﻿1
00:00:00,016 --> 00:01:37,118
<font color=#d26900>تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند </font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

2
00:01:37,120 --> 00:01:42,600
<font color="#f2ce00">=</font> <font color="#c4a600">عشقی مانند کهکشان </font><font color="#f2ce00">=</font>

3
00:01:43,480 --> 00:01:46,760
<font color="#f2ce00">≡</font> <font color="#fbd600">قسمت بیست و سوم </font><font color="#f2ce00">≡</font>

4
00:01:47,345 --> 00:01:59,865
<font color="#ff8080">(عمارت لینگ)</font>

5
00:02:29,805 --> 00:02:30,965
مهمون های گرامی، همینجا منتظر بمونین

6
00:02:39,619 --> 00:02:41,099
چرا اینجا ما رو معطل کردن؟

7
00:02:41,499 --> 00:02:42,979
همشون وحشی و خشن بنظر میان

8
00:02:43,619 --> 00:02:45,139
حتی یک کاسه سوپ گرم بهمون تعارف نکردن

9
00:02:46,798 --> 00:02:47,638
پدر

10
00:02:48,478 --> 00:02:50,478
لینگ بویی کلا آدم سردیه

11
00:02:50,918 --> 00:02:51,998
اما انتظار نداشتم

12
00:02:52,478 --> 00:02:54,798
که عمارتشم انقدر سرد و بی روح باشه

13
00:02:55,678 --> 00:02:57,038
اینجا اصلا شبیه یک عمارت نیست

14
00:02:57,918 --> 00:02:58,918
بیشتر شبیه پایگاه نظامیه

15
00:03:01,678 --> 00:03:03,918
چرا هیچ دختر خدمتکاری هم نیست؟

16
00:03:04,718 --> 00:03:05,758
مگه تو دختر نیستی؟

17
00:03:12,118 --> 00:03:13,158
زهره ترکم کردی

18
00:03:14,318 --> 00:03:15,638
داشتنِ تو یکی برام کافیه

19
00:03:18,118 --> 00:03:20,158
ژنرال لینگ، مجروحی

20
00:03:21,038 --> 00:03:22,878
انتظار نداشتم شخصا برای خوشامدگویی بیاین

21
00:03:23,198 --> 00:03:24,478
بشینین استراحت کنین

22
00:03:25,358 --> 00:03:27,238
اینکه دائم رو تخت دراز بکشم
باعث میشه حوصله ام سر بره

23
00:03:28,238 --> 00:03:29,438
برای همین اومدم بیرون هوایی به سرم بخوره

24
00:03:31,518 --> 00:03:32,718
ژنرال چنگ

25
00:03:34,038 --> 00:03:35,198
میشه بدونم چرا اومدین؟

26
00:03:36,758 --> 00:03:39,318
ژنرال لینگ، جون دخترم رو نجات دادین

27
00:03:39,318 --> 00:03:40,918
اصولا باید برای تشکر خدمت می‌رسیدیم

28
00:03:51,838 --> 00:03:52,718
بانوی چهارم چنگ

29
00:03:54,078 --> 00:03:54,958
بفرمایین بشینین

30
00:03:56,558 --> 00:03:57,278
نمیشینم

31
00:03:57,518 --> 00:03:59,358
بیا نشینیم پدر

32
00:04:01,558 --> 00:04:03,398
بابت نجات دادن دخترم متشکرم

33
00:04:04,518 --> 00:04:06,918
اگه شما نبودین، دخترم از پرتگاه میفتاد

34
00:04:07,158 --> 00:04:09,278
شائوشانگ، سریع از ژنرال لینگ تشکر کن

35
00:04:09,518 --> 00:04:10,678
متشکرم، ژنرال لینگ

36
00:04:10,878 --> 00:04:12,998
امیدوارم مراقب سلامتی تون باشین

37
00:04:12,998 --> 00:04:14,438
...اگه میخواستم مراقب خودم باشم

38
00:04:15,438 --> 00:04:16,598
نجاتت نمی‌دادم

39
00:04:18,438 --> 00:04:21,438
(این لینگ بویی چرا حرف زدن بلد نیست؟)

40
00:04:22,038 --> 00:04:23,478
(تقصیر توئه به زور منو آوردی)

41
00:04:24,278 --> 00:04:25,958
(باید بریم پدر، جمعش کن بریم زودتر)

42
00:04:27,518 --> 00:04:28,278
(ردیفه)

43
00:04:30,878 --> 00:04:31,878
ژنرال لینگ

44
00:04:32,038 --> 00:04:33,038
از اون جهت که مجروحی

45
00:04:33,398 --> 00:04:34,558
باید بیشتر استراحت کنی

46
00:04:34,878 --> 00:04:36,558
پس ما، مادر و دختر دیگه مزاحم نمیشیم

47
00:04:36,558 --> 00:04:37,398
پدر و دختریم

48
00:04:38,678 --> 00:04:39,838
مگه اشتباه گفتم؟

49
00:04:41,198 --> 00:04:43,758
من و همسرم برای نشون دادن قدردانیمون

50
00:04:43,878 --> 00:04:45,558
هدیه‌ای آماده کردیم
و دستور دادیم به اندرونی‌تون بیارنش

51
00:04:46,398 --> 00:04:47,198
دیگه مرخص میشیم

52
00:05:06,478 --> 00:05:08,718
نمی‌دونم من توهم زدم یا نه

53
00:05:09,198 --> 00:05:11,238
حس میکنم ژنرال لینگ امروز جوری نگاهم میکرد

54
00:05:11,358 --> 00:05:12,598
انگار اصلا باهام حال نمی‌کنه

55
00:05:12,718 --> 00:05:14,318
هر چی از دهنش بیرون میومد آزارم میداد

56
00:05:14,678 --> 00:05:16,518
کم مونده بود منو بندازه تو دیگ بپزه

57
00:05:16,518 --> 00:05:17,638
توهم نزدین

58
00:05:17,958 --> 00:05:19,158
از همون لحظه‌ای که چشمش بهت افتاد

59
00:05:19,438 --> 00:05:20,798
حالت چهره‌اش تغییر کرد

60
00:05:20,918 --> 00:05:22,278
و حرفای جالبی نزد

61
00:05:22,598 --> 00:05:23,358
پدر

62
00:05:23,558 --> 00:05:25,318
کی بهش اهانت کردی؟

63
00:05:26,038 --> 00:05:27,638
به قول معروف، علما همدیگه رو تحقیر میکنن

64
00:05:28,358 --> 00:05:29,918
کی میدونست نظامی ها هم همو تحقیر کن؟

65
00:05:30,118 --> 00:05:31,238
تقصیر منه که

66
00:05:31,478 --> 00:05:32,558
از بس خفن و با استعدادم

67
00:05:32,558 --> 00:05:33,678
حسودی میکنه بهم

68
00:05:35,078 --> 00:05:35,998
متوجهم

69
00:05:36,158 --> 00:05:37,798
پدر، بیاین زودتر برگردیم

70
00:05:37,798 --> 00:05:39,118
نام داره می‌لرزه

71
00:05:39,358 --> 00:05:41,678
بانو چنگ، ژنرال چنگ، صبر کنین

72
00:05:49,198 --> 00:05:51,838
همین الان ارباب جوان‌مون
 نیمه یک آویز یشم رو پیدا کرد

73
00:05:52,118 --> 00:05:54,118
گمونم بانوی جوان تصادفا انداختنش

74
00:05:54,598 --> 00:05:56,878
ولی هرکاری کردن
 نتونستن نیمه‌ی دیگه اش رو پیدا کنه

75
00:05:57,118 --> 00:05:57,878
بنابراین

76
00:05:57,998 --> 00:06:00,318
لازمه برگردین و جستجو کنین

77
00:06:01,398 --> 00:06:02,438
خیلی خوب، الان میرم میگردم

78
00:06:08,118 --> 00:06:10,478
شنیدیم ژنرال چنگ قدرت بی‌حد و حصری دارن

79
00:06:10,478 --> 00:06:12,318
و میتونن همزمان با ده نفر مبارزه کنن

80
00:06:12,478 --> 00:06:13,278
ما می‌خوایم

81
00:06:13,278 --> 00:06:15,398
ژنرال چنگ کمی راهنماییمون کنه

82
00:06:16,838 --> 00:06:17,878
ژنرال لیانگ

83
00:06:18,518 --> 00:06:19,958
باید به یک موضوع خانوادگی رسیدگی کنم

84
00:06:20,238 --> 00:06:20,958
باشه برای یک روز دیگه

85
00:06:21,118 --> 00:06:21,958
بعدا

86
00:06:23,478 --> 00:06:24,318
نیائو نیائو

87
00:06:24,438 --> 00:06:25,878
خوب مراقب خودت باش

88
00:06:27,918 --> 00:06:28,838
!از پسش برمیای

89
00:06:42,918 --> 00:06:44,558
با آویز یشمی تهدیدم کردی

90
00:06:45,158 --> 00:06:46,238
ژنرال لینگ

91
00:06:46,438 --> 00:06:47,878
این کار یک مرد محترم نیستا

92
00:06:52,878 --> 00:06:54,238
انقدر از دیدنم می‌ترسی؟

93
00:06:55,198 --> 00:06:56,278
حتی برای ملاقاتم

94
00:06:56,878 --> 00:06:58,478
پدرت رو آوردی تا شجاعتت بیشتر بشه؟

95
00:07:02,598 --> 00:07:04,078
زخم قدیمیم بخاطر تو سر باز کرد

96
00:07:05,238 --> 00:07:07,038
ولی برای ملاقات کردنمم بی میلی

97
00:07:09,038 --> 00:07:10,878
ژنرال لینگ، زخمت درد می‌کنه؟

98
00:07:11,438 --> 00:07:12,718
فقط می‌پرسی که درد دارم یا نه

99
00:07:14,158 --> 00:07:16,118
نمیپرسی که رو اسب سواری و تیراندازیم
 تاثیر میذاره؟

100
00:07:17,398 --> 00:07:18,398
خوبه که درد نداری

101
00:07:18,998 --> 00:07:20,438
سوار اسب شدن و کشیدن زه کمان

102
00:07:20,758 --> 00:07:21,998
خیلی مهمه؟

103
00:07:22,838 --> 00:07:23,958
اون روز، تو شهر هوا

104
00:07:25,158 --> 00:07:26,438
فقط تو ازم پرسیدی

105
00:07:27,238 --> 00:07:28,318
که درد دارم یا نه

106
00:07:31,118 --> 00:07:32,638
تو واقعا خیلی خاصی

107
00:07:35,838 --> 00:07:36,598
!ارباب جوان

108
00:07:41,438 --> 00:07:42,238
ارباب جوان

109
00:07:42,238 --> 00:07:43,598
ولیعهد همراه شاهدخت یوچانگ

110
00:07:43,598 --> 00:07:44,798
.اومدن ملاقاتتون

111
00:07:46,038 --> 00:07:47,158
شاهدخت یوچانگ؟

112
00:07:51,838 --> 00:07:53,278
واسه چی اومده اینجا؟

113
00:07:54,638 --> 00:07:55,678
من که بهش نزدیک نیستم

114
00:07:57,438 --> 00:07:59,598
مگه معمولا نمیاد اینجا؟

115
00:07:59,838 --> 00:08:01,438
کل پایتخت میدونن که

116
00:08:01,438 --> 00:08:02,558
اون عاشق شماست

117
00:08:10,478 --> 00:08:11,198
...اون

118
00:08:12,398 --> 00:08:13,918
خیلیم زیاد نمیاد

119
00:08:27,878 --> 00:08:28,758
ژنرال لینگ

120
00:08:28,998 --> 00:08:30,158
حالا که مهمون دارین

121
00:08:30,398 --> 00:08:31,438
من رفع زحمت میکنم

122
00:08:31,598 --> 00:08:32,558
...آویز یشمی ام

123
00:08:32,558 --> 00:08:33,918
!ولیعهد تشریف میآورد

124
00:08:34,118 --> 00:08:34,878
!زی شنگ

125
00:08:44,238 --> 00:08:46,118
زی شنگ به ولیعهد درود می‌فرسته

126
00:08:46,678 --> 00:08:47,718
زی شنگ، آداب و تشریفات رو بیخیال شو

127
00:08:48,078 --> 00:08:49,598
شان جیان گفت به شدت مجروح شدی

128
00:08:49,598 --> 00:08:50,718
پس اومدم ملاقاتت

129
00:08:53,438 --> 00:08:55,398
منم دیدم که شائوشانگ خیلی مضطربه

130
00:08:55,398 --> 00:08:56,958
بنابراین، فکر کردم ژنرال خیلی بدجور مجروح شده

131
00:08:58,038 --> 00:08:58,958
ژنرال لینگ

132
00:08:59,318 --> 00:09:00,758
مزاحم که نشدم؟

133
00:09:01,558 --> 00:09:02,718
اگه مزاحم باشی

134
00:09:03,478 --> 00:09:04,678
نمیای؟

135
00:09:05,158 --> 00:09:06,878
شان جیان نگرانت بود

136
00:09:07,238 --> 00:09:09,238
راستش، هممون نگرانت بودیم زی شنگ

137
00:09:09,438 --> 00:09:10,558
مخصوصا یوچانگ

138
00:09:10,558 --> 00:09:12,078
از بس نگران بود خواب به چشمش نمیومد

139
00:09:18,518 --> 00:09:19,838
این بانوی جوان کی‌ئه؟

140
00:09:21,718 --> 00:09:23,758
من دخترِ مارکیز چولینگ، چنگ شایوشانگ هستم

141
00:09:23,998 --> 00:09:24,998
به عالیجناب درود می‌فرستم

142
00:09:26,638 --> 00:09:27,438
این بانوی چهارم چنگه

143
00:09:27,438 --> 00:09:29,958
که نامزدیش با خاندان لو بهم خورد

144
00:09:33,598 --> 00:09:34,638
خواهر شائوشانگ

145
00:09:34,838 --> 00:09:35,918
از بعد بهم خوردن نامزدیت

146
00:09:35,918 --> 00:09:37,318
هر روز دلواپست بودم

147
00:09:37,598 --> 00:09:38,798
میترسم بخاطر ملاقات زی شنگ

148
00:09:39,078 --> 00:09:41,078
انگیزه پنهانی داشته باشی

149
00:09:41,078 --> 00:09:42,438
امروز برای تشکر بابت نجات جونم

150
00:09:42,918 --> 00:09:44,518
اومدم ملاقات ژنرال لینگ

151
00:09:44,838 --> 00:09:45,758
اگه باور نمی‌کنی

152
00:09:46,278 --> 00:09:47,438
از خودِ ژنرال لینگ بپرس

153
00:09:48,438 --> 00:09:49,278
درسته

154
00:09:51,398 --> 00:09:52,638
من بخاطر اون مجروح شدم

155
00:09:56,358 --> 00:09:58,398
میترسم بعضیا ظاهراً قصد قدردانی

156
00:09:58,398 --> 00:09:59,678
اما درواقع انگیزه‌های بی شرمانه داشته باشن

157
00:09:59,958 --> 00:10:01,878
.تا خودشونو به یک نفر بچسبونن

158
00:10:01,878 --> 00:10:04,158
نمی‌دونم کی عمدا پل رو خراب کرد
و خودشو تو رودخونه انداخت

159
00:10:04,158 --> 00:10:05,198
تا ژنرال لینگ نجاتش بده

160
00:10:05,998 --> 00:10:07,038
کی خودشو میچسبونه؟

161
00:10:07,318 --> 00:10:08,158
اینجا کی بی شرمه؟

162
00:10:12,758 --> 00:10:14,878
امروز بانو چنگ رو به عمارتم دعوت کردم

163
00:10:15,678 --> 00:10:16,838
مشکلی هست؟

164
00:10:23,198 --> 00:10:24,078
اما اون

165
00:10:24,078 --> 00:10:26,238
پنهانی با بقیه مردها ملاقات می‌کنه و لاس میزنه

166
00:10:27,198 --> 00:10:28,318
خدمتکارم

167
00:10:28,478 --> 00:10:31,438
تو مکانی خلوت کنار مغازه خاندان چنگ دیدتشون

168
00:10:31,798 --> 00:10:33,958
گویا ظاهر اون شخص شبیه لو یائو

169
00:10:34,358 --> 00:10:35,238
.یا پدرت نبوده

170
00:10:35,238 --> 00:10:36,238
!زر نزن

171
00:10:48,918 --> 00:10:49,798
بانو وانگ

172
00:10:50,438 --> 00:10:52,838
فکر کنم اون مرد من بوده باشم

173
00:10:55,238 --> 00:10:56,798
اون روز، بانوی سوم چنگ هم پیشمون بود

174
00:10:57,238 --> 00:10:58,558
اما بخاطر مشغله داشتن همراهیمون نکرد

175
00:10:59,358 --> 00:11:01,158
میخواستم از طرف استادم پیغامی برسونم

176
00:11:01,318 --> 00:11:03,358
برای همین از شائوشانگ تقاضای کمک کردم

177
00:11:03,998 --> 00:11:05,038
مشکلی هست؟

178
00:11:06,718 --> 00:11:07,758
تو مغز بعضیا

179
00:11:08,438 --> 00:11:10,078
پره از این افکار که
 همه زن و مردها غیراخلاقی رفتار میکن

180
00:11:10,758 --> 00:11:11,918
و هرکاریم که بکنن، خارج از نزاکت و حیاست

181
00:11:12,518 --> 00:11:13,638
...اگه چیز شرم آوری

182
00:11:13,838 --> 00:11:15,678
بین من و ارباب جوان یوان باشه

183
00:11:15,678 --> 00:11:17,118
لحظه خارج شدن از در خونه
ارابه بهم بزنه تا بمیرم

184
00:11:21,438 --> 00:11:22,318
ژنرال لینگ

185
00:11:22,598 --> 00:11:24,358
مواظب خودتون باشین، من میرم

186
00:11:29,598 --> 00:11:32,078
این قضیه آبرو و اعتبار خاندان یوان رو درگیر میکنه

187
00:11:32,598 --> 00:11:33,118
یک روز دیگه

188
00:11:33,118 --> 00:11:35,278
،برای تقاضای توضیح
خدمتِ ژنرال سواره نظام میرسم

189
00:11:35,638 --> 00:11:36,438
بدرود

190
00:11:41,238 --> 00:11:42,558
بانو وانگ، تو عمارتم

191
00:11:42,558 --> 00:11:43,798
مهمون گرامی‌ام رو تحقیر کردی

192
00:11:44,198 --> 00:11:45,558
قصد داری از حالا به بعد

193
00:11:45,798 --> 00:11:47,158
دشمن من باشی؟

194
00:11:47,758 --> 00:11:48,358
...من

195
00:11:48,558 --> 00:11:50,598
زی شنگ، فقط سوءتفاهم شده

196
00:11:50,958 --> 00:11:51,758
زی شنگ

197
00:11:51,758 --> 00:11:53,638
رفتی پیش طبیب سون تا زخمت رو معاینه کنه؟

198
00:11:53,638 --> 00:11:54,438
لازم نیست

199
00:11:55,678 --> 00:11:57,238
زخم من اهمیت چندانی نداره

200
00:11:57,678 --> 00:11:58,798
عالیجناب، بنظرم بهتره

201
00:11:58,798 --> 00:11:59,998
از طبیب سون بخواین

202
00:11:59,998 --> 00:12:01,478
که بانو وانگ رو معاینه کنه

203
00:12:02,118 --> 00:12:03,598
بگو خوب چشم‌هاشو معاینه کنه

204
00:12:03,998 --> 00:12:05,238
میترسم اگه درمان رو جدی نگیره

205
00:12:05,558 --> 00:12:06,798
!در آینده نزدیک، کاملا کور بشه

206
00:12:08,078 --> 00:12:08,918
!نگهبانا

207
00:12:09,758 --> 00:12:10,598
مهمون ها رو بدرقه کنین

208
00:12:10,718 --> 00:12:11,478
...شماها

209
00:12:20,998 --> 00:12:22,798
چه نیازی بود اینطوری کنی؟

210
00:12:22,958 --> 00:12:25,158
مهمون فامیل‌ایم. عصبانی نشو

211
00:12:25,398 --> 00:12:26,238
...تو

212
00:12:27,238 --> 00:12:28,198
...زی شنگ، من

213
00:12:42,418 --> 00:12:46,418
<font color="#ff8080">(عمارت لینگ)</font>

214
00:12:46,878 --> 00:12:48,438
برادر سلطنتی، کجا میری؟

215
00:12:48,438 --> 00:12:49,838
چه اتفاق مهمی افتاده؟

216
00:12:50,038 --> 00:12:52,758
خیلی آشفته بنظر میای

217
00:12:53,198 --> 00:12:54,718
زی شنگ دل یوچانگ رو شکست

218
00:12:54,838 --> 00:12:55,958
میترسم دست به کار احمقانه‌ای بزنه

219
00:12:56,398 --> 00:12:57,398
سریعتر برید داخل

220
00:12:57,438 --> 00:12:58,358
میرم دنبال یوچانگ

221
00:13:10,298 --> 00:13:12,138
<font color="#ff8080">(عمارت لینگ)</font>

222
00:13:14,158 --> 00:13:15,958
گیریم پسر ارشده، که چی؟

223
00:13:16,598 --> 00:13:19,678
حتی بعد پوشیدن ردای سلطنتی
شبیه یک ولیعهد بنظر نمیاد

224
00:13:36,438 --> 00:13:38,678
شاهزاده سوم، ارباب جوانم تازه خوابیدن

225
00:13:38,798 --> 00:13:40,318
بذارین اومدنتون رو بهش اطلاع بدم

226
00:13:41,678 --> 00:13:42,758
حالا که استراحت می‌کنه

227
00:13:42,958 --> 00:13:44,238
دیگه نمیریم داخل

228
00:13:44,678 --> 00:13:46,758
دایی‌ام مقداری داروی درجه یک تدارک دیده

229
00:13:46,758 --> 00:13:48,518
بی زحمت بدین زی شنگ مصرف کنه

230
00:13:48,918 --> 00:13:49,678
چشم

231
00:14:29,038 --> 00:14:30,718
بالاخره برگشتی

232
00:14:33,478 --> 00:14:35,078
پونزده سال تاخیر داشتی

233
00:14:41,598 --> 00:14:45,918
قاصدِ خاندان هو، هان وو

234
00:14:46,838 --> 00:14:49,398
به ارباب جوان درود می‌فرسته

235
00:14:51,078 --> 00:14:52,318
تو که زنده موندی

236
00:14:53,518 --> 00:14:55,078
چرا خودتو نشون ندادی؟

237
00:14:55,798 --> 00:14:57,358
حتی منتظر بودی تا ما پیدات کنیم

238
00:14:57,798 --> 00:15:00,918
میدونی مجازات یک فراریِ خاندان هو چیه؟

239
00:15:01,998 --> 00:15:03,438
البته که می‌دونم

240
00:15:04,638 --> 00:15:06,598
ژنرال لینگ، هرطور مجازاتم کنین

241
00:15:06,598 --> 00:15:08,078
خم به ابرو نمیارم

242
00:15:08,598 --> 00:15:11,478
هیچوقت نمی‌خواستم دنبالم بگردین

243
00:15:11,798 --> 00:15:13,918
فقط، بعد از سقوطِ شهر گو

244
00:15:14,518 --> 00:15:16,518
زندگی بی‌ارزشم رو حفظ کردم

245
00:15:16,998 --> 00:15:19,078
قصد داشتم با هم‌رزم‌هام ارتباط برقرار کنم

246
00:15:19,398 --> 00:15:21,958
به پایتخت برم تا
همه چیز رو به اعلیحضرت گزارش بدم

247
00:15:22,438 --> 00:15:24,438
اما به محض لو رفتن هویتم

248
00:15:24,438 --> 00:15:27,038
هم‌رزم‌هایی که نزدیکشون بودم، کشته شدن

249
00:15:27,238 --> 00:15:30,558
فقط میتونستم با پنهان کردن هویتم
قاتی بازار بشم

250
00:15:31,078 --> 00:15:33,758
تا اینکه به تازگی شما پیدام کردین

251
00:15:36,078 --> 00:15:37,838
ژنرال لینگ

252
00:15:39,958 --> 00:15:42,358
!شما صحیح و سالم‌اید

253
00:15:53,198 --> 00:15:54,078
بهم بگو

254
00:15:55,158 --> 00:15:56,758
روزی که شهر گو اشغال شد

255
00:15:57,198 --> 00:15:59,158
...و خاندان هو قتل عام شدن

256
00:16:00,558 --> 00:16:01,718
کجا بودی؟

257
00:16:02,198 --> 00:16:04,318
اون زمان تو شهر نبودم

258
00:16:04,798 --> 00:16:06,878
ژنرال برای درخواست نیروی کمکی اعزامم کرده بود

259
00:16:07,998 --> 00:16:09,638
ژنرال لینگ، نمیدونین که

260
00:16:09,918 --> 00:16:11,118
...اون زمان

261
00:16:11,198 --> 00:16:12,398
یک نفر اسلحه‌های ارتش شهر گو رو

262
00:16:12,838 --> 00:16:14,438
با اسلحه‌های بی کیفیت عوض کرده بود

263
00:16:14,438 --> 00:16:15,598
مقابله کردن با دشمن خیلی دشوار بود

264
00:16:15,798 --> 00:16:17,598
ژنرال هو از سر ناچاری

265
00:16:17,598 --> 00:16:18,718
من و یکی دیگه از هم‌رزم‌هامو

266
00:16:18,718 --> 00:16:21,238
به اردوگاه خاندان یوئه که همون نزدیکیا بود، فرستاد

267
00:16:21,238 --> 00:16:23,598
تا از ارباب چیان‌آن تقاضای نیروی کمکی بکنم

268
00:16:25,278 --> 00:16:26,398
...ولی کی فکرشو میکرد

269
00:16:26,838 --> 00:16:28,478
،قبل از رسیدن نیروی کمکی

270
00:16:30,638 --> 00:16:32,678
شهر گو اشغال بشه؟

271
00:16:38,758 --> 00:16:40,918
اون روز، بیرون شهر گو
 بخار بدبویی تو هوا پخش شده بود

272
00:16:41,878 --> 00:16:44,678
ارتش خاندان یوئه و ارباب چیان‌آن
نتونستن از شر بخار خلاص بشن

273
00:16:46,798 --> 00:16:47,838
...برای همین

274
00:16:49,798 --> 00:16:51,558
نیروی کمکی با سه روز تاخیر رسید

275
00:16:51,758 --> 00:16:53,198
چیزایی شنیدم

276
00:16:53,638 --> 00:16:54,918
مارکیز یوئه گروهی از سربازها رو

277
00:16:54,998 --> 00:16:57,238
برای تحقیق کردن راجع به اون بخار مرموز
اعزام کرد

278
00:16:57,238 --> 00:16:58,878
اما همشون کشته شدن

279
00:16:59,478 --> 00:17:00,798
اما بعدش یک نفر دیده بود

280
00:17:01,758 --> 00:17:03,478
اسب هایی اعزام شده بودن

281
00:17:03,958 --> 00:17:06,438
دوباره تو پادگان ظاهر شدن

282
00:17:07,838 --> 00:17:09,478
اگه بخار بدبو سمی بود

283
00:17:09,478 --> 00:17:13,238
پس چرا آدما مردن ولی اسب‌ها سالم بودن؟

284
00:17:18,958 --> 00:17:19,998
...داری میگی

285
00:17:22,238 --> 00:17:23,998
بخار بدبو سمی نبود؟

286
00:17:25,638 --> 00:17:26,598
هنوز مطمئن نیستم

287
00:17:26,838 --> 00:17:28,478
فقط حس میکنم مشکوکه

288
00:17:30,078 --> 00:17:32,198
یه چیز مشکوک تر دیگه هم هست

289
00:17:33,118 --> 00:17:34,558
بعد از محو شدن ِ بخار بدبو

290
00:17:34,758 --> 00:17:35,758
طبیبان ارتش برای بررسی اجساد و گزارش

291
00:17:35,918 --> 00:17:38,078
به جنگل رفتن

292
00:17:38,478 --> 00:17:39,678
...ولی کاملا بی دلیل

293
00:17:40,958 --> 00:17:42,478
...اون طبیبان سلطنتی

294
00:17:43,358 --> 00:17:44,878
مفقودالاثر شدن

295
00:17:48,038 --> 00:17:48,958
ژنرال لینگ

296
00:17:49,158 --> 00:17:51,478
اجازه بدین بنده درمورد اتفاقی که
برای اون طبیبان افتاده تحقیق کنم

297
00:17:52,038 --> 00:17:53,878
اگه هنوز زنده باشن

298
00:17:54,158 --> 00:17:56,078
ممکنه بتونیم سرنخی پیدا کنیم

299
00:17:57,518 --> 00:17:58,358
اجازه میدم

300
00:17:59,958 --> 00:18:01,918
سپاسگزارم، ارباب جوان

301
00:18:12,038 --> 00:18:13,958
یک مرد و یک دختر

302
00:18:14,398 --> 00:18:17,118
فقط دم در مغازه خاندان چنگ وایستادن

303
00:18:17,118 --> 00:18:19,238
ولی ببین ملت چه داستان عاشقانه‌ای درآوردن

304
00:18:20,118 --> 00:18:23,038
زی شنگ طفلک من
مثل یک قهرمان بانوی زیبا رو نجات داد

305
00:18:23,318 --> 00:18:24,798
و حتی بخاطرش زخم قدیمیش سر باز کرد

306
00:18:25,158 --> 00:18:26,918
اون دخترای وراج و خبرچین

307
00:18:27,078 --> 00:18:29,958
چرا دهن به دهن
داستان قهرمانانه زی شنگ رو پخش نمیکنن؟

308
00:18:30,558 --> 00:18:31,838
...وگرنه، چـ...چـ

309
00:18:31,838 --> 00:18:33,398
حرفایی که دهن به دهن میچرخن

310
00:18:33,718 --> 00:18:36,038
معمولا شایعه اند

311
00:18:37,358 --> 00:18:39,478
اما بدون همین شایعات

312
00:18:40,078 --> 00:18:42,918
چگونه میتونم از این موقعیت
برای جفت شدن و ازدواج اون دوتا استفاده کنم؟

313
00:18:43,558 --> 00:18:46,998
ازدواج زی شنگ خیلی به تاخیر افتاده

314
00:18:47,158 --> 00:18:47,998
اعلیحضرت

315
00:18:50,438 --> 00:18:52,878
زی شنگ هم افکار خودشو داره

316
00:18:53,198 --> 00:18:54,838
لزومی به نگرانی نیست

317
00:18:55,318 --> 00:18:57,118
اما، دختر پنجممون

318
00:18:57,238 --> 00:19:00,278
دائم میگه میخواد مثل زی شنگ ازدواج نکنه

319
00:19:00,278 --> 00:19:02,038
.و زندگی آزادانه ای داشته باشه

320
00:19:02,558 --> 00:19:03,438
!مضحکه

321
00:19:05,118 --> 00:19:05,998
یک مرد جوان

322
00:19:06,238 --> 00:19:08,678
باید قبل تشکیل خانواده دادن
کار و بارش رو سر و سامون بده

323
00:19:09,078 --> 00:19:10,398
...یک دختر جوان

324
00:19:10,398 --> 00:19:12,078
علاف میچرخه و از ازدواج سر باز میزنه

325
00:19:12,278 --> 00:19:13,238
وقتی پیر دختر بشه

326
00:19:13,878 --> 00:19:14,998
شایعات خیلی مزخرفی

327
00:19:14,998 --> 00:19:17,038
.پشتش درمیارن

328
00:19:17,038 --> 00:19:17,918
درسته

329
00:19:18,198 --> 00:19:19,158
بقیه مسائل رو بذاریم کنار

330
00:19:19,318 --> 00:19:20,838
بیا درمورد دختر خاندان چنگ حرف بزنیم

331
00:19:21,238 --> 00:19:23,318
مشخصا بخاطر وفاداری و معرفت

332
00:19:23,758 --> 00:19:25,318
نامزدیش با خاندان لو رو بهم زد

333
00:19:25,518 --> 00:19:27,118
اما همه جور شایعه‌ای پشتش درآوردن

334
00:19:27,478 --> 00:19:29,758
اگه دختر پنجممون ازدواج نکنه

335
00:19:30,198 --> 00:19:31,958
مردم چه چیزایی

336
00:19:31,998 --> 00:19:33,358
پشت سرش میگن؟

337
00:19:34,838 --> 00:19:36,238
صلاحشو میخوام

338
00:19:36,238 --> 00:19:37,558
که دستور دادم زودتر ازدواج کنه

339
00:19:38,398 --> 00:19:39,558
حیف که بیشتر بچه ها

340
00:19:40,038 --> 00:19:42,758
نمیدونن پدر و مادر همیشه صلاح‌شونو میخوان

341
00:19:45,558 --> 00:19:46,558
...تو این دنیا

342
00:19:47,198 --> 00:19:48,438
همیشه شایعات ظالمانه تری

343
00:19:48,718 --> 00:19:51,888
برای زن ها درست میکنن

344
00:19:53,518 --> 00:19:54,838
نمیخوام به راه دور شوهرش بدم

345
00:19:55,278 --> 00:19:56,798
با یک ازدواج

346
00:19:57,078 --> 00:19:58,478
خاندان های شوان و یوئه و ون

347
00:19:58,598 --> 00:20:00,678
.باهم متحد میشن

348
00:20:00,918 --> 00:20:02,558
گوشت همو بخورن استخون همو دور نمیندازن

349
00:20:02,558 --> 00:20:03,718
چون هرچیم نباشه قوم و خویشیم

350
00:20:03,838 --> 00:20:06,958
ازدواج با پسر مارکیز یوئه چیش بده؟

351
00:20:07,478 --> 00:20:10,358
اعلیحضرت، همیشه با بردباری
 زی شنگ رو نصیحت کردین

352
00:20:10,998 --> 00:20:12,198
دختر پنجممون خیلی کله شقه

353
00:20:12,678 --> 00:20:13,398
اعلیحضرت

354
00:20:13,678 --> 00:20:16,198
بهتره با منطق باهاش حرف بزنین

355
00:20:16,838 --> 00:20:18,118
مواظب زی شنگم

356
00:20:18,798 --> 00:20:21,038
چون به برادر هو مدیونم

357
00:20:21,638 --> 00:20:23,318
اما اون دختر خودمه

358
00:20:23,838 --> 00:20:24,838
مگه میشه یکی دونست؟

359
00:20:27,238 --> 00:20:28,358
فقط، خیلی سخت پیش میاد

360
00:20:28,478 --> 00:20:31,598
دختری نظر زی شنگ رو جلب کنه

361
00:20:31,878 --> 00:20:34,598
طبیعتا باید برای جفت کردنشون، زحمت بکشم

362
00:20:35,398 --> 00:20:38,118
اعلیحضرت، میخواین
چطور اونا رو باهم جفت کنین؟

363
00:20:50,678 --> 00:20:51,478
...من

364
00:20:52,118 --> 00:20:53,478
بانوی چهارم چنگ رو

365
00:20:54,118 --> 00:20:55,878
به قصر احضار میکنم

366
00:21:40,038 --> 00:21:41,318
هنوز اشتها داری؟

367
00:21:43,958 --> 00:21:46,598
صبح زود حکم سلطنتی دریافت کردیم
و به قصر احضار شدیم

368
00:21:47,038 --> 00:21:48,838
حتی وقت نکردم صبحونه بخورم

369
00:21:49,118 --> 00:21:50,278
چرا اشتها نداشته باشم؟

370
00:21:54,638 --> 00:21:55,558
بگو ببینم

371
00:21:56,078 --> 00:21:57,958
وقتی رفته بودی ملاقات ژنرال لینگ

372
00:21:58,238 --> 00:22:00,198
دسته گلی به آب دادی؟

373
00:22:01,278 --> 00:22:02,838
نه والا

374
00:22:03,718 --> 00:22:04,878
پدر هم باهام بود

375
00:22:05,518 --> 00:22:06,398
تو نیمه دوم

376
00:22:06,678 --> 00:22:09,158
نبودم، از کجا بدونم؟

377
00:22:10,638 --> 00:22:11,958
اون روز متوجه شدم که

378
00:22:11,958 --> 00:22:14,358
لینگ بویی خیلی خوشحال نیست

379
00:22:15,318 --> 00:22:16,198
...ممکنه

380
00:22:17,838 --> 00:22:19,278
معلوم نیست اینکه که اعلیحضرت احضارمون کرده

381
00:22:20,358 --> 00:22:22,158
خوبه یا بد

382
00:22:23,958 --> 00:22:25,438
اگه بد باشه هم راه فراری نداریم

383
00:22:25,558 --> 00:22:26,838
نگرانی چه سودی داره؟

384
00:22:27,398 --> 00:22:29,438
باید یه سری اصول برای زنده موندن یادت بدم

385
00:22:29,998 --> 00:22:32,078
اگه بعد از ورود به قصر اشراف زاده‌ها رو دیدی

386
00:22:32,078 --> 00:22:33,318
.زانو بزن و ادای احترام کن

387
00:22:33,718 --> 00:22:35,518
به اعلیحضرت بگو
"باشد که عمری طولانی داشته باشید"

388
00:22:35,958 --> 00:22:37,678
به ملکه هم بگو
"باشد که همیشه سلامت و تندرست باشید"

389
00:22:37,958 --> 00:22:40,038
باید قبل از گفتن اسم خودت

390
00:22:40,278 --> 00:22:41,998
عنوان پدرت رو بگی

391
00:22:44,558 --> 00:22:45,958
متوجه شدی؟

392
00:22:53,798 --> 00:22:56,158
الان یاد میدی که هیچی نمی‌فهمم

393
00:22:56,398 --> 00:22:57,718
چرا زودتر یاد ندادی؟

394
00:22:57,998 --> 00:22:58,758
!دیگه تموم شد و رفت

395
00:23:22,758 --> 00:23:24,758
چرا تا کمر آویزون شدی بیرون؟

396
00:23:28,278 --> 00:23:30,478
مهم نیست که تو خونه آداب و اصول رو رعایت نمیکنی

397
00:23:30,758 --> 00:23:33,518
نمیشه تو قصر امپراتوری هم سر به هوا باشی

398
00:23:33,958 --> 00:23:36,038
وگرنه، کل خاندان چنگ رو به خطر میندازی

399
00:23:37,758 --> 00:23:39,518
ممکنه جون خودتم به خطر بیفته

400
00:23:40,198 --> 00:23:41,518
متوجه شدی؟

401
00:24:02,438 --> 00:24:03,318
پیاده شو

402
00:24:19,878 --> 00:24:21,798
خانوم های خاندان چنگ از ارابه پیاده نشن

403
00:24:21,918 --> 00:24:23,478
اعلیحضرت فرمودن

404
00:24:23,478 --> 00:24:24,678
"خانوم ها خیلی کند راه میرن"

405
00:24:24,678 --> 00:24:26,558
خدا می‌دونه چقدر لفت میدن"
"تا به تالار شوان مینگ برسن

406
00:24:27,238 --> 00:24:29,438
پس میتونن تو مسیر تالار شوان مینگ"
"سوار ارابه بشن

407
00:24:30,878 --> 00:24:31,798
! اینجوری عالیه

408
00:24:32,438 --> 00:24:33,558
با ارابه؟

409
00:24:34,478 --> 00:24:35,438
کل راه!؟

410
00:25:27,798 --> 00:25:28,518
... بنده

411
00:25:28,598 --> 00:25:29,558
...بنده

412
00:25:32,558 --> 00:25:33,358
...بـ...بنده

413
00:25:33,958 --> 00:25:36,758
خدمت امپراتور و ملکه درود می‌فرستم -
خدمت امپراتور و ملکه درود می‌فرستم -

414
00:25:36,758 --> 00:25:39,358
اعلیحضرت، باشد که عمری طولانی داشته باشید -
اعلیحضرت، باشد که عمری طولانی داشته باشید -

415
00:25:39,358 --> 00:25:41,798
ملکه، باشد که همیشه سلامت و تندرست باشید -
ملکه، باشد که همیشه سلامت و تندرست باشید -

416
00:25:50,398 --> 00:25:51,238
برخیزید

417
00:25:51,758 --> 00:25:52,638
میتونین بشینین

418
00:25:54,838 --> 00:25:56,598
متشکرم اعلیحضرت -
متشکرم اعلیحضرت -

419
00:26:03,278 --> 00:26:04,318
به چی نگاه می‌کنی؟

420
00:26:06,438 --> 00:26:07,958
!این چلچراغ خیلی گنده است

421
00:26:09,038 --> 00:26:09,758
هیچوقت تاحالا ندیده بودم

422
00:26:09,758 --> 00:26:11,398
یک بنا انقدر عالی ساخته شده باشه

423
00:26:11,398 --> 00:26:12,438
اولین باره که میبینم

424
00:26:12,638 --> 00:26:13,878
غیر ممکنه عاشقش نشم

425
00:26:20,438 --> 00:26:21,278
بیا بشین

426
00:26:30,038 --> 00:26:31,838
مایه افتخار من و خاندانمه

427
00:26:32,078 --> 00:26:34,118
که ما رو به حضورتون فرا خوندین

428
00:26:35,038 --> 00:26:36,798
جناب چنگ، مبادی آداب نباش

429
00:26:37,838 --> 00:26:38,718
قبلا

430
00:26:38,838 --> 00:26:42,558
مجبور شدی سازش کنی
 و نامزدی رو با خاندان لو بهم بزنی

431
00:26:42,958 --> 00:26:43,718
... من

432
00:26:43,958 --> 00:26:45,678
باید از تو و خاندانت بابت اینکار

433
00:26:46,078 --> 00:26:47,358
حسابی تعریف و تمجید کنم

434
00:26:47,838 --> 00:26:50,998
ژنرال هه و خاندانش در راه دفاع از کشور شهید شدن

435
00:26:51,198 --> 00:26:54,478
خاندان من خیلی فضیلت اخلاقی ایشون
رو تحسین می‌کنن

436
00:26:54,718 --> 00:26:57,678
برای همینم تصمیم به
 عملی کردن وصیتِ ژنرال هه گرفتیم

437
00:26:57,878 --> 00:26:59,398
هیچ گله و شکایتی نداریم

438
00:26:59,598 --> 00:27:01,078
خیلی فروتنی، جناب چنگ

439
00:27:01,318 --> 00:27:02,238
‌...اول و آخر

440
00:27:02,718 --> 00:27:04,918
باید پاداشت رو بدم

441
00:27:06,478 --> 00:27:07,358
... اون

442
00:27:07,838 --> 00:27:09,198
باید دخترت باشه، درسته؟

443
00:27:12,198 --> 00:27:12,918
درسته

444
00:27:14,878 --> 00:27:15,878
بیا اینجا ببینم

445
00:27:16,478 --> 00:27:19,238
بذار من و ملکه خوب نگاهت کنیم

446
00:27:30,478 --> 00:27:31,758
بهت گفتم نزدیکتر بشینی

447
00:27:31,758 --> 00:27:32,878
خیلی ازمون دوری

448
00:27:33,278 --> 00:27:34,438
چطور میخوای باهامون حرف بزنی؟

449
00:27:38,798 --> 00:27:39,838
!تکون نخور خواهشاً

450
00:27:47,038 --> 00:27:48,478
بذارش زمین، بذارش

451
00:28:14,038 --> 00:28:15,358
بانو چنگ

452
00:28:16,358 --> 00:28:17,798
اسمت چیه؟

453
00:28:19,438 --> 00:28:20,198
...من

454
00:28:27,038 --> 00:28:28,998
اسم این بنده ی حقیر شما چنگ شائوشانگه

455
00:28:29,278 --> 00:28:30,558
اسمم از تارهای ساز گوچین میاد

456
00:28:30,998 --> 00:28:32,718
رشته ی شائوشانگ؟
<font color="#ffff80">(اسم هفتمین رشته گوچین هفت سیم)</font>

457
00:28:33,958 --> 00:28:34,998
شائوشانگ

458
00:28:35,678 --> 00:28:37,158
اسم قشنگیه

459
00:28:38,358 --> 00:28:40,358
امسال چند سالت میشه؟

460
00:28:42,758 --> 00:28:45,598
چند ماهه که ۱۵ رو رد کردم

461
00:28:45,838 --> 00:28:46,878
بگو ببینم

462
00:28:47,038 --> 00:28:48,558
بخاطر بهم خوردن نامزدیت با لو یائو

463
00:28:49,198 --> 00:28:51,838
احساس غم و اندوه داری؟

464
00:28:52,398 --> 00:28:53,398
اعلیحضرت

465
00:28:54,158 --> 00:28:55,478
طبیعتا غمگینم

466
00:28:55,878 --> 00:28:57,798
بهم خوردن نامزدی خواست خاندان من نبود

467
00:28:58,038 --> 00:29:00,438
اما میدونستیم که چاره دیگه ای نداریم

468
00:29:00,718 --> 00:29:01,798
چطور مگه؟

469
00:29:02,878 --> 00:29:03,958
قبلا در یک کتاب

470
00:29:04,038 --> 00:29:06,678
این رو خوندم؛

471
00:29:08,158 --> 00:29:09,598
"زمین و آسمان عاری از رحم هستند"

472
00:29:09,998 --> 00:29:11,798
"و با مردم مثل سگ‌های پوشالی برخورد می‌کنند"

473
00:29:12,438 --> 00:29:13,358
چند ماه پیش

474
00:29:13,358 --> 00:29:15,198
شاهد درد و رنج مردم
بعد از هرج و مرج تو شهر هوا

475
00:29:15,398 --> 00:29:17,318
. که عموی سومم به سمت دادرسی رسید، بودم

476
00:29:17,558 --> 00:29:18,878
بنابراین، فکر میکنم

477
00:29:19,038 --> 00:29:21,038
دلیلش اینکه که بهشت و زمین بی رحمن

478
00:29:21,278 --> 00:29:22,758
و با بی تفاوتی با ظلم‌های جهان برخورد میکنن

479
00:29:22,918 --> 00:29:24,478
پس، حالا که ما به عنوان انسان متولد شدیم

480
00:29:24,478 --> 00:29:25,958
باید انسانیت و خیرخواهی رو سرمشق قرار بدیم

481
00:29:25,958 --> 00:29:27,438
.و به همنوعان خودمون کمک کنیم

482
00:29:27,758 --> 00:29:29,798
اگه فقط بخاطر غرور خودمون

483
00:29:29,958 --> 00:29:31,398
ضجه و درد مردم رو نادیده بگیریم

484
00:29:31,718 --> 00:29:34,198
این رفتار درخور حیواناته

485
00:29:40,318 --> 00:29:43,358
میدونی این سخن کدوم عالم ئه؟

486
00:29:48,598 --> 00:29:49,958
کنفوسیوس از عدالت

487
00:29:50,238 --> 00:29:51,478
و منسیوس از درستکاری و ازخودگذشتگی
 سخن میگه

488
00:29:51,878 --> 00:29:54,118
از نظر شونزی همه انسان‌ها ذات پلیدی دارن

489
00:29:54,478 --> 00:29:56,158
بنابراین این سخن

490
00:29:56,158 --> 00:29:57,518
.مال اونا نیست

491
00:29:58,198 --> 00:29:59,558
حقوق دانان در مورد مزایا و معایب سخن گفتن

492
00:29:59,558 --> 00:30:00,798
درحالیکه مکتب منطق موهیسم از عشق جهانی گفتن

493
00:30:00,798 --> 00:30:01,638
پیشینیان فقط

494
00:30:01,798 --> 00:30:03,758
به منافع دنیوی اهمیت میدادن

495
00:30:04,038 --> 00:30:05,958
و رحیم بودن یا نبودن دنیا براشون اهمیت نداشت

496
00:30:06,238 --> 00:30:06,958
و نسل بعدتر

497
00:30:07,398 --> 00:30:09,038
فکر میکردن دنیا زیادی رحیمه

498
00:30:09,478 --> 00:30:10,718
پس بر این اساس

499
00:30:10,718 --> 00:30:12,318
مردم باید بیشتر بهم دیگه عشق بورزن

500
00:30:12,598 --> 00:30:13,638
پس مطمئنا

501
00:30:14,238 --> 00:30:16,238
.این سخن اونا هم نیست

502
00:30:16,678 --> 00:30:19,478
آخرین نفری که میمونه
تائوئیست دائو ده جینگه

503
00:30:20,598 --> 00:30:22,078
...پس مطمئنا این سخن مال

504
00:30:23,078 --> 00:30:24,438
.لائو زی ئه
<font color="#ffff80">(اولین فیلسوف مشهور چینی در زمان سلسله چو)</font>

505
00:30:24,758 --> 00:30:26,358
چرا فکر می‌کنی سخن مال ژوانگ زی نیست؟

506
00:30:28,118 --> 00:30:30,198
چون طومارهای ژوانگ زی که مادرم داده بخونم

507
00:30:30,198 --> 00:30:31,238
رو حتی نگاه هم نکردم

508
00:30:32,678 --> 00:30:34,238
واسه همین نمی‌دونم توش چی نوشته شده

509
00:30:35,918 --> 00:30:37,438
حدست درست بود

510
00:30:37,838 --> 00:30:39,318
اما منظور غلطی رو فهمیدی

511
00:30:40,078 --> 00:30:41,278
"زمین و آسمان عاری از رحم هستند"

512
00:30:41,478 --> 00:30:42,998
"و با مردم مثل سگ‌های پوشالی برخورد می‌کنند"

513
00:30:43,198 --> 00:30:45,198
به این معنا نیست که با موجودات زنده

514
00:30:45,198 --> 00:30:46,598
مثل سگ های پوشالیِ یکبار مصرف
 با بی رحمی رفتار میشه

515
00:30:47,398 --> 00:30:48,478
بلکه یعنی

516
00:30:48,678 --> 00:30:51,638
آسمان و زمین با همه موجودات زنده
 یکسان برخورد میکنن

517
00:30:51,838 --> 00:30:53,998
و باید بذاریم همه چیز روند طبیعی خودشو طی کنه

518
00:30:55,638 --> 00:30:57,878
!پس معنیش این بود

519
00:30:57,878 --> 00:30:58,678
...آره

520
00:30:58,678 --> 00:30:59,518
جناب چنگ

521
00:31:00,918 --> 00:31:01,718
عالی بود

522
00:31:02,038 --> 00:31:02,838
دخترت رو

523
00:31:03,118 --> 00:31:04,398
.خیلی خوب تربیت کردی

524
00:31:05,798 --> 00:31:06,958
خجالتم میدین

525
00:31:07,398 --> 00:31:08,998
همش به لطف آموزشهای همسرمه

526
00:31:13,678 --> 00:31:14,478
اعلیحضرت

527
00:31:15,078 --> 00:31:16,558
ما سالها در میدون جنگ مشغول جنگیدن

528
00:31:16,558 --> 00:31:18,118
و از خونه دور بودیم

529
00:31:18,718 --> 00:31:20,998
برای همین من و ژنرال نتونستیم
 خوب دخترمون رو تربیت کنیم

530
00:31:21,718 --> 00:31:23,918
امیدوارم موجب خنده نشده باشیم

531
00:31:26,118 --> 00:31:26,998
شائوشانگ

532
00:31:27,518 --> 00:31:30,718
،پدر و مادرت بخاطر کشور
 علم‌آموزی تو رو به تعویق انداختن

533
00:31:30,958 --> 00:31:33,038
میبینم که خیلی باهوشی

534
00:31:33,798 --> 00:31:35,518
ژنرال چنگ و خانوم چنگ

535
00:31:35,638 --> 00:31:37,398
لازمه فقط تلاش کمی بکنن

536
00:31:37,718 --> 00:31:39,158
.تا به بهترین شکل پرورشت بدن

537
00:31:42,158 --> 00:31:43,758
بابت تعریفتون متشکرم ملکه

538
00:31:46,278 --> 00:31:48,118
ملکه، هزار ماشاالله خیلی خوشگلی

539
00:31:53,078 --> 00:31:54,518
نیائو نیائو، انقدر بی پرده حرف نزن

540
00:31:56,598 --> 00:31:57,838
حالا من می‌خوام ازت بپرسم

541
00:31:58,398 --> 00:32:00,598
فکر می‌کنی مادرت خوشگل تره

542
00:32:00,958 --> 00:32:02,358
یا ملکه؟

543
00:32:06,118 --> 00:32:07,158
ملکه خوشگل تره

544
00:32:13,598 --> 00:32:14,398
اعلیحضرت

545
00:32:15,678 --> 00:32:17,078
دخترم از قوانین اطلاعی نداره

546
00:32:17,398 --> 00:32:19,718
تو دیدار اول با ملکه، به ایشون اهانت کرد

547
00:32:20,358 --> 00:32:21,678
اعلیحضرت، لطفا عفو کنین

548
00:32:22,438 --> 00:32:23,478
ملکه، لطفا عفو کنین

549
00:32:23,838 --> 00:32:24,918
عیب نداره

550
00:32:25,198 --> 00:32:26,558
...فکر میکنم این بچه

551
00:32:27,678 --> 00:32:29,278
.خیلی رو راسته

552
00:32:29,838 --> 00:32:31,158
!بچه جالبیه

553
00:32:35,238 --> 00:32:35,998
راستی

554
00:32:36,158 --> 00:32:38,358
صبح زود حکم سلطنتی رو دریافت کردین

555
00:32:38,798 --> 00:32:40,598
حتما هنوز صبحونه میل نکردین

556
00:32:43,038 --> 00:32:44,598
پدر و مادرم صبحونه نخوردن

557
00:32:45,678 --> 00:32:46,718
ولی من خوردم

558
00:32:47,598 --> 00:32:49,318
تو ارابه یک نون شیرین خوردم

559
00:32:49,518 --> 00:32:50,838
ولی الان بازم گشنمه

560
00:32:50,998 --> 00:32:52,198
پس نون شیرین خوردی؟

561
00:32:52,478 --> 00:32:53,798
خوبه

562
00:32:54,118 --> 00:32:55,958
پس خانوادگی بمونین

563
00:32:55,958 --> 00:32:57,998
تا باهم ناهار بخوریم

564
00:32:58,078 --> 00:32:58,878
چطوره؟

565
00:33:00,878 --> 00:33:01,758
بنظرم خوبه

566
00:33:01,878 --> 00:33:02,878
بنظرت خوبه؟

567
00:33:04,478 --> 00:33:05,518
!به به

568
00:33:09,558 --> 00:33:12,678
اعلیحضرت، ژنرال وان وارد قصر شدن

569
00:33:12,758 --> 00:33:14,558
هم‌اکنون تو تالار چونگده متتظرن

570
00:33:14,558 --> 00:33:15,358
!عمو وان

571
00:33:15,518 --> 00:33:16,278
بسیار خوب

572
00:33:16,518 --> 00:33:17,518
الان میرم اونجا

573
00:33:17,878 --> 00:33:18,838
جناب چنگ، خانوم‌ چنگ

574
00:33:19,078 --> 00:33:21,758
تو صحبت کردن با ژنرال وان باهام همراه بشین

575
00:33:22,358 --> 00:33:23,038
چشم

576
00:33:23,038 --> 00:33:23,918
ژای آئو

577
00:33:23,918 --> 00:33:25,518
بانو چنگ رو

578
00:33:25,638 --> 00:33:28,158
برای استراحت به سالن کناری کاخ چانگ چیو ببر

579
00:33:28,358 --> 00:33:31,158
یکم دیگه خانوادگی ناهار میخوریم

580
00:33:59,678 --> 00:34:01,838
میرم تا برای تعویض لباس به ملکه کمک کنم

581
00:34:02,278 --> 00:34:03,838
بانو چنگ، کمی اینجا بشینین

582
00:34:38,478 --> 00:34:40,398
!واقعا از نارون قرمز ساخته شده

583
00:34:41,038 --> 00:34:42,198
خیلی با صرفه است

584
00:34:56,198 --> 00:34:58,278
بلندی این سالن بیشتر از ده متره

585
00:34:59,038 --> 00:35:00,678
اما دو نفر میتونن راحت ستون رو بغل کنن

586
00:35:01,198 --> 00:35:04,078
که نشون میده برای استوار موندن
‌.تنها به ستون ها و تیرها تکیه نمیکنه

587
00:35:05,398 --> 00:35:08,278
این با خونه های مردم عادی فرق داره

588
00:35:08,878 --> 00:35:11,008
نمی‌دونم با چه ترفند شگفت انگیزی ساختنش

589
00:35:16,198 --> 00:35:16,998
!مادر ملکه

590
00:35:17,238 --> 00:35:18,958
شاهدخت پنجم، ملکه دارن لباس عوض میکنن

591
00:35:19,198 --> 00:35:20,358
!شاهدخت پنجم! شاهدخت پنجم

592
00:35:20,358 --> 00:35:21,158
!مادر ملکه

593
00:35:22,038 --> 00:35:24,558
اونا گفتن درمورد موضوع مهمی
با پدر امپراتور حرف میزنی

594
00:35:25,678 --> 00:35:27,638
و نداشتن بیام داخل

595
00:35:28,518 --> 00:35:30,438
پدرت باید به مسائل مهمی رسیدگی کنه

596
00:35:30,638 --> 00:35:32,078
چرا باید بهت دروغ بگم؟

597
00:35:32,918 --> 00:35:35,598
به عنوان شاهدختی که در خاندان سلطنتی متولد شده

598
00:35:35,878 --> 00:35:37,318
با قوانین قصر آشنایی

599
00:35:37,758 --> 00:35:39,638
چطور میتونی با داد و هوار وارد قصر بشی؟

600
00:35:39,958 --> 00:35:41,518
اگه پدرت صداتو می‌شنید

601
00:35:41,998 --> 00:35:43,558
باز مجازاتت میکرد

602
00:35:43,558 --> 00:35:45,198
پدر تبعیض قائل میشه

603
00:35:45,518 --> 00:35:46,838
به عنوان یک شاهدخت

604
00:35:46,838 --> 00:35:48,878
آزادی کمتری از دخترهای معمولی دارم

605
00:35:49,958 --> 00:35:51,998
در ناز و نعمت و خانواده ای ثروتمند به دنیا اومدی

606
00:35:52,318 --> 00:35:54,318
پدرت هیچوقت باهات بدرفتار نبوده

607
00:35:54,438 --> 00:35:56,798
مگه تو ناز و نعمت بودن یک نوع بدرفتاری نیست؟

608
00:35:57,318 --> 00:35:59,118
کمبود پوشاک نداری

609
00:35:59,478 --> 00:36:01,438
ولی چرا کل روز اخمویی و حالت گرفته است؟

610
00:36:02,078 --> 00:36:03,878
دلیلش اینه که از نظر پدر

611
00:36:03,878 --> 00:36:05,878
.فقط یوئه هنگ و بچه‌هاش مهمن

612
00:36:06,078 --> 00:36:07,758
کیه که ندونه

613
00:36:07,758 --> 00:36:09,318
یوئه هنگ ملکه ی حقیقیه؟

614
00:36:09,398 --> 00:36:10,238
! گستاخ

615
00:36:36,478 --> 00:36:38,118
این حرفا باعث نفاق میشن

616
00:36:38,278 --> 00:36:40,318
کی جلوت اینا رو گفته؟

617
00:36:42,998 --> 00:36:44,758
مشاورهای عمارتم

618
00:36:45,118 --> 00:36:47,638
اونا همیشه برای آینده‌ام برنامه ریختن
هیچوقت سعی نکردن تخم نفاق بکارن

619
00:36:47,638 --> 00:36:48,918
تو یک زنی

620
00:36:48,998 --> 00:36:50,758
لازم نیست تو امور کشوری دخالت کنی

621
00:36:50,838 --> 00:36:52,038
چه نیازی به مشاور داری؟

622
00:36:52,518 --> 00:36:54,198
به زودی با خاندان یوئه وصلت می‌کنی

623
00:36:54,198 --> 00:36:56,118
بااینحال این مردها رو کنارت نگه داشتی

624
00:36:56,438 --> 00:36:59,518
شوهر آینده‌ات، مارکیز جوان یوئه، چه فکری میکنه؟

625
00:36:59,678 --> 00:37:02,078
دقیقا بخاطر همین قضیه اومدم

626
00:37:02,238 --> 00:37:03,598
نمیخوام با اون خاندان وصلت کنم

627
00:37:04,118 --> 00:37:06,478
اصلا نمیخوام‌ پسرِ مارکیز یوئه ازدواج کنم

628
00:37:06,598 --> 00:37:08,918
برادر زاده ی یوئه هنگ بدرد لای جرز دیوار میخوره

629
00:37:08,918 --> 00:37:10,798
حتی از شوهرِ شاهدخت سوم هم بدتره

630
00:37:10,998 --> 00:37:12,798
چرا ما پسران خاندان شوانِ شما
که بااستعداد و تحصیل کرده اند

631
00:37:12,798 --> 00:37:13,958
رو برای ازدواج اتحادی ارائه میدیم

632
00:37:13,958 --> 00:37:16,198
ولی خاندان یوئه میخواد اون تفاله رو بندازه به من؟

633
00:37:16,358 --> 00:37:17,758
مشخصه به من صدمه می‌زنن

634
00:37:17,758 --> 00:37:19,278
و شما رو تحقیر می‌کنن

635
00:37:19,278 --> 00:37:20,118
!مسخره بازیا چیه

636
00:37:26,158 --> 00:37:28,358
شاهدخت سوم قبلا عاشق زی شنگ بود

637
00:37:28,638 --> 00:37:30,238
اما بعد از اینکه پدرت بهش یک ازدواج اعطا کرد

638
00:37:30,238 --> 00:37:32,398
با کمال میل با خاندان شوان ازدواج کرد

639
00:37:32,558 --> 00:37:33,878
تو چرا باید مستثنی باشی؟

640
00:37:38,478 --> 00:37:40,478
چون لینگ زی شنگ اصلا بهش علاقه نداشت

641
00:37:40,878 --> 00:37:43,718
و پسران خاندان شوانِ ما
چیزی از لینگ بویی کم ندارن

642
00:37:43,718 --> 00:37:44,838
چاره ای جز ازدواج کردن نداشت

643
00:37:45,318 --> 00:37:47,518
اگه با اون مردک تفاله چشم چرون
از خاندان یوئه ازدواج کنم

644
00:37:47,878 --> 00:37:49,198
شاهدخت سوم بهم میخنده

645
00:37:52,438 --> 00:37:53,718
مادر، ندیدین که

646
00:37:53,918 --> 00:37:54,798
شاهدخت پنجم چطور دستپاچه و گریون

647
00:37:54,798 --> 00:37:56,838
وارد کاخ چانگ چیو ی ملکه شد

648
00:37:57,158 --> 00:37:58,598
!از خنده تیکه پاره شدم

649
00:37:59,158 --> 00:37:59,798
انگاری

650
00:37:59,798 --> 00:38:00,998
پدر عزمش رو جزم کرده

651
00:38:00,998 --> 00:38:02,758
تا اون رو به خاندان دایی‌ام شوهر بده

652
00:38:03,318 --> 00:38:04,198
واقعا باورم نمیشه

653
00:38:04,358 --> 00:38:05,318
نکبت خانوم از خداشم باشه

654
00:38:05,838 --> 00:38:08,118
یک عروس گستاخ و بی ادب گیر دایی میاد

655
00:38:08,238 --> 00:38:09,838
بنده خدا داییم ضرر می‌کنه

656
00:38:12,278 --> 00:38:14,198
پسر دایی‌ات خیلی زن بازه

657
00:38:14,558 --> 00:38:15,598
تعجب نداره که

658
00:38:15,958 --> 00:38:17,798
شاهدخت پنجم نمیخواد زنش بشه

659
00:38:18,118 --> 00:38:19,118
چرا؟

660
00:38:20,158 --> 00:38:21,998
من درگذشته زی شنگ رو دوست داشتم

661
00:38:22,158 --> 00:38:24,318
پدر مجبورم کرد با خاندان شوان وصلت کنم

662
00:38:24,318 --> 00:38:25,798
مگه منم با چشم گریون ازدواج نکردم؟

663
00:38:26,358 --> 00:38:27,438
هردو مون شاهدختیم

664
00:38:27,598 --> 00:38:28,558
پس باید یک شکل ازدواج کنیم

665
00:38:28,678 --> 00:38:30,238
نمیتونه به خواست خودش ازدواج رو رد کنه

666
00:38:31,598 --> 00:38:33,878
بنظرم کمتر رویا پردازی کن

667
00:38:34,278 --> 00:38:37,078
اگه زی شنگ آدم پلید و مارموزی
مثل تو رو دوست داشت

668
00:38:37,638 --> 00:38:40,198
لازم بود پدرت اینهمه سال نگران ازدواجش باشه؟

669
00:38:40,678 --> 00:38:42,318
میترسم بانوان واجد شرایط ازدواج با اون

670
00:38:42,398 --> 00:38:44,518
کل پایتخت رو محاصره کرده باشن

671
00:38:44,638 --> 00:38:45,678
!مادر

672
00:38:46,238 --> 00:38:48,238
چطور میتونی دختر خودتو بکوبی؟

673
00:38:49,158 --> 00:38:50,118
قبول نداری؟

674
00:38:53,118 --> 00:38:56,198
شوهرت از خاندان شوان
خدمات شایسته ای انجام داده

675
00:38:56,318 --> 00:38:57,518
نه تنها خاندان باآبرو ای داره

676
00:38:57,518 --> 00:38:59,398
بلکه خودشم درستکاره

677
00:38:59,878 --> 00:39:01,438
درمورد پسردایی‌ات فکر کن

678
00:39:01,758 --> 00:39:04,198
کل روز تو فاحشه خونه ها پلاسه

679
00:39:04,638 --> 00:39:06,198
کدوم دختری حاضر میشه باهاش ازدواج کنه؟

680
00:39:06,758 --> 00:39:08,958
اگه میشد شوهرت رو با شوهر شاهدخت پنجم عوض کنی

681
00:39:09,198 --> 00:39:10,198
انجامش می‌دادی؟

682
00:39:10,598 --> 00:39:12,518
خب شاهدخت پنجم بی شمار مشاور تو عمارتش داره

683
00:39:12,918 --> 00:39:14,558
کل روز با اونا وقت میگذرونه

684
00:39:14,678 --> 00:39:16,238
تظاهر می‌کنه درمورد امور کشوری بحث میکنن

685
00:39:16,518 --> 00:39:18,878
خدا می‌دونه اون پشت چه غلطی میکنن

686
00:39:19,278 --> 00:39:20,478
شاهدخت پنجم حاضر نیست باهاش ازدواج کنه

687
00:39:21,078 --> 00:39:22,878
چون خاندان یوئه رو حقیر میشماره

688
00:39:23,038 --> 00:39:24,838
کمتر نفت رو آتیش بریز

689
00:39:26,158 --> 00:39:28,158
از بچگی تو خونه دایی‌ات بزرگ شدی

690
00:39:28,527 --> 00:39:30,487
مطمئنم درمورد کینه‌ بین خاندان یوئه

691
00:39:30,487 --> 00:39:32,807
و قصر چانگ چیو خیلی چیزا بهت گفته

692
00:39:34,367 --> 00:39:35,967
بذار امروز واست روشن کنم

693
00:39:36,407 --> 00:39:37,327
تو زندگیم

694
00:39:38,167 --> 00:39:40,087
فقط دنبال آرامشم

695
00:39:40,447 --> 00:39:42,807
این چیزای مسخره و چرندیات رو واسه خودتون نگه دارین

696
00:39:42,807 --> 00:39:44,647
منو دردسر نندازین

697
00:39:45,407 --> 00:39:46,247
وگرنه

698
00:39:46,567 --> 00:39:48,007
من پشتتون نیستم

699
00:39:50,007 --> 00:39:51,207
داره دیر میشه

700
00:39:51,967 --> 00:39:53,087
تو ضیافت خانوادگی شرکت کن

701
00:39:53,847 --> 00:39:54,847
مادر، شما نمیاین؟

702
00:39:56,287 --> 00:39:58,367
از ضیافت های حوصله سربر اونطوری
بیشتر از هرچیزی متنفرم

703
00:39:58,727 --> 00:40:00,247
همه که باهم صمیمی نیستن

704
00:40:00,647 --> 00:40:02,527
چرا باید تظاهر به خوشحالی کنم؟

705
00:40:02,527 --> 00:40:04,647
میخوای دست بالاتر رو بدی دست قصر چانگ چیو؟

706
00:40:06,087 --> 00:40:09,407
مال هرکس میخواد باشه، واسه من فاقد اهمیته

707
00:40:10,007 --> 00:40:10,807
ناراحتی؟

708
00:40:11,607 --> 00:40:12,527
!ناراحتم

709
00:40:13,047 --> 00:40:15,167
اگه میگن زن و مرد باید تو سن ازدواج
ازدواج کنن

710
00:40:15,247 --> 00:40:17,207
خب زی شنگ هم هنوز ازدواج نکرده

711
00:40:17,447 --> 00:40:19,567
چرا پدر ولش کرده تا آزاد باشه؟

712
00:40:20,127 --> 00:40:22,367
پدر اونو از بچه های خودشم بیشتر لوس کرده

713
00:40:22,527 --> 00:40:23,767
نکنه لینگ بویی

714
00:40:23,847 --> 00:40:25,887
پسر واقعیشه که اون بیرون سرگردون بوده؟

715
00:40:25,887 --> 00:40:26,647
!تو

716
00:40:29,047 --> 00:40:30,927
چطور میتونی اینجوری پدرت رو تحقیر کنی؟

717
00:40:32,487 --> 00:40:34,607
زی شنگ خواهر زاده ی ژنرال هو مرحومه

718
00:40:34,847 --> 00:40:36,527
تنها بازمانده از خاندان هو ئه

719
00:40:36,727 --> 00:40:37,607
...اون سال

720
00:40:37,607 --> 00:40:40,287
برای نجات کشور کل خاندان هه شهید شد

721
00:40:40,447 --> 00:40:42,807
پدرتم از اون زمان بابتش عذاب وجدان داره

722
00:40:44,047 --> 00:40:46,487
چطور میتونی از این کلمات سرد استفاده کنی؟

723
00:40:46,767 --> 00:40:49,487
هو چونگ فقط دایی ِ لینگ زی شنگ بود

724
00:40:49,727 --> 00:40:50,927
هرچقدر هم که آدم مرده باشن

725
00:40:50,927 --> 00:40:52,647
همشون طایفه مادریش بودن

726
00:40:53,447 --> 00:40:55,927
والا پدر و مادر خودش که زنده‌اند

727
00:40:56,127 --> 00:40:58,567
اون اخلاق عجیب و غریبی داره
و باهاشون صمیمی نیست

728
00:40:58,567 --> 00:40:59,607
اونوقت با پر رویی اومده اینجا

729
00:40:59,607 --> 00:41:01,127
و پدر و مادر منو دزدیده

730
00:41:01,127 --> 00:41:01,847
چیش منطقیه؟

731
00:41:01,847 --> 00:41:02,607
!خفه شو

732
00:41:03,487 --> 00:41:04,807
...اگه همینطور مزخرف بگی

733
00:41:05,287 --> 00:41:06,727
!مجازاتت میکنم

734
00:41:09,287 --> 00:41:10,807
پس مجازاتم کن

735
00:41:11,007 --> 00:41:12,807
می‌دونم بخاطر نافرمان بودن ازم ناراضی اید

736
00:41:13,047 --> 00:41:15,327
اما منم می‌خوام کاری رو بکنم که مردها میکنن

737
00:41:15,327 --> 00:41:17,247
تو دربار امپراتوری باایستم و
در تصمیمات کشور سهیم باشم

738
00:41:17,407 --> 00:41:19,007
می‌خوام یک بانوی متفاوت و خوب باشم

739
00:41:19,407 --> 00:41:21,687
!هرچیم بشه، با خاندان یوئه وصلت نمیکنم

740
00:41:21,967 --> 00:41:24,007
وقتی حتی نتونم درمورد ازدواجم تصمیم بگیرم

741
00:41:24,247 --> 00:41:25,407
!ترجیح میدم بمیرم راحت شم

742
00:41:25,567 --> 00:41:26,167
!تو

743
00:41:28,847 --> 00:41:30,087
مادر، کجا میری؟

744
00:41:30,087 --> 00:41:31,687
...حرفم هنوز تموم نشده، مادر

745
00:41:38,167 --> 00:41:39,047
!مادر

746
00:41:50,167 --> 00:41:52,207
خدمتکار دون پایه
 چطور جرات می‌کنی فالگوش وایستی؟

747
00:41:52,367 --> 00:41:53,527
فالگوش واینستادم

748
00:41:53,847 --> 00:41:55,207
شماها صداتون خیلی بلند بود

749
00:41:55,207 --> 00:41:56,687
نمی‌خواستمم مجبور بودم بشنوم

750
00:41:56,687 --> 00:41:57,487
!گستاخ

751
00:41:57,687 --> 00:41:59,567
چطور جرات می‌کنی تو قصر چانگ چیو
گستاخانه رفتار کنی؟

752
00:41:59,567 --> 00:42:00,407
!نگهبانا

753
00:42:02,687 --> 00:42:04,207
این خدمتکار پستی که احترام به مرشد رو بلد نیست

754
00:42:04,207 --> 00:42:05,247
!بندازین بیرون و مجازات کنین

755
00:42:05,247 --> 00:42:06,247
چشم

756
00:42:06,767 --> 00:42:07,807
شاهدخت پنجم، ازش بگذرین

757
00:42:13,367 --> 00:42:14,207
شاهدخت پنجم

758
00:42:14,847 --> 00:42:17,287
اون بانو چنگ از عمارت مارکیز چولینگه

759
00:42:17,447 --> 00:42:18,647
اولین باره که به قصر میاد

760
00:42:18,647 --> 00:42:20,007
بنابراین با قوانین قصر آشنا نیست

761
00:42:20,167 --> 00:42:22,087
ژنرال چنگ یک ژنرال نظامیه

762
00:42:22,647 --> 00:42:24,687
و تو شهر گو دستاوردهای بزرگی داشته

763
00:42:25,047 --> 00:42:26,647
بنابراین اعلیحضرت ایشون رو
به "مارکیز چولینگ" ارتقا مقام داده

764
00:42:27,407 --> 00:42:29,967
اعلیحضرت همیشه میگن که باید
 با خاندان مقامات وفادار مهربون باشیم

765
00:42:30,167 --> 00:42:31,247
شاهدخت پنجم، امیدوارم

766
00:42:31,447 --> 00:42:33,087
<font color="#e4a205">(لو جی تونگ)</font>
از بانو چنگ عصبانی نشین

767
00:42:35,927 --> 00:42:37,847
پس تو دختر یک خاندان نظامی هستی

768
00:42:38,007 --> 00:42:40,367
تعجب نداره که بی‌ادبی و قوانین رو بلد نیستی

769
00:42:40,487 --> 00:42:41,647
حالا که انقدر بی شرمی که

770
00:42:41,647 --> 00:42:43,567
جسارت کردی تو قصر چانگ چیو گستاخانه رفتار کنی

771
00:42:43,727 --> 00:42:45,087
فردا به پدر امپراتور گزارش میدم

772
00:42:45,087 --> 00:42:46,247
!تا مجازاتت کنه، خدمتکار پست

773
00:42:46,687 --> 00:42:47,327
نه

774
00:42:47,327 --> 00:42:48,927
میگم پدر و مادرتم باهات مجازات کنه

775
00:42:48,927 --> 00:42:50,047
دستاوردهای نظامی تون توقیف میشه

776
00:42:50,047 --> 00:42:51,607
و همتون رو از پایتخت اخراج میکنم

777
00:42:51,887 --> 00:42:53,127
شاهدخت پنجم، خونسرد باشین

778
00:42:53,487 --> 00:42:55,327
نیاز نیست سطحتون رو تا این دختر بیارین پایین

779
00:42:55,887 --> 00:42:57,207
اعلیحضرت دستور دادن

780
00:42:57,207 --> 00:42:59,007
بانو چنگ رو برای شرکت در ضیافت خانوادگی ببرم

781
00:42:59,127 --> 00:43:00,847
اگه هنوز عصبانی هستین

782
00:43:01,047 --> 00:43:02,327
میتونین چندتا فحش دیگه بهش بدین

783
00:43:02,727 --> 00:43:03,567
ولی

784
00:43:03,807 --> 00:43:05,007
میترسم اگه دیر کنیم

785
00:43:05,927 --> 00:43:07,487
.اعلیحضرت سرزنش‌مون کنن

786
00:43:08,967 --> 00:43:10,447
با پدرم منو تحت فشار نذار

787
00:43:17,167 --> 00:43:18,327
اینبار خوش اقبال بودی

788
00:43:18,647 --> 00:43:19,807
اگه بخاطر ضیافت خانوادگی نبود

789
00:43:20,087 --> 00:43:21,407
نمیذاشتم قسر در بری

790
00:43:22,367 --> 00:43:24,407
بهتره در طول ضیافت درست رفتار کنی

791
00:43:25,127 --> 00:43:26,487
نذار ازت آتو بگیرم

792
00:43:27,087 --> 00:43:27,887
وگرنه

793
00:43:28,367 --> 00:43:29,567
کاری میکنم

794
00:43:29,807 --> 00:43:31,167
کل خاندان چنگ باهات مجازات شن

795
00:43:31,226 --> 00:44:05,560
<font color=#d26900>تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند </font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

796
00:44:05,560 --> 00:44:12,599
<font color=#ffc2a6>♪ فانوس دریایی برف سپید را پخش زمین کرده است ♪</font>

797
00:44:14,400 --> 00:44:17,961
<font color=#ffc2a6>♪ زخم هایی که از گذشته برجا مانده اند را ♪</font>

798
00:44:17,961 --> 00:44:22,076
<font color=#ffc2a6>♪ با عطوفت نوازش کرده ام ♪</font>

799
00:44:23,160 --> 00:44:30,480
<font color=#ffc2a6>♪ پشتت به نور است و کهکشان در چشمانت ♪</font>

800
00:44:31,919 --> 00:44:35,393
<font color=#ffc2a6>♪ آهنگی نجوا می کنم ♪</font>

801
00:44:35,393 --> 00:44:39,399
<font color=#ffc2a6>♪ ماه و خورشید نیز آن را زمزمه می کنند ♪</font>

802
00:44:40,040 --> 00:44:43,799
<font color=#ffc2a6>♪ نوری که میان ابروهای توست ♪</font>

803
00:44:44,400 --> 00:44:48,279
<font color=#ffc2a6>♪ توسط این روزگارِ دنیوی خاموش و از نو احیا شد ♪</font>

804
00:44:49,060 --> 00:44:56,400
<font color=#ffc2a6>♪ فلک، کوهستان و اقیانوس را برای چه کسی بهم زنم؟ ♪</font>

805
00:44:58,400 --> 00:45:02,379
<font color=#ffc2a6>♪ هنگامی که در دریای آبی چشم می گشودم ♪</font>

806
00:45:02,379 --> 00:45:06,621
<font color=#ffc2a6> لوح های یادبود سنگی ♪
 ♪ همچو رشته کوه صف کشیده بودند</font>

807
00:45:06,960 --> 00:45:11,278
<font color=#ffc2a6>♪ زیر فانوس، نکوهش ها به سمتم حجوم می آوردند ♪</font>

808
00:45:11,308 --> 00:45:15,537
<font color=#ffc2a6>♪ درِ باریک نمیتوانست احساساتم را در خود نگه دارد ♪</font>

809
00:45:15,999 --> 00:45:20,095
<font color=#ffc2a6>♪ همانطور که رویای آینده را میبینیم ♪</font>

810
00:45:20,095 --> 00:45:24,412
<font color=#ffc2a6> درمورد پستی ها و بلندی های ♪
 ♪ این زندگی فانی هم صحبت میشویم </font>

811
00:45:24,680 --> 00:45:28,359
<font color=#ffc2a6>♪ من و توی فانی در آینده ♪</font>

812
00:45:28,719 --> 00:45:39,579
<font color=#ffc2a6> با خلوص و شرافتمان ♪
 ♪ به دریای ستارگان روشنایی خواهیم بخشید </font>

813
00:45:41,919 --> 00:45:48,220
<font color=#ffc2a6>♪ خلوص و شرافت ما ♪</font>

814
00:45:48,243 --> 00:45:53,407
<font color=#d26900>تیم ترجمه ی کـره فـا تقدیم می کند </font>
<font color=#ff8000>« KoreFa.ir »
</font><font color=#ffac59>≡ مترجم : Tarry ≡</font>

