443
!عالی شد

536
00:34:09,844 --> 00:34:12,163
این چندروز اخیر نیائو نیائو
بخاطر بهم خوردن نامزدی افسرده بود

537
00:34:12,363 --> 00:34:14,403
درگیر بودم که برای عوض شدن حال و هواش
کجا ببرمش

538
00:34:14,804 --> 00:34:16,163
منو ببر اونجا تا از لطف اعلیحضرت تشکر کنم

539
00:34:16,163 --> 00:34:17,443
تو و خانومت؟

540
00:34:17,964 --> 00:34:19,163
دخترها و پسرها؟

541
00:34:19,524 --> 00:34:20,564
واسه چی منو دعوت نکردن؟

542
00:34:20,764 --> 00:34:22,564
اعلیحضرت دعوتت نکردن

543
00:34:23,203 --> 00:34:24,484
...مجازات نافرمانی از فرمان امپراتور

544
00:34:24,964 --> 00:34:26,644
...اینه که که در ملأ عام گردن زده

545
00:34:31,764 --> 00:34:33,524
!پسر ناخلف

546
00:34:42,844 --> 00:34:43,804
!شائوشانگ

547
00:34:46,203 --> 00:34:47,684
مونده بودم

548
00:34:47,684 --> 00:34:48,964
چرا طی مراسم قربانی ندیدمت

549
00:34:49,123 --> 00:34:50,363
پس اینجا قایم شده بودی

550
00:34:50,524 --> 00:34:52,484
نمیدونی که اونجا چقدر پرشور بود

551
00:34:52,484 --> 00:34:54,804
امپراتور، ملکه و همسر سلطنتی یوئه

552
00:34:54,804 --> 00:34:56,443
و شاهزاده ها و شاهدخت ها

553
00:34:56,443 --> 00:34:58,123
و همه اشراف زاده‌هایی که معمولا نمیتونیم ببینیم

554
00:34:58,123 --> 00:34:58,924
!اونجا حاضر بودن

555
00:34:59,203 --> 00:35:00,123
تو چرا نیومدی؟

556
00:35:00,484 --> 00:35:01,804
یکم خستم

557
00:35:01,924 --> 00:35:03,403
می‌خوام به چادر برگردم و استراحت کنم

558
00:35:04,163 --> 00:35:05,403
کم پیش میاد اینطوری بزنی از خونه بیرون

559
00:35:05,564 --> 00:35:07,003
.حیف میشه اگه تو چادر وقت تلف کنی

560
00:35:08,363 --> 00:35:09,243
مارکیز بان پشت کوه

561
00:35:09,243 --> 00:35:12,163
یه زمین مخصوص تیراندازی‌ با کمان آماده کرده

562
00:35:12,163 --> 00:35:13,003
!اونجا پر از خوراکی و بازیه

563
00:35:13,003 --> 00:35:14,323
من اونو نمی‌شناسم

564
00:35:14,484 --> 00:35:15,443
نمیخوام برم

565
00:35:16,924 --> 00:35:17,804
مارکیز بان میخواد

566
00:35:17,804 --> 00:35:19,884
بزرگترین نوه‌اش، مارکیز جوان بان رو

567
00:35:19,884 --> 00:35:21,123
.به بقیه معرفی کنه

568
00:35:21,123 --> 00:35:23,764
برای همینم اربابان و بانوان جوان رو
به اونجا دعوت کردن

569
00:35:23,924 --> 00:35:25,844
ولی مارکیز بان هم خیلی طفلکیه

570
00:35:25,964 --> 00:35:27,003
کل خاندانش بخاطر جنگ تلف شدن

571
00:35:27,123 --> 00:35:29,844
همه دخترها و پسرهاش کشته شدن

572
00:35:29,964 --> 00:35:30,964
حتی پنج تا از نوه‌هاشم

573
00:35:31,484 --> 00:35:32,524
.مردن

574
00:35:32,964 --> 00:35:35,203
بان جیا تنها وارثشه

575
00:35:35,323 --> 00:35:37,283
مثل گنج دو دستی چسبیدتش و لوسش کرده

576
00:35:37,764 --> 00:35:39,884
حالا دیگه به سن ازدواج رسیده

577
00:35:39,884 --> 00:35:41,724
بااینحال، اولین باره که سفر دوری میره

578
00:35:42,083 --> 00:35:43,964
حتی با راه های پایتخت آشنایی نداره

579
00:35:44,604 --> 00:35:46,203
.پس کل خاندانش قهرمان بودن

580
00:35:48,243 --> 00:35:50,724
زندگیش یه جورایی شبیه هه ژائوجونه

581
00:35:53,163 --> 00:35:54,724
چرا بحث اونو کشیدی وسط؟

582
00:35:56,163 --> 00:35:57,003
...خواهر چی چی

583
00:35:57,003 --> 00:35:58,323
چطوره تو بری اونجا؟

584
00:35:58,484 --> 00:36:00,203
من میمونم نیائو نیائو رو همراهی کنم

585
00:36:00,403 --> 00:36:01,604
چه همراهی‌ای؟

586
00:36:01,604 --> 00:36:03,083
حالا که غمگینه، باید بیاد عشق و حال کنه

587
00:36:03,083 --> 00:36:03,964
!بزن بریم

588
00:36:04,203 --> 00:36:04,844
بدو بریم

589
00:36:04,844 --> 00:36:05,243
نمیام

590
00:36:05,243 --> 00:36:05,884
بریم حرف نباشه

591
00:36:05,884 --> 00:36:07,323
نمیام

592
00:36:07,403 --> 00:36:08,123
!گفتم راه بیفت

593
00:36:22,524 --> 00:36:23,564
بجنبید

594
00:36:31,844 --> 00:36:33,363
شائوشانگ، بشین اینجا
یانگ یانگ، تو هم بشین اینجا

595
00:36:45,524 --> 00:36:46,203
!آفرین

596
00:36:46,524 --> 00:36:47,443
!باریکلا

597
00:36:47,443 --> 00:36:48,243
!نگهبانا

598
00:36:50,083 --> 00:36:51,524
این کیسه پول منو‌ ببرین اونجا

599
00:36:53,083 --> 00:36:54,844
تماشای بازی به تنهایی کیفی نداره

600
00:36:55,123 --> 00:36:57,724
چطوره برنده رو حدس بزنیم؟

601
00:36:57,724 --> 00:37:00,844
با سخاوت به برنده داداش میدم

602
00:37:01,203 --> 00:37:01,924
ببین

603
00:37:02,003 --> 00:37:04,524
این شاهدخت پنجم خیلی ولخرج و مسرفه

604
00:37:04,884 --> 00:37:06,380
بین همه شاهزاده ها و شاهدخت ها

605
00:37:06,443 --> 00:37:06,804
<font color="#d3a005">(شاهدخت پنجم)</font>

606
00:37:06,804 --> 00:37:07,724
<font color="#d3a005">(شاهدخت پنجم)</font>
فقط اون

607
00:37:07,724 --> 00:37:09,684
<font color="#d3a005">(شاهدخت پنجم)</font>
بعد از به صلح رسیدن جهان بدنیا اومده

608
00:37:10,180 --> 00:37:11,684
همچنین، کوچیکترین دختر امپراتوره

609
00:37:11,804 --> 00:37:13,043
.بیشتر از همه لوسش کردن

610
00:37:14,123 --> 00:37:14,844
راستی

611
00:37:14,844 --> 00:37:16,363
رابطه صمیمی‌ای با وانگ لینگ داره

612
00:37:16,363 --> 00:37:17,403
هروقت دیدیش

613
00:37:19,443 --> 00:37:20,604
باید فاصله‌ات رو باهاش حفظ کنی

614
00:37:27,083 --> 00:37:28,724
!ارباب جوان جائو به هدف زد

615
00:37:28,724 --> 00:37:31,524
!شاهدخت پنجم با ۱۰۰ لیانگ بهش پاداش دادن

616
00:37:31,524 --> 00:37:33,003
اون دختره که بغل دستش نشسته

617
00:37:33,283 --> 00:37:35,123
شاهدخت سومه

618
00:37:35,123 --> 00:37:36,644
اون دختر همسر سلطنتی یوئه است

619
00:37:37,043 --> 00:37:39,443
اون بیشتر از همه واسه مال و منال حرص میزنه

620
00:37:40,043 --> 00:37:41,283
شنیدم بعد از به دنیا اومدن

621
00:37:41,283 --> 00:37:43,680
<font color="#d3a005">(شاهدخت سوم)</font>
دایی‌اش،‌ مارکیز یوئه بزرگش کرده

622
00:37:43,764 --> 00:37:44,820
<font color="#d3a005">(شاهدخت سوم)</font>

623
00:37:46,283 --> 00:37:46,884
ببین

624
00:37:46,884 --> 00:37:49,243
خیلی مبتذل بنظر میرسه

625
00:37:54,003 --> 00:37:54,804
!آفرین

626
00:37:55,524 --> 00:37:56,484
خواهر پنجم

627
00:37:56,924 --> 00:37:58,524
اگه مادر ملکه بفهمن

628
00:37:58,804 --> 00:38:01,243
،تو روز پربرکتِ مراسم قربانی، شرط‌بندی کردی

629
00:38:01,323 --> 00:38:02,724
ناراحت میشن

630
00:38:02,804 --> 00:38:04,644
واسه اقبال خوش اینکارو کردم

631
00:38:05,403 --> 00:38:06,644
لازم نیست مضطرب بشی

632
00:38:07,043 --> 00:38:08,043
بعدشم

633
00:38:08,524 --> 00:38:10,083
کیه که تو قصر ندونه

634
00:38:10,083 --> 00:38:11,804
وضع مالی صیغه سلطنتی چو خوب نیست؟

635
00:38:12,243 --> 00:38:13,644
کسی نخواست تو پولی خرج کنی

636
00:38:13,724 --> 00:38:15,443
چرا یه جوری قلبت به درد میاد

637
00:38:15,564 --> 00:38:17,243
که انگار پول از جیب خودت میره؟

638
00:38:19,564 --> 00:38:22,644
خواهر پنجم، کدوم یک از این مردهای جذاب رو

639
00:38:22,644 --> 00:38:25,043
میخوای به عنوان دستیار تو قصرت استخدام کنی؟

640
00:38:25,604 --> 00:38:28,323
پدر تصمیم گرفتن خاندان های شوان و یوئه
 رو از طریق ازدواج باهم متحد کنن

641
00:38:28,443 --> 00:38:31,043
تو و پسر دایی من به زودی ازدواج میکنین

642
00:38:31,123 --> 00:38:33,043
بهتره پسر داییم رو نرنجونی

643
00:38:33,363 --> 00:38:34,403
مطمئنا خودتم میدونی

644
00:38:34,524 --> 00:38:36,684
پسر داییم نسبت به همه چیز بی تفاوته

645
00:38:36,844 --> 00:38:38,323
پس بهتره فعلا فکر کنی

646
00:38:38,443 --> 00:38:40,163
که میخوای با دستیارهایی که تو قصرت جمع کردی

647
00:38:40,163 --> 00:38:41,884
در آینده چیکار کنی؟

648
00:38:43,043 --> 00:38:43,844
خواهر سوم

649
00:38:44,323 --> 00:38:45,724
اگه نمیخوای تیراندازی رو تماشا کنی

650
00:38:45,964 --> 00:38:47,964
میتونی بری با شوهرت شطرنج بازی کنی

651
00:38:47,964 --> 00:38:48,884
چطوره؟

652
00:38:54,804 --> 00:38:55,804
اگه از من بپرسی میگم

653
00:38:55,804 --> 00:38:57,524
بین تمام شاهدخت های پایتخت

654
00:38:58,564 --> 00:38:59,484
<font color="#d3a005">(شاهدخت دوم)</font>
...فقط شاهدخت دوم

655
00:38:59,484 --> 00:39:00,524
<font color="#d3a005">(شاهدخت دوم)</font>

656
00:39:00,524 --> 00:39:01,860
<font color="#d3a005">(شاهدخت دوم)</font>
شاهدخت دوم قابل اطمینان تره

657
00:39:03,604 --> 00:39:04,524
میدونین چیه؟

658
00:39:04,724 --> 00:39:06,123
اگه یکم پیش تو تالار

659
00:39:06,243 --> 00:39:08,644
ملکه و شاهدخت دوم جلوشونو نمیگرفتن

660
00:39:09,443 --> 00:39:10,443
...اون دوتا

661
00:39:12,323 --> 00:39:14,884
تقریبا سر اینکه کی جلو وایسته
!گیس همو کنده بودن

662
00:39:17,043 --> 00:39:17,964
اونم هست

663
00:39:18,123 --> 00:39:19,884
جواهرات زیادی نمیندازه

664
00:39:20,043 --> 00:39:21,924
اون همسر ولیعهده

665
00:39:21,940 --> 00:39:22,123
<font color="#d3a005">(همسر ولیعهد)</font>

666
00:39:22,123 --> 00:39:24,724
<font color="#d3a005">(همسر ولیعهد)</font>
قبل از اینکه امپراتور به تاج و تخت برسه

667
00:39:24,724 --> 00:39:25,860
<font color="#d3a005">(همسر ولیعهد)</font>
.اون به عقد ولیعهد دراومده بود

668
00:39:25,874 --> 00:39:26,419
<font color="#d3a005">(همسر ولیعهد)</font>

669
00:39:26,443 --> 00:39:28,123
شنیدم از خانواده فقیری میاد

670
00:39:28,123 --> 00:39:29,443
و پیشینه اش رعیت اند

671
00:39:33,644 --> 00:39:35,804
زبان سرخ سر سبز میدهد برباد

672
00:39:36,524 --> 00:39:37,804
نیائو نیائو قرار نیست وارد قصر بشه

673
00:39:37,924 --> 00:39:39,524
کی قراره با بانوان اشرافی مواجهه بشه؟

674
00:39:39,524 --> 00:39:41,083
کمتر این مسائل شخصی رو تو گوشش بخون

675
00:40:00,804 --> 00:40:02,684
ببینین! ارباب جوان چن وارد زمین شد

676
00:40:02,924 --> 00:40:04,003
شنیدم مهارت تیراندازی اون

677
00:40:04,003 --> 00:40:06,043
.تو پایتخت خیلی حرفه‌ای محسوب میشه

678
00:40:07,644 --> 00:40:08,884
به این میگی حرفه‌ای ؟

679
00:40:09,323 --> 00:40:11,884
من میتونم با پاهام و چشمای بسته
.دقیق تر از اون تیراندازی‌ کنم

680
00:40:15,884 --> 00:40:16,964
نکشیمون سلطان

681
00:40:17,012 --> 00:41:19,857
<font color=#d26900>= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

682
00:41:19,857 --> 00:41:26,896
<font color=#ffc2a6>♪ فانوس دریایی برف سپید را پخش زمین کرده است ♪</font>

683
00:41:28,697 --> 00:41:32,258
<font color=#ffc2a6>♪ زخم هایی که از گذشته برجا مانده اند را ♪</font>

684
00:41:32,258 --> 00:41:36,373
<font color=#ffc2a6>♪ با عطوفت نوازش کرده ام ♪</font>

685
00:41:37,457 --> 00:41:44,777
<font color=#ffc2a6>♪ پشتت به نور است و کهکشان در چشمانت ♪</font>

686
00:41:46,216 --> 00:41:49,690
<font color=#ffc2a6>♪ آهنگی نجوا می کنم ♪</font>

687
00:41:49,690 --> 00:41:53,696
<font color=#ffc2a6>♪ ماه و خورشید نیز آن را زمزمه می کنند ♪</font>

688
00:41:54,337 --> 00:41:58,096
<font color=#ffc2a6>♪ نوری که میان ابروهای توست ♪</font>

689
00:41:58,697 --> 00:42:02,576
<font color=#ffc2a6>♪ توسط این روزگارِ دنیوی خاموش و از نو احیا شد ♪</font>

690
00:42:03,357 --> 00:42:10,697
<font color=#ffc2a6>♪ فلک، کوهستان و اقیانوس را برای چه کسی بهم زنم؟ ♪</font>

691
00:42:12,697 --> 00:42:16,676
<font color=#ffc2a6>♪ هنگامی که در دریای آبی چشم می گشودم ♪</font>

692
00:42:16,676 --> 00:42:20,918
<font color=#ffc2a6> لوح های یادبود سنگی ♪
 ♪ همچو رشته کوه صف کشیده بودند</font>

693
00:42:21,257 --> 00:42:25,575
<font color=#ffc2a6>♪ زیر فانوس، نکوهش ها به سمتم حجوم می آوردند ♪</font>

694
00:42:25,605 --> 00:42:29,834
<font color=#ffc2a6>♪ درِ باریک نمیتوانست احساساتم را در خود نگه دارد ♪</font>

695
00:42:30,296 --> 00:42:34,392
<font color=#ffc2a6>♪ همانطور که رویای آینده را میبینیم ♪</font>

696
00:42:34,392 --> 00:42:38,709
<font color=#ffc2a6> درمورد پستی ها و بلندی های ♪
 ♪ این زندگی فانی هم صحبت میشویم </font>

697
00:42:38,977 --> 00:42:42,656
<font color=#ffc2a6>♪ من و توی فانی در آینده ♪</font>

698
00:42:43,016 --> 00:42:53,876
<font color=#ffc2a6> با خلوص و شرافتمان ♪
 ♪ به دریای ستارگان روشنایی خواهیم بخشید </font>

699
00:42:56,216 --> 00:43:02,517
<font color=#ffc2a6>♪ خلوص و شرافت ما ♪</font>

700
00:43:02,540 --> 00:43:07,704
<font color=#d26900>= کره فا با افتخار تقدیم میکند =</font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

